ترس و انکار در خیابان سنایی؛ کافهها بازند یا در آستانه پلمب؟
همزمان با انتشار خبرهایی درباره «پلمب یا اخطار به کافههای خیابان سنایی»، بررسیها نشان میدهد که کافههای خیابان سنایی و کافههایی در غرب تهران اخطار پلمب دریافت کردهاند.
یک روز پس از اخبار متناقض درباره پلمب کافهها در خیابان سنایی، فضای این خیابان پر از ترس و انکار است. کافهها باز هستند پیادهروها شلوغ، کسی تمایلی ندارد درباره خبر اخطار به کافهاش صحبت کند اما خبر اخطار درست است. از خیابان مطهری سنایی را به سمت جنوب میرویم. از یکی از کافههای شلوغ میپرسیم آیا دستورالعمل جدیدی به کافههای این راسته دادهاند؟ سالنکار با تردید میگوید اجازه حرف زدن ندارد و صاحب کافه هم میگوید خبری از اخطار پلمب یا سختگیری تازه برای کافهها ندارد و مانند همه روزهایی که در جنگ باز بودند و مشتری داشتند دارند کارشان را میکنند.
اما روایت یکی دیگر از کافهدارهای این راسته با او متفاوت است. او خیابان سنایی را دو بخش میکند. میگوید به کافههای پایین خیابان خدری اخطار دادهاند: «اگر خود کافهدارها تشخیص بدهند میگویند چرا» کافهدار دیگری میگوید شنیده است که به برخی از کافهها اخطار دادهاند اما نمیداند اخطار شفاهی بوده یا کتبی و تاکید میکند که در این روزها هیچ کافهای پلمب نشده است. در بخش شمالی خیابان سنایی هم یکی دیگر از کافهدارها میگوید شنیده است که سختگیریها ربطی به خود کافهها ندارد و به کافههایی تذکر دادهاند که مشتریهایشان در پیادهرو جمع میشوند. اما کسی با اطمینان تایید نمیکند که کافههای سنایی پایین خیابان خدری اخطار پلمب گرفتهاند.
با این حال نگاهها با انکارها همخوانی ندارد. در یکی از کافههای خلوت پایین سنایی دیگر نمیگویم خبرنگارم. سفارش قهوه میدهم و میپرسم: «باز هستید. میگفتند کافههای این راسته را بستهاند.» میگوید به همه ما اخطار دادهاند، حتی به یک کافه چند متری. او صبح شنبه همانطور که در اخطار تاکید شده بود به اداره اماکن در خیابان شریعتی رفته تا توضیحی بگیرد: «پلمب نکردهاند. به حجاب سالنکارها و مشتریها ایراد گرفتند و گفتند این چه موسیقیهایی است که پخش میکنید.»
در خیابان ایرانشهر کسی اخطار نگرفته اما آنها هم ماجرای خیابان سنایی را شنیدهاند. همچنین پیگیریها از کافههایی در غرب تهران هم نشان میدهد که در شهرک غرب هم کافهها تذکرهایی گرفتهاند. یکی از کافهدارهای شهرک غرب میگوید در روزهای جنگ به آنها تذکر دادهاند: «پرسیدیم در این روزهای بیکاری و جنگ این برخوردها چه دلیلی دارد، گفتند جنگ چه ارتباطی به شما دارد؟» روزنامه دولت این خبر را تکذیب کرده و منتشرکنندگان را دشمن انسجام ملی دانسته است. مرد کافهدار تنها کافهای نیست که اخطار گرفته اما همکارانش در گفتوگو با خبرنگار آتیه آنلاین احتمالا به خاطر نگرانی از واکنش اماکن هر اخطاری را انکار میکنند.
بازتاب در شبکههای اجتماعی
«اخطار یا پلمب کافههای خیابان سنایی تهران» در فضای شبکههای اجتماعی هم بازتابهای متفاوتی داشت. گروهی از کاربران و برخی رسانهها از «اقدام پلیس اماکن برای پلمب یا اخطار به کافهها» در ساعات پایانی شب ۲۵ فروردین ماه (حدود ۹ تا ۹:۳۰ شب) خبر دادند. در مقابل، گروه دیگری با استناد به حضور میدانی یا گزارشهای تکمیلی، اصل پلمب را رد کرده و از «باز بودن کافهها و فعالیت عادی» در همان بازه زمانی سخن گفتند. این کاربران انتشار خبر را «دروغ سازمانیافته» یا «نشر اکاذیب» توصیف کردند. در مقابل، گروهی دیگر تأکید داشتند که حتی اگر پلمبی رخ نداده باشد، «اخطارهای میدانی واقعی بوده» و تکذیبها کامل نیست. بخش قابل توجهی از واکنشها از سطح خبر فراتر رفته و به تحلیلهای کلان سیاسی رسیده بود، برخی کاربران، انتشار این خبر را «پروژه رسانهای برای التهاب اجتماعی» دانستند. عدهای دیگر آن را در چارچوب «جنگ روانی » تفسیر کردند. در سوی مقابل، گروهی نیز برخورد با کافهها را نشانه «فشار بر فضاهای اجتماعی در شرایط تنش ملی» ارزیابی کردند. برخی کاربران هم از حضور در خیابان سنایی و مشاهده باز بودن کافهها میگویند و برخی دیگر از «تغییر ناگهانی وضعیت و جمع شدن کسبوکارها در ساعات پایانی شب» سخن گفتند.
کافهها و تابآوری اجتماعی در بحران
هر روایتی درست باشد نمی توان نقش کافهها در تاب آوری اجتماعی در روزهای پر التهاب جنگ را نادیده گرفت. محیط طباطبایی؛ رییس ایکوم ایران معتقد است کافهها در روزهای جنگ به «پناهگاههای اجتماعی» بدل شدهاند. او با تأکید بر کارکرد اجتماعی کافهها در شرایط بحرانی، آنها را یکی از مهمترین پناهگاههای شهری برای مردم توصیف میکند و میگوید: «کافه در واقع محلی است که آدمها در آن جمع میشوند تا از طریق با هم بودن و همیاری، فشارهای روانی ناشی از بحران را تحمل کنند. به گفته او، در شرایطی که صدای انفجار و ناامنی ذهنی افزایش یافته، این فضاها امکان تجربه لحظاتی از آرامش را برای شهروندان فراهم کردهاند.»
او با اشاره به وضعیت متفاوت محورها و مناطق شهری توضیح میدهد که این کارکرد در همه نقاط شهر یکسان نبوده است. بهعنوان مثال در برخی محورهای فرهنگی مانند خیابان نوفل لوشاتو بهدلیل تعطیلی گالریها و تئاترها، کافهها نیز عملاً بسته شدند و این زنجیره فعالیت فرهنگی از کار افتاد. در مقابل در محورهایی مانند خیابان سنایی و ایرانشهر که کافهها بهعنوان فضاهایی مستقلتر و با هویت اجتماعی شکل گرفتهاند، بسیاری از این مکانها باز ماندند و به ارائه خدمات ادامه دادند؛ برخی تا ساعات پایانی شب و برخی با محدودیت زمانی.
طباطبایی این تداوم فعالیت را «اتفاقی مهم» میداند و معتقد است این کافهها توانستند برای مردمی که زیر فشار عصبی و روانی ناشی از جنگ قرار دارند، فضایی فراهم کنند تا برای ساعاتی از تنش فاصله بگیرند. او تأکید میکند که چنین فضاهایی در شرایط بحران، نقشی حیاتی در حفظ تعادل روانی جامعه دارند. او معتقد است وقتی امکان ایجاد پناهگاههای استاندارد و رسمی برای شهروندان فراهم نشده و حتی نظام آمادهباش مؤثری نیز وجود ندارد، محدود کردن فضاهای اجتماعی مانند کافهها میتواند به تشدید بحران روانی در شهر منجر شود. به باور او، کافهها در چنین شرایطی باید حفظ و حتی تقویت شوند.
وقتی کافه ها در جنگ پناه شدند
مریم ایثاری؛ عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات اجتماعی جهاد دانشگاهی هم با اشاره به نقش فضاهای غیررسمی در شرایط بحرانی تأکید میکند: «کافهها در ایام جنگ، فراتر از یک محل گذران اوقات فراغت، به بسترهایی برای بازسازی روابط اجتماعی، کاهش اضطراب و تقویت تابآوری جمعی تبدیل شدند.»
به گفته او در ایام جنگ که بهدلیل اقتضائات آن، افراد از حضور در بسیاری از فضاهای رسمی نظیر محل کار و فضاهای شهری و نیز فضاهای غیررسمی نظیر دورهمیها و مهمانیها محروم بودند، فضاهایی نظیر کافهها میتوانستند بیش از پیش کارکرد اجتماعی داشته باشند: «مشاهدات من در تهران نشان میداد که برخی پاتوقهای کافههای شهر نظیر خیابان ایرانشهر، در ایام جنگ، بهطور معناداری شلوغتر از سایر معابر و فضاهای شهری دیگر بود. جنگ و انزوای اجتماعی متعاقب آن و محصور شدن در فضای خصوصی خانه، نیاز افراد به فضاهایی با کارکرد کافهها را بیشتر میکند. به همین دلیل کافهها در بحرانهایی نظیر جنگ، میتوانند نقش مهمی در تابآوری اجتماعی داشته باشند.»
او معتقد است که کافهها با ایجاد فضای سوم، شبکههای ارتباطی، حس تعلق، گفتوگو و مشارکت اجتماعی به شکلگیری سرمایه اجتماعی و حوزه عمومی کمک میکنند. این عوامل در کنار هم ظرفیت جامعه را برای سازگاری، همبستگی و بازیابی در مواجهه با بحرانهایی نظیر جنگ افزایش میدهند. از سویی حضور افراد در کافهها، میتواند به کاهش اضطراب جمعی و ایجاد حس عادی بودن زندگی کمک کند. کافهها به عنوان فضایی نیمهعمومی در ایام جنگ، میتوانند به افراد کمک کنند تا با تبادل اطلاعات، به اشتراکگذاری سازوکارهای مواجهه با بحران و سازماندهی گروههای داوطلبانه و شبکههای مدنی، زیرساختهای غیررسمی حمایت اجتماعی ایجاد کند. در شرایطی که شهر زیر فشار بحرانهای بیرونی قرار دارد، کافهها بهعنوان فضاهای کوچک اما مؤثر، نقش پناهگاههای اجتماعی را ایفا کردهاند؛ پناهگاههایی که نهتنها نیازمند درک و حمایتاند، بلکه حذف یا تضعیف آنها میتواند تابآوری شهری را بیش از پیش کاهش دهد.