JAI NewsRoom مدیریت

تجربه خبرنگار در عصر هوش مصنوعی

20 مرداد 1405 | 11:05 •جامعه
تجربه خبرنگار در عصر هوش مصنوعی

هفدهم مرداد امسال نیز با پیام‌های تبریک روز خبرنگار، روایت دشواری‌های این حرفه و تاکید دوباره بر اهمیت دقت، مسئولیت و آزادی روزنامه‌نگاری گذشت. بااین‌حال، در میان سخنانی که درباره خبرنگاران گفته می‌شود، یک پرسش کمتر شنیده می‌شود: خبرنگار برای انجام کار روزانه خود چه تجربه‌ای دارد؟

خبرنگاری فقط محصول نهایی نیست که روی کاغذ، وب‌سایت یا شبکه‌های اجتماعی دیده می‌شود. پشت هر خبر، مجموعه‌ای از جست‌وجوها، تماس‌ها، فایل‌های صوتی، اسناد، پیام‌ها، ویرایش‌ها و تصمیم‌های پی‌درپی قرار دارد. خبرنگار باید منبع را پیدا کند، اعتبار اطلاعات را بسنجد، روایت‌های متعارض را کنار یکدیگر بگذارد، زمینه رویداد را بشناسد و در نهایت مسئولیت چیزی را بپذیرد که با نام خودش یا رسانه منتشر می‌شود.

امروز بخش بزرگی از این مسیر در محیطی دیجیتال طی می‌شود؛ محیطی که می‌توان آن را «تحریریه آنلاین» نامید. منظور از تحریریه آنلاین فقط اتاقی نیست که اعضای یک رسانه در آن کار می‌کنند و با خود تیم تحریریه نیز یکسان نیست. این اصطلاح به مجموعه سامانه‌ها، ابزارها و فرایندهای دیجیتالی اشاره دارد که خبرنگار از لحظه کشف سوژه تا تولید، ویرایش، تأیید، انتشار و بازنشر محتوا با آن‌ها سروکار دارد: سامانه مدیریت محتوای رسانه، آرشیو، پیام‌رسان‌ها، سرویس‌های ذخیره‌سازی، ابزارهای جست‌وجو و تحلیل داده و اکنون ابزارهای هوش مصنوعی.

کیفیت این محیط دیجیتال، تنها مسئله‌ای فنی نیست. ابزارها و فرایندها تعیین می‌کنند خبرنگار چه چیزی را ببیند، چه اطلاعاتی در دسترس او باشد، چقدر میان سامانه‌های مختلف جابه‌جا شود و چه زمانی برای تحقیق و راستی‌آزمایی باقی بماند.

مسئله‌ای قدیمی با مقیاسی تازه

رقابت بر سر سرعت، مسئله تازه‌ای در روزنامه‌نگاری نیست. رسانه‌ها بسیار پیش از ظهور اینترنت و هوش مصنوعی برای انتشار سریع‌تر خبر و پیشی‌گرفتن از رقبای خود تلاش می‌کردند. تلگراف، رادیو، تلویزیون، خبرگزاری‌های شبانه‌روزی، وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی هرکدام در دوره خود فاصله میان وقوع و انتشار یک رویداد را کوتاه‌تر کرده‌اند.

راستی‌آزمایی نیز با ورود هوش مصنوعی به وجود نیامده است. سنجش اعتبار منبع، بررسی ادعاها و مقاومت در برابر فشار انتشار، از مسئولیت‌های قدیمی روزنامه‌نگاری‌اند. هوش مصنوعی این تعارض را ایجاد نکرده؛ اما می‌تواند مقیاس و سرعت آن را تغییر دهد.

سامانه‌ای که در چند ثانیه متن، عنوان، تصویر و خلاصه تولید می‌کند، ظرفیت انتشار را افزایش می‌دهد. بااین‌حال، افزایش سرعت تولید محتوا الزاماً به معنای افزایش سرعت تولید روزنامه‌نگاری نیست. روزنامه‌نگاری فقط نوشتن متن نیست؛ بخشی از آن به تحقیق، گفت‌وگو، شناخت زمینه، حفاظت از منبع، تشخیص اهمیت عمومی یک رویداد و پذیرش مسئولیت پیامدهای انتشار مربوط می‌شود.

از سوی دیگر، همه رسانه‌ها تعریف یکسانی از کیفیت خبر ندارند. یک رسانه عامه‌پسند، یک روزنامه تحلیلی، یک خبرگزاری دولتی و یک رسانه محلی ممکن است منابع، مخاطبان و معیارهای حرفه‌ای متفاوتی داشته باشند. وابستگی‌های سیاسی و مالی، سیاست تحریریه، مدل کسب‌وکار و مناسبات مالکیت نیز بر انتخاب سوژه، برجسته‌سازی یا به‌حاشیه‌راندن رویدادها و حتی پذیرش یا حذف بعضی منابع اثر می‌گذارند.

بنابراین نمی‌توان کیفیت خبر را صرفاً به ابزار تولید آن نسبت داد. فناوری در خلأ کار نمی‌کند؛ درون ساختاری به کار گرفته می‌شود که پیش‌تر درباره مخاطب، سرعت، دقت، هزینه و حدود استقلال خبرنگار تصمیم گرفته است. هوش مصنوعی می‌تواند بعضی آثار این تصمیم‌ها را تشدید کند، اما جای سیاست رسانه و مسئولیت حرفه‌ای را نمی‌گیرد.

وقتی ابزار بیشتر، به معنای کار بهتر نیست

در یک تحریریه آنلاین، خبرنگار ممکن است برای تهیه یک خبر میان پیام‌رسان، سامانه مدیریت محتوا، ابزار تبدیل صوت، مترجم ماشینی، فضای ذخیره‌سازی، آرشیو رسانه، سرویس هوش مصنوعی و چند شبکه اجتماعی جابه‌جا شود. اگر این ابزارها بدون طراحی یک فرایند روشن کنار هم قرار گرفته باشند، نتیجه ممکن است به‌جای کاهش فشار، افزایش آشفتگی باشد.

در چنین محیطی، خبرنگار علاوه بر کار حرفه‌ای خود باید دائماً درباره ابزارها نیز تصمیم بگیرد: کدام اطلاعات را می‌توان در اختیار یک سرویس بیرونی گذاشت؟ آیا فایل مصاحبه حاوی اطلاعات محرمانه است؟ پاسخ تولیدشده چقدر قابل اعتماد است؟ آیا خلاصه با گفته‌های مصاحبه‌شونده مطابقت دارد؟ منشأ ادعاهای متن کجاست؟ مسئولیت یک خطای تولیدشده با چه کسی است؟

هوش مصنوعی در بعضی کاربردها ادامه طبیعی ابزارهای پیشین است. همان‌گونه که رایانه جای ماشین تحریر را گرفت و نرم‌افزارهای واژه‌پرداز بخشی از فرایند حروف‌چینی و ویرایش را ساده کردند، ابزارهای جدید نیز می‌توانند صوت را به متن تبدیل کنند، غلط‌های نگارشی را بیابند، ترجمه اولیه بسازند یا جست‌وجو در انبوه اسنا د را آسان‌تر کنند.

بااین‌حال، هوش مصنوعی در همه کاربردهایش معادل یک واژه‌پرداز نیست. نرم‌افزار ورد عمدتاً متنی را ثبت و ویرایش می‌کند که انسان نوشته است؛ اما یک مدل مولد می‌تواند جمله، ادعا، تصویر و حتی منبعی ظاهراً معتبر تولید کند. به همین دلیل، ممکن است از ابزار ثبت و تنظیم محتوا فراتر برود و وارد قلمرو شناخت، انتخاب و تولید معنا شود.

این تفاوت به معنای کنارگذاشتن هوش مصنوعی نیست. برعکس، کاربرد درست آن می‌تواند بخشی از کارهای تکراری را کم کند و زمان بیشتری برای تحقیق، گفت‌وگو و روایت انسانی باقی بگذارد. مسئله این است که تحریریه بداند کدام بخش از کار را به ابزار می‌سپارد و در کدام بخش، قضاوت و مسئولیت خبرنگار باید دست‌نخورده باقی بماند.

خبرنگار نباید به اپراتور خروجی ماشین تبدیل شود

یکی از خطرهای پنهان هوش مصنوعی این است که خبرنگار را از صاحب فرایند به بازبین خروجی ماشین تبدیل کند. در این الگو، سامانه متن تولید می‌کند و از خبرنگار انتظار می‌رود در زمانی کوتاه آن را تأیید یا اصلاح کند. ظاهراً انسان همچنان در حلقه تصمیم‌گیری حضور دارد؛ اما اگر حجم تولید و فشار زمانی افزایش یابد، نظارت انسانی می‌تواند به تأییدی تشریفاتی تبدیل شود.

حضور انسان در فرایند فقط به این معنا نیست که یک نفر در انتهای مسیر دکمه انتشار را بزند. خبرنگار باید بتواند منشأ اطلاعات را ببیند، تغییرات را دنبال کند، ادعاهای متن را با منابع تطبیق دهد و در صورت لزوم پیشنهاد ماشین را کنار بگذارد. مسئولیت حرفه‌ای زمانی معنا دارد که اختیار واقعی، زمان کافی و امکان مخالفت نیز وجود داشته باشد.

پژوهش‌های مربوط به نگرش مخاطبان نیز نشان می‌دهند که مردم میان کاربردهای مختلف هوش مصنوعی در خبر تمایز قائل می‌شوند. استفاده از آن برای اصلاح املایی، رونویسی یا ترجمه با تولید یا بازنویسی خبر، ساخت تصویر واقع‌نما و جایگزینی نقش‌های انسانی یکسان ارزیابی نمی‌شود. بنابراین انتخاب فناوری فقط تصمیمی درباره کارایی نیست؛ اعتماد مخاطب نیز بخشی از آن است.

پرسش اصلی دیگر این نیست که آیا خبرنگاران باید از هوش مصنوعی استفاده کنند یا خیر. این ابزارها پیش از آن وارد کار روزمره شده‌اند که بسیاری از رسانه‌ها فرصت تدوین سیاستی روشن درباره آن‌ها را پیدا کنند. پرسش مهم‌تر این است که هوش مصنوعی در چه فرایندی، با چه محدودیت‌هایی و برای تقویت کدام بخش از روزنامه‌نگاری به کار گرفته می‌شود.

از تجربه کاربر تا تجربه خبرنگار

سال‌هاست در طراحی محصولات دیجیتال از «تجربه کاربر» سخن می‌گوییم. در صنعت نرم‌افزار نیز «تجربه توسعه‌دهنده» به حوزه‌ای برای بررسی کیفیت ابزارها و فرایندهای کاری تبدیل شده است. اما در رسانه کمتر به تجربه کسی توجه کرده‌ایم که باید هر روز با سامانه مدیریت محتوا، آرشیو، منابع، داده‌ها، شبکه‌های اجتماعی و ابزارهای هوش مصنوعی کار کند.

می‌توان این حوزه را «تجربه خبرنگار» یا Journalist Experience نامید؛ مفهومی که به کیفیت انسانی، ذهنی و عملیاتی کار روزنامه‌نگار در سراسر چرخه خبر می‌پردازد. این تجربه از لحظه کشف سوژه و گردآوری اطلاعات آغاز می‌شود و راستی‌آزمایی، تولید، ویرایش، انتشار، دریافت بازخورد و همکاری با سامانه‌های هوشمند را در بر می‌گیرد.

تجربه خبرنگار فقط به زیبایی یا سادگی رابط کاربری سامانه تحریریه محدود نیست. امکان یافتن سابقه یک موضوع، حفظ پیوند میان ادعا و منبع، جلوگیری از گم‌شدن اطلاعات، شفاف‌بودن مراحل تأیید، کاهش کارهای تکراری، امنیت داده‌ها، استقلال حرفه‌ای و میزان فشار شناختی تحمیل‌شده بر خبرنگار همگی بخشی از این تجربه‌اند.

درعین‌حال، تجربه خبرنگار را نمی‌توان صرفاً با اصلاح نرم‌افزار بهبود داد. خبرنگاری که ابزار مناسبی دارد اما زیر فشار سیاست‌های مبهم، حجم کار نامتعارف، ناامنی شغلی یا الزام به تولید انبوه محتوا کار می‌کند، لزوماً تجربه بهتری ندارد. فناوری یکی از اجزای این محیط است، نه تمام آن.

«منشور تجربه خبرنگار» یا JX Manifesto تلاشی برای صورت‌بندی همین مسئله است. نقطه شروع آن ادعایی ساده است: کیفیت تجربه خبرنگار بر کیفیت روزنامه‌نگاری اثر می‌گذارد. این اثر قطعی و یک‌سویه نیست؛ یک ابزار خوب نمی‌تواند جهت‌گیری سیاسی، ضعف معیارهای حرفه‌ای یا سیاست نادرست یک رسانه را اصلاح کند. اما ابزار نامناسب و فرایند مبهم می‌تواند تحقیق را دشوارتر، خطا را پنهان‌تر و فشار کاری را بیشتر کند.

این منشور قرار نیست استانداردی قطعی یا پاسخی کامل برای همه تحریریه‌ها باشد. بیشتر دعوتی است برای طرح پرسش‌هایی که هنگام خرید، طراحی یا به‌کارگیری فناوری کمتر مطرح می‌شوند: این ابزار چه چیزی از فشار کاری خبرنگار کم می‌کند؟ چه تصمیم تازه‌ای بر دوش او می‌گذارد؟ آیا منبع و مسیر تولید محتوا را قابل مشاهده نگه می‌دارد؟ آیا خبرنگار می‌تواند با پیشنهاد هوش مصنوعی مخالفت کند؟ آیا فناوری به روزنامه‌نگاری بهتر کمک می‌کند یا فقط امکان تولید محتوای بیشتر را فراهم می‌آورد؟

فراتر از تبریک روز خبرنگار

اگر کیفیت ابزارها، فرایندها و تصمیم‌های مدیریتی بر توان خبرنگار برای تحقیق، راستی‌آزمایی و قضاوت حرفه‌ای اثر می‌گذارد، توجه به تجربه او دیگر مسئله‌ای حاشیه‌ای یا صرفاً رفاهی نیست. روز خبرنگار می‌تواند فرصتی باشد تا علاوه بر قدردانی نمادین، کیفیت واقعی محیط کار خبرنگاران نیز بررسی شود.

در عصر هوش مصنوعی، حمایت از خبرنگار فقط به معنای آموزش کار با چند ابزار تازه نیست. رسانه به سیاستی روشن برای استفاده از هوش مصنوعی نیاز دارد؛ سیاستی که از داده‌های حساس و منابع محافظت کند، مسئولیت تصمیم‌ها را مشخص نگه دارد و میان کاربردهای کم‌خطر و مداخله در تولید محتوای خبری تفاوت بگذارد. خبرنگار نیز باید در انتخاب و طراحی ابزارهایی که هر روز با آن‌ها کار می‌کند، صدایی واقعی داشته باشد.

هوش مصنوعی می‌تواند کارهای تکراری را کاهش دهد یا ماشین تولید بزرگ‌تری بسازد که خبرنگار را وادار به تعقیب خروجی‌های بیشتر کند. تفاوت میان این دو مسیر را خود فناوری تعیین نمی‌کند. سیاست رسانه، طراحی فرایند، مدل اقتصادی و جایگاهی که برای اختیار حرفه‌ای خبرنگار در نظر گرفته شده است، این مسیر را تعیین می‌کنند.

شاید در روز خبرنگار، کنار همه پرسش‌ها درباره آینده رسانه، لازم باشد این پرسش را نیز مطرح کنیم: در رسانه‌ای که برای جذب مخاطب و افزایش سرعت انتشار پیوسته بر فناوری سرمایه‌گذاری می‌کند، کیفیت تجربه کاری خود خبرنگار چه جایگاهی دارد؟

بازگشت به فهرست