فولاد خانهمان بود؛ آینده نامعلوم پیش روی کارگران فولاد خوزستان
با تخریب دستکم ۳۵ واحد تولیدی عمده در خوزستان در جنگ اخیر و احتمال بیکاری حدود ۵۰ تا ۵۵ هزار نفر خانه کارگر استان در تلاش است از بیکاری کارگران پیمانکاری فولاد خوزستان جلوگیری کند
۱۷ هزار کارگر در شرکت فولاد خوزستان منتظرند به کار برگردند، تنها ۳۰ درصد آنها از عصر هفتم فروردین و بمباران شرکت به کارخانه رفتهاند و نگرانی از بیکاری کارگرانی که با پیمانکاران پروژهای کار میکردند بالاست. برای بسیاری از آنها کارخانه، خانهشان بود. مانند حمید، که فولاد، خانه سازمانی در بچگی، تیم فوتبال و باشگاه، سفرهای مختلف و بعدها شغلش شد: «فولاد نانمان است، شغل پدرم و بعدها خودم. خوشیمان است.» برای همین هم وقتی خبر آمد جتهای آمریکا و اسراییل در میانه تعطیلات نوروز در آسمان خوزستان چرخیدهاند و بخشهایی از این مجموعه را هدف گرفتهاند حمید گفت: «خانه خراب شدیم.» دوست دیگرش همان زمان به او زنگ زد و گفت بخشهایی از فولادسازی با خاک یکسان شده: «انگار خبر فوت عزیزی را به من داده باشند. شوکه بودم، تا روزها حال و روزم دست خودم نبود.»
از آن روز تا حالا آنها هنوز به کار برنگشتهاند. شایعاتی هم در روزهای پس از حمله وجود داشت که ممکن است بسیاری از کار بیکار شوند اما حمید که نیروی قراردادی است جزو آن دسته نبود : «آنقدر بعد از حمله مستاصل بودم که نمیدانستم باید چه بگویم. چرا کار را به اینجا رساندند؟ چرا زیرساختهایمان هدف قرار گرفت؟ من حتی نمیدانم چه کسی را باید شماتت کرد و تقصیر بر گردن کیست؟ این استیصال حق هیچکدام از ما نیست. در حال حاضر فقط آواربرداری شروع شده و نیروهای امدادی و حراست و برخی بخشها به صورت محدود سر کار میروند. تا زمان پایان قطعی جنگ نمیتوان به چیزی امیدوار بود.»
او اواخر دهه هشتاد پیمانکار فولاد خوزستان شد و دو سال بعد به عنوان نیروی قراردادی کارش را با این مجموعه ادامه داد: «زمانی در بخش کوره کار میکردم، بعد به بخشهای دیگر منتقل شدم. اما میدانید مشکل چیست، همه از این بلاتکلیفی و بیکاری و آینده نامشخص به ستوه آمدهاند. وقتی این شرکت با درآمد دلاری و با این بزرگی به چنین وضعی افتاده، وضعیت سایر مشاغل چیست؟»
حمید از روزهای بعد از حمله تاکنون همچنان درباره بیکاری تعداد زیادی از همکارانش شنیده است. مردانی که به عنوان نیروهای زیرنظر پیمانکاری کار میکردند گویا قرار است به بیمه بیکاری معرفی شوند و این یعنی آنها دیگر از کار بیکار شدهاند: «ما آنجا ۶ کوره داریم. شنیدم دو کوره کامل از بین رفته و دو کوره آسیب جدی دیده است. اما امیدواریم ظرف چند ماه این دو تعمیر شوند و چهار کوره به کار بازگردند و حالا سوال اینجاست مگر تعمیر و بازگرداندن همین کورهها نیاز به نیروی متخصص ندارد؟ چرا همکاران پیمانکاری باید از کار بیکار شوند؟»
فولاد خوزستان برای او و سه فرزندش و بسیاری دیگر از خوزستانیها، نماد استان است و حالا تخریبش در جنگ آنها را بیش از پیش غمگین کرده: «وقتی فولاد حقوق میداد، کل اصناف استان تکان میخوردند. حالا اما نشستهایم در خانه و به نماد شهرمان نگاه میکنیم. به این جنگ ویرانگر که معلوم نیست چه آیندهای برایمان رقم خواهد زد.»
چند ساعت بعد از بمباران، شرکت فولاد خوزستان اطلاعیهای صادر کرد و در آن نوشت: «این شرکت تولیدی با سرمایه بیش از ۱۲۰ هزار سهامدار از ملت شریف ایران و با تلاش شبانهروزی بیش از ۱۷ هزار کارگر سختکوش نقش مهمی در معیشت مردم استان خوزستان و ایران ایفا میکرد که عصر امروز مورد تجاوز وحشیانه جنگندههای آمریکاییصهیونیستی قرار گرفت. بر این اساس کارخانجات احیا ۲، مگامدول زمزم۳ و فولادسازی دچار اصابت شده که در پی آن خطوط تولید شرکت متوقف شده است.»
نگرانی برای همکاران پیمانکار
«وقتی آمریکا و اسراییل فولاد خوزستان را بمباران کردند، انگار تازه فهمیدیم جنگ شده. تا قبل از آن جنگ از ما دور بود» این را علی، یکی دیگر از کارگران شرکت فولاد خوزستان میگوید که از عصر روز هفتم فروردین، آسمان اهواز برایش تیره و تار است و از آن روز تاکنون بازگشت به کارخانه فقط با ۳۰ درصد اعضا انجام میشود: «شیفتیها دیگر برای شیفتهای عصر و شب سر کار نیستند. فقط صبحها میروند، آن هم با تعداد معدود. مثلا بخشی که من در آن کار میکنم ۲۰ نیرو دارد اما فقط یک نفر روزانه سرکار میرود.»
او هم جزو کارگرانی است که پیمانکاری مستمر با شرکت دارند. یعنی حقوقشان از خود شرکت فولاد خوزستان پرداخت میشود اما نگران سایر افرادی است که با پیمانکاران دیگر کار میکنند و ممکن است بیکار شوند: «ابتدا شایعاتی بود که فقط رسمیها و قراردادیها میمانند و بقیه کارکنان احتمالا برای دریافت بیمه بیکاری معرفی شوند. اما این ظلم آشکار است. مردم در این وضعیت بیکاری چه کنند؟ به کجا مراجعه کنند؟»
او میگوید بعد از حمله اسراییل و آمریکا، اول فکر میکردند افراد زیادی کشته شدهاند اما همینکه آسیب جانی نبوده و در حد موج انفجار و آسیبهای جزیی بوده باعث خوشحالیشان شده. آنها شنیدهاند تعداد زخمیها حدود ۱۷ نفر است چون در روزهایی که بیم حمله میرفت به بسیاری گفته بودند سر کار حاضر نشوند: «حالا اما وضعیت آینده کار و نگرانی از بیکاری همکارانمان برایمان شب و روز نگذاشته، قبل از این جنگ و جنگ ۱۲ روزه هم با وجود درآمد بالای فولاد خوزستان ، تبعیض در حقوق و درآمدها بسیار زیاد بود. برخی حقوقهای بسیار زیاد میگرفتند و امنیت شغلی بالایی داشتند و برخی دیگر وضعیت حقوقی و امنیت شغلی پایین. ما همیشه امیدوار بودیم صدایمان درباره این تبعیضها به جایی برسد اما نرسید و حالا جنگ و تخریب کارخانه وضعیت را بغرنجتر از قبل کرده است. تنها امیدمان تمام شدن قطعی جنگ و برگشتن ثبات به کشور، رفع تحریمها و حل شدن مشکلات اقتصادی است.»
بیمه بیکاری یعنی کارگر بیکار
«قربان درویشی»، دبیر اجرایی خانه کارگر استان خوزستان هنوز آماری از کارگرانی که از فولاد خوزستان ممکن است به اداره کار و بعد تامیناجتماعی برای دریافت بیمه بیکاری معرفی شوند ندارد، اما به «آتیهآنلاین» میگوید اختلافنظرها در اینباره بسیار زیاد است و بیمه بیکاری یعنی کارگر بیکار: «شرکت فولاد خوزستان که کامل تخریب نشده، واحد ذوب و فرآوری آسیب جدی دیدهاند اما کارگران بخشهای پیمانکاری که زیرمجموعه مستقیم شرکت نیستند هم نباید از کار بیکار شوند. این اتفاق آمار بیکاری را افزایش میدهد و فقط باری بر دوش تامیناجتماعی است. آن هم در وضعیت فعلی.»
او میگوید تامیناجتماعی خود مشکلات گستردهای دارد که چندین سال است گریبان این سازمان را گرفته و بعضا در پرداخت حقوق بازنشستگان و درمان هم به مشکل میخورد و در این وضعیت نباید بار این سازمان اضافه شود: «علاوه بر این باید وضعیت هر فرد را سنجید. زندگی افراد با بیمه بیکاری به این شکل ممکن است تحتتاثیر قرار گیرد. در پرداختها و بیمهشان اختلال ایجاد شود و مهمتر از همه آنها گرفتار پیدا کردن شغل جدید در بازار سخت فعلی شوند.»
درویشی میگوید شرکت فولاد خوزستان ظاهرا فعالیت تیم فوتبالش را نیز تعلیق کرده است تا بتواند هزینههای بازسازی و حقوقها را پرداخت کند: «ما در نهایت مخالف منفک کردن بخشها از یکدیگر و جداسازی کارگران با عناوین مختلف هستیم. فکر میکنیم باید هماندیشی با شرکت و دولت با جدیت انجام گیرد تا این افراد از سایر نیروها جدا نیفتند.»
او میگوید برای حل مشکل کارفرما نباید بار را بر روی دوش تامیناجتماعی انداخت و افراد بسیاری را بر تعداد بیکاران افزود: «تنها فولادسازیها نیستند که دچار این وضعیت شدند. پتروشیمیها هم همینطورند و البته شرکتهای بزرگ دیگر. در استان خوزستان دست کم ۳۵ واحد تولیدی عمده را از دست دادیم که اخیراً مورد حمله نظامی قرار گرفتند. عمده این حملات به منطقه ویژه اقتصادی بندر امام و همچنین منطقه ماهشهر و بخش پتروشیمی است. برآورد ما این است که اگر مشکلات ناشی از این بیکاریها مدیریت نشود، بین ۵۰ تا ۵۵ هزار نفر بیکار مستقیم به دلیل حملات و فشارهای اقتصادی و صنعتی بر استان خوزستان تحمیل شده است. چرخ صنعت باید بچرخد و افراد نباید از گردونه حذف شوند. بر همین اساس ما با دفتر مرکزی در تهران و با دبیر کل و معاونان وزارت کار در ارتباطیم و امیدواریم به سرعت یک کارگروه برای حل مشکلات فعلی ایجاد شود.»
این نخستین بار نبود که فولاد خوزستان در جنگ آماج حمله قرار گرفت. ۱۵ آذر ۱۳۶۴ هم حمله گستردهای توسط عراق به اهواز شد، حملهای که در آن هم شهر بمباران شد و هم صنایعی مانند فولاد. آنطور که جماران نوشته، در این حمله که از شرکت صنایع فولاد در شرقیترین نقطه اهواز آغاز شد، در یک مسیر تقریبا مستقیم، تمامی اهداف اقتصادی و شرکتهای تولیدی و خدماتی مورد اصابت قرار گرفته و مناطق مسکونی در مسیر نیز به شدت بمباران شدند. حالا ۴۱ سال پس از آن حمله، بار دیگر اهواز، صنایع و مردمش مورد هجوم قرار گرفتهاند.
کارگران فولاد خوزستان، چه آنها که رسمی و قراردادیاند و بیم بیکاریشان نمیرود و چه آنهایی که با پیمانکاران مستمر کار میکنند نگرانند. در این میان کارگران پیمانکاران پروژهای نمیدانند چه آیندهای در انتظارشان است و آیا آنها هم میتوانند باز نان فولاد را بر سر سفره ببرند؟ آنها میخواهند فولاد خوزستان را با همان نام همیشگی به یاد بیاورند، در زمانهای که جتها از بالای سرشان بمب نریزند، در زمان پایان جنگ و ثبات زندگی.