JAI NewsRoom مدیریت

امنیت غذایی؛ از دسترسی به غذا تا رفاه اجتماعی

21 شهریور 1405 | 15:48 •رفاه
امنیت غذایی؛ از دسترسی به غذا تا رفاه اجتماعی

امنیت غذایی تنها «وجود غذا» نیست بلکه توان خانوارها برای خرید و حفظ دسترسی به یک رژیم غذایی مناسب نیز مهم است

غذا یکی از نیازهای اساسی زندگی انسان است، اما امنیت غذایی فقط به معنای وجود غذای کافی در یک کشور یا سیر شدن افراد نیست. اینکه مردم بتوانند در همه زمان‌ها به غذای کافی، سالم و مغذی دسترسی داشته باشند، به عواملی مانند درآمد، قیمت مواد غذایی، تولید و عرضه، سلامت، زیرساخت‌های عمومی و ثبات اقتصادی و اجتماعی وابسته است. از همین رو، «امنیت غذایی» یکی از مفاهیم مهم در سنجش رفاه اجتماعی به شمار می‌رود و وضعیت آن می‌تواند تصویری از بخشی از کیفیت زندگی و میزان برخورداری مردم از نیازهای اساسی ارائه دهد.

امنیت غذایی چیست؟

سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد (FAO) امنیت غذایی را وضعیتی می‌داند که در آن همه مردم، در همه زمان‌ها، به غذای کافی، سالم و مغذی برای داشتن یک زندگی فعال و سالم، دسترسی فیزیکی و اقتصادی داشته باشند. این تعریف نشان می‌دهد که امنیت غذایی چند مسئله را هم‌زمان دربرمی‌گیرد. ممکن است یک کشور از نظر تولید یا واردات، غذای کافی در اختیار داشته باشد، اما بخشی از مردم به دلیل فقر، گرانی یا دور بودن از مراکز عرضه، نتوانند غذای مورد نیاز خود را تهیه کنند. بنابراین، وجود غذا شرط لازم است، اما به‌تنهایی امنیت غذایی ایجاد نمی‌کند.

از سوی دیگر، مقدار غذا نیز تنها معیار نیست. غذایی که در دسترس مردم قرار می‌گیرد باید از نظر سلامت و ارزش تغذیه‌ای نیز مناسب باشد. به همین دلیل، امنیت غذایی با تغذیه مناسب ارتباط مستقیم دارد، اما این دو مفهوم یکسان نیستند. امنیت غذایی بیشتر به این می‌پردازد که آیا افراد امکان دسترسی پایدار به غذای کافی و مناسب را دارند یا نه؛ در حالی که تغذیه مناسب به کیفیت رژیم غذایی و میزان تأمین نیازهای بدن مربوط می‌شود.

ارکان امنیت غذایی

امنیت غذایی معمولاً بر چهار رکن اصلی استوار است: موجود بودن غذا، دسترسی به غذا، استفاده مناسب از غذا و ثبات این وضعیت در طول زمان. موجود بودن غذا به معنای وجود مقدار کافی مواد غذایی در یک جامعه است. این امر می‌تواند از طریق تولید داخلی، واردات، ذخایر و تجارت بین‌المللی تأمین شود. اما وجود غذا زمانی به امنیت غذایی منجر می‌شود که مردم بتوانند به آن دسترسی داشته باشند.

دسترسی، هم بُعد اقتصادی و هم بُعد فیزیکی دارد. اگر قیمت مواد غذایی نسبت به درآمد خانوار بیش از حد بالا باشد، فرد ممکن است حتی در بازاری که مواد غذایی فراوان است، توان خرید غذای کافی و سالم را نداشته باشد. همچنین دسترسی به بازار، حمل‌ونقل و زیرساخت‌های مناسب نیز اهمیت دارد. رکن سوم، استفاده مناسب از غذاست. سلامت فرد فقط به مقدار غذایی که مصرف می‌کند وابسته نیست؛ کیفیت رژیم غذایی، آب سالم، بهداشت، امکانات تهیه و نگهداری غذا و وضعیت سلامت فرد نیز بر چگونگی بهره‌برداری بدن از مواد غذایی اثر می‌گذارند.

رکن چهارم، ثبات است. امنیت غذایی باید در طول زمان برقرار باشد و با یک بحران اقتصادی، خشکسالی، جنگ، بیماری فراگیر یا جهش ناگهانی قیمت‌ها از میان نرود. به همین دلیل، امنیت غذایی علاوه بر وضعیت امروز، به میزان آسیب‌پذیری جامعه در برابر بحران‌های آینده نیز مربوط است.

از مسئله گرسنگی تا مفهوم امنیت غذایی

نگرانی درباره گرسنگی و تأمین غذا سابقه‌ای بسیار قدیمی دارد، اما «امنیت غذایی» به‌عنوان یک مفهوم مشخص در سیاست‌گذاری بین‌المللی، عمدتاً از میانه قرن بیستم و به‌ویژه در دهه ۱۹۷۰ شکل گرفت. پس از جنگ جهانی دوم، یکی از نگرانی‌های اصلی جامعه جهانی تأمین مقدار کافی غذا برای جمعیت جهان بود. در کنفرانس هات‌اسپرینگز در سال ۱۹۴۳ نیز بر ضرورت دسترسی مردم به عرضه‌ای امن، کافی و مناسب از غذا تأکید شد.

نقطه عطف مهم‌تر در بحران جهانی غذا در اوایل دهه ۱۹۷۰ رخ داد. کاهش تولید در برخی مناطق، افزایش شدید قیمت مواد غذایی و کاهش ذخایر جهانی، نگرانی درباره توانایی جهان برای تأمین غذای کافی را افزایش داد. در همین زمینه، کنفرانس جهانی غذا در رم در سال ۱۹۷۴ برگزار شد و امنیت غذایی به یکی از موضوعات اصلی سیاست‌گذاری بین‌المللی تبدیل شد. در آن زمان، تمرکز اصلی بر افزایش تولید، تأمین ذخایر و ثبات عرضه غذا بود.

اما به‌تدریج روشن شد که وجود غذای کافی در سطح ملی یا جهانی، الزاماً به معنای دسترسی همه مردم به غذا نیست. ممکن است غذا در بازار موجود باشد، اما فردی که درآمد کافی ندارد، نتواند آن را خریداری کند. این تغییر نگاه، مفهوم امنیت غذایی را از مسئله صرفِ «عرضه» به مسئله «دسترسی» نیز گسترش داد.

در سال ۱۹۸۳، FAO در تعریف خود بر دسترسی اقتصادی و فیزیکی به غذا در کنار وجود آن تأکید بیشتری کرد. سه سال بعد، بانک جهانی در گزارش «فقر و گرسنگی» میان ناامنی غذایی مزمن و ناامنی غذایی گذرا تمایز گذاشت. ناامنی مزمن با فقر و ناتوانی پایدار در دسترسی به غذا ارتباط دارد، در حالی که ناامنی گذرا می‌تواند در اثر بحران‌هایی مانند خشکسالی، جنگ، بلایای طبیعی یا شوک اقتصادی ایجاد شود.

در دهه ۱۹۹۰، مفهوم امنیت غذایی باز هم گسترده‌تر شد و کیفیت، ایمنی و نیازهای تغذیه‌ای نیز اهمیت بیشتری پیدا کردند. کنفرانس بین‌المللی تغذیه در سال ۱۹۹۲ و سپس اجلاس جهانی غذا در رم در سال ۱۹۹۶، این نگاه گسترده‌تر را تقویت کردند. در تعریف سال ۱۹۹۶، امنیت غذایی به دسترسی فیزیکی و اقتصادی همه مردم، در همه زمان‌ها، به غذای کافی، سالم و مغذی برای یک زندگی فعال و سالم پیوند خورد.

در همین تحول فکری، اندیشه‌های آمارتیا سن نیز اهمیت داشت. سن نشان داد که گرسنگی و قحطی همیشه فقط نتیجه کمبود فیزیکی غذا نیستند و ممکن است از ناتوانی افراد در دسترسی و برخورداری از غذا ناشی شوند. به این ترتیب، توجه از «چه مقدار غذا وجود دارد؟» به این پرسش نیز معطوف شد که «چه کسانی واقعاً امکان دسترسی به آن غذا را دارند؟»

مسیر تاریخی این مفهوم را می‌توان چنین خلاصه کرد: امنیت غذایی از نگرانی درباره وجود و عرضه غذا آغاز شد، سپس دسترسی مردم به غذا را دربرگرفت و در ادامه به مفهومی تبدیل شد که کیفیت، سلامت، نیازهای تغذیه‌ای و ثبات دسترسی را نیز شامل می‌شود.

امنیت غذایی و رفاه اجتماعی

امنیت غذایی یکی از پایه‌های رفاه اجتماعی است، زیرا ناتوانی در دسترسی به غذای کافی می‌تواند بسیاری از ابعاد زندگی را تحت تأثیر قرار دهد. تغذیه ناکافی یا نامناسب در کودکان می‌تواند بر رشد جسمی و توانایی یادگیری اثر بگذارد و در بزرگسالان می‌تواند سلامت، توان کاری و کیفیت زندگی را تحت تأثیر قرار دهد.

از این منظر، ناامنی غذایی فقط یک مسئله مربوط به کشاورزی یا بازار مواد غذایی نیست؛ بلکه با فقر، اشتغال، درآمد، حمایت اجتماعی، سلامت و نابرابری نیز ارتباط دارد. کاهش درآمد خانوار یا افزایش شدید قیمت مواد غذایی می‌تواند خانواده‌ها را ناچار کند از کیفیت یا مقدار غذای خود کم کنند. در چنین شرایطی، گروه‌هایی مانند کودکان، سالمندان، افراد کم‌درآمد و خانوارهایی که با بحران اقتصادی روبه‌رو هستند، ممکن است آسیب‌پذیری بیشتری داشته باشند.

به همین دلیل، سیاست‌های تأمین اجتماعی و رفاهی می‌توانند در تقویت امنیت غذایی نقش داشته باشند؛ از حمایت درآمدی و کمک‌های غذایی گرفته تا برنامه‌های تغذیه مدارس، حمایت از تولیدکنندگان، کنترل یا مدیریت شوک‌های قیمتی و فراهم کردن دسترسی به خدمات سلامت و آب سالم.

امنیت غذایی در جهان و ایران

وضعیت امنیت غذایی در کشورهای مختلف یکسان نیست. در برخی کشورها، دسترسی مردم به غذا در سطح بسیار مطلوبی قرار دارد و گرسنگی و سوءتغذیه در سطح پایینی دیده می‌شود؛ در مقابل، در کشورهایی که با جنگ، فقر گسترده، بحران اقتصادی یا خشکسالی‌های شدید روبه‌رو هستند، ناامنی غذایی می‌تواند به یکی از مهم‌ترین مسائل اجتماعی تبدیل شود.

یکی از شاخص‌هایی که برای مقایسه وضعیت گرسنگی کشورها به کار می‌رود، «شاخص جهانی گرسنگی» (GHI)  است. این شاخص بر اساس چهار مؤلفه، یعنی سهم جمعیت دچار کمبود کالری، کوتاه‌قدی کودکان، لاغری کودکان و مرگ‌ومیر کودکان، وضعیت گرسنگی را ارزیابی می‌کند. در گزارش ۲۰۲۵، کشورهایی مانند ارمنستان، چین، شیلی، کرواسی و استونی در گروه کشورهایی با سطح بسیار پایین گرسنگی قرار گرفته‌اند؛ در مقابل، کشورهایی مانند نیجر، نیجریه، لیبریا و سیرالئون با سطوح جدی‌تر گرسنگی مواجه‌اند. این تفاوت‌ها نشان می‌دهد که امنیت غذایی تا چه اندازه با ثبات اقتصادی، دسترسی به منابع، شرایط اجتماعی و توانایی کشورها برای مقابله با بحران‌ها ارتباط دارد.

ایران در این مقایسه در وضعیت نسبتاً مطلوبی قرار دارد. بر اساس شاخص جهانی گرسنگی ۲۰۲۵، ایران با امتیاز ۷.۴ در رتبه ۴۰ از میان ۱۲۳ کشور دارای داده کافی قرار گرفته و در طبقه «سطح پایین گرسنگی» جای می‌گیرد. این امتیاز نسبت به سال‌های گذشته نیز بهبود یافته است؛ امتیاز ایران در سال ۲۰۰۰، ۱۲.۴، در سال ۲۰۰۸، ۹.۵ و در سال ۲۰۱۶، ۸.۳ بوده است. در میان کشورهای غرب آسیا و شمال آفریقا نیز امتیاز ایران پایین‌تر از کشورهایی مانند عراق، اردن، مصر و سوریه گزارش شده است.

این وضعیت از آن جهت قابل توجه است که ایران در سال‌های گذشته با مجموعه‌ای از فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های تجاری و تحریم‌های بین‌المللی مواجه بوده است. با این حال، داده‌های شاخص جهانی گرسنگی نشان نمی‌دهد که این فشارها به فروپاشی گسترده امنیت غذایی یا قرار گرفتن ایران در گروه کشورهای دارای سطح جدی گرسنگی منجر شده باشد. البته این نتیجه به معنای نبود مشکل در امنیت غذایی ایران نیست؛ شاخص جهانی گرسنگی تنها بخشی از واقعیت را اندازه‌گیری می‌کند و برای ارزیابی کامل امنیت غذایی باید قدرت خرید خانوارها، قیمت مواد غذایی، کیفیت رژیم غذایی، دسترسی منطقه‌ای و آسیب‌پذیری در برابر شوک‌های اقتصادی و اقلیمی نیز بررسی شود.

بنابراین، تصویر کلی ایران را می‌توان امنیت غذایی نسبتاً پایدار از منظر گرسنگی و سوءتغذیه، همراه با چالش‌هایی در حوزه دسترسی اقتصادی و کیفیت تغذیه توصیف کرد. به بیان دیگر، مسئله اصلی را نمی‌توان صرفاً در «وجود غذا» خلاصه کرد؛ توان خانوارها برای خرید و حفظ دسترسی به یک رژیم غذایی مناسب نیز بخش مهمی از وضعیت امنیت غذایی کشور است.

بازگشت به فهرست