JAI NewsRoom مدیریت

زخم مصدومان زاگرس با بیمه «بی‌نام» درمان نشد

02 خرداد 1405 | 09:05 •کار
زخم مصدومان زاگرس با بیمه «بی‌نام» درمان نشد

حفاظت از زاگرس در مقابل آتش‌سوزی از سال 1399 تا امروز جان 25 داوطلب را گرفته اما هنوز آمار کسانی که در این عرصه‌ها درگیر مصدومیت شده‌اند منتشر نشده است.

مصدومان زاگرس مثل بیمه‌ای که قرار بود هزینه‌هایشان را تامین کند، «بی‌نام» هستند و پرونده‌های آنها در بوروکراسی‌های اداری به فراموشی سپرده شده است. به گفته دبیر نهضت سبز زاگرس نه تنها مصدومان زاگرس از خدمات بیمه «بی‌نام» بهره‌ای نبرده‌اند، بلکه 60 میلیارد تومان بودجه‌ای هم که برای اطفای حریق گذاشتند، باعث نشده سازوکاری برای اطفای حریق تهیه شود تا لااقل داوطلبان آسیب کمتری ببینند، در این شرایط آنها میان آتش و زخم‌هایشان تنها هستند.

بیمه مسئولیت بی‌نام با نام بیمه مسئولیت مدنی عمومی نیز شناخته می‌شود. برخلاف اکثر بیمه‌نامه‌های مسئولیت که باید لیست اسامی کارکنان یا افراد تحت پوشش اعلام شود، در این بیمه تمامی افراد فعال در محدوده‌ معین تحت پوشش قرار می‌گیرند، حتی اگر هویت آن‌ها در زمان صدور بیمه‌نامه مشخص نباشد.

امید سجادیان، دبیر نهضت سبز زاگرس، شهریور 1399 برای اطفای حریق به منطقه «دره لیمو» شهرستان بویراحمد استان کهگیلویه و بویراحمد رفته بود. پوشش گیاهی «دره لیمو» در آن سال به واسطه بارش‌ها غنی بود و همین باعث شد تا درگیر حریقی دامنه‌دار شود. در یکی از شب‌ها سجادیان و سایر محلی‌ها دود شدیدی را دیدند و با جمعی کارآزموده راهی دره شدند، پای سجادیان در‌حالی‌که دمنده‌ای بر پشت داشت در دود غلیظ و تاریکی زیاد بین دو تنگه، در جاده سنگلاخ به سنگی گیر کرد و زمین خورد. حتی تا ساعتی پس از زمین خوردن بدنش داغ بود و نمی‌دانست دچار چه وضعیتی شده، به مسیرش ادامه داد و با همراهی بقیه آتش را مهار کرد، اما روز بعد پایش ورم کرد و درد امانش را برید. دکتر گفت که رباط پایش کش آمده و باید دو تا سه ماه در گچ و تحت مراقبت باشد. دوستانش به او توصیه کردند حتما با مدیر اداره منابع طبیعی شهرستان بویراحمد تماس بگیرد و درباره وضعیتی که گرفتارش شده توضیح دهد. به این توصیه عمل کرد و جوابی که گرفت این بود: «والا ما یک فرمی داریم اما حقیقتا چیزی دستتان را نمی‌گیرد.» این جمله به سجادیان گران آمد: «قرار نیست چیزی دست ما را بگیرد، حاضر شدن در منطقه اطفای حریق قمار با جان است، در منطقه شرایط مدام تغییر می‌کند و ما هر بار جانمان را کف دستمان را می‌گیریم و این حرف را هم می‌شنویم.»

پس از این تماس تلفنی، سجادیان خودش دنبال درمان رفت اما این مسئله برایش مهم شد که با چه تضمینی، تیم‌های مردمی را برای عملیات اطفای حریق می‌فرستد، وقتی قرار نیست ساده‌ترین حمایت‌های بیمه‌ای را دریافت کنند. در همین فرآیند او به بیمه «بی‌نام» رسید. بیمه‌ای که قرار است در چنین مواقعی به کار داوطلبان بیاید اما در عمل کمکی به آنها نمی‌کند: «خیلی از بچه‌ها در آتش‌سوزی آسیب دیدند، یکی سرش شکسته بود، دیگری دستش، یکی دیگر پایش اما هیچ حمایتی دریافت نمی‌کنیم.»

دلیل تعداد زیاد مصدومان آتش‌سوزی‌های زاگرس به شکل توپوگرافی کوهستان و منطقه حریق برمی‌گردد. داوطلبان با کوله‌های غیراستاندرد در‌حالی‌که دمنده، آب و سایر اقلام سنگین را بر دوش دارند در ارتفاعات و شیب‌های تند حرکت می‌کنند تا به مناطق صعب‌العبور آتش‌سوزی برسند، همین موضوع به مهره‌های کمرشان فشار زیادی وارد می‌کند و در مواردی هم به سقوط از ارتفاع منجر می‌شود. در‌حالی‌که به گفته دبیر نهضت سبز زاگرس کشورهای دیگر آتش‌نشان جنگل دارند که در طول سال مدام در حال تمرین در توپوگرافی‌های مختلف آن هم با وسایل استاندارد هستند: «بسیاری از داوطلبان بر اثر حوادث در حریق‌های زاگرس دچار حادثه شده‌اند اما هیچ‌جا اسم‌شان نیامده است.»

او بر اساس تجاربی که از سال‌ها اطفای حریق در زاگرس دارد، یک دسته‌بندی از این آسیب‌ها هم تهیه کرده. سقوط از ارتفاع یکی از آنهاست که باعث شکستگی‌های مختلف می‌شود. یکی از اتفاقات رایج دیگر پرتاب سنگ است، حرارت بالا باعث انبساط و منفجر شدن سنگ می‌شود، در این پرتاب‌ها آسیب‌های جدی به داوطلبان وارد می‌شود: «یاسین محمدی سال قبل در چهارمحال و بختیاری بر اثر پرتاب سنگ به سرش کشته شد.»

سوختگی دیگر آسیب داوطلبان زاگرس است که ترمیم آن مدت‌ها طول می‌کشد. به گفته سجادیان در کنار سوختگی برخی داوطلبان هم بر اثر استشمام دود ناشی از حریق ریه‌هایشان آسیب دیده‌ است: « این‌ها بخش پنهان حریق است که تا به حال دیده نشده»

ادارات منابع طبیعی در این باره که داوطلبان پس از آسیب با چه مشکلاتی مواجه می شوند، اطلاع‌رسانی نمی‌کنند، همین موضوع هم باعث می‌شود آنها پس از آسیب دیدن به حال خود رها شوند. البته این موضوع به گفته سجادیان تنها منحصر به داوطلبان نیست، نیروهای جنگلبان که به شکل شرکتی کار می‌کنند هم وضعیت بهتری ندارند.

از سال 1399 و پس از شهادت البرز زارعی، مسئله حریق‌های زاگرس در رسانه‌ها برجسته شد، این همان سالی است که سجادیان هم دچار آسیب شد و بعد از آن سراغ راهکارهایی رفت تا احتمال آسیب را کاهش دهد. او از همان سال بارها اعلام کرده که ورود به عرصه حریق نیاز به سازمان‌دهی دارد، اینکه داوطلب لباس مناسب داشته باشد و با یک فراخوان عمومی برای این کار اقدام کند و کارت داشته باشد. در مقابل این برنامه‌ها چندان جدی گرفته نمی‌شود و بیمه «بی‌نام» هم به کسی نمی‌رسد: «بیمه بی‌نام فقط اسم است. اینقدر بوروکراسی اداری و دولتی سنگین است که عملا از آسیب‌دیده‌ها حمایتی نمی‌شود و مسئله همچنان روی کاغذ مانده است.»

بی‌برنامه‌گی برای مدیریت حریق مهم‌ترین نقد سجادیان به ادارات منابع طبیعی و محیط زیست است که باعث عدم شفافیت و پاسخگویی شده است. اعتباری هم که برای حریق تزریق می‌شود در غیاب برنامه، خرج سنگ‌فرش و هر چیزی می‌شود که ادارت کل منابع طبیعی و محیط زیست لازم بدانند: «سال قبل در استان کهگیلویه و بویراحمد یک بودجه 60 میلیارد تومانی برای آتش‌سوزی گرفتند، سئوال این است که این بودجه که برای مناطق گرمسیری گرفتند چه شد؟»

زمانی که برنامه‌ای برای اطفای حریق نداریم، کسی به دنبال پیشگیری نمی‌رود، همه به دنبال آن هستند که حریقی پیش بیاید، تا دوربین‌ها دوباره روی زاگرس ثابت شود، یکی حکم ماموریت می‌گیرد و دیگری ابزارهایش را به نمایش می‌گذارد: «متاسفانه مسئولان حتی حاضر نیستند پول یک لباس دو میلیون تومانی برای داوطلبی که 5 سال است برای اطفای حریق زاگرس تلاش می‌کند، اختصاص دهند.»

بدنم پاره‌پاره شده، در عوض به من بی‌احترامی کردند

یک نیروی مردمی که نمی‌خواهد نامش در این گزارش بیاید، از بی‌احترامی‌هایی که به او شده گله‌مند است. او چندین بار دچار سوختگی شده: «بدنم چندین بار پاره پاره شد.» به گفته او در موضوع حریق هر مقام و مسئول و نیروی داوطلبی که زحمت می‌کشد، زیر بار بی‌احترامی خرد می‌شود. او البته نگاه مثبتی به برخی کارشناسان اداره کل محیط زیست فارس دارد: «اما آدم‌های خوب در این سیستم خیلی کم هستند.»

یک نیروی جنگلبان که او هم نمی‌خواهد اسمی از او در این گزارش بیاید مبادا که نانش را آجر کنند، از این می‌گوید که چند بار دچار آسیب شده اما نتوانسته از خدمات بیمه استفاده کند: «پوشش بیمه‌ای منابع طبیعی برای کسانی که دچار آسیب شده‌اند امری آسمانی است که کسی به آن نرسیده.»

آرش سلیمانی از همکاران نیروی جنگلبانی سال قبل در منطقه پشت کوه رستم که منطقه‌ای صعب‌العبور و کوهستانی است، دچار شکستگی دست و زانو شد، از آن وقت تا زمان نگارش این گزارش به گفته این نیروی جنگلبان هزار تومان هم به او نداده‌اند: «او نزدیک به 40-50 تومان برای هزینه درمان خرج کرده، آرش نیروی شرکتی است که ماهی 15 میلیون تومان حقوق آن هم به شکل قسطی می‌گیرد.»

ادارات منابع طبیعی همیشه می‌گویند بیمه به آنها تعلق می‌گیرد، تشکیل پرونده هم می‌دهند اما در عمل این نیروها درخواستشان به جایی نمی‌رسد. این نیروی جنگلبان دلیل این موضوع را به نوع بیمه مرتبط می‌داند: «به مسئولان می‌گوییم بروید و ببینید بیمارستان‌ها با کدام بیمه بیشتر قرارداد دارند. اگر دیدید از بین 50 تا بیمارستان، 30 بیمارستان با یک بیمه قرارداد دارند، آن بیمه را برای ما در نظر بگیرند، بیمه‌ای که الان ما داریم عملا به دردمان نمی‌خورد.»

بازگشت به فهرست