JAI NewsRoom مدیریت

بدهکاری به آینده برای حفظ حداقل‌های زندگی

17 تیر 1405 | 08:00 •اقتصاد
بدهکاری به آینده برای حفظ حداقل‌های زندگی

خرید قسطی از کالاهای بادوام به کالاهای ضروری و روزمره سرایت کرده و هشداری است که معیشت خانوار از حالت عادی خارج شده و مردم برای حفظ حداقل سطح زندگی به آینده خود بدهکار شده‌‌اند.

تینا مدت‌هاست بخش بزرگی از زندگی روزمره‌اش را با تقویم اقساط تنظیم می‌کند و دیگر پس‌اندازی برای شرایط سخت ندارد: «پول زیادی برای زندگی معمولی باقی نمی‌مونه. حتی اگه یک اتفاق پیش‌بینی‌نشده بیفته، توان مدیریت ندارم. مثلاً ماه گذشته دندونم شکست و هزینه بالای درمان برام تبدیل به یک چالش جدی شد.» برای مراجعه به دندانپزشکی یک وام جدید از محل کارش گرفت. مدتی است کالاهای مصرفی مثل کیف و کفش یا لوازم آرایشی و بهداشتی‌ را هم قسطی می‌خرد و این قسط‌ها اضافه شده‌اند به قسط‌هایی که قبلا برای خرید خودرو یا سرمایه‌گذاری داشت. قبل از جنگ ۴۰ تا ۵۰ درصد حقوقش را برای قسط‌ها می‌داد، اما حالا این عدد به ۷۰ درصد رسیده است: «یک دوره‌ای سفر رفتن، چند جلسه باشگاه در هفته، کلاس‌های مختلف و حتی تراپی جزو برنامه‌های ثابت زندگی‌ام بود، اما الان تقریباً همه این‌ها حذف شدن. بیشترین چیزی که برام مونده، پرداخت قسط‌هاست.» او ۲۴ ساله و شاغل است که هنوز با خانواده‌ زندگی می‌کند و درآمد نسبتا خوبی هم دارد. با این حال می‌گوید باقی‌مانده درآمدش به سختی پاسخگوی هزینه‌های عادی زندگی مثل خرید مواد غذایی، رفت‌وآمد و مخارج روزمره است.

«خانواده‌ها با خرید قسطی امروز، مصرف آینده را گرو می‌گذارند، یعنی خانوار بخشی از تقاضای فردا را جلوتر مصرف کرده است.» این جمله را علی حیات‌نیا، اقتصاددان درباره مردمی می‌گوید که این روزها دارند وارد چرخه‌ای از بدهی می‌شوند که خروج از آن دشوار است. کسانی که تا چند سال قبل کالاهای سرمایه‌ای مثل خانه یا خودرو را قسطی می‌خریدند و اگر هم خرید قسطی کالاهای خرد بین‌شان رواج داشت، اغلب انتخاب بود. قدرت خرید که کمتر شد، کالاهای مصرفی گران‌قیمت مثل موبایل و لوازم خانگی هم قسطی شدند. اما این روزها پشت در بسیاری از فروشگاه‌های لباس، کفش و لوازم آرایشی و بهداشتی عبارت «خرید قسطی» نوشته شده و بسیاری از فروشگاه‌های مجازی بخشی از تبلیغات خود را به مزیت فروش کالای قسطی اختصاص داده‌اند. حتی در ویدیوهای تبلیغاتی حتما اشاره می‌کنند که «اگر نمی‌توانی نقد بخری، بعدا پرداخت کن»؛ انگار ناتوانی در پرداخت هزینه‌های روزمره به یک اصل بدیهی تبدیل شده است.

سارا در 34 سالگی چند سال است مستقل از خانواده در شمال تهران زندگی ‌می‌کند و تورم چند ماه اخیر و شرایط بعد از جنگ باعث شده امسال حتی لباس را هم قسطی بخرد. افزایش خریدهای قسطی برای او بیشتر نتیجه فشارهای اقتصادی و نگرانی از آینده است: «خریدم کلاً خیلی کمتر شده، چون از زیاد شدن قسط‌ها می‌ترسم. اما اگر بخواهم چیزی بخرم، تا جای ممکن سعی می‌کنم قسطی تهیه کنم، چون خرید نقدی هم از نظر روانی و هم اقتصادی فشار زیادی به من وارد می‌کند.»

خرید قسطی همه‌چیز و ورود به چرخه بدهی

علی حیات‌‌نیا، اقتصاددان، اشاره می‌کند که یکی از تبعات رواج خرید قسطی به دلیل کاهش قدرت خرید، همین ناتوانی خانواده در برابر بحران‌های آینده و از بین رفتن قدرت پس‌انداز است. او در گفت‌وگو با آتیه‌آنلاین می‌گوید: «در اقتصادی که تورم سالانه و رسمی آن بالای 50 درصد است، پس‌انداز از قبل هم دشوار می شود، حالا اگر درآمد ماهانه صرف اقساط شود، عملاً توان پس‌انداز از بین می‌رود. این یعنی خانوارها پشتوانه مالی برای بحران‌های بعدی ندارند. از طرفی خانواده‌ای که ۳۰ تا ۴۰ درصد یا حتی بیشتر از درآمدش را صرف بدهی می‌کند، در برابر شوک‌هایی مثل بیماری، بیکاری یا افزایش اجاره‌خانه بسیار آسیب‌پذیر می‌شود. در چنین شرایطی حتی یک هزینه غیرمنتظره می‌تواند کل تراز مالی خانوار را به هم بزند».

به گفته او خانواده‌ها با خرید قسطی امروز، مصرف آینده را گرو می‌گذارند، یعنی خانوار بخشی از تقاضای فردا را جلوتر مصرف کرده است. این موضوع ممکن است در کوتاه‌مدت فروش بنگاه‌ها را بالا ببرد، اما در بلندمدت می‌تواند تقاضای واقعی را تضعیف کند. اگر خانوار برای پرداخت یک قسط، ناچار به وام یا خرید قسطی جدید شود، وارد چرخه‌ای از بدهی می شود که خروج از آن دشوار است. این چرخه در نهایت به فرسایش مالی و حتی عقب‌افتادن از نیازهای اساسی منجر می‌ شود.

حدود ۳۵ درصد درآمد سارا برای قسط‌ها می‌رود؛ اجاره را هم که اضافه کند نیمی از درآمد ماهانه‌اش تمام می‌شود. او سنگینی اقساط را در دوره جنگ بیشتر از همیشه احساس کرده: «وقتی احتمال تعدیل وجود داشت، تمام استرسم این بود که چطور قسط‌هایم را بدهم.»

فشار پرداخت‌ها به تدریج روی بخش‌های مختلف زندگی‌اش هم اثر گذاشته: «نمی‌دانم دقیقاً به خاطر قسط‌هاست یا نه، اما احساس می‌کنم از همه جای زندگی‌ام دارم می‌زنم؛ حتی از نیازهای ضروری.» او می‌گوید پس‌اندازش حالا بیشتر برای هزینه‌های اجتناب‌ناپذیر مثل تمدید خانه است و دیگر امکان پس‌انداز جدی ندارد.

خرید قسطی به ابزاری برای بقا تبدیل شد

حیات‌نیا معتقد است افزایش خریدهای قسطی برای کالاهای ضروری و روزمره، از نظر اقتصادی یک نشانه مهم از فشار شدید بر معیشت خانوار است. وقتی خانوار برای خرید کالاهایی مثل لوازم خانگی، پوشاک یا حتی هزینه‌های روزمره به اقساط متوسل می‌‌شود، یعنی درآمد جاری دیگر پاسخگوی هزینه‌های جاری نیست. این وضعیت ناشی از تورم مزمن، رشد پایین دستمزدها و افت قدرت خرید است که فاصله بین درآمد و هزینه را زیاد کرده است. همان چیزی که گزارش‌های رسمی از تورم می‌گویند. مرکز آمار ایران تورم نقطه به نقطه در اردیبهشت ۱۴۰۵ را حدود ۷۷ درصد و تورم ماهانه را حدود ۸.۵ درصد اعلام کرده و در حقیقت خانوارهای ایرانی نه‌ فقط در یک مقطع کوتاه دوره جنگ و پس از آن، بلکه در یک روند پایدار چند سال است که افزایش هزینه‌ها را تجربه می‌کنند و درآمدشان همیشه عقب‌تر از هزینه‌ها حرکت کرده است.

از طرف دیگر، به گفته او برآوردهایی که از خط فقر منتشر شده نشان می‌دهد خط فقر ماهانه برای یک خانوار ۴ نفره حداقل ۶۰ میلیون تومان در ماه به است. البته این فقط یک برآورد ساده است که با توجه به شهر، اجاره مسکن و ترکیب خانوار می‌تواند بالاتر یا پایین‌تر باشد. در چنین فضایی، خرید قسطی برای خانواده‌ها دیگر یک انتخاب مصرفی نیست و به ابزاری برای بقا تبدیل شده است. یعنی خانواده کالا را نه از سر رفاه، بلکه برای رفع نیاز فوری می‌خرد و هزینه آن را به آینده منتقل می‌کند که اقتصاددانان از آن به‌عنوان مصرف مبتنی بر بدهی یاد می‌کنند. شاید در کوتاه‌مدت، این روش بتواند فشار را کاهش دهد، اما در میان‌مدت و بلندمدت، بخش بزرگی از درآمد خانوار را به بازپرداخت بدهی اختصاص می‌‌دهد و سهم هزینه‌های ضروری دیگر مثل تغذیه بهتر، آموزش، درمان و تفریح کم می‌شود. در نتیجه رفاه فقط در ظاهر حفظ می‌شود، اما در واقع کیفیت زندگی پایین می‌آید.

مریم هم زنی 33 ساله و شاغل است که با خانواده‌ش در مرکز تهران زندگی‌ می‌کند. از زمانی که برای سرمایه‌گذاری وام گرفتن را شروع کرد، بخشی از تفریحاتش حذف شد. او حالا حدود ۸۰ درصد حقوقش را قسط می‌دهد و مدام استرس عقب افتادن قسط‌ها را دارد: «مجبورم پرداخت قسط را در اولویت قرار دهم.» هنوز خرید کالاهای مصرفی روزمره مثل لباس و مواد غذایی را قسطی نکرده اما دیگر خبری از کافه و رستوران و سینما و تئاتر و حتی خرید لباس نیست. مجبور است برای حفظ ارزش پول با وام و اعتبار سرمایه‌گذاری کند و بعد اقساط آن را بپردازد. دیگر نمی‌شود مثل گذشته پس‌انداز کرد. با اینکه هزینه‌های غیرضروری را حذف کرده، نیازهای ضروری که پیش بیایند مجبور است پرداخت کند.

حیات‌نیا تاکید می‌کند که گسترش زندگی قسطی نشانه یک بحران ساختاری در قدرت خرید مردم است: «در کوتاه‌مدت می‌تواند نقش مُسکن داشته باشد؛ مثلاً در بازار لوازم خانگی، برخی طرح‌ها طراحی شده‌اند تا خانوار بتواند کالا را امروز تهیه کند و بعداً هزینه را بدهد. اما این مدل، مشکل اصلی یعنی عدم تناسب درآمد و هزینه را حل نمی‌کند، وقتی خرید قسطی از کالاهای بادوام به کالاهای ضروری و روزمره سرایت می‌کند، در واقع نشانه رونق مصرف نیست بلکه هشدار و نشانه‌ای است که معیشت خانوار از حالت عادی خارج شده و مردم برای حفظ حداقل سطح زندگی به آینده خود بدهکار شده‌اند.»

او تاکید می‌کند که اگر این روند با کنترل تورم، افزایش واقعی درآمد و بهبود رشد اقتصادی همراه نشود، پیامدهای آن می‌تواند کاهش رفاه، افت پس‌انداز، افزایش بدهی خانوار و حتی فشار بیشتر بر نظام مالی و تقاضای کل اقتصاد باشد.

تینا از افزایش قیمت‌ها می‌ترسد و برای همین حتی کالاهای روزمره را قسطی می‌خرد: «فکر می‌کنم حدود ۶۰ تا ۷۰ درصد کالاهایی که قبلاً نقدی می‌خریدم، الان قسطی می‌خرم. چون نگران تورم روزهای بعد هستم و ترجیح می‌دهم کالا را با قیمت امروز بخرم، حتی اگر مجبور باشم مدت‌ها قسطش را پرداخت کنم.»

بازگشت به فهرست