JAI NewsRoom مدیریت

آب و شکنندگی زیرساخت‌های مدرن

11 خرداد 1405 | 09:40 •اقتصاد
آب و شکنندگی زیرساخت‌های مدرن

سامانه‌های مدرن آب، هر چقدر کارآمد و پیشرفته، در برابر جنگ، اختلال انرژی و تغییر اقلیم شکننده‌تر از چیزی هستند که تصور می‌کنیم

قطع برق معمولاً چند ساعت قابل تحمل است. کمبود بنزین زندگی را کند می‌کند. اینترنت که از کار بیفتد، اقتصاد و ارتباطات مختل می‌شوند. اما وقتی آب سالم از جریان بایستد، جامعه خیلی سریع وارد مرحله دیگری می‌ شود؛ اضطراب، اختلال بهداشتی، صف، ترس و بی‌ ثباتی. آب ستون پنهان زندگی روزمره است. به همین دلیل، در بسیاری از جنگ‌ های مدرن، آب دیگر فقط موضوع مناقشه نیست؛ خودِ سامانه آب به هدف تبدیل شده است.

سال‌ها درباره «جنگ بر سر آب» صحبت می‌شد؛ رقابت برای دسترسی به رودخانه‌ها، سدها یا منابع زیرزمینی. اما امروز شکل نگران‌کننده‌تری در حال ظهور است: «جنگ علیه آب». حمله به زیرساخت‌هایی که آب را ذخیره، تصفیه و توزیع می‌کنند. این حمله همیشه مستقیم نیست. گاهی یک نیروگاه برق از کار می‌افتد و ایستگاه‌های پمپاژ متوقف می‌شوند. گاهی آلودگی نفتی، آب ورودی آب‌ شیرین‌کن‌ها را تهدید می‌کند. گاهی یک حمله سایبری یا اختلال در زنجیره تأمین مواد شیمیایی کافی است تا بخشی از سامانه آب دچار بحران شود. در جنگ جهانی دوم، حمله به سدهای آلمان تنها یک عملیات نظامی نبود؛ تلاشی برای فلج کردن زیرساخت و زندگی روزمره بود. دهه‌ها بعد، در جنگ خلیج فارس، آسیب به شبکه برق و آب عراق بحران گسترده بهداشت عمومی ایجاد کرد. در سال‌های اخیر نیز درگیری‌های مختلف در خاورمیانه و اروپا بارها نشان داده‌اند که زیرساخت آب تا چه اندازه می‌تواند به نقطه ضعف یک جامعه تبدیل شود. اما مسئله فقط جنگ نیست.

مشکل اینجاست که بسیاری از سامانه‌های مدرن آب، هر چقدر هم پیشرفته و کارآمد باشند، به‌ شدت متمرکز و وابسته‌اند؛ وابسته به برق پایدار، سوخت، قطعات، شبکه دیجیتال و خطوط انتقال. این تمرکز، بهروری ایجاد می‌کند؛ اما همزمان شکنندگی هم می‌آورد.

نمونه روشن آن، وابستگی گسترده برخی کشورهای خشک منطقه به آب‌شیرین‌کن‌هاست. بدون این سامانه‌ها زندگی میلیون‌ها نفر ممکن نبود. اما همین سامانه‌ها به آب دریای نسبتاً پاک، انرژی دائمی و عملکرد پیوسته تجهیزات وابسته‌اند. در جنگ خلیج فارس، آلودگی نفتی در دریا فقط یک فاجعه زیست‌محیطی نبود؛ تهدیدی برای امنیت آب منطقه هم بود. این یکی از تناقض‌های مهم دنیای مدرن است: هرچه سامانه‌ها پیشرفته‌تر و متمرکزتر می‌شوند، تعداد نقاط شکست بحرانی کمتر اما حساس‌تر می‌شود.

همزمان، تغییر اقلیم نیز در حال کاهش «حاشیه امن طبیعی» منابع آب است. برای هزاران سال، برف کوهستان‌ها مانند یک مخزن طبیعی عمل می‌کرد. آب را در زمستان ذخیره و در فصل گرم آزاد می‌کرد. اما امروز بخشی از این تعادل در حال تغییر است. گرمای بیشتر یعنی تبخیر بیشتر از مخازن سطحی، خشکسالی‌های طولانی‌تر و فشار بیشتر بر منابع زیرزمینی. طبیعت، آرام‌ آرام بخشی از نقش خود را به‌ عنوان ذخیره پنهان آب از دست می‌دهد. در چنین شرایطی، لازم است دوباره درباره فلسفه طراحی سامانه‌های آب فکر کنیم. نه از سر نوستالژی، بلکه برای فهمیدن اینکه جوامع خشک در گذشته چگونه با نااطمینانی کنار می‌آمدند.

قنات‌های ایرانی متعلق به جهانی متفاوت بودند؛ جهانی بدون مصرف عظیم انرژی و شهرهای میلیونی. اما پشت آن‌ها یک منطق مهم وجود داشت: کاهش وابستگی و توزیع ریسک. آب در زیر زمین حرکت می‌کرد، نه روی سطحی که زیر آفتاب تبخیر شود. جریان بیشتر بر پایه جاذبه بود، نه وابسته به پمپ و برق. ذخیره زیرزمینی دمای آب را پایین نگه می‌داشت و تلفات را کاهش می‌داد. مهم‌تر از همه، بسیاری از این سامانه‌ها وابسته به یک نقطه شکست بزرگ نبودند. در بخش‌هایی از ایران، مدیریت سنتی سیلاب نیز فقط برای کنترل خطر نبود. پخش سیلاب می‌توانست به تغذیه آب زیرزمینی، تقویت خاک و پایداری کشاورزی کمک کند. آب‌انبارها و بادگیرها هم بخشی از همین منطق بودند؛ استفاده از ویژگی‌های طبیعی اقلیم، نه صرفاً مقابله پرهزینه با آن. البته مسئله امروز بازگشت به گذشته نیست. هیچ شهر مدرنی با قنات اداره نمی‌شود. مسئله، یادآوری یک اصل فراموش‌شده است: سامانه‌ای که همه چیز را به چند نقطه محدود وابسته کند، در زمان بحران آسیب‌پذیرتر می‌شود.

به همین دلیل، برخی شهرهای جهان دوباره به سمت ذخیره‌سازی زیرزمینی، لایه‌های پشتیبان و سامانه‌های ترکیبی حرکت کرده‌اند. توکیو سامانه عظیم تونل‌های زیرزمینی برای کنترل سیلاب ساخته است. کپنهاگ پس از سیلاب‌های شدید، بخشی از راهبرد خود را بر ذخیره و هدایت آب در زیر شهر متمرکز کرد. در نقاط مختلف جهان، پروژه‌هایی برای ذخیره آب در آبخوان‌ها، جمع‌آوری آب باران، بازچرخانی محلی و مخازن اضطراری در حال گسترش‌اند. هدف این پروژه‌ها کنار گذاشتن زیرساخت‌های بزرگ نیست. شهرهای مدرن همچنان به سدها، تصفیه‌خانه‌ها و شبکه‌های اصلی نیاز دارند. اما ایده جدید این است که اگر بخشی از سیستم از کار افتاد، کل شهر فلج نشود. این همان تفاوت میان «کارآمدی» و «تاب‌آوری» است.

در دهه‌های گذشته، بسیاری از سامانه‌های آب برای شرایط عادی طراحی شدند؛ برای کاهش هزینه، افزایش بهره‌وری و تأمین پیوسته. اما جهان امروز دیگر کاملاً عادی نیست. جنگ، خشکسالی، آتش‌سوزی، حملات سایبری، اختلال انرژی و رخدادهای زنجیره‌ای، هم‌زمان در حال افزایش‌اند. در چنین جهانی، امنیت آب فقط به معنای داشتن آب بیشتر نیست. معنایش داشتن سامانه‌هایی است که حتی در شرایط بحران نیز بتوانند حداقل عملکرد حیاتی را حفظ کنند؛ سامانه‌هایی با ذخیره محلی، لایه‌های پشتیبان، وابستگی کمتر به یک منبع یا یک فناوری، و توان بازیابی سریع‌تر.

«بازسازی بهتر» دیگر فقط به معنای ساختن زیرساخت‌های بزرگ‌تر نیست. معنایش بازاندیشی در نحوه ذخیره، توزیع و حفاظت از آب است؛ سامانه‌هایی که نه فقط برای روزهای آرام، بلکه برای روزهای دشوار هم طراحی شده‌اند.

در جهانی گرم‌ تر، متراکم‌تر و پرتنش‌تر، مسئله اصلی فقط کمبود آب نیست، شکنندگی آب است.

بازگشت به فهرست