JAI NewsRoom مدیریت

گزارش عدالت جهانی: برنامه‌ای برای برابری و رفاه در محدودیت‌های زیست‌بومی

21 خرداد 1405 | 09:00 •جهان
گزارش عدالت جهانی: برنامه‌ای برای برابری و رفاه در محدودیت‌های زیست‌بومی

«گزارش عدالت جهانی» که توسط «آزمایشگاه نابرابری جهانی» منتشر شده، حاصل کار اقتصاددانانی مانند توماس پیکتی و لوکاس شنسل با مشارکت بیش از ۲۰۰ پژوهشگر است. در این مقاله خلاصه‌ای از اهداف و چشم‌اندازهای این گزارش را می‌خوانید.

«گزارش عدالت جهانی» (The Global Justice Report) استدلالی جسورانه برای قرن بیست‌ویکم ارائه می‌دهد: توسعه انسانی، برابری اجتماعی و بقای زیست‌بومی نباید به عنوان اهداف متضاد با یکدیگر تلقی شوند. بر اساس این گزارش، یک سیاره قابل سکونت و یک استاندارد زندگی شایسته برای همه هنوز امکان‌پذیر است، اما تنها در صورتی که جهان همزمان در سه جبهه حرکت کند: کاهش سریع کربن، تغییر اساسی به سوی بسندگی و کاهش چشمگیر نابرابری.

در مرکز این گزارش یک ایده ساده قرار دارد. سیاست اقلیمی اگر فقط بر انتشار گازهای گلخانه‌ای متمرکز باشد، نمی‌تواند موفق شود. به عبارت دیگر اگر عدالت اجتماعی محدودیت‌های مادی کره زمین را نادیده بگیرد، امکان موفقیت ندارد. به همین دلیل اگر رشد اقتصادی همچنان به تعمیق نابرابری و تخریب زیست‌بوم ادامه دهد، دیگر به عنوان معیار اصلی پیشرفت محسوب نخواهد شد. گزارش عدالت جهانی استدلال می‌کند که آینده‌ای پایدار به بازطراحی اقتصاد جهانی بستگی دارد، آن هم به شکلی که رفاه عادلانه‌تر تقسیم شود، ساعات کار کاهش یابد، خدمات عمومی ضروری تقویت شود و محدودیت‌های زیست‌بومی رعایت شوند.

چشم‌اندازی نوین از پیشرفت جهانی

گزارش عدالت جهانی، یک گذار بلندمدت از سال ۲۰۲۶ تا ۲۱۰۰ را مد نظر دارد که حول یک چارچوب کاملا کمی (قابل اندازه‌گیری) برای عدالت جهانی طراحی شده است. برخلاف بسیاری از سناریوهای اقلیمی، این گزارش بازتوزیع، گذار انرژی، الگوهای مصرف و حکمرانی جهانی را به عنوان بحث‌های جداگانه در نظر نمی‌گیرد، بلکه همه این موارد را با هم مدل‌سازی می‌کند.

ادعای اصلی گزارش این است که جهان قادر است به آینده‌ای دست یابد که در آن چند شرط برقرار باشد: همگرایی کشورها در سطح درآمد، تقسیم برابرتر کار بین زنان و مردان، گسترش آموزش و سلامت و مهار افزایش دما. البته این شروط تنها در صورتی امکان‌پذیر است که ثروتمندترین نقاط جهان رشد کندتر، ساعات کاری کوتاه‌تر و کاهش شدید نابرابری را بپذیرند.

بنابراین گزارش، پایداری زیست‌بوم را به رهایی اجتماعی پیوند می‌زند. در اینجا «بسندگی» (sufficiency) صرفا به مثابه فداکاری نیست بلکه به عنوان شرطی برای زندگی بهتر صورت‌بندی می‌شود؛ کار کمتر، مصرف مادی کمتر، سرمایه‌گذاری عمومی بیشتر و توزیع عادلانه‌تر ثروت و قدرت.

برابری و سکونت‌پذیری سیاره در کنار هم

سناریوی اصلی گزارش دو هدف بزرگ را با هم ترکیب می‌کند: برابری اقتصادی-اجتماعی و سکونت‌پذیری سیاره‌ای (planetary habitability). برابری در اینجا معنایی فراتر از بازتوزیع درآمد دارد و به معنی همگرایی بین کشورها، برابری قوی‌تر بین زنان و مردان، شکاف‌های درآمدی و ثروتی باریک‌تر در داخل کشورها و دسترسی برابر به آموزش، مراقبت‌های بهداشتی و صدای سیاسی است.

سکونت‌پذیری سیاره‌ای به معنای حفظ مصرف منابع جهانی در محدودیت‌های زیست‌بومی، به‌ویژه با محدود کردن گرمایش به زیر ۲ درجه سانتی‌گراد است. لازمه رسیدن به این هدف، نه تنها پاک‌سازی در حاشیه‌های اقتصاد بلکه دگرگونی ساختار اقتصاد است.

چنین دگرگونی از سه بخش تشکیل می‌شود؛ نخست، سیستم‌های انرژی باید به سرعت کربن‌زدایی شوند. دوم، اقتصاد باید خودکفاتر شود، یعنی ساعات کار و مصرف مادی باید کاهش پیدا کند و تولید باید از بخش‌های منابع‌بر به سمت آموزش، سلامت و سایر فعالیت‌های با تاثیر منفی کمتر تغییر کند. سوم، نابرابری باید به طرز چشمگیری کم شود تا بودجه لازم برای گذار فراهم آید و پشتیبانی سیاسی از آن ادامه یابد.

در این چارچوب، برابری نه تنها یک هدف اخلاقی، بلکه پیش‌شرطی عملی برای اقدام اقلیمی و ثبات اجتماعی نیز محسوب می‌شود.

جهانی همگرا

یکی از جذاب‌ترین پیشنهادهای گزارش این است که میانگین درآمد ملی کشورها باید تا سال ۲۱۰۰ به سمت همگرایی (Convergence) حرکت کند. امروز شکاف بین ثروتمندترین و فقیرترین مناطق بسیار زیاد است. گزارش تا پایان قرن، جهانی را تصور می‌کند که در آن همه کشورها به سطح درآمد سرانه یکسانِ ماهانه دست یابند.

این برخلاف رشد بی‌پایان در کشورهای ثروتمند است. چنین سناریویی حاکی از رشد نزدیک به صفر در ثروتمندترین مناطق امروزی و رشد بسیار سریع‌تر در مناطق فقیرتر است. گزارش استدلال می‌کند که این وضعیت با رفاه بالاتر در کشورهای ثروتمند سازگار است، زیرا نابرابری درآمدی کاهش می‌یابد، زمان فراغت افزایش می‌یابد و از هزینه‌های ناشی از خسارات اقلیمی جلوگیری می‌شود.

هدف فقط افزایش درآمد نیست، بلکه عادلانه‌تر و امن‌تر کردن رفاه است. این کار نیازمند سرمایه‌گذاری عمومی بیشتر، توسعه متعادل‌تر جهانی و کاهش وابستگی به مدل رشدی است که در عین تخرییب زمین تنها به نفع حلقه محدودی از ثروتمندان است.

کار کمتر و پیشبرد برابری جنسیتی

یکی از عناصر اصلی بسندگی، کاهش ساعات کار است. گزارش کاهش چشمگیر ساعات کار سالانه به ازای هر فرد شاغل را در طول این قرن پیش‌بینی می‌کند. چنین چیزی یک عقب‌نشینی تلقی نمی‌شود، بلکه به عنوان ادامه یک روند تاریخی طولانی در نظر گرفته می‌شود که در آن جوامع از دستاوردهای بهره‌وری برای به دست آوردن زمان آزاد بیشتر استفاده می‌کنند.

ساعات کار کوتاه‌تر با کاهش جریان مادی اقتصاد (material throughput) نیز ارتباط دارد. اگر اقتصادها کمتر به تولید بی‌پایان و بیشتر به رفاه اجتماعی متکی شوند، آنگاه ساعات کار کمتر برای تامین یک زندگی خوب کافی خواهد بود. گزارش نشان می‌دهد که این تغییر نه تنها ممکن است، بلکه در جهانی با محدودیت‌های زیست‌بومی به طور فزاینده‌ای ضروری است.

برابری جنسیتی یکی دیگر از ارکان کلیدی است. گزارش عدالت جهانی چشم‌اندازی از دستمزد برابر، مشارکت برابر در کار مزدی، و تقسیم برابرتر کار خانگی بین زنان و مردان ترسیم می‌کند. این گزارش روشن می‌سازد که این امر به طور خودکار اتفاق نخواهد افتاد. این امر مستلزم سیاست عمومی، قوانین ضدتبعیض، مرخصی والدین، سهمیه‌بندی و احتمالا اقدامات قوی‌تر بازتوزیع در داخل خانوارها و بازارهای کار است.

از این منظر، گزارش عدالت جهانی، برابری جنسیتی را نه به مثابه یک مسئله جداگانه، بلکه به عنوان بخشی از یک تحول اجتماعی گسترده‌تر تلقی می‌کند.

باقی ماندن در ۲ درجه

بعد اقلیمی گزارش به همان اندازه بلندپروازانه است. گزارش استدلال می‌کند که جهان تنها در صورتی می‌تواند زیر ۲ درجه سانتی‌گراد گرمایش باقی بماند که بسندگی با گذار سریع انرژی ترکیب شود. نه کربن‌زدایی و نه کاهش مصرف، هیچکدام به تنهایی نیز کافی نخواهد بود.

تغییر مورد نیاز شامل تغییر تقاضای انرژی به سمت الکترسیته، جایگزینی سوخت‌های فسیلی در صنایع سنگین و تولید کامل برق از منابع کم‌کربن تا اواسط قرن است. به شکل همزمان، سیستم‌های غذایی و کاربری زمین باید تغییر کنند، تغییری که شامل کاهش شدید جنگل‌زدایی و احیای تدریجی پوشش جنگلی است.

گزارش همچنین تاکید می‌کند که گذار انرژی به سرمایه‌گذاری عظیمی نیازمند است؛ احتمالا به اندازه چند درصد از تولید ناخالص داخلی جهان در هر سال، در طول دهه‌های آینده. همچنین استدلال این است که بار این گذار باید عمدتا بر دوش ثروتمندان جهان بیفتد، کسانی که بیشترین بهره را از رشد گذشته برده‌اند و به طور نامتناسبی در انتشار تاریخی کربن سهیم بوده‌اند.

گزارش عدالت جهانی هشدار می‌دهد که بدون این تغییرات ترکیبی، جهان می‌تواند به سمت گرمایش بیش از ۴ درجه سانتی‌گراد تا سال ۲۱۰۰ حرکت کند.

ایجاد پلتفرم عدالت جهانی

برای تامین مالی این دگرگونی، گزارش عدالت جهانی نهادی جدید را پیشنهاد می‌کند: «صندوق عدالت جهانی». این صندوق با اخذ مالیات‌های جهانی بر ثروت و درآمد منابع خود را گردآوری، یک صندوق ثروت با حاکمیت جهانی را اداره و سود سهام کشورها را به‌صورت سرانه توزیع می‌کند.

ایده صندوق این نیست که جایگزین سیاست ملی شود، بلکه مکمل آن است. مالیات‌های جهانی فقط بالاترین سطوح توزیع درآمد و ثروت جهان را هدف قرار می‌دهند، در‌حالی‌که سود سهام به کشورها کمک می‌کند تا سرمایه‌گذاری اقلیمی، آموزش و مراقبت‌های بهداشتی را تامین مالی کنند. با گذشت زمان، صندوق مستقل، درآمدی از سرمایه‌گذاری ایجاد می‌کند که به تدریج به منبع اصلی تامین مالی تبدیل خواهد شد.

گزارش عدالت جهانی «صندوق عدالت جهانی» را به عنوان یک مکانیسم نهادی برای همگرایی جهانی معرفی می‌کند. هدف آن حمایت از توسعه پایدار، کاهش نابرابری و دادن منابع لازم به کشورهای فقیرتر برای بهبود خدمات عمومی و تاب‌آوری اقلیمی است.

تامین مالی گذار در مقیاس مناسب

گزارش روشن می‌کند که مقیاس مالی چالش بسیار عظیمی است. هزینه‌های سالانه از طریق صندوق عدالت جهانی باید به سطوحی برسد که بسیار فراتر از کمک‌های بین‌المللی و بودجه‌های چندجانبه امروزی است. این از آن جهت مهم است که سرمایه‌گذاری اقلیمی به خودی‌خود منابع هنگفتی را می‌طلبد و همچنین توسعه انسانی مورد نیاز باید در سطحی بسیار بالاتر از آنچه اکنون هست تامین مالی شود.

آموزش و سلامت در مرکز این طرح قرار دارند. گزارش استدلال می‌کند که هزینه‌ها در این بخش‌ها باید به شدت افزایش یابد و در سراسر مناطق بسیار برابرتر شود. گزارش عدالت جهانی، دنیایی را تصور می‌کند که در آن همه کشورها به سمت سطوح بالایی از ارائه آموزش و سلامت همگرا می‌شوند، نه اینکه شکاف‌های بزرگی بین مناطق غنی و فقیر باقی بگذارند.

این بخش از گزارش نشان می‌دهد که سیاست اقلیمی را نمی‌توان از سیاست رفاهی جدا کرد. گذار عادلانه نه تنها به سرمایه‌گذاری عمومی در سیستم‌های انرژی، بلکه در مدارس، بیمارستان‌ها و زیرساخت‌های اجتماعی نیز نیاز دارد.

فشرده‌سازی ثروت و قدرت

گزارش عدالت جهانی همچنین خواستار فشرده‌سازی شدید حجم درآمد و ثروت است. مالیات‌های جهانی تمرکز منابع در راس را کاهش می‌دهد، درحالی‌که سیاست‌های ملی مانند مالیات تصاعدی، حداقل دستمزد، مقررات کار و نمایندگی قوی‌تر کارگران، توزیع درآمد را در داخل کشورها بازشکل می‌دهند.

این گزارش تا سال ۲۱۰۰، شکافی بسیار باریک‌تری میان بالاترین و پایین‌ترین سطوح جامعه را متصور است. بر این اساس سهم ثروت نصف فقیرترین جمعیت جهان به شدت افزایش می‌یابد، درحالی‌که سهم میلیاردرها به شدت کاهش می‌یابد. این بازتوزیع هم به عنوان یک اقدام عدالت و هم به عنوان یک ضرورت سیاسی ارائه می‌شود.

گزارش استدلال می‌کند که نابرابری‌های بزرگ، زندگی دموکراتیک را تضعیف، حمایت عمومی از اقدام اقلیمی را سست و قدرت را به گونه‌ای متمرکز می‌کند که مانع تغییر می‌شود. بنابراین کاهش نابرابری یک گزینه اختیاری نیست بلکه بخشی از معماری فرآیند گذار است.

به سوی نظم جهانی دموکراتیک

در نهایت، گزارش خواستار دموکراتیزه کردن حکمرانی جهانی است. این گزارش از سیستم مالی بین‌المللی کنونی انتقاد می‌کند که قدرت رای بسیار بیشتری را به کشورهای ثروتمند می‌دهد؛ قدرتی بیش از سهم جمعیتی آنها. در مقابل، رویکرد «یک رای برای هر نفر» را در نهادهای جهانی، همراه با اصلاحات عمیق‌تر نظم پولی پیشنهاد می‌کند.

اصلاحات پولی شامل ایجاد یک سیستم تسویه حساب بین‌المللی جدید و ارز ذخیره است که برای پایان دادن به امتیازات مالی طراحی شده که به کشورهای ثروتمند اجازه می‌دهد به طور نامتناسبی از سیستم جهانی بهره‌مند شوند. گزارش چنین سیستمی را به عنوان معادل جهانی دموکراتیزاسیون سیاسی معرفی می‌کند.

گزارش عدالت جهانی با یک نکته روشن به پایان می‌رسد: قرن بیست و یکمی که قابل سکونت و از نظر مادی برابر باشد امکان‌پذیر است. موانع، ناپایداری‌های فنی نیستند، بلکه انتخاب‌های سیاسی، روابط قدرت و دشواری ایجاد ائتلاف‌های گسترده برای تغییر هستند.

پیام نهایی این است که عدالت، بسندگی و سکونت‌پذیری سیاره باید با هم برنامه‌ریزی شوند. آینده‌ای بهتر هنوز قابل تصور است، اما تنها در صورتی که جوامع مایل باشند با نابرابری مقابله کنند، افراط را کاهش دهند و نهادها را بر پایه‌های دموکراتیک بازسازی کنند.

منبع: globaljusticeproject.wid.world/global-justice-report

بازگشت به فهرست