JAI NewsRoom مدیریت

آموزش، اقلیم، جنسیت و سیاست؛ چهره‌های جدید نابرابری جهانی

10 مرداد 1405 | 08:30 •جهان
آموزش، اقلیم، جنسیت و سیاست؛ چهره‌های جدید نابرابری جهانی

نابرابری تنها به شکاف درآمد و ثروت محدود نمی‌شود؛ به آموزش، فرصت‌های شغلی زنان، مسئولیت اقلیمی، نظام مالی جهانی و نفوذ سیاسی هم سرایت کرده است. گزارش نابرابری جهانی ۲۰۲۶ نشان می‌دهد این ابعاد، یکدیگر را تقویت کرده و نظامی از فرصت‌های انباشته برای عده‌ای و محرومیت برای دیگران ساخته‌اند.

نابرابری به یکی از مهم‌ترین چالش‌های قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶ (WIR 2026) نشان می‌دهد که نابرابری دیگر تنها به تفاوت در درآمد و ثروت محدود نمی‌شود، بلکه به حوزه‌های مختلف زندگی انسان‌ها گسترش یافته است؛ از دسترسی به آموزش و مسئولیت‌پذیری اقلیمی گرفته تا فرصت‌های جنسیتی، نظام‌های مالی و میزان نفوذ سیاسی.

این شکل‌های مختلف نابرابری به‌شدت به یکدیگر مرتبط‌اند و یکدیگر را تقویت می‌کنند. در نتیجه، نظام‌هایی شکل می‌گیرد که در آنها مزایا و فرصت‌ها برای برخی گروه‌ها به‌صورت فزاینده انباشته می‌شود، در‌حالی‌که گروه‌های دیگر در چرخه‌ای از فرصت‌های محدود گرفتار می‌مانند.

این گزارش که بر پایه پژوهش‌های بیش از ۲۰۰ پژوهشگر وابسته به آزمایشگاه جهانی نابرابری (World Inequality Lab) تهیه شده است، تصویری گسترده از شیوه عملکرد نابرابری در سراسر جهان ارائه می‌دهد. پیام اصلی گزارش آن است که نابرابری صرفا حاصل تفاوت‌های طبیعی میان جوامع یا افراد نیست؛ بلکه بازتاب مجموعه‌ای از انتخاب‌های سیاسی، اقتصادی و نهادی است که نحوه توزیع منابع، فرصت‌ها و قدرت را تعیین می‌کنند.

نابرابری درآمد و ثروت: تمرکز منابع در راس هرم

آشکارترین شکل نابرابری همچنان توزیع نابرابر درآمد و ثروت است. بر اساس گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶، اقتصاد جهانی با تمرکز کم‌سابقه منابع در میان بخش کوچکی از جمعیت مشخص می‌شود.

۱۰ درصد ثروتمندترین افراد جهان درآمدی بیش از مجموع ۹۰ درصد باقی‌مانده جمعیت جهان دارند، در‌حالی‌که نیمی از فقیرترین انسان‌ها کمتر از ۱۰ درصد کل درآمد جهانی را دریافت می‌کنند.

تمرکز ثروت حتی شدیدتر است: ۱۰ درصد بالای هرم توزیع ثروت، سه‌چهارم ثروت جهانی را در اختیار دارند، در‌حالی‌که نیمی از جمعیت جهان تنها سهم بسیار اندکی از این ثروت را مالک است.

این شکاف در بالاترین سطوح توزیع ثروت، ابعاد چشمگیرتری پیدا می‌کند. گروه بسیار کوچکی از مولتی‌میلیونرها و ابرثروتمندان، ثروتی در اختیار دارند که از مجموع دارایی میلیاردها نفر در جهان بیشتر است.

این گزارش تاکید می‌کند که ثروت میلیاردرها و صاحبان دارایی‌های چندصد میلیون دلاری از دهه ۱۹۹۰ تاکنون بسیار سریع‌تر از ثروت نیمه پایین جمعیت جهان افزایش یافته است. هرچند جمعیت‌های کم‌درآمد هم در این دوره شاهد بهبودهایی بوده‌اند، این پیشرفت‌ها در مقایسه با انباشت ثروت در میان ثروتمندترین گروه‌ها بسیار محدودتر بوده است.

تمرکز ثروت تنها به ایجاد شکاف‌های اقتصادی منجر نمی‌شود؛ بلکه تفاوت در میزان نفوذ، دسترسی به فرصت‌ها و توانایی اثرگذاری بر ساختارهای سیاسی و اجتماعی را هم افزایش می‌دهد.

نابرابری میان مناطق جهان: جغرافیای جهانی فرصت‌ها

یکی از مهم‌ترین الگوهایی که این گزارش شناسایی می‌کند، شکاف گسترده میان مناطق مختلف جهان است. میانگین‌های جهانی بسیاری از تفاوت‌های اساسی در سطح زندگی، منابع و فرصت‌ها را پنهان می‌کنند.

مناطقی با درآمد بالا، مانند آمریکای شمالی و اقیانوسیه و اروپا، در کنار مناطقی قرار دارند که متوسط درآمد در آنها همچنان بسیار پایین‌تر است؛ از جمله آفریقای جنوب صحرا، جنوب و جنوب‌شرقی آسیا و بخش‌هایی از آمریکای لاتین.

تفاوت درآمد میان مناطق بسیار چشمگیر است. یک فرد متوسط در آمریکای شمالی و اقیانوسیه حدود ۱۳ برابر بیشتر از یک فرد متوسط در آفریقای جنوب صحرا درآمد دارد. حتی پس از تعدیل تفاوت قیمت‌ها میان مناطق مختلف، این شکاف همچنان قابل‌توجه باقی می‌ماند.

با این حال، نابرابری منطقه‌ای تنها به تفاوت میانگین درآمدها محدود نمی‌شود. در داخل هر منطقه هم درآمد و ثروت به شکل نابرابری توزیع شده‌اند و گروه‌های ثروتمند سهم بسیار بیشتری از منابع را نسبت به نیمی از فقیرتر جامعه در اختیار دارند.

همچنین برخی مناطق با یک چالش دوگانه روبه‌رو هستند: سطح پایین‌تر درآمد متوسط در کنار نابرابری شدید داخلی. برای نمونه، آفریقای جنوب صحرا هم با محدودیت منابع متوسط مواجه است و هم تمرکز قابل‌توجه ثروت را تجربه می‌کند. حتی مناطق ثروتمندتر جهان هم با نابرابری‌های جدی در داخل جوامع خود روبه‌رو هستند. این موضوع نشان می‌دهد که توسعه اقتصادی به‌تنهایی نمی‌تواند توزیع نابرابر منابع را از میان ببرد.

نابرابری در سرمایه انسانی: دسترسی نابرابر به آینده

یکی از سرچشمه‌های مهم نابرابری، دسترسی نابرابر به سرمایه انسانی، به‌ویژه آموزش است. گزارش تاکید می‌کند که تفاوت در میزان سرمایه‌گذاری آموزشی، نوعی جغرافیای فرصت ایجاد می‌کند که بر نسل‌های مختلف تاثیر می‌گذارد.

در سال ۲۰۲۵، متوسط هزینه آموزش بر اساس قدرت خرید برای هر کودک در آفریقای جنوب صحرا، حدود ۲۲۰ یورو بود؛ در حالی که این رقم در اروپا حدود ۷ هزار و 430 یورو و در آمریکای شمالی و اقیانوسیه حدود ۹ هزار و 20 یورو بوده است.

این ارقام نشان‌دهنده شکافی بیش از یک به چهل میان این مناطق است. چنین تفاوت‌هایی بر توانایی افراد برای کسب مهارت، دستیابی به مشاغل بهتر و بهبود موقعیت اقتصادی آنها در طول زمان تاثیر مستقیم می‌گذارد.

بنابراین، نابرابری آموزشی به یکی از عوامل بلندمدت ایجاد نابرابری ثروت تبدیل می‌شود. هنگامی که برخی جوامع منابع بسیار بیشتری برای پرورش توانایی‌های انسانی در اختیار دارند، فرصت‌های گسترده‌تری برای جمعیت خود ایجاد می‌کنند؛ درحالی‌که مناطقی با منابع کمتر، برای کاهش این فاصله با دشواری بیشتری روبه‌رو هستند.

نابرابری جنسیتی: ارزش نابرابر کار

نابرابری جنسیتی همچنان یکی دیگر از ابعاد مهم نابرابری جهانی است. این گزارش نشان می‌دهد که زنان، با وجود نقش چشمگیرشان در زندگی اقتصادی و اجتماعی، همچنان سهم بسیار کمتری از درآمد حاصل از کار را نسبت به مردان دریافت می‌کنند.

در سطح جهان، زنان تنها اندکی بیش از یک‌چهارم کل درآمد حاصل از کار را در اختیار دارند. تفاوت میان مناطق مختلف هم قابل توجه است: سهم زنان از درآمد کار در خاورمیانه و شمال آفریقا و همچنین جنوب و جنوب‌شرقی آسیا پایین‌ترین میزان را دارد. سایر مناطق عملکرد بهتری دارند، اما همچنان با شکاف‌های قابل‌توجهی روبه‌رو هستند.

این نابرابری زمانی آشکارتر می‌شود که کارهای بدون دستمزد خانگی و مراقبتی نیز در نظر گرفته شود. اگر فعالیت‌های بدون دستمزد محاسبه شوند، زنان به‌طور میانگین ساعات بیشتری از مردان کار می‌کنند، اما این نوع کار اغلب از نظر اقتصادی به رسمیت شناخته نمی‌شود. گزارش نشان می‌دهد که اگر کارهای بدون دستمزد در محاسبات لحاظ نشوند، زنان به‌طور متوسط تنها ۶۱ درصد درآمد ساعتی مردان را دریافت می‌کنند؛ اما با در نظر گرفتن فعالیت‌های بدون دستمزد، این رقم به ۳۲ درصد کاهش می‌یابد.

این نابرابری، فرصت‌های شغلی زنان را محدود می‌کند، توانایی آنها برای انباشت ثروت را کاهش می‌دهد و بر میزان مشارکت آنان در نظام‌های سیاسی و اقتصادی اثر می‌گذارد.

نابرابری اقلیمی: مسئولیت نابرابر و خطرات نابرابر

تغییر اقلیم هم تحت تاثیر نابرابری قرار دارد. این گزارش استدلال می‌کند که مسئولیت انتشار گازهای گلخانه‌ای به‌شدت در میان گروه‌های ثروتمند، به‌ویژه از طریق مالکیت سرمایه خصوصی، متمرکز است.

۱۰ درصد ثروتمندترین افراد جهان مسئول ۷۷ درصد از انتشار جهانی مرتبط با مالکیت سرمایه خصوصی هستند، در‌حالی‌که فقیرترین نیمه جمعیت جهان تنها سهم بسیار کوچکی در این میزان انتشار دارد.

این وضعیت رابطه‌ای نابرابر میان مسئولیت و آسیب‌پذیری ایجاد می‌کند. کسانی که کمترین نقش را در ایجاد تغییرات اقلیمی داشته‌اند، اغلب بیشترین آسیب را از پیامدهای آن متحمل می‌شوند، در‌حالی‌که گروه‌های ثروتمندتر منابع بیشتری برای محافظت از خود در برابر این پیامدها دارند.

از این رو، نابرابری اقلیمی نه‌تنها یک مسئله زیست‌محیطی، بلکه یک مسئله اجتماعی هم به‌شمار می‌آید.

نظام مالی جهانی و نابرابری ساختاری

نظام مالی بین‌المللی یکی دیگر از سازوکارهایی است که از طریق آن نابرابری بازتولید می‌شود. بر اساس این گزارش، کشورهایی که ارزهای ذخیره‌ای مسلط جهان را در اختیار دارند، از هزینه‌های استقراض پایین‌تر و مزیت‌های مالی بیشتری بهره‌مند می‌شوند. این در‌حالی است که کشورهای در حال توسعه با هزینه‌های بالاتر و فرصت‌های محدودتر برای سرمایه‌گذاری در مسیر توسعه روبه‌رو هستند.

این نظام، جریان مستمری از مزیت‌های مالی را به سوی اقتصادهای ثروتمندتر هدایت می‌کند. کشورهای فقیرتر بخشی از منابعی را از دست می‌دهند که می‌توانست برای آموزش، بهداشت، زیرساخت‌ها و دیگر زمینه‌های توسعه مورد استفاده قرار گیرد.

نتیجه، نوعی نابرابری ساختاری است که هم شکاف میان کشورها را تقویت می‌کند و هم بر نابرابری‌های داخلی درون کشورها اثر می‌گذارد.

نابرابری سیاسی: زمانی که شکاف‌های اقتصادی بر دموکراسی اثر می‌گذارند

نابرابری اقتصادی از عرصه سیاست جدا نمی‌ماند. گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶ نشان می‌دهد که دسترسی نابرابر به منابع، بر میزان نمایندگی سیاسی و توانایی جوامع برای تدوین سیاست‌هایی با هدف کاهش نابرابری تاثیر می‌گذارد.

شکاف‌های جغرافیایی هم اهمیت فزاینده‌ای پیدا کرده‌اند. در بسیاری از دموکراسی‌های پیشرفته، تفاوت میان شهرهای بزرگ و شهرهای کوچک‌تر به دلیل دسترسی نابرابر به خدمات عمومی، فرصت‌های شغلی و میزان مواجهه با تحولات اقتصادی، به‌طور چشمگیری افزایش یافته است.

این شکاف‌ها انسجام اجتماعی را تضعیف می‌کنند و دستیابی به حمایت گسترده برای سیاست‌های بازتوزیعی را دشوارتر می‌سازند.

هم‌زمان، ثروت می‌تواند به نفوذ سیاسی تبدیل شود. تمرکز کمک‌های مالی سیاسی در میان گروه‌های ثروتمند، به نخبگان اقتصادی امکان می‌دهد تاثیر بیشتری بر مباحث عمومی و روند سیاست‌گذاری داشته باشند. این موضوع لایه دیگری از نابرابری ایجاد می‌کند؛ جایی که قدرت اقتصادی می‌تواند به قدرت سیاسی تبدیل شود.

علل نابرابری و راه‌های احتمالی مقابله با آن

گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶، نابرابری را نتیجه مجموعه‌ای از نظام‌های به‌هم‌پیوسته می‌داند، نه حاصل یک عامل منفرد. دسترسی نابرابر به آموزش، تمرکز ثروت، ساختارهای مالی، تبعیض جنسیتی، مسئولیت نابرابر در قبال تغییرات اقلیمی و چندپارگی سیاسی، همگی در شکل‌گیری جهان نابرابر امروز نقش دارند.

با این حال، گزارش تاکید می‌کند که کاهش نابرابری امکان‌پذیر است. مالیات‌گذاری تصاعدی، سرمایه‌گذاری در توانمندی‌های انسانی، تقویت حقوق کار، بازتوزیع منابع و اصلاحاتی که مشارکت سیاسی را گسترده‌تر می‌کنند، می‌توانند شیوه توزیع فرصت‌ها و منابع را تغییر دهند.

کاهش نابرابری تنها مسئله‌ای مربوط به عدالت نیست؛ بلکه برای ثبات اقتصادی، تاب‌آوری دموکراتیک و توانایی جوامع در مواجهه با چالش‌های جهانی هم ضرورتی اساسی دارد.

پیام اصلی گزارش جهانی نابرابری ۲۰۲۶ این است که نابرابری امری اجتناب‌ناپذیر نیست. این پدیده نتیجه انتخاب‌هایی است که در چارچوب نظام‌های اقتصادی و سیاسی صورت می‌گیرد. دگرگون کردن این نظام‌ها همچنان یکی از مهم‌ترین چالش‌ها برای ساختن آینده‌ای متوازن‌تر و فراگیرتر به شمار می‌رود.
منبع: گزارش جهانی نابرابری 2026

بازگشت به فهرست