طرد عاطفی و فشارهای روانی، سرنوشت دختر 15 ساله به فرار از خانه گره خورد
دختری ۱۵ ساله که به دلیل طرد شدن از سوی والدین اصلی و ناسازگاری با خانواده جدیدش، با انبوهی از فشارهای روانی و خلأهای عاطفی روبهرو شده بود، از خانه فرار کرد و به دام رفتارهای پرخطر اجتماعی افتاد؛ این پرونده تلنگری است برای توجه به آسیبهای خانوادگی و اجتماعی که نوجوانان را به سوی تصمیمهایی چون فرار از خانه سوق میدهد.
به گزارش آتیهآنلاین، فرار یک دختر ۱۵ ساله از خانهای که قرار بود پناهگاهش باشد، روایتی تلخ از خلأهای عاطفی، ناسازگاری با محیط جدید و غلتیدن به سوی رفتارهای پرخطر است؛ داستانی که زنگ خطری برای لزوم توجه به ریشههای خانوادگی و اجتماعی این آسیب رو به رشد به صدا درمیآورد. آنطورکه بهنظر میرسد پیچیدگیهای زندگی امروز در کنار تمام محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی آن سبب شده قربانی روایتهای فرار از خانه دختران و پسران نوجوان و خانوادهها باشند.
گزارش فرار از خانه به کلانتری ۱۳۷ نصر
به روایت روزنامه اعتماد مدتی قبل جواني به كلانتري ۱۳۷ نصر مراجعه میکند و از فرار دخترخوانده ۱۵ سالهاش از خانه خبر میدهد که حدود شش ماه قبل او را از بهزیستی به فرزندخواندگی پذیرفته بوده است. آنطورکه مشخص است این دختر از طرف پدر و مادر اصلی خودش طرد شده و هیچ وقت حمابتهای عاطفی مناسب را دریافت نکرده است، اين دختر پس از واگذاري به خانوادهاي جديد، به دليل شرايط حساس سني و ورود به دوران بلوغ، نتوانست محيط تازه و قوانين خانه جديد را تحمل كند و با آن سازگار شود، در چنين شرايطي، نوجوان براي جبران خلأهاي رواني و يافتن حس امنيت و پذيرش، به رفتارهاي پرخطر اجتماعي روي آورده است. نخستين نشانهها در قالب كنجكاويهاي ناسالم بروز كرده و به تدريج در كشيدن سيگار، مصرف مواد مخدر، ارتباط با دوستان ناباب و قرار گرفتن در جمعهاي انحرافي خود را نشان داده است، اين روند به مرور به مصرف مشروبات الكلي، درگيري در روابط ناسالم و ارتكاب رفتارهاي پرخطرتر منتهي شد، سرانجام، فشار رواني ناشي از مجموعهاي از اين عوامل، همراه با احساس بيپناهي و بياعتمادي به محيط خانه، او را به تصميمي پرخطر يعني فرار از خانه سوق داده است.
بيشترين گروه سنی فراريان بين ۱۵ تا ۱۷ سال است
كارشناس مشاوره كلانتری ۱۳۷ نصر در مورد اين پرونده میگويد: «از مهمترين علل فرار اين نوجوان ميتوان به جدايي والدين، نابسامانيهاي خانوادگي و اعتياد يكي از والدين اشاره كرد. فرار از خانه به عنوان يك آسيب اجتماعي شناخته ميشود كه ميتواند بهداشت رواني فرد و جامعه را تحت تاثير قرار دهد. افزايش آمار دختران فراري، زنگ خطر جدي براي كارشناسان و مسوولان اجتماعي محسوب ميشود. فرار دختران معمولا به دليل خشم، ترس يا انتقامجويي در مقابل عوامل آشفته خانوادگي رخ ميدهد و در بسياري از موارد نوجوان براي مدت كوتاهي مكانهاي ديگر را به خانه ترجيح ميدهد. طبق گزارشها، بيشترين گروه سني فراريان بين ۱۵ تا ۱۷ سال است و اين پديده ميان دختران و پسران تقريبا به يك ميزان مشاهده ميشود.»
به گفته فاطمه محموديان زماني كه خانواده از نقش حمايتي خود غافل شود، نوجوان به دنبال جايگزيني در محيط بيرون ميگردد و چه بسا به دام گروههاي انحرافي يا افراد سودجو بيفتد. از سوي ديگر، ضعف نظام آموزشي در ارايه مهارتهاي زندگي، مديريت خشم و تقويت اعتمادبهنفس موجب ميشود نوجوان نتواند فشارهاي رواني و هيجاني خود را كنترل كند. در چنين شرايطي، فرار از خانه براي او راهحلي موقت و غيرمنطقي به نظر ميرسد.
او در بخش دیگری از صحبتهای خود به نكته نگرانكننده ديگری اشاره میکند: «بسياري از فراريان پس از بازگشت به خانه نيز همچنان در معرض تكرار رفتارهاي پرخطر قرار دارند، چراكه ريشه مشكلات خانوادگي و رواني آنها برطرف نشده است، بدون مداخله حرفهاي، چرخه فرار و آسيب دوباره تكرار خواهد شد. بنابراين پيشگيري از اين آسيب اجتماعي بايد در اولويت سياستگذاران اجتماعي و نهادهاي حمايتي قرار گيرد.»
از مشاجره والدین تا محدودیت برای معاشرت؛ دلایل فرار اس خانه کدامند؟
در گزارشهای مربوط به آسیبهای اجتماعی عوامل زیادی درباره علل فرار از خانه توسط جوانان مطرح میشود آنطورکه اعتماد گزارش داده منازعات خانوادگي، اعم از مشاجرات والدين يا مشاجرات بين فرزندان با والدين، ازدواجهاي مكرر و وجود برادران و خواهران ناتني، حسادت و تبعيض بين فرزندان و طلاق، فرد را به شورش و طغياني واميدارد كه شدت اين عوارض رواني و سركشيها به خارج از خانه منتقل شده و آثار سوء خود را در وراي خانه و فرار نشان مي دهد. در برخي بررسيها زندگي با نامادري يا ناپدري، وجود فرزندان زياد در خانواده، نبود يكي از والدين به دليل طلاق يا فوت، وجود افراد معتاد در خانواده، كم توجهي خانواده نسبت به دختران، وجود اختلاف بين اعضاي خانواده، تنبيه بدني، كنترل از سوي افراد خانواده، تهديد به اخراج، احساس بيارزشي، شنيدن فحش و ناسزا و... بر فرار دختران موثر بوده است. از ميان عوامل مختلف، نقش روابط والدين و شيوههاي برخورد آنان با فرزندان و نابسامانيهاي خانوادگي در تصميم نوجوانان براي ترك خانه عمده بوده است. همچنين فقر اقتصادي، طلاق، جداييهاي عاطفي والدين، رفاه و آزادي بيش از حد، تعرض جنسي توسط اطرافيان، اعتياد، شكاف بين نسلها و اختلافات فرزندان و والدين از دلايل فرار نوجوانان است. دختران دانشآموز به دليل فشار خانواده، كنترل شديد و محدوديت در معاشرت با دوستان، بيشتر از پسران دست به فرار ميزنند.