JAI NewsRoom مدیریت

ریشه‌هایی که با تهدید نمی‌خشکند

18 فروردین 1405 | 09:00 •جامعه
ریشه‌هایی که با تهدید نمی‌خشکند

آیا می‌توان یک تمدن را با تهدید خاموش کرد؟ آیا تاریخ، هویت و حافظه یک ملت را می‌توان همچون چند ساختمان فرو ریخت؟ تجربه‌های تاریخی نشان داده‌اند که پاسخ این پرسش‌ها منفی است؛ فرهنگ‌ها نه‌تنها در برابر ویرانی از میان نمی‌روند، بلکه گاه از دل بحران، استوارتر و زنده‌تر سر برمی‌آورند.

من خوب می‌دانم آن‌ها که خیال می‌کنند می‌شود یک تمدن را مثل چند ساختمان فرو ریخت چقدر از معنا و ریشه بی‌خبرند. گمان می‌کنند تاریخ را می‌شود با تهدید خاموش کرد. همان‌گونه که بر ژاپن آتش اتم ریختند. اما دیدیم که فرهنگش نه‌تنها نسوخت، بلکه جان تازه گرفت و مردمانش استوارتر از پیش، به خود و اصالت‌شان بازگشتند.

من از سرزمینی می‌آیم که ریشه در اعماق دارد. در این خاک، من مادرم را به خاک سپرده‌ام، نیاکانم را به آغوش زمین سپرده‌ام. بر مزارشان نهال کاشته‌ام، با اشک و عشق آبش داده‌ام و از آن پاسداری کرده‌ام. این خاک برای من فقط زمین نیست. حافظه است. هویت است، نفس جاری یک ملت است.

من ریشه‌ام در اینجاست. ریشه‌ای که با تهدید نمی‌خشکد، با طوفان نمی‌شکند و با خشم از جا کنده نمی‌شود. شاید هر نظامی بیاید و برود، که همه در گذر زمان مهمان‌اند. اما من و مردمی که به این خاک گره خورده‌ایم ماندگاریم.

آن‌که از ریشه‌کن کردن فرهنگ و تمدن سخن می‌گوید، نمی‌داند با چه حقیقتی روبه‌روست. من آن حقیقت زنده‌ام. حقیقتی که تا در چشمانش ننشانم، آرام نخواهم گرفت. چرا که غرور یک ملت، ریشه‌ای‌ست که هرگز از میان نمی‌رود.

او نمی‌داند که این خاک، بسترِ مهر و رویش است. من از دل همین خاک، بذر امید می‌کارم، بذر پیشرفت می‌پاشم و با دست‌های خود آینده را می‌سازم. هر زخمی که بر این سرزمین نشسته، به درسی برای بالیدن بدل خواهد شد و هر اشکی، آبی برای رویش فردایی روشن‌تر. من فرزند این ریشه‌ام. ریشه‌ای که نه فقط برای ایستادن، که برای شکفتن و ساختن زاده شده است.

تاریخ نشان داده است که ملت‌ها را نمی‌توان با تهدید از میان برد؛ آنچه می‌ماند، ریشه‌هایی است که در حافظه، در خاک و در هویت جمعی تنیده شده‌اند. ریشه‌هایی که نه‌تنها ایستادگی می‌کنند، بلکه از دل هر بحران، امکان رویشی دوباره را می‌آفرینند.

بازگشت به فهرست