JAI NewsRoom مدیریت

واکاوی زندگی در حاشیه شهرها، از پناهگاه تا گرفتارشدن در دام فقر

29 مرداد 1404 | 14:16 •جامعه
واکاوی زندگی در حاشیه شهرها، از پناهگاه تا گرفتارشدن در دام فقر

در نشست «پیراشهرنشینی و اسکان غیررسمی»، کارشناسان شهری فقر را پدیده‌ای فراتر از اقتصاد و محصول سیاست‌های ناکام دانستند. مجتبی رفیعیان بر تعارض نهادی و نبود هماهنگی میان سازمان‌ها به‌عنوان عامل بازتولید فقر تأکید کرد. عبدالوهاب شهلی‌بر هشدار داد طبقه متوسط دیگر توان زندگی در کلان‌شهرها را ندارد و به اجبار به حاشیه رانده می‌شود؛ آماری که نشان می‌دهد فقر مسکن مستأجران از ۱۷ به ۴۰ درصد رسیده است. کیومرث ایراندوست نیز مسکن را کالایی در نظام سرمایه‌داری دانست .

«۵۰ درصد خانوارهای تهرانی مستأجرند، و ۴۰ درصد مستأجران درگیر فقر مسکن شده‌اند» این عدد نقطه آغاز گفت‌وگوهایی بود که در نشست تخصصی «پیرانشهرنشینی و اسکان غیررسمی (حومه‌ای شدن فقر شهری)» مطرح شد؛ جایی که استادان دانشگاه و پژوهشگران حوزه مسکن و شهرسازی، از ساختارهای ناکارآمد و آینده‌ای نگران‌کننده برای شهرها سخن گفتند.
تصور کنید خانواده‌ای که زمانی در مرکز شهر زندگی می‌کرد، امروز به دلیل افزایش اجاره‌ها به حومه رانده می‌شود؛ جایی که نه زیرساخت کافی دارد، نه دسترسی مناسب به آموزش و بهداشت. روزگاری «حومه» پناهگاهی برای فرار از آلودگی و شلوغی بود، اما امروز به «دام فقر» بدل شده است.
مجتبی رفیعیان، استاد گروه شهرسازی دانشگاه تربیت مدرس، در این نشست تأکید کرد که فقر تنها مسئله‌ای اقتصادی نیست؛ بلکه پدیده‌ای اجتماعی، رفتاری و مکانی است. او فصل سوم یک گزارش بین‌المللی درباره فقر را محور سخنانش قرار داد و گفت: کاهش فقر نیازمند اقدام جدی دولت‌هاست وسرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها و خدمات پایه ضروری است.
به گفته او توجه به اشتغال غیررسمی و مشارکت جامعه محلی اهمیت دارد وباید به ابعاد جنسیتی فقر توجه شود. 
رفیعیان افزود: ایجاد همگرایی میان جامعه مدنی، بخش خصوصی، حکومت‌ها و نهادهای بین‌المللی می‌تواند شدت مشکلات ناشی از فقر را کاهش دهد.
رفیعیان ادامه داد که مناطق حاشیه‌ای در اثر نیروهای شهری شکل گرفته و با مشکلات تراکم جمعیت، کمبود زیرساخت و انزوای اقتصادی مواجه‌اند. به گفته او، «مدیریت این مناطق تنها با همگرایی نهادی و اقدامات تدریجی ممکن است.»
او به یکی از موانع مهم اشاره کرد: تعارض نهادی. نهادهایی که وظیفه کنترل زمین دارند با نهادهای ارائه‌دهنده خدمات در تضادند و همین تضادها باعث بازتولید فقر می‌شود. رفیعیان گفت: «مطالعات جهانی نشان می‌دهد تعامل میان نهادهای رسمی و غیررسمی، تعیین‌کننده شکل‌گیری اسکان غیررسمی است وبدون اصلاح قوانین، شفافیت و مشارکت جامعه محلی، مدیریت مؤثر فقر و حاشیه‌نشینی ناممکن است.

رانده شدن طبقه متوسط به حاشیه
عبدالوهاب شهلی‌بر، پژوهشگر مرکز تحقیقات راه، مسکن و شهرسازی، در ادامه نشست هشدار داد: امروز طبقه متوسط توان زندگی در کلان‌شهرها را ندارد و به اجبار به حاشیه رانده می‌شود. اگر روزگاری حومه فرصتی برای نجات از آلودگی بود، امروز به نماد فقر و فلاکت بدل شده است.
او پرسید: چه تحولات اقتصادی و نهادی در شهرنشینی جهانی رخ داده که فقر تا این حد بازتولید می‌شود؟
شهلی‌بر توضیح داد که رشد جمعیت و مهاجرت، نواحی پیرامونی را به سکونتگاه‌هایی تبدیل کرده که «نه روستای سنتی‌اند و نه شهر کامل». ترکیبی از فعالیت‌های کشاورزی، صنعتی و خدماتی در این مناطق وجود دارد، اما دسترسی به خدمات پایه همچنان محدود مانده است.
شهلی‌بر افزود: سیاست‌های مسکن در ایران نه‌تنها حمایتی نبوده، بلکه شکاف طبقاتی را عمیق‌تر کرده است.
او هشدار داد: اگر زمانی تنها ۱۷ درصد مستأجران با فقر مسکن روبه‌رو بودند، امروز این رقم به ۴۰ درصد رسیده است. بسیاری از خانوارها برای پرداخت اجاره از هزینه‌های درمان و آموزش می‌زنند. این یعنی چرخه فقر بازتولید می‌شود.
کیومرث ایراندوست، استاد گروه شهرسازی دانشگاه کردستان، نشست به ریشه‌های ساختاری بحران اشاره کرد: مسکن در نظام سرمایه‌داری به کالایی تبدیل شده است؛ کالایی که حتی طبقه متوسط و بالادست را هم تحت تأثیر قرار داده است. خانه‌های اشرافی خالی می‌مانند، در حالی‌که بخش بزرگی از مردم توان تأمین سرپناه ندارند.
او تجربه‌های تاریخی و روایت‌های اجتماعی از شهرهای دیگر جهان را مرور کرد و گفت: امروز شاهد پس‌روی شتابان هستیم. برخلاف دهه‌های گذشته که حاشیه‌نشینی به‌نوعی پیشروی و دسترسی به سرپناه بود، امروز نسل جدید با سرخوردگی و بحران‌های روانی مواجه است.
 ایراندوستدو مدل از حاشیه‌نشینی را توضیح داد: نسخت مدل سنتی: مهاجران در بافت‌های قدیمی مرکز شهر ساکن شده و توانایی تثبیت اقتصادی نسبی داشتند.
و مدل جدید فشار اقتصادی و اجاره‌های بالا نیروهای مولد جامعه را به حاشیه می‌راند و تبعات اجتماعی سنگینی ایجاد می‌کند.
او با اشاره به آمارهای مجلس گفت:نیمی از خانوارهای تهرانی مستأجرند اما هیچ سیاست حمایتی برای اجاره‌نشین‌ها وجود ندارد. به گفته او، پروژه‌هایی مثل مسکن مهر حتی با انگ اجتماعی منفی همراه بوده‌اند: «این بدنامی اجتماعی به حدی است که برخی افراد حاضر نیستند با ساکنان چنین مجموعه‌هایی ازدواج کنند.
سخنان سه استاد و پژوهشگر نشان داد که فقر و حاشیه‌نشینی محصول سیاست‌های ناکام، تعارض نهادی و افول دولت رفاه است. امروز نه‌تنها فقرا، بلکه طبقه متوسط نیز از مرکز شهر رانده می‌شوند. نتیجه این روند، شکل‌گیری سکونتگاه‌هایی است که نه شهرند و نه روستا؛ مناطقی پرجمعیت و فاقد خدمات که می‌توانند به کانون بحران‌های اجتماعی بدل شوند.
ایراندوست گفت: مسئله اصلی ما بازاندیشی در حق شهروندی است. بدون سیاست‌گذاری روشن در حوزه مسکن اجتماعی و بدون به رسمیت شناختن اجاره‌نشین‌ها، امکان توسعه پایدار شهری وجود ندارد.
برچسب‌ها: #حاشیه‌نشینی
بازگشت به فهرست