زخمهای پنهان جنگ بر طبیعت ایران؛ از تخریب مناطق حفاظتشده تا آلودگی خلیج فارس
در حالی که تمرکز افکار عمومی بر تلفات انسانی و خسارات زیرساختی درگیریهای اخیر بوده، شواهد و اظهارات کارشناسان نشان میدهد محیطزیست ایران نیز با آسیبهایی گسترده و بعضاً ماندگار مواجه شده است؛ از تخریب مناطق حفاظتشده تا آلودگی منابع آب و خاک و تهدید جدی اکوسیستمهای دریایی در جنوب کشور.
به گزارش آتیهآنلاین، بررسیها و اظهارات فعالان محیطزیست نشان میدهد دامنه خسارات جنگ اخیر، فراتر از برآوردهای اولیه بوده و بخشهای مختلفی از زیستبومهای کشور را درگیر کرده است. «محمد درویش» فعال محیطزیست در اینباره میگوید: «۱۳ منطقه حفاظتشده ما در اثر بمبارانها آسیب دیدهاند»؛ موضوعی که به گفته کارشناسان میتواند تبعات بلندمدتی برای تنوع زیستی کشور به همراه داشته باشد.
مناطق حفاظتشده بهدلیل میزبانی از گونههای نادر گیاهی و جانوری، از مهمترین سرمایههای طبیعی کشور محسوب میشوند و هرگونه تخریب در آنها میتواند به اختلال در تعادل اکولوژیک منجر شود. در چنین شرایطی، آسیب به این مناطق، صرفاً یک خسارت مقطعی نیست بلکه میتواند چرخههای طبیعی را در بلندمدت دچار اختلال کند.
در کنار این، اکوسیستمهای دریایی نیز آسیب قابل توجهی دیدهاند. درویش با اشاره به این موضوع میگوید: «بخشی از جزایر مرجانی در خلیج فارس، تنگه هرمز و جزایری مانند هنگام و لارک آسیب دیدهاند؛ در حالی که اینها جزو ارزشمندترین اکوسیستمهای جهان هستند.» صخرههای مرجانی بهدلیل حساسیت بالا، در برابر آلودگیهای نفتی و شیمیایی بسیار آسیبپذیرند و بازسازی آنها ممکن است دههها زمان ببرد.
همچنین غرق شدن کشتیها و نفتکشها در آبهای جنوبی کشور، نگرانیها درباره نشت مواد خطرناک را افزایش داده است. تجربههایی مانند جنگ خلیج فارس نشان داده که آلودگیهای نفتی میتواند تا سالها حیات آبزیان و معیشت جوامع محلی را تحت تأثیر قرار دهد.
در بخش دیگری از این بحران، حمله به تأسیسات نفتی و پتروشیمی، پیامدهای گستردهای برای کیفیت هوا به همراه داشته است. درویش در اینباره توضیح میدهد: «انفجار مخازن نفت چندین میلیون تن کربن را وارد جو کرد و باعث شد با پدیده باران سیاه مواجه شویم.» این پدیده که از نظر علمی در چارچوب باران اسیدی تعریف میشود، میتواند منابع آب و خاک را آلوده کرده و اثرات مخربی بر سلامت انسان و کشاورزی بر جای بگذارد.
ضرورت شفافیت و پیگیری جهانی
با وجود گستردگی خسارات، یکی از چالشهای اصلی، نبود گزارشهای دقیق و شفاف از سوی نهادهای مسئول است. هنوز اطلاعات مشخصی درباره میزان آلودگی منابع آبی، خسارت به حیاتوحش یا نحوه مدیریت بقایای آلاینده در دریا منتشر نشده است؛ موضوعی که به گفته کارشناسان، برنامهریزی برای جبران خسارات را با مشکل مواجه میکند.
در این میان، سازمان حفاظت محیط زیست ایران بهعنوان متولی اصلی، مسئولیت پایش و جمعبندی این خسارات را بر عهده دارد. با این حال، برخی گزارشها حاکی از محدودیت این سازمان در ورود به برخی حوزههاست؛ مسئلهای که میتواند روند ارزیابی جامع خسارات را با اختلال مواجه کند.
کارشناسان معتقدند ایران باید با مستندسازی دقیق این آسیبها، موضوع را در سطح بینالمللی پیگیری کند. در همین راستا، نقش نهادهایی مانند سازمان ملل متحد در تدوین و اجرای سازوکارهای حمایتی از محیطزیست در زمان جنگ، بیش از پیش اهمیت پیدا میکند. به باور آنها، تخریب مناطق حفاظتشده باید در سطحی مشابه با میراث فرهنگی جهانی مورد توجه قرار گیرد.
در کنار همه این موارد، اثرات روانی جنگ نیز قابل توجه است. افزایش آلودگی صوتی ناشی از انفجارها، که فراتر از آستانه تحمل انسان است، باعث بروز اضطراب و واکنشهای استرسی در میان برخی شهروندان شده؛ موضوعی که نشان میدهد تبعات جنگ، تنها به تخریب فیزیکی محدود نمیشود.
در مجموع، آنچه از شواهد و اظهارات کارشناسان برمیآید، این است که محیطزیست ایران به یکی از قربانیان اصلی و کمتر دیدهشده درگیریهای اخیر تبدیل شده است؛ قربانیای که احیای آن، نیازمند شفافیت اطلاعاتی، برنامهریزی دقیق و پیگیری جدی در سطح ملی و بینالمللی خواهد بود.