JAI NewsRoom مدیریت

آتش‌بس ایران؛ شکستی فاحش برای راهبرد نظامی‌گری ترامپ

23 فروردین 1405 | 09:00 •جهان
آتش‌بس ایران؛ شکستی فاحش برای راهبرد نظامی‌گری ترامپ

جنگ شش هفته‌ای ترامپ با ایران به شکستی تحقیرآمیز انجامید. آتش‌بس کنونی نه پیروزی صلح، که نشانه فروپاشی راهبرد نظامی‌گری آمریکاست.

اعلام آتش‌بس دو هفته‌ای میان ایران و ایالات متحده و توافق برای مذاکره درباره پایان دائمی خصومت‌ها، درحالی صورت گرفته که تحلیلگران مستقل آن را نه یک پیروزی دیپلماتیک، بلکه «شکستی خیره‌کننده برای جریان نظامی‌گری» در واشنگتن توصیف می‌کنند.

به گزارش پایگاه تحلیلی «ژاکوبین»، جنگ شش هفته‌ای دونالد ترامپ با ایران، حتی با معیارهای سده بیست‌ویکم که سرشار از تصمیمات فاجعه‌بار خارجی است، به بدترین گزینه راهبردی بدل شده بود. فاجعه‌ای که در تمام سطوح (نظامی، اقتصادی و سیاسی) برای تقریبا همه طرف‌های درگیر، جز شکست و تحقیر دستاوردی نداشت.

اعتراف تلخ ترامپ به واقعیت

کارشناسان معتقدند پذیرش آتش‌بس دو هفته‌ای و متعاقبا مذاکرات برای حل و فصل دائمی، یکی از معدود اذعان‌های صادقانه رئیس‌جمهور آمریکا به واقعیت بود. گزینه «فرار از میدان نبرد» بدون دستیابی به هیچ‌یک از اهداف اولیه‌اش و حتی بدتر کردن چندین مسئله‌ای که جنگ قرار بود حل کند، همچنان بهترین گزینه روی میز است.

نکته قابل توجه اینکه ترامپ ظاهرا پذیرفته است مذاکرات بر اساس طرح ۱۰ ماده‌ای ایران انجام شود، نه فهرست ۱۵ ماده‌ای حداکثری خودش. این سکوت تلویحی، اذعانی خاموش به شکست کامل راهبرد جنگ به مثابه ابزار سیاست خارجی است.

استخراج اورانیوم؛ خیالی خطرناک

اگر کسی به توانایی نظامی آمریکا برای تغییر واقعیت روی زمین شک دارد، کافی است نگاه کند به فاجعه‌ای که برای نجات تنها یک خلبان در عمق خاک ایران برای نیروهای آمریکایی رخ داد. طوفان اظهارات متناقض ترامپ درباره بسته بودن تنگه هرمز نیز نشان می‌دهد که او قادر به بازگشایی نظامی تنگه نیست. ایران ماهانه هزاران پهپاد ارزان‌قیمت تولید می‌کند که به راحتی می‌توانند کشتی‌ها را تهدید و آزار دهند.

با داشتن این برگ برنده، صرف‌نظر از فشارهای عظیمی که ترامپ بر کشور وارد کرده است، ایران حاضر به تسلیم نیست. گزینه‌های او برای تشدید فشار نیز همگی ناکارآمد و نامحبوب است. یکی از این گزینه‌ها اعزام نیروی زمینی است که از نظر سیاسی سمی و به لحاظ نظامی پر تلفات برای آمریکا خواهد بود، آن هم در آستانه تابستان خلیج فارس با دمای بالای ۱۰۰ درجه.

گزینه‌ دیگر ترامپ هم تشدید بمباران‌هاست. اتفاقی که نه تنها خطر فاجعه منطقه‌ای را (که احتمالا اسرائیل را ویران خواهد کرد) به همراه دارد، بلکه حتی توسط بسیاری از صداهای راست‌گرای همسو با ترامپ هم به شدت محکوم شده است.

اقتصاد آمریکا در آستانه سقوط

هرچه جنگ طولانی‌تر شود، وضعیت برای ترامپ و آمریکا بدتر می‌شود. اقتصاد آمریکا پیش از این نیز در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای با دردسرهای بزرگی روبه‌رو شده بود. هفته‌ها و ماه‌ها اختلال در زنجیره تامین می‌تواند آن را کاملا به پرتگاه بیاندازد. ذخایر مهمات آمریکا با نرخ غیرقابل تحملی در حال کاهش است و ارتش به محدودیت توانایی خود برای ادامه جنگ رسیده است؛ تحقیرهای عمومی روز به روز افزایش می‌یابد و تجهیزات نظامی گران‌قیمت به طرز فجیعی منهدم یا خراب می‌شوند.

ترامپ عملا مجبور شده است بهترین گزینه از میان مجموعه‌ای از گزینه‌های بد را انتخاب کند. اما این به معنای صلح حتمی نیست. فاصله عمیقی میان مواضع ایران و کاخ سفید وجود دارد که پر کردن آن دشوار خواهد بود.

بزرگترین مشکل، طبق معمول، اسرائیل است. مقامات اسرائیلی از چشم‌انداز این توافق به شدت عصبانی هستند و پیشاپیش تلاش برای خرابکاری آن را آغاز کرده‌اند. آنها از پایان دادن به جنگ نسل‌کشانه خود در لبنان (که طبق طرح ۱۰ ماده‌ای ایران الزامی است) سر باز زده و در روز اعلام آتش‌بس موقت بزرگترین موج بمباران‌های خود را علیه لبنان انجام داند.

نقطه امیدی هم وجود دارد، این که جنگ می‌تواند رابطه ترامپ با نتانیاهو را متحول کند. گزارش‌های متعددی (از جمله مقاله مفصل نیویورک تایمز) نشان می‌دهد که نتانیاهو و مقامات ارشد اسرائیل نقش مرکزی در متقاعد کردن ترامپ به انجام این فاجعه داشتند؛ از جمله با ارائه تضمین‌های خیالی که به سرعت اشتباه از آب درآمد. ترامپ متعاقبا خود را با تکرار آن ادعاها تحقیر کرد: اینکه «جنگ سریع تمام می‌شود، تغییر رژیم رخ می‌دهد و ناآرامی‌های داخلی اتفاق خواهد افتاد»، که هیچ‌کدام محقق نشد. 

دموکرات‌ها؛ بازیگر ناخوشایند دیگر

دیگر متغیر نامشخص، مخالفان دموکرات ترامپ هستند. برخی از چهره‌های برجسته آن‌ها در شرایطی که جهان آرزوی پایان واقعی جنگ را دارد، رفتاری کاملا غیرسازنده نشان داده‌اند. در راس آن‌ها سناتور کانکتیکات، کریس مورفی، یکی از تاثیرگذارترین صداهای دموکرات در سیاست خارجی است. او لحظه‌ای پس از اعلام آتش‌بس، مسیر خود را عوض کرد؛ مورفی از فریاد زدن درباره اینکه جنگ از کنترل خارج شده و ترامپ باید فورا برای نجات جان‌ها از ریاست جمهوری کنار گذاشته شود، یک‌باره به توافق صلح با ایران حمله کرد و عملا برای ترامپ طعمه‌گذاری کرد تا جنگ را از سر بگیرد. او ظاهرا حتی خواسته پوچ و حداکثری ترامپ مبنی بر خلع سلاح متعارف و غیرهسته‌ای ایران را هم پذیرفت.

خوشبختانه همه دموکرات‌ها چنین نیستند و برخی مانند یاسمن انصاری، نماینده کنگره، عقل سلیم را ترجیح می‌دهند. اما سناتورهایی مانند مورفی، در کنار جناح‌های جنگ‌طلب راست‌گرا، فرصت و زمان کافی برای برهم زدن صلح و بازگرداندن هرج‌ومرج غیرقابل را تحمل دارند.

پارادوکس پیروزی

وسوسه‌انگیز است که بگوییم آتش‌بس جاری پیروزی نیروهای صلح است. اما واقعیت این است که این یک شکست خیره‌کننده برای نظامی‌گری است؛ به طور مشخص برای رئیس‌جمهوری که مست قدرت نظامی و این باور شکست‌خورده بود که آمریکا می‌تواند با بمب، آرزوهایش را به واقعیت تبدیل کند. پارادوکس اینجاست که برای تداوم این صلح، ترامپ باید متوهمانه باور کند که «پیروز شده است.»

بازگشت به فهرست