توقف زندگی زیر سایه جنگ
26 اسفند 1404 | 09:00
•کار
جنگ شرایط زندگی را برای زنان سرپرست خانوار دهکهای پایین و روزمزد وخیم کرده است.
فاطمه حجتی، از 27 سال پیش مغازه کوچکی در بازار جنت تهران داشت و روزگارش را با درآمد آن میگذراند؛ او مدتها پیش همسر و پدر و مادرش را از دست داده و تنها زندگی میکند و در تمام این سالها زندگیاش در همان مغازه چهارمتری بازار جنت میگذشت. بهمن امسال آتشسوزی همان مغازه را هم از او گرفت؛ درست در روزهایی که اعتراضات دی ماه به تازگی تمام شده و او امیدوار بود بازار شب عید را از دست ندهد. او کمی قبل از آتشسوزی، تمام مغازه چهارمتری خود را پر از لباس کرده بود، اما حالا چیزی از مغازه و لباسهایی که بابت آنها به فروشندگان بازار بدهکار شده، باقی نمانده. فرصت چندانی هم برای پیگیری خسارت مغازهاش نداشت؛ چون جنگ آغاز شد و همه راهها را پیش رویش بست.
مدتی پیش سید جواد حسینی، رئیس سازمان بهزیستی کشور اعلام کرد: «در حال حاضر ۶ و نیم میلیون زن سرپرست خانوار در کشور داریم که بیش از ۲۸۴ هزار نفر آنها تحت پوشش سازمان بهزیستی هستند.» شهریور سال 1403 در یکی از مجموعه نشستهای مؤسسه رحمان با موضوع فقر و نابرابری، فرشاد اسماعیلی، پژوهشگر حوزه کار از زنانه شدن فقر گفت و اعلام کرد که طبق آمار، فقیرترین فقرا زنان سرپرست خانوارند و وضعیت بسیار بغرنجی در آینده خواهند داشت. به گفته او در دو دهه اخیر یعنی تا سال 1400 درصد فقر خانوارهایی با سرپرست زن، بیشتر از خانوارهایی بود که سرپرست مرد داشتند. طبق بررسیهای او در سالهای مختلف، در دهکهای بالاتر میزان فقر زنان سرپرست خانوار کاهش پیدا میکند که هم به معنی طبقاتی شدن و هم زنانهشدن فقر است. در این دو دهه هر جا نسبت جنسیتی معنا پیدا میکند، درصد فقر زنان سرپرست خانوار نسبت به مردان بیشتر بوده است. علاوه بر این، آمار ترک تحصیل فرزندان زنان سرپرست خانوار بالای 35 سال که در سن کار و تحصیل هستند، بالاتر بوده که احتمالاً برای کمک به درآمد خانواده تحصیل را رها کردند و وارد دانشگاه نشدند.
بیش از 50 درصد زنان سرپرست خانوار نیز در طول دو دهه گذشته در دهک اول و دوم قرار داشتند و بسیاری از حمایتهای رفاهی و اجتماعی هم متوجه این دهکها نیست. به گفته این پژوهشگر روابط کار، 75 درصد از زنان سرپرست خانوار یک تا سه نفر را تحت تکفل خود دارند و بیش از 70 درصد آنها در یک سال آخری که آمارگیری انجام شده، هیچ فعالیت اجتماعی نداشتند. یعنی نقشهای مختلفی مانند نقش عاطفی و آموزش در خانواده و پرستاری از افراد آنقدر پررنگ است که فضایی بیرون از خانه برای زنان سرپرست خانواده متصور نبوده است: «طبق آمارها، زنان سرپرست خانوار با سنپایینتر، همچنین زنان بیسواد، در معرض فقر بیشتری بودند. در حوزه بیمهای، یک بیمهگذار اصلی داریم و یک بیمهگذار تبعی. معمولاً نظام بیمهای زنان سرپرست خانوار تحت عنوان بیمه نظام مشاغل و حرف آزاد است. در سال 1400 تعداد مردان بیمهشده اصلی تامین اجتماعی حدود 12 میلیون و تعداد زنان بیمهشده اصلی تامین اجتماعی هم حدود سه میلیون و 100 هزار نفر بود.»
جنگ یک گروه دیگر را هم نامرئی و از جریان اقتصاد حذف کرده است: زنان کارگر روزمزد که بعضی از آنها تحت پوشش انجمنهای حمایتی قرار دارند و شغلشان بعد از جنگ، کامل تعطیل شده است. خیریه مهر راستین زنان خودسرپرست زیادی را تحت پوشش قرار داده که بخشی از آنها مونتاژکار یا مزدیدوزند و تا پیش از جنگ، به کمک خیریه میتوانستند سفارش کار داشته باشند، اما با اولین موشک همه چیز تمام شد؛ کارفرما سفارشهای قدیمی و جدید را لغو کرد و حتی نتوانست دستمزد سفارشهای قبلی را به مؤسسه پرداخت کند. فاطمه دانشمندی، مدیرعامل این مؤسسه میگوید در شرایطی مثل جنگ تنها راه درآمد زنان کارگر روزمزدی که تحت پوشش آنها قرار دارند قطع میشود؛ چون بازار تعطیل است و کسی سفارش دوخت ندارد. حالا موسسه برنامههای خود را بر حمایت از آنها متمرکز کرده: «گروه دیگری از زنانی که با مؤسسه در ارتباطند، کارگران نظافتچیاند که در روزهای نزدیک به عید به تهران میآیند و خدماتی مثل نظافت خانه انجام میدهند، اما حالا با توجه به وقوع جنگ، دیگر امکان اشتغال به این کار هم وجود ندارد و آنها هم درآمدشان را از دست دادهاند.»
زنانی که کار مونتاژ و بستهبندی و تزیین و گلدوزی انجام میدهند هم کارشان وابسته به بازار است و آنها هم شرایط مشابهی دارند. دانشمندی میگوید هر زمانی که شرایط تغییر میکند، مثل جنگ 12 روزه، اعتراضات دی ماه و جنگ اخیر برخی مشاغل، مثل شغلهای حاشیه بازار دیده نمیشوند؛ نمونه آن باربرهای چرخی بازارند: «پدر بعضی از کودکان تحت پوشش مؤسسه کارگرانیاند که در بازار بار حمل میکنند و همه آنها در هر مقطعی که بازار تعطیل شده تحت تأثیر قرار گرفتهاند.»
اعضای موسسه بعد از جنگ 12 روزه به این نتیجه رسیدند که باید برنامههای کوتاه مدتی برای این شرایط داشته باشند؛ چون وضعیت ناپایدار بود و امکان تعریف پروژههای کاری بلندمدت وجود نداشت. در نتیجه پروژههای کوچکی انتخاب شد تا بتوانند زودتر به کارفرما تحویل دهند. دانشمندی میگوید طول دورههای آموزشی مؤسسه هم کوتاهتر شد تا زنان زودتربه درآمد برسند: «جنگ 12روزه شوک زیادی داشت اما کوتاه بود و یک هفته بعد از جنگ کار را دوباره آغاز کردیم، اما حالا تنها کاری که مؤسسه انجام میدهد، حمایت از زنان کارگر روزمزد است. ما تمام برنامههای آموزش و نوروز را لغو کردیم تا بتوانیم از آنها حمایت کنیم. در حال حاضر هم با برخی از شرکتها برای تولید کیسه تبلیغاتی گفتوگو کردهایم که این گروه از زنان بتوانند به درآمد برسند.»
علیرضا حیدری، پژوهشگر حوزه روابط کار توضیح میدهد که متغیرهایی مانند جنگ چطور کارگران روزمرد به ویژه زنان را تحت تأثیر قرار میدهد. او میگوید این گروه از کارگران اولین گروهیاند که در این شرایط آسیب میبینند؛ چون هیچ حمایتی از سمت کارفرمای موقت و نظامهای تأمین اجتماعی که باید در شرایط بحرانی به داد آنها برسد وجود ندارد. به گفته او این شرایط روی دو بخش درمان و معیشت آنها تاثیرگذار است و از هر دو زاویه آسیب میبینند: «تقریباً نظامهای تأمین اجتماعی در ایران نسبت به کارگران روزمزد خنثی عمل میکنند و هیچ سازوکار قانونمندی وجود ندارد که آنها را زیر چتر حمایت اجتماعی قرار دهد. بیکاری ناشی از شوکهای اقتصادی و سیاسی و جنگ به شدت آنها را تحت تأثیر قرار میدهد، اما آنها از پوشش بیمه بیکاری بهرهمند نیستند»
حیدری اعتقاد دارد تفاوت در آسیبپذیری زنان روزمزد کارگر در ایران وجود دارد و شاید بیشتر باشد: «یکی از مقاولهنامههای سازمان بینالمللی کار به رفع تبعیض جنسیتی در خصوص برخورداری از حقوق کار و تأمین اجتماعی اشاره میکند. ما از اصل 29 قانون اساسی غافلیم و بعد از گذشت بیش از چهار دهه، هنوز نتوانستیم این اصل را آنطور که تکلیف شده، نهادینه کنیم. این گروه سازمان اجتماعی خاصی ندارند که از حقوق آنها در مراجع مختلف از جمله قانونگذاری حمایت کند. از طرفی نهادهای حاکمیتی از جمله وزارت کار، باید تلاش کند تا سازمان اجتماعی مشخصی برای آنها تعریف کند. آنها در عمل در بازار بی قاعده رها شدهاند.»
ضریب نفود بیمههای اجتماعی در ایران حدود 75 تا 76 درصد است و این پژوهشگر حوزه کار میگوید سازمان تأمین اجتماعی هنوز قادر نیست 24 درصد جامعه واجد شرایط را تحت حمایت خود قرار دهد؛ درصدی که کارگران روزمزد هم بخشی از آن شدهاند: «اگر درآمد حقیقی مرتب به واسطه تورم کاهش پیدا کند، حتی اگر بازار کار مهیا باشد، به تدریج در دهکهای درآمدی تنزل پیدا میکند. این روند برای همه جامعه مزدبگیر وجود دارد و سبد هزینهای آنها مرتب لاغرتر میشود. گروههای مزدبگیر از نظامهای حمایتی اجتماعی برخوردارند و میتوانند از حقوق خود دفاع کنند اما کارگران روزمزد بیشتر تحت تأثیر آسیبهای اجتماعی ناشی از کاهش قدرت خرید و درآمد قرار میگیرند و سرعت سقوط آنها بیشتر میشود. بنگاههای اقتصادی که حاشیه سود کمتری دارند تابآوری بسیار پایینی دارند؛ همین مورد درباره بازار کار صادق است و کارگران روزمزد و کارگرانی که حاشیه امن کمتری دارند نسبت به شوکهایی که به بازار وارد میشوند، آسیبپذیری بیشتری دارند. کارگاههای بزرگ به سادگی آسیب نمیبینند اما بسیاری از کارگاههای کوچک آسیبهایی میبینند که به قیمت تعطیلی واحد تمام میشود.»
فاطمه حجتی مدتی بعد از آتش سوزی بازارچه، به دلیل فشار عصبی در بیمارستان بستری شد و حالا با پولهایی که از دیگران قرض میگیرد، زندگی روزمرهاش را میگذراند. خودش تعریف میکند: «به صاحبخانه گفتم نمیتوانم کرایه خانه را پرداخت کنم و آن را از پول پیش خانه کم کن. فعلاً هم بعد از آتشسوزی هیچ کاری برای ما نکردند. بیکار ماندهایم و هیچکس هم نمیآید بپرسد، چه میکنید؟» خبری از جابهجا شدن بازار جنت و وامهایی که قرار بود به کسبه بازار پرداخت شود نیست: «من هیچ چیز ندارم، هیچکس را هم ندارم که از او کمک بگیرم. همه آشنایانم مردهاند و تنها هستم. 15 سال پیش امور بانوان شهرداری منطقه جایی را در بازار جنت به ما دادند، اما بعد از مدتی گفتند که خودسرپرست شدهاید و باید خودتان غرفه آزاد بگیرید.»
او برای راهاندازی مغازه در آتش سوختهاش، سالها پیش وامی به مبلغ 20 میلیون تومان از کمیته امداد گرفت و همان را بابت پرداخت پیش قسط مغازه چهارمتریاش هزینه کرد. هیچ وقت تحت پوشش کمیته امداد و نهاد حمایتی دیگری هم نبوده و میگوید بعد از آتشسوزی دیگر نتوانسته وامی از کمیته امداد بگیرد: «در بازار همه به من اعتماد داشتند و امسال هم دو میلیارد تومان جنس آوردم، قرار بود برای عید همه را بفروشم و پول بازاریها را هم برگردانم. همه مغازه را پر از جنس کردم که همه آنها سوخت و حالا هم کسی به ما پاسخی نمیدهد.» جنگ یک بار دیگر همه چیز را برای او و زنان سرپرست خانوار دهکهای پایین و بدون حمایتهای اجتماعی وخیمتر کرده است.