تغییر اقلیم و زنجیره شکننده امنیت غذایی در جهان، چالشهای تغذیه در یک سیاره تبدار
زنجیره تامین غذا در جهان بسیار پیچیده و درهم تنیده است حالا این زنجیره زیر فشار همزمانِ تغییر اقلیم، جنگ و زنجیرههای تامین ناپایدار در حال از هم پاشیدن است.
در نگاه اول، یک قرص نان یا یک سبد سبزی ممکن است حاصل فرایندهای سادهای به نظر برسد؛ کاشت، رشد، برداشت و فروش. اما در پسِ هر دانه گندم و هر قطره روغن زیتون، سیستم جهانی شکننده و پیچیدهای وجود دارد. سیستمی که اکنون زیر فشار همزمانِ تغییر اقلیم، جنگ و زنجیرههای تامین ناپایدار در حال از هم پاشیدن است.
این شکنندگی در سال 2025 دیگر تنها یک نگرانی نیست بلکه واقعیتی است که در سراسر جهان تجربه میشود؛ از زمینهای سوخته در آفریقا تا مزارع غرقآب در فرانسه، زمین بهوضوح نشان داده که ثبات کشاورزی تا چه اندازه میتواند بهسرعت به بحران کشاورزی بدل شود. هنگامی که جنگ یا بیثباتی سیاسی بار اضافهای بر این وضعیت ایجاد میکند اثرات آن بسیار فراتر از میدان نبرد گسترش مییابد، زنجیرههای تامین در این سوی جهان مختل میشود و قیمت مواد غذایی در شهرهای آنسوی جهان بالا میرود.
بارانی که اصلا نمیبارد یا بند نمیآید
در زیمبابوه هفتهها بارانی نباریده بود. ذرتها که فصل کاشتشان کوتاه شده بود، زیر آفتاب بیامان پژمرده شدند. تا نیمه سال 2024، بیش از ۹ هزار راس دام بر اثر بیآبی و از دست رفتن چراگاه تلف شدند و نتایج این خشکسالی همچنان قابل مشاهده است.
در سومالی نتیجه سالها الگوی آبوهوایی ناپایدار که به نابودی محصولات کشاورزی و خالی شدن انبارهای غله انجامید، اوضاع بحرانیتری ایجاد کرد: یکچهارم جمعیت در آستانه گرسنگی شدید قرار گرفتهاند.
در آن سوی جهان، کشاورزان فرانسوی با مشکلی معکوس روبهرو هستند. در 2024 مزارع گندم زیر ۲۰ سانتیمتر آب باران غرق شدند. مسئلهای که میزان برداشت محصولات زمستانی در فرانسه را تا ۴۰ درصد کاهش داد و باعث شد تاکستانهای جنوب کشور یکی از بدترین برداشتهای خود را در سالهای اخیر تجربه کنند.
از یک قاره به قاره دیگر، تغییر اقلیمی در حال تشدید پدیدههای خشن جوی است. موجهای گرمای بیشتر، خشکسالیهای طولانیتر، بارانهای شدیدتر؛ همه اینها با چرخههای فصلی که محصولات به آنها وابستهاند در تضاد قرار گرفتهاند.
در برزیل، ترکیبی بیرحمانه از این وقایع رخ داد: مزارع نیشکر در نزدیکی سائوپائولو بر اثر خشکسالی سوختند، در حالی که صدها کیلومتر آنسوتر، سیلابها مزارع برنج و سویا را ویران کردند. در ایالات متحده، طوفان هلن بر باغهای جنوب شرقی آوار شد، باغها را از ریشه کند و مزارع را صاف کرد.
این اتفاقات دیگر استثنایی نیستند. «هیات بیندولتی تغییر اقلیم» (IPCC) و «سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد» (FAO) تأیید میکنند که این پدیدهها مطابق با پیشبینیهای سناریوهای بالای گرمایش جهانی است؛ واقعیتی تازه که هماکنون در جریان است، نه تصورات مربوط به آینده.
پیامد این وضعیت بیش از ۸۰۰ میلیون نفری هستند که اکنون با ناامنی غذایی دستوپنجه نرم میکنند، عددی خوشبینانه که بهسرعت در حال افزایش است. بازده جهانی غلات هم دیگر روندی صعودی ندارد، چرا که از میانه دهه ۱۹۹۰ تاکنون، رشد آن عمدتا به دلیل محدودیتهای زیستمحیطی بهشدت کند شده است. محصولات دیگر هم استثنا نیستند، قیمت برخی مواد غذایی مانند روغن زیتون پس از نابودی نیمی از محصول زیتون اسپانیا دو برابر شد.
جنگ انسانها را نه فقط با گلوله بلکه با گرسنگی میکشد
اقلیم تنها دشمن غذا نیست، گاهی مزارع بیحاصل هستند اما نه از سر سیل یا آفتاب سوزان، بلکه به دلیل جنگ؛ اوکراین را در نظر بگیرید. پیش از جنگ اوکراین یکی از سبدهای نان جهان به شمار میرفت و ۱۰ درصد از صادرات جهانی از آنجا بود. با آغاز جنگ، صادرات گندم اوکراین ۴۰ درصد سقوط کرد. این فقط بحرانی برای اوکراین نبود. کشورهایی در آفریقا، خاورمیانه و جنوب آسیا نیز که بسیاری از آنها به غلات اوکراینی وابسته بودند، یکشبه با توقف واردات غذایی روبهرو شدند.
در سودان، جنگ و خشکسالی دست به دست هم دادهاند. درگیریهای سالهای ۲۰۲۳ - ۲۰۲۵، مزارع را نابود کرده، انبارهای غله را سوزانده و مسیرهای تامین را آنقدر خطرناک ساخته است که دیگر امکان تردد وجود ندارد. در یکی از استانهای روستایی، امدادگران گزارش دادند که مردم روستاها فقط با تغذیه از ریشهها، علفها و آب باران زنده ماندهاند. آنسوی دریای سرخ، جنگ طولانی یمن زیرساختهای آبیاری را از بین برده است و در سالهای اخیر بیثباتی بارشها اوضاع را بدتر کرده و حتی مقاومت کشاورزان خرد را هم در هم شکسته است.
سیستمهای غذایی در جنگ هدفی آسان به شمار میروند؛ تخریب خطوط آبیاری، تاکتیک زمین سوخته و مزارع متروک پدیدههای تازهای نیستند. زمانی که این اقدامات در جهانی رخ میدهند که پیشاپیش بهواسطه اقلیم بیثبات شده، اثرات آن چند برابر میشود. بیثباتیهای مدنی در پی آن میآید و موج مهاجرت بالا میگیرد.
دست ناپیدای زنجیرههای تامین
حتی در مناطقی که از خشکسالی یا جنگ دورند هم مردم گرسنه میمانند، نه به این خاطر که غذا تولید نمیشود، بلکه چون به مقصد نمیرسد. زنجیرههای تامین، شریانهای پنهان سیستم غذایی جهان، دچار گرفتگی شدهاند.
نمونهای واضح کانال پاناماست. در اوایل سال ۲۰۲۴، خشکسالی سطح آب را آنقدر پایین آورد که کشتیها یا باید بار خود را کاهش میدادند یا کلا متوقف میشدند. ترافیک کالا بیش از یکسوم افت کرد و جریان حیاتی غلات، کود و مواد غذایی بستهبندیشده متوقف شد. قیمتها در آسیا و آمریکای لاتین جهش یافت و قفسههای فروشگاهها در کشورهایی دوردست، اثر آن را حس کردند.
در هند و تایلند، افزایش دما و بارندگی ناکافی باعث نابودی تولید نیشکر شد. نتیجه آن که قیمت شکر در آمریکا ۹ درصد بالا رفت، نه بهخاطر کمبود داخلی بلکه بهخاطر کاهش واردات.
این توقفها یادآور این واقعیتاند که کشاورزی مدرن بهشدت جهانیشده است. گندم اوکراین، سفره خانوادههای لبنانی را پر میکند. کود تولید مراکش، مزارع برزیل را بارور میسازد. سیبهای ایالت واشنگتن در آمریکا، در چین فرآوری و در استرالیا فروخته میشوند. وقتی یکی از این حلقهها، به دلیل سیل، جنگ، کمبود نیروی کار یا محدودیتهای تجاری از کار بیفتد، کل سیستم دچار تزلزل میشود.
زنگ خطر خاموش آب
شاید فوریترین و در عین حال پنهانترین تهدید آب باشد. کشاورزی نزدیک به ۷۰ درصد از آب شیرین جهان را مصرف میکند، اما الگوهای بارندگی بهسرعت در حال تغییرند و آبهای زیرزمینی با سرعتی بیشتر از نرخ تجدیدشان برداشت میشوند.
در نامیبیا، دولت ناچار شد مجوز کشتار صدها حیوان وحشی برای تامین غذا را صادر کند، چرا که خشکسالی هم چراگاهها و هم محصولات کشاورزی را نابود کرده بود. در نیجر، کشاورزان ماهها در انتظار بارانی بودند که نیامد و بالاخره وقتی بارید، خیلی دیر و کم بود.
حتی در کالیفرنیای آمریکا و اسپانیا، کشاورزی صنعتی به سد بیآبی خورده است. سفرههای آب زیرزمینی که زمانی قابل اعتماد بودند، اکنون در حال خشک شدناند. در ترکیه، برداشت بیشازحد از منابع آبی باعث ایجاد فروچالههایی در میان مزارع شده است؛ چیزی که با خشکسالیهای پراکنده آغاز شد، حالا به بحران مزمن کمآبی بدل شده است.
در حال حاضر، یکچهارم غذای جهان در مناطقی تولید میشود که با فشار شدید آبی روبهرو هستند. طبق گزارش «مؤسسه منابع جهانی»، این عدد ممکن است در دهه آینده بهطرز چشمگیری افزایش یابد، آن هم در شرایطی که تقاضا بهدلیل رشد جمعیت در حال افزایش است.
نگاهی به آینده: چه میتوان کرد؟
با وجود عظمت تهدیدها، این داستان ناامیدانه نیست. در سراسر جهان، دانشمندان، کشاورزان و جوامع در جستوجوی راههایی نو برای ادامه مسیرند.
در هند کشاورزان به استفاده از سیستمهای آبیاری قطرهای روی آوردهاند که مصرف آب را بهشدت کاهش داده و در عین حال بازده را بالا بردهاند. در فرانسه، برخی کشاورزان در حال آزمایش کشاورزی جنگلیاند و کاشت ردیفهایی از درختان میان محصولات زراعی برای حفظ رطوبت خاک و کاهش استرس گرمایی رواج یافته است.
کارشناسان میگویند، پایدارترین سیستمهای غذایی، آنهایی خواهند بود که متنوع، بومی و با خاک سازگارپذیر باشد. در چنین مواقعی سیاستگذاری نقش حیاتی دارد؛ دولتها باید امنیت غذایی را به حاشیه نرانند و بهجای آن در پی تغییرات ساختاری گسترده باشند: ذخیرهسازی بهتر، سیستمهای هشدار زودهنگام، بیمه برای کشاورزان کوچک و سرمایهگذاری عمومی در شیوههای پایدار کشت.
مهمتر از همه، جهان باید یکپارچه اقدام کند؛ تغییر اقلیم، جنگ و زنجیرههای تامین شکننده مرز نمیشناسند و واکنش ما نیز نباید محدود به مرزها باشد.
آیا آینده را سیر خواهیم کرد؟
آنچه امروز شاهد آنیم، صرفا مجموعهای از بحرانهای پراکنده نیست بلکه نظم نوینی در کشاورزی جهانی در حال شکلگیری است. پیشفرضهای گذشته، مانند اینکه غذا همیشه فراوان، ارزان و قابلانتقال خواهد بود، اکنون توسط گرما، درگیری و فروپاشی به چالش کشیده شدهاند.
آینده غذا فقط به آنچه میکاریم مربوط نمیشود. بلکه به شیوه زندگی ما، نحوه حکمرانی و میزان همکاری جهانیمان وابسته است.
در این لحظه، در حالیکه رودخانهها خشک میشوند، کشتیهای غله متوقف شدهاند و جنگ در دل مزارع شعلهور است، ما باید تصمیم بگیریم که آینده چه خواهد بود. آیا خود را سازگار خواهیم کرد؟ یا دچار گرسنگی خواهیم شد، نه از کمبود غذا، بلکه از کمبود دوراندیشی؛ برداشت محصول آینده، به پاسخی بستگی دارد که امروز میدهیم.