JAI NewsRoom مدیریت

توقف ساخت‌وساز نسخه جدید برای ابرچالش‌های تهران، طرحی عملی یا »آبکی و ضعیف«؟

29 مرداد 1404 | 11:46 •جامعه
توقف ساخت‌وساز نسخه جدید برای ابرچالش‌های تهران،  طرحی عملی یا »آبکی و ضعیف«؟

بحثی تازه اما ریشه‌دار در مدیریت شهری تهران، بار دیگر به صدر اخبار بازگشته است؛ آیا تهران دیگر ظرفیت هیچ‌گونه ساخت‌وساز جدیدی را ندارد؟ رئیس شورای شهر تهران خبر داده که وزارت نیرو به شورای عالی معماری و شهرسازی گفته است: برای اینکه تهران آب ندارد، کسی حتی دو سانت ساختمان نسازد. پاسخی که از دید مهدی چمران «آبکی و ضعیف» است.

چمران معتقد است با ترمیم شبکه‌های فرسوده و کاهش هدررفت آب، می‌توان جمعیت تهران را سیراب کرد. علیرضا زاکانی، شهردار تهران نیز در همین مسیر حرکت می‌کند و می‌گوید: ما به عنوان مسئولان سالیان سال است که به وظیفه خود عمل نکردیم. زیرساخت‌های شهر نیازمند ترمیم است و بخش زیادی از آن دچار هدررفت آب می‌شود.

اما تازه‌ترین گزارش وزارت راه و شهرسازی از «ابرچالش‌های تهران» تصویری متفاوت و پیچیده‌تر ارائه می‌دهد: یکی از چالش‌ها رشد جمعیت است ؛ ۳۹۳ هزار نفر تنها در سه سال اخیر به جمعیت تهران افزوده شده‌اند. دراین گزارش به تمرکز بی‌وقفه پرداخته شده و تاکید شده هسته مرکزی پایتخت میزبان سرمایه، جمعیت و فعالیت‌هایی شده که فشار مضاعفی بر زیرساخت‌ها وارد کرده است.
ترافیک دائمی، آلودگی شدید هوا، کمبود آب و برق و مهاجرت انبوه به حاشیه‌هایی مانند ورامین، کرج و پیشوا به عنوان پیامدهای زیست‌محیطی و اجتماعی مطرح شده است .
این گزارش به سه «ناترازی» بنیادین تهران اشاره دارد ؛ اول محیط زیست و منابع از جمله کمبود آب، آلودگی هوا، فرونشست زمین و تغییر کاربری اراضی. دوم اقتصاد کم‌بهره، یعنی تداوم حضور صنایع، شغل‌های کم‌کیفیت و سفرهای طولانی آونگی. و سوم جمعیت و زمین مانند جهش قیمت زمین، بارگذاری جمعیتی فراتر از ظرفیت طرح تفصیلی و فشار بر خدمات عمومی.
چرخه‌ای بازتولیدشونده در حال رخ دادن است؛ تمرکز جمعیت فشار بر زیرساخت‌ها را افزایش می‌دهد، فشار بر زیرساخت‌ها سفرهای آونگی را بیشتر می‌کند، سفرها آلودگی را تشدید می‌کند و در نهایت کاهش جذابیت سرمایه‌گذاری نوآورانه، دوباره تمرکز جمعیت را دامن می‌زند.

کمیسیون ماده ۵ و موتور تراکم‌فروشی

 بخش مهمی از این بحران به مصوبات کمیسپیون ماده ۵ بازمی‌گردد؛ نهادی که قرار بود اصلاحات جزئی در طرح‌های شهری انجام دهد، اما امروز به موتور اصلی تراکم‌زایی بدل شده است.
طبق گزارش وزارت راه و شهرسازی، تنها با ۵۸۵ مصوبه، تراکم ساختمانی از ۱۳۰ درصد به ۳۴۰ درصد رسیده، ارتفاع مجاز ساختمان‌ها از ۴.۳ به ۸.۸ طبقه افزایش یافته و ۱۵ میلیون مترمربع زیربنا و ۳۹۳ هزار نفر جمعیت جدید به تهران اضافه شده‌اند.
این روند، برخلاف اهداف تمرکززدایی عمل کرده و سوداگری زمین و مسکن را دامن زده است؛ نتیجه، فشاری مضاعف بر آب، برق، حمل‌ونقل و خدمات شهری.در همین گزارش، راهکارهایی نیز پیشنهاد شده است ازجمله توقف صدور مجوز شهرک‌ها و تغییر کاربری اراضی کشاورزی.
طراحی نظام حکمرانی ویژه تهران–البرز، توسعه حمل‌ونقل ریلی و خودروهای برقی، انتقال صنایع کم‌فن به خارج از هسته و جایگزینی آن‌ها با خوشه‌های دانش‌بنیان، تعیین سقف‌های ظرفیت‌پذیری آب، هوا و حمل‌ونقل و اتصال آن‌ها به صدور پروانه ساختمانی، ایجاد مشوق‌های مالی برای انتقال خدمات و صنایع به بیرون از هسته تهران و استقرار نظام پایش و نظارت با مکانیسم‌های جریمه و تشویق.
اما پرسش بزرگ همچنان پابرجاست: با وجود قدرت کمیسیون ماده ۵ در صدور تراکم و وابستگی مالی شهرداری‌ها به درآمدهای حاصل از ساخت‌وساز، آیا چنین سیاست‌هایی قابل اجراست؟

جعفر شربیانی، عضو شورای شهر تهران، معتقد است: اینکه بگوییم ساخت‌وساز را متوقف کنیم، در عمل شدنی نیست. اما معنای سخنان کارشناسان این است که باید در بارگذاری‌های شهری نهایت خساست و وسواس را به خرج دهیم.
او تأکید می‌کند که طرح جامع و تفصیلی تهران از ابتدا بر پایه منابع آب و برق تنظیم شده بود و اگر به‌درستی اجرا می‌شد، مسیر اداره شهر درست پیش می‌رفت. شربیانی انتقاد اصلی خود را متوجه تغییرات بی‌قاعده و مصوبات گسترده کمیسیون ماده ۵ می‌داند.
به گفته او، وابستگی شهرداری به درآمدهای ناپایدار از جمله فروش تراکم، ریشه بحران است. حتی در دوره پنجم شورا، ۷۰ تا ۸۰ درصد درآمد شهرداری از همین محل تأمین می‌شد. شربیانی می‌گوید: اگر به سمت درآمدهای پایدار حرکت نکنیم، همین چرخه ادامه خواهد داشت. او ممیزی املاک، قبوض نوسازی و پسماند را منابع بالقوه پایدار برای اداره شهر می‌داند که تاکنون مغفول مانده‌اند.
مهدی اقراریان، دیگر عضو شورای شهر، از زاویه‌ای دیگر هشدار می‌دهد: تجربه نشان داده است که هرگونه ممنوعیت، زمینه‌ساز امضاهای طلایی خواهد شد و امضاهای طلایی نیز معمولا رانت، فساد و تبعیض را به دنبال دارند.
او بر لزوم یک نگاه جامع در سطح ملی تأکید می‌کند؛ نگاهی که نه‌تنها تهران بلکه شهرهای اقماری آن مانند پردیس، کرج و اسلامشهر را نیز در بر گیرد. به باور او، نجات تهران نیازمند همکاری همه‌جانبه دولت، شورا، شهرداری و نمایندگان مجلس است؛ همکاری‌ای که تاکنون منافع متضاد مانع تحقق آن شده است.
تهران در نقطه‌ای بحرانی قرار گرفته و دیگر ظرفیت توسعه نامحدود را ندارد. توقف کامل ساخت‌وساز نسخه واقعی نیست، اما ادامه روند کنونی نیز به تشدید بحران‌ها می‌انجامد. تنها راه، وفاداری به طرح جامع و تفصیلی، حرکت به سمت درآمدهای پایدار، تمرکززدایی و گذار به اقتصاد دانش‌بنیان است.
اما بدون حکمرانی یکپارچه، منابع مالی جایگزین و اراده سیاسی، همه این سیاست‌ها روی کاغذ باقی خواهد ماند؛ چرخه انباشت جمعیت و فعالیت ادامه خواهد یافت و بحران‌های تهران عمیق‌تر خواهد شد.

برچسب‌ها: #بحران آب
بازگشت به فهرست