JAI NewsRoom مدیریت

کلاهبرداری «قصابی خوک»؛ ماجرای شیوه جدید کلاهبرداری آنلاین

23 شهریور 1405 | 17:14 •جامعه
کلاهبرداری «قصابی خوک»؛ ماجرای شیوه جدید کلاهبرداری آنلاین

تحول فناوری‌های ارتباطی و گسترش شبکه‌های اجتماعی، علاوه بر ایجاد فرصت‌های اقتصادی و ارتباطی جدید، شیوه‌های ارتکاب جرایم علیه اموال را نیز دگرگون کرده است.

تحول فناوری‌های ارتباطی و گسترش شبکه‌های اجتماعی، علاوه بر ایجاد فرصت‌های اقتصادی و ارتباطی جدید، شیوه‌های ارتکاب جرایم علیه اموال را نیز دگرگون کرده است. در کلاهبرداری‌های سنتی، مرتکب غالباً با یک عملیات متقلبانه نسبتاً کوتاه، قربانی را فریب داده و مال او را تحصیل می‌کرد؛ اما در برخی شیوه‌های نوین، فرایند فریب ممکن است ماه‌ها پیش از انتقال مال آغاز شود.

یکی از مهم‌ترین نمونه‌های این شیوه، موسوم به Pig Butchering Scam یا «کلاهبرداری قصابی خوک» است.اصطلاح «قصابی خوک» ترجمه‌ای استعاری از روشی است که در آن کلاهبردار، پیش از تصاحب مال، قربانی را به‌تدریج برای سرمایه‌گذاری بیشتر آماده می‌کند؛ درست مانند پروار کردن حیوان پیش از ذبح. در این شیوه، مرتکب ممکن است ابتدا از طریق شبکه‌های اجتماعی یا پیام‌رسان‌ها با قربانی ارتباط برقرار کند، اعتماد وی را به دست آورد، رابطه‌ای عاطفی یا دوستانه ایجاد کند و سپس او را به سرمایه‌گذاری در یک فرصت اقتصادی ظاهراً سودآور ترغیب نماید. نکته مهم از منظر حقوق کیفری ایران آن است که «قصابی خوک» عنوان مجرمانه مستقلی نیست؛ بلکه یک شیوه یا الگوی ارتکاب جرم است. بنابراین، دادرس باید رفتار ارتکابی را با معیار عناصر قانونی، مادی و روانی عناوین کیفری موجود تطبیق دهد. 

فرایند ارتکاب کلاهبرداری «قصابی خوک»

این شگرد معمولاً در چند مرحله شکل می‌گیرد.
الف) ایجاد ارتباط
ارتباط ممکن است با یک پیام ظاهراً اشتباه، درخواست دوستی، آشنایی در شبکه‌های اجتماعی یا معرفی از سوی شخص ثالث آغاز شود.
در این مرحله معمولاً هیچ درخواست مالی مطرح نمی‌شود.
ب) ایجاد اعتماد
مرتکب به‌تدریج اطلاعاتی درباره زندگی شخصی، شغل، خانواده یا علایق خود در اختیار قربانی قرار می‌دهد و متقابلاً اطلاعاتی درباره قربانی به دست می‌آورد. گاهی رابطه میان مرتکب و قربانی شکل عاطفی پیدا می‌کند. از همین جاست که عنصر روانی شگرد آشکار می‌شود: مرتکب به جای حمله مستقیم به دارایی قربانی، ابتدا اعتماد او را هدف قرار می‌دهد.
ج) معرفی فرصت سرمایه‌گذاری
پس از ایجاد اعتماد، مرتکب موضوع سرمایه‌گذاری را مطرح می‌کند. ممکن است ادعا شود که در حوزه رمزارز، فارکس، طلا یا سایر بازارهای مالی تخصص دارد و می‌تواند برای قربانی سود قابل توجهی ایجاد کند. گاهی قربانی به یک وب‌سایت یا نرم‌افزار معاملاتی هدایت می‌شود که ظاهری کاملاً حرفه‌ای دارد اما در واقع تحت کنترل کلاهبرداران است.
د) ایجاد سود ظاهری
یکی از مهم‌ترین مراحل این شگرد، نمایش سود است.برای مثال، قربانی مبلغی را وارد حساب خود می‌کند و مشاهده می‌کند که موجودی حساب افزایش یافته است.این افزایش ممکن است کاملاً صوری باشد؛ در واقع، عدد موجود در صفحه نمایش لزوماً بیانگر وجود مال واقعی در اختیار قربانی نیست.
هـ) افزایش سرمایه
پس از جلب اعتماد قربانی، از او خواسته می‌شود سرمایه بیشتری وارد کند. ممکن است حتی اجازه برداشت مبلغی اندک نیز به او داده شود تا تصور کند سامانه واقعی است. این مرحله از لحاظ جرم‌شناختی بسیار مهم است؛ زیرا قربانی با مشاهده موفقیت ظاهری، خود به انتقال مبالغ بیشتر مبادرت می‌کند.
و) جلوگیری از برداشت
هنگامی که قربانی تصمیم به برداشت سرمایه می‌گیرد، ناگهان با موانعی مواجه می‌شود. از وی ممکن است مالیات، کارمزد، هزینه احراز هویت یا مبلغ دیگری مطالبه شود. قربانی برای آزاد کردن سرمایه خود، مبلغ دیگری می‌پردازد، اما پس از آن نیز ممکن است مطالبه جدیدی مطرح شود. در نهایت مشخص می‌شود که سرمایه‌گذاری اساساً واقعی نبوده و وجوه به حساب‌ها یا کیف‌پول‌های متعلق به مرتکبان منتقل شده است.


 آیا این رفتار در حقوق ایران «کلاهبرداری» است؟
در صورت احراز شرایط قانونی، پاسخ می‌تواند مثبت باشد، اما صرف وجود فریب یا دروغ برای تحقق کلاهبرداری کافی نیست. مطابق ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشاء و اختلاس و کلاهبرداری، برای تحقق کلاهبرداری باید مجموعه‌ای از عناصر قانونی، مادی و روانی احراز شود. در تحلیل «قصابی خوک» باید به‌ویژه به سه موضوع توجه کرد:
اول: توسل به وسایل متقلبانه
دوم: فریب خوردن قربانی
سوم: تحصیل مال دیگری در نتیجه این عملیات
بنابراین اگر شخصی صرفاً وعده سود بدهد ولی عملیات متقلبانه‌ای در کار نباشد، نمی‌توان بدون بررسی دقیق، رفتار او را کلاهبرداری دانست.

 آیا دروغ‌گویی در رابطه عاطفی، وسیله متقلبانه است؟
این مسئله یکی از دشوارترین مباحث حقوقی این شگرد است. فرض کنیم شخصی با هویت جعلی وارد رابطه عاطفی با فردی شود و پس از مدتی او را به سرمایه‌گذاری دعوت کند. آیا صرف اینکه شخصیت عاطفی او جعلی بوده، برای تحقق کلاهبرداری کافی است؟ خیر، به‌صورت مطلق نمی‌توان چنین نتیجه‌ای گرفت. باید بررسی شود که آیا هویت جعلی، روابط ساختگی یا اطلاعات خلاف واقع، در چهارچوب یک عملیات متقلبانه برای بردن مال مورد استفاده قرار گرفته است یا خیر. در حقوق کیفری، اصل قانونی بودن جرم و مجازات و تفسیر مضیق قوانین کیفری مانع از آن است که هر رفتار فریبکارانه اخلاقی یا اجتماعی را بدون نص قانونی، جرم تلقی کنیم.
بنابراین باید میان دروغ اخلاقی و توسل به وسایل متقلبانه برای تحصیل مال تفکیک کرد.


جایگاه کلاهبرداری رایانه‌ای
یکی از پرسش‌های مهم آن است که اگر تمام فرایند از طریق اینترنت و نرم‌افزار انجام شده باشد، آیا باید رفتار را کلاهبرداری رایانه‌ای دانست؟ پاسخ به نحوه ارتکاب بستگی دارد. ماده ۱۳ قانون جرایم رایانه‌ای ــ که در قانون مجازات اسلامی نیز انعکاس یافته است ــ رفتارهایی را که از طریق سامانه‌های رایانه‌ای یا مخابراتی و با اعمالی نظیر ایجاد، تغییر، محو یا متوقف کردن داده‌ها یا مختل کردن سامانه و با توسل به وسایل متقلبانه موجب تحصیل مال یا منفعت برای مرتکب یا دیگری شود، مورد حکم قرار داده است؛
بنابراین صرف اینکه ارتباط میان کلاهبردار و قربانی در اینستاگرام یا تلگرام صورت گرفته باشد، لزوماً جرم را به کلاهبرداری رایانه‌ای تبدیل نمی‌کند. این تمایز اهمیت زیادی دارد. ممکن است اینترنت صرفاً وسیله ارتباط و اعتمادسازی باشد، در حالی که عملیات متقلبانه اصلی خارج از ساختار داده‌ای سامانه رایانه‌ای انجام شده باشد. در مقابل، اگر سامانه یا داده‌های رایانه‌ای به‌طور مستقیم در عملیات متقلبانه و تحصیل مال نقش قانونی مقرر در ماده ۱۳ داشته باشند، عنوان کلاهبرداری رایانه‌ای قابل بررسی خواهد بود.


 رمزارز؛ مال موضوع جرم
وجود رمزارز در این پرونده‌ها مسئله دیگری ایجاد می‌کند. در «قصابی خوک» معمولاً قربانی ممکن است رمزارز خود را به یک آدرس کیف پول منتقل کند. پرسش این است: آیا انتقال رمزارز می‌تواند موضوع تحصیل مال در یک جرم مالی قرار گیرد؟ پاسخ را نمی‌توان صرفاً با این استدلال که رمزارز پول رسمی کشور نیست، منفی دانست. باید ماهیت حقوقی و مالی دارایی مورد انتقال و عنوان کیفری مورد استناد به‌طور جداگانه بررسی شود. به‌ویژه باید میان «پول» به معنای خاص حقوقی و مال یا منفعت مالی تفکیک کرد.
در نتیجه، در پرونده‌ای که قربانی دارایی دیجیتال خود را در نتیجه عملیات متقلبانه از دست داده است، تحقیقات کیفری باید بر ماهیت دارایی، نحوه انتقال، ارزش اقتصادی آن و ارتباط مستقیم انتقال با رفتار متقلبانه متمرکز شود.


 تفاوت سرمایه‌گذاری ناموفق با کلاهبرداری
این تمایز برای جلوگیری از توسعه نارواى قلمرو حقوق کیفری بسیار مهم است.فرض کنیم فردی شخص دیگری را به سرمایه‌گذاری در یک پروژه واقعی دعوت کند.پروژه شکست می‌خورد و سرمایه‌گذار متضرر می‌شود.صرف شکست اقتصادی، کلاهبرداری نیست، اما اگر از ابتدا پروژه‌ای وجود نداشته باشد و شخص با ارائه اطلاعات ساختگی، حساب‌های جعلی، سودهای صوری و اسناد یا سامانه‌های جعلی، قربانی را به انتقال مال وادار کرده باشد، وضعیت کاملاً متفاوت است؛ بنابراین در «قصابی خوک» باید زمان شکل‌گیری سوءنیت و وجود عملیات متقلبانه مورد توجه قرار گیرد. شکست بعدی یک سرمایه‌گذاری واقعی با طراحی قبلی برای بردن مال دیگری یکسان نیست.


 مسئله رضایت قربانی
یکی از دفاع‌های محتمل مرتکب این است: «قربانی خودش پول را انتقال داده است.»، اما در کلاهبرداری، انتقال مال غالباً با دست خود قربانی انجام می‌شود. نکته اساسی این نیست که چه کسی دکمه انتقال را زده است؛ بلکه باید مشخص شود: آیا اراده انتقال مال، محصول عملیات متقلبانه مرتکب بوده است یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت باشد، رضایت ظاهری قربانی مانع تحقق کلاهبرداری نخواهد بود.
در «قصابی خوک» این موضوع اهمیت مضاعف دارد؛ زیرا تمام طراحی جرم بر این اساس استوار است که قربانی تصور کند خودش با اختیار و برای کسب سود، سرمایه‌گذاری می‌کند.


 شبکه سازمان‌یافته؛ قربانی واحد، مرتکبان متعدد
یکی دیگر از ویژگی‌های این شگرد، احتمال سازمان‌یافتگی آن است. ممکن است شخصی که با قربانی ارتباط عاطفی برقرار می‌کند، همان شخصی نباشد که وب‌سایت سرمایه‌گذاری جعلی را اداره می‌کند یا وجوه را دریافت می‌کند. در واقع ممکن است شبکه‌ای از افراد وجود داشته باشد: شخص ایجادکننده رابطه، شخص ارائه‌دهنده اطلاعات سرمایه‌گذاری، مدیر پلتفرم جعلی، دارنده حساب بانکی، دارنده کیف پول رمزارزی، انتقال‌دهنده وجوه و و شخصی که عملیات فنی را انجام می‌دهد. در چنین شرایطی، تحقیقات کیفری نباید صرفاً به شناسایی فردی که با قربانی گفت‌وگو کرده است محدود شود. باید زنجیره کامل تحصیل و انتقال مال مورد بررسی قرار گیرد.
۹. ادله الکترونیکی؛ ستون اصلی اثبات جرم در پرونده‌های «قصابی خوک»، ادله الکترونیکی نقش اساسی دارد. از جمله: پیام‌های رد و بدل‌شده، فایل‌های صوتی و تصویری، تصاویر حساب‌های سرمایه‌گذاری، آدرس کیف پول‌ها، سوابق تراکنش‌های بلاک‌چین، اطلاعات صرافی‌ها، شماره تلفن‌ها، حساب‌های بانکی، دامنه و اطلاعات فنی وب‌سایت، سوابق ورود به حساب‌ها و و داده‌های مربوط به ارتباطات اینترنتی. اهمیت این ادله در آن است که در بسیاری از موارد، خودِ انتقال وجه فقط حلقه پایانی جرم است و بخش اصلی عملیات متقلبانه در فضای دیجیتال اتفاق افتاده است.


دشواری شناسایی مرتکب
یکی از چالش‌های جدی این نوع پرونده‌ها، استفاده از هویت‌های جعلی و حساب‌های واسط است. ممکن است شخصی که قربانی او را می‌شناسد، اصلاً دریافت‌کننده نهایی مال نباشد. همچنین کیف پول رمزارزی ممکن است مستقیماً به هویت واقعی مرتکب متصل نباشد؛ ازاین‌رو، تحقیقات باید از یک رابطه ساده میان «شاکی و متهم» فراتر رود و مسیر انتقال دارایی را دنبال کند. در واقع، در چنین پرونده‌هایی گاهی ردیابی مال از شناسایی اولیه شخص مهم‌تر است. 


 تحلیل جرم‌شناختی «قصابی خوک»
از منظر جرم‌شناسی، «قصابی خوک» نمونه روشنی از ترکیب مهندسی اجتماعی و جرم اقتصادی است. مرتکب سه سرمایه را علیه قربانی به کار می‌گیرد: سرمایه اطلاعاتی، سرمایه روانی و سرمایه فناورانه. ابتدا اطلاعاتی درباره قربانی جمع‌آوری می‌شود؛ سپس از آن برای ایجاد اعتماد استفاده می‌شود و در مرحله نهایی، فناوری برای انتقال و پنهان‌سازی دارایی به کار گرفته می‌شود. در نتیجه، جرم از یک «فریب ساده» فراتر می‌رود و به یک فرایند تدریجی تسلط بر تصمیم اقتصادی قربانی تبدیل می‌شود.


نتیجه‌گیری
«قصابی خوک» را باید یکی از نمونه‌های مهم تحول کلاهبرداری در عصر دیجیتال دانست. این شگرد نشان می‌دهد که کلاهبرداری معاصر الزاماً با یک عملیات متقلبانه آشکار و فوری آغاز نمی‌شود؛ بلکه ممکن است با یک گفت‌وگوی ساده، یک رابطه عاطفی یا دوستانه و حتی یک پیام اشتباه آغاز شده و پس از هفته‌ها یا ماه‌ها به تحصیل مال منتهی شود. با این حال، از منظر حقوق کیفری ایران، نباید صرفاً به جدید بودن این شگرد یا استفاده از رمزارز و شبکه‌های اجتماعی، عنوان مجرمانه جدیدی ایجاد کرد. اصل قانونی بودن جرم و مجازات اقتضا می‌کند که رفتار مرتکب با عنوان مجرمانه موجود و عناصر قانونی آن تطبیق داده شود.
ازاین‌رو، در هر پرونده باید مشخص شود: آیا عملیات متقلبانه‌ای واقع شده است؟ این عملیات متقلبانه چه بوده است؟ آیا قربانی بر اثر آن فریب خورده است؟ آیا مال در نتیجه این فریب تحصیل شده است؟ آیا سامانه رایانه‌ای مستقیماً در عملیات مجرمانه نقش داشته است؟ و در نهایت، چه کسی و با چه میزان دخالت، از تحصیل مال منتفع شده است؟
پاسخ دقیق به این پرسش‌هاست که تعیین می‌کند رفتار ارتکابی صرفاً یک معامله ناموفق، وعده خلاف واقع، اختلاف قراردادی یا رفتار غیراخلاقی بوده یا واجد عناصر یکی از عناوین کیفری، از جمله کلاهبرداری یا کلاهبرداری رایانه‌ای، است. در «قصابی خوک»، قربانی ممکن است تصور کند که در حال سرمایه‌گذاری برای ثروتمند شدن است؛ در حالی که در واقع، تمام فرایند سرمایه‌گذاری بخشی از عملیات فریب برای انتقال ثروت از قربانی به مجرم بوده است؛ به همین دلیل، شاید بتوان ویژگی اصلی این شگرد را در یک جمله خلاصه کرد:
در کلاهبرداری سنتی، مجرم ابتدا به سراغ مال قربانی می‌رود؛ در «قصابی خوک»، ابتدا به سراغ اعتماد قربانی می‌رود و سپس مال او را تصاحب می‌کند.

بازگشت به فهرست