JAI NewsRoom مدیریت

کودک مهاجر و جنگ؛ از افت مضاعف تحصیلی تا افزایش ورود به بازار کار

26 خرداد 1405 | 11:09 •رفاه
کودک مهاجر و جنگ؛ از افت مضاعف تحصیلی تا افزایش ورود به بازار کار

کودکان مهاجر در روزهای جنگ 40 روزه، با بحران‌هایی روبرو شدند که آنها را بیش از پیش از تحصیل محروم و به سمت کار روانه کرد. قمر تکاوران، پژوهشگر اجتماعی، در یادداشت خود توضیح می‌دهد که کودکان مهاجر در جنگ اخیر دچار افت مضاعف تحصیلی شدند و تعطیلی مدارس و مجازی‌شدن آموزش برای آنان بیش از بقیه اثرات منفی داشته است. علاوه بر این کار کودکان نیز در این شرایط افزایش یافته است.

جنگ بیش از هرچیز خشونت علیه کودکان است. کودکانی که حق کودکی‌کردن با شروع جنگ ازشان دزدیده می‌شود. ازهمین‌رو است که کنوانسیون‌های بین‌المللی همچون پیمان‌نامۀ حقوق کودک هم تلاش کرده‌اند به‌طور خاص به حق و حقوق کودکان در زمان بحران و جنگ تأکید کنند. حق آموزش در بحران، حق بازتوانی روانی و حق غذا و دارو از حقوق اولیۀ کودکان است که باید در هرشرایطی و حتی جنگ بتوانند از آن بهره‌مند شوند. می‌دانیم که کودکی دورۀ تکرارنشدنی است و اختلال در آموزش و مشکلات و آسیب‌های روانی عناصری است که می‌تواند موجب ازبین‌رفتن کودکی فرد بشود. در جنگی که از سر گذراندیم شرایط برای همه سخت بود؛ اما می‌دانیم که شرایط بحرانی برای گروه‌های آسیب‌پذیر با هزینۀ بیشتری به پایان می‌رسد که جبران‌شدنش اگر غیرممکن هم نباشد، بسیار سخت‌تر از سایرین است. یکی از آسیب‌پذیرترین گروه‌ها در ایران کودکان مهاجر هستند. کودکان مهاجر در ایران از بسیاری از حق و حقوقشان محروم هستند؛ از آموزش گرفته تا داشتن هویت. حالا جنگ این مشکلات را بیش از پیش تشدید کرده است.

شواهد حاکی از این است که کودکان مهاجر در جنگ اخیر دچار افت مضاعف تحصیلی شدند و تعطیلی مدارس و مجازی‌شدن آموزش برای آنان بیش از بقیه اثرات منفی داشته است. امسال نیز مانند هرسال کودکان بسیاری به جرم نانوشتۀ مهاجربودن و گیرکردن در کاغذبازی‌های اداری، از تحصیل بازماندند و راهی مدارس خودگردان شدند تا حداقل سوادی بیاموزند. کودکان مهاجری که در جایی از آموزش‌وپرورش ثبت نشده بودند و مدارسی که به رسمیت شناخته نمی‌شدند، حالا با مجازی‌ شدن آموزش به سامانۀ مجازی آموزش‌وپرورش (نرم‌افزار شاد) هم دسترسی نداشتند. این مدارس و دانش‌آموزانش برای آموزش به نرم‌افزارهای ایتا، بله و روبیکا رو آوردند؛ اما مشکل فقط همین نبود که با جایگزینی نرم‌افزار حل شود، برخی از بچه‌ها کلاً در خانه گوشی موبایل نداشتند، برخی از آن‌ها پول خرید بستۀ اینترنت نداشتند و بسیاری باید برای درس‌خواندن صبر می‌کردند تا پدر یا مادر از سرکار برگردد و از گوشی موبایلش استفاده کنند. این شرایط نه‌تنها افت تحصیلی بچه‌ها را رقم زد، بلکه موجب شد تعداد زیادی ترک تحصیل کنند و از همین حداقل آموزش سواد در مدارس خودگران نیز بی‌بهره شوند.

ازآنجایی‌که اوضاع آموزش مدارس کودکان مهاجر به شکل مجازی وخیم بود و عملاً انگار مدرسه کامل تعطیل بود، برخی از مدارس تصمیم گرفتند با وجود بمباران‌ها آموزش را حضوری ادامه دهند تا از ترک تحصیل بچه‌ها جلوگیری کنند. این کار بسیار خطرناک بود و ترس بمباران وجود داشت، اما معلمان و دانش‌آموزان برای ادامۀ آموزش راهی جز این نمی‌دیدند. برخی از مدارس تلاش برای آموزش مجازی را تا اواسط اردیبهشت ادامه دادند که موجب شد بیش از مدارس دیگر دانش‌آموزان ترک تحصیلی داشته باشند. این‌ها هم مدرسه را اواسط اردیبهشت باز کردند و بیش از حد معمول سال تحصیلی را ادامه دادند تا کمی از روزهای از دست رفته را جبران کنند و بچه‌های بیشتری بتوانند امتحاناتشان را با موفقیت پشت سر بگذارند؛ اما باز هم تعداد مردودی‌ها و کسانی که باید امتحاناتی را در تابستان می‌گذراندند، بیش از سال‌های پیش بود.

همۀ ماجرای اثرات آموزش مجازی بر کودکان مهاجر به اینجا ختم نمی‌شود. کار کودکان نیز در این شرایط افزایش یافته است. یکی از نتایج شرایط جنگی و تعطیلی مدارس این بود که بسیاری از دانش‌آموزان پایه‌های چهارم به بالا سر کار رفتند. معلمان می‌گویند: «چون مدرسه نبود، خانواده‌ها آنها را فرستاد سرکار» و البته این امر (کار کودک) دلیل مهم دیگری هم دارد و آن تورم و بدترشدن شرایط اقتصادی است. می‌دانیم که مهاجرین از کالابرگ هم بی‌بهره‌اند و خانواده‌های مهاجر بیش از بقیه از آزادسازی قیمت‌ها تأثیر پذیرفته‌اند و حالا قیمت مواد خوراکی هم برایشان سنگین شده است. به همین دلیل است که کودکان را بیش از پیش راهی کار کرده‌اند. در حقیقت مسئلۀ اقتصادی به‎طور کلی اصلی‌ترین دلیل کار کودک است. پژوهش‌ها نشان داده بیشتر کودکان برای کمک به بقای خود و خانواده کار می‌کنند. طبق نتایج به دست آمده از پژوهش بهزیستی با عنوان «ارزیابی سریع و پاسخ به وضعیت کودکان خیابانی 6 استان کشور در سال 1396» حدود 84درصد کودکان درآمد خود را صرف خانواده یا خود و خانواده می‌کنند.

در این شرایط وخیم اقتصادی کمک‌های خیریه‌ای به این مدارس هم کمتر از سابق شده است. این مدارس خودگردان بیشتر بر پایۀ کمک‌های خیریه‌ای مردمی می‌چرخند و امسال با شرایط پیش آمده، کمک‌ها کمتر از همیشه شده و این در حالی است که شرایط اقتصادی بچه‌ها هم بدتر شده و بسیاری‌ از آنها حتی توانایی پرداخت حداقل هزینه را به مدرسه نداشتند. این چالش مالی مدارس ویژۀ مهاجرین را که تنها سرپناه بچه‌ها برای کودکی‌کردن است، بیش از همیشه با مشکل مواجه ساخته است. مشکل دیگر کودکان مهاجر و خانواده‌هایشان در دورۀ جنگ، کارت بانکی بود. در دورۀ جنگ باز هم کارت‌ بانکی‌شان قطع شد. مسئلۀ قطعی کارت بانکی مهاجرین مشکلی است پرتکرار که انگار هیچ‌وقت قرار نیست حل شود. سال‌هاست که هرچندوقت یک بار کارت بانکی‌ها را قطع می‌کنند و معلوم نیست این تصمیم چرا و برچه‌اساسی گرفته می‌شود؟! این اتفاق وقت و بی‌وقت هم نمی‌شناسد و حالا مهاجرین می‌گویند در میانۀ جنگ هم کارت بانکی‌شان قطع شده بود و حتی نمی‌توانستند نان بخرند.

همین فشارهای برشمرده هم مازاد تحمل یک کودک است، اما فشارها بیش از این بود. این شرایط آموزش و وضع اقتصادی این کودکان در حالی بود که تعدادی از آنان خانه‌هایشان در جنگ خسارت دید و برخی نزدیکانشان زیر آوار ماندند. آن‌ها هم جنگ علیه ایران را با گوشت و پوست و استخوان‌شان لمس کردند، آن را مانند یک شهروند ایرانی زندگی کردند، در‌حالی‌که هنوز هم در ذهن جامعۀ ایران «دیگری» دانسته می‌شوند. چند نفر از دانش‌آموزان هم در بی‌‎خبری به مدرسه برنگشتند و هنوز مدیر و معلمان چشم به راه‌شان هستند و نمی‌دانند چه اتفاقی برایشان افتاد است!


بازگشت به فهرست