گذار ایران از«انفجار جمعیت» به «انفجار سالمندی»
استاد جمعیتشناسی دانشگاه تهران با اشاره به تحولات تاریخی جمعیت کشور، تأکید کرد: ایران وارد مرحله «انفجار سالمندی» شده و ساختار سنی کشور در دهههای آینده دگرگون خواهد شد.
کارشناسان جمعیتشناسی هشدار میدهند ایران در حال عبور از مرحلهای است که در آن «تعادل سنی» جامعه بهسرعت در حال برهم خوردن است.در این فرایند، موج پرجمعیت متولدشده در دهههای گذشته اکنون به سنین میانسالی و سالمندی رسیده و نسل جوانتری که باید جایگزین شود، بسیار کمتعدادتر است.
مجید کوششی، استاد جمعیتشناسی دانشگاه تهران، در نشست «روند رشد جمعیت سالمندان ایران و چشمانداز آینده جمعیتی» با تشریح مسیر تحولات جمعیتی کشور گفت: گذار جمعیتی در ایران از دوره تولدهای بالا و مرگومیر شدید، اکنون به مرحلهای رسیده که افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ باروری، جمعیت را به سمت پیرشدن سوق داده است.
کوششی با ترسیم سیر تاریخی تحولات جمعیتی گفت: جمعیتهای انسانی همواره در مسیر رشد و تحول خود دچار نوعی گذار میشوند. در گذشتههای دور، تعداد تولدها بسیار بالا بود؛ انسانها زیاد به دنیا میآمدند تا نسل حفظ شود، چراکه میزان مرگومیر هم بالا بود. اما با انقلاب صنعتی و پیشرفتهای بهداشتی، مرگومیر کاهش یافت و در نتیجه، نرخ رشد جمعیت افزایش پیدا کرد؛ دورهای که به آن "انفجار جمعیت" میگویند.
او افزود: در این دوران، اندازه جمعیت بهسرعت بزرگ شد و نرخ رشد در برخی کشورها، از جمله ایران، به بالای سه درصد رسید. اما رشد جمعیت ماهیتی گذارگونه دارد؛ ابتدا پایین است، سپس بالا میرود و دوباره کاهش مییابد تا به ثبات برسد. ایران نیز از همین مسیر عبور کرده است.
این استاد دانشگاه تهران با اشاره به تغییرات ساختار سنی در ایران توضیح داد: در دهه ۱۳۳۰، امید به زندگی در ایران حدود ۴۰ سال بود؛ یعنی فرد ۶۵ ساله در بهترین حالت تنها چند سال دیگر عمر میکرد. امروز اما امید به زندگی به بیش از ۷۵ سال رسیده و برآوردها نشان میدهد در ۱۴ سال اخیر، این شاخص حدود پنج سال افزایش یافته است.
او ادامه داد: افزایش امید به زندگی، به معنای افزایش احتمال زنده ماندن نسلهای مختلف تا سنین سالمندی است. در گذشته بسیاری از کودکان به سنین بزرگسالی نمیرسیدند، اما امروز بیشتر افراد از کودکی به نوجوانی، میانسالی و سپس به سالمندی میرسند. همین امر موجب افزایش طبیعی جمعیت سالمندان شده است.
کوششی در تحلیل ترکیب جمعیتی کشور گفت: وقتی نسلهای پرشمار گذشته، که حاصل دوران باروری بالا هستند، به سنین سالمندی میرسند، کشور وارد مرحلهای میشود که از آن به عنوان انفجار سالمندان یاد میکنیم. حتی اگر نرخ باروری کاهش یافته باشد، تأثیر موجهای جمعیتی گذشته همچنان ادامه دارد.
او با تأکید بر اینکه این تحولات نیازمند سیاستگذاریهای جدید است، گفت: جمعیت ایران در آینده نهچندان دور، بهطور طبیعی پیرتر میشود. این تغییر ساختار سنی باید در سیاستهای رفاهی، بهداشتی، اشتغال و بیمه مورد توجه قرار گیرد. زیرا همانطور که در گذشته انفجار جمعیت به برنامهریزی نیاز داشت، امروز نیز انفجار سالمندی، نیازمند تدبیر و نگاه آیندهنگر است.
کوششی معتقد است ایران در مرحلهای حساس از گذار جمعیتی قرار دارد؛ جایی میان کاهش نرخ زاد و ولد و افزایش امید به زندگی. نتیجه این روند، رشد شتابان جمعیت سالمندان و تغییر چهره انسانی کشور در دهههای آینده است؛ تحولی که بدون سیاستگذاری هوشمندانه، میتواند به چالشی اجتماعی و اقتصادی بدل شود.
به گفته این استاد دانشگاه، در همه مسیر تحولات جمعیتی، واکنشی زنجیرهای میان نرخ زاد و ولد، امید به زندگی و ساختار سنی اتفاق میافتد. او توضیح داد: در دورههایی که باروری در ایران افزایش یافته بود، تعداد زنان در سن باروری هم زیاد شد. حتی وقتی بعداً نرخ باروری کاهش پیدا کرد، به دلیل زیاد بودن تعداد زنان در سن باروری، تعداد موالید همچنان بالا باقی ماند. این تأخیر زمانی در اثرگذاری شاخصها، یکی از پیچیدهترین ویژگیهای گذار جمعیتی است.
کوششی با اشاره به لزوم نگاه آیندهنگر در سیاستگذاری جمعیتی گفت: امروز دیگر مسئله، افزایش یا کاهش موالید نیست، بلکه چگونگی مدیریت پیامدهای سالمند شدن جمعیت است. ما به برنامهریزی جدی برای حمایت از سالمندان، نظام بازنشستگی پایدار، و حفظ مشارکت اجتماعی این گروه نیاز داریم.
این استاد دانشگاه با اشاره به «فرصت جمعیتی دوم» در برخی کشورها گفت: در جوامعی مانند ژاپن، با وجود کاهش نرخ باروری و سالمند شدن جمعیت، سقوط اقتصادی رخ نداده علت آن برخورداری از فرصت جمعیتی دوم است؛ یعنی ثروت انباشته، سرمایه انسانی و بهرهوری بالا، که رشد اقتصادی را حفظ میکند. در ایران نیز اگر بتوانیم از ساختار سنی موجود بهدرستی بهره ببریم، هنوز چنین فرصتی وجود دارد.
او افزود: میانگین سنوات پرداخت حق بیمه در ایران حدود ۲۳ سال است، یعنی طول دوران اشتغال و پرداخت بیمه نسبت به گذشته کاهش یافته علت این موضوع، خروج زودهنگام از بازار کار و تغییر الگوی اشتغال است. در عین حال، افزایش امید به زندگی باعث شده افراد در دورههای طولانیتری پس از بازنشستگی زندگی کنند و همین امر، چالش جدیدی برای نظام بیمهای و بازنشستگی ایجاد کرده است.
کوششی با اشاره به تأثیر افزایش عمر بر رفتار اقتصادی گفت: وقتی مردم انتظار دارند عمر طولانیتری داشته باشند، تمایل بیشتری به پسانداز، سرمایهگذاری و حتی ادامه کار دارند. این تغییر رفتاری در همه جوامع مشاهده میشود. بسیاری از تصمیمهای مالی و اجتماعی انسانها نه بر اساس سالهای گذشته زندگی، بلکه بر اساس سالهای باقیمانده عمرشان اتخاذ میشود.
او در ادامه به دو مفهوم کلیدی در مطالعات جمعیت و سلامت اشاره کرد: در تحلیل سالمندی باید میان زمان سپریشده از تولد و زمان باقیمانده تا مرگ تفاوت قائل شد. درواقع، بخش مهمی از کیفیت زندگی سالمندان به فاصلهی سالهای باقیمانده تا مرگ بستگی دارد، نه صرفاً به سن تقویمی. بسیاری از افراد در سنین بالا هنوز فعال و مستقلاند، زیرا سالهای باقیمانده عمرشان طولانیتر و سالمتر است.
به گفته کوششی، در برخی کشورها مانند کرهجنوبی، سرعت سالمند شدن چنان بالاست که نسبت جمعیت در سن کار به سرعت در حال کاهش است و جامعه به سمت وابستگی بیشتر پیش میرود. او هشدار داد:ایران نیز اگر از فرصت کنونی استفاده نکند، ممکن است در دهه ۱۴۳۰ با چنین شرایطی مواجه شود؛ زمانی که نسبت وابستگی سالمندان افزایش یافته و بار اقتصادی بر دوش جمعیت فعال سنگینتر میشود.
کوششی تأکید کرد که آینده جمعیتی ایران نه در افزایش جمعیت، بلکه در مدیریت «سالمند شدن» آن نهفته است. به باور او، فهم جدید از مفهوم سن، اصلاح نظام بازنشستگی، تقویت بازار کار میانسالان و سرمایهگذاری در سلامت سالمندان، کلید عبور از مرحله انفجار سالمندی است مرحلهای که اگر درک و مدیریت نشود، میتواند ثروت جمعیتی کشور را به نقطه آسیبپذیری بدل کند.
به گفته این استاد دانشگاه، در حال حاضر بخش اصلی مصرف در کشور مربوط به کودکان و جوانان است.او توضیح داد: در خانوادههای ایرانی، هزینههای تحصیل، دانشگاه و آموزش فرزندان بسیار بالاست. والدین برای اینکه فرزندشان دکتر، مهندس یا لیسانسه شود، هزینههای سنگینی میپردازند. این روند باعث میشود سن پسانداز و اندوختن ثروت بالا برود. میانگین سن آغاز پسانداز در ایران حدود ۴۵ سال است. اگر کسی تا ۵۰ سالگی نتواند دارایی قابلتوجهی اندوخته کند، معمولاً بعد از آن هم فرصت چندانی نخواهد داشت.
کوششی با اشاره به این روند، آن را نوعی «شیب سنی به سمت پایین» در مصرف و ثروت دانست و گفت: وقتی والدین برای کودکان هزینه میکنند، عملاً از توان مالی خود در سنین میانسالی میکاهند. این مسئله باعث کاهش پسانداز ملی و تغییر در چرخه تولید ثروت میشود.
او سپس با مقایسه ساختار ایران با کشورهای اروپایی ادامه داد: در کشورهایی مانند آلمان یا ژاپن، هزینه آموزش و سلامت کودکان عمدتاً از سوی دولت و نظام عمومی تأمین میشود. جمعیت کودکان هم کمتر است، بنابراین خانوادهها فشار مالی زیادی ندارند. نتیجه این است که افراد زودتر به مرحله اندوختن ثروت میرسند و سرمایه در دست سالمندان متمرکز میشود.
کوششی افزود: در آلمان، ضریب ثروت سالمندان چندین برابر تولید ناخالص داخلی است. یعنی بخش مهمی از سرمایه ملی در اختیار افراد مسن قرار دارد که در بازارهای مالی نقش تعیینکننده دارند. این گروه همان کسانی هستند که طی سالهای طولانی، اندوخته و سرمایهگذاری کردهاند.
او در ادامه گفت: در ایران اما، به دلیل فشار هزینههای آموزشی و خانوادگی، جوانان و میانسالان دیرتر پسانداز میکنند. حتی بسیاری از خانوادهها برای تحصیل فرزندان در خارج از کشور یا تأمین هزینه ازدواج، داراییهای خود را پیشخور میکنند. این چرخه معیوب موجب کاهش ضریب اندوخت ملی میشود.
کوششی تاکید کرد: اگر سیاستگذاریها به سمت کاهش هزینههای تحصیل و سلامت و حمایت از خانوادههای جوان نرود، در آینده با پدیدهای به نام کسری نسلی روبهرو خواهیم شد؛ یعنی جایی که سالمندان صاحب ثروتاند، اما نسلهای جدید بهدلیل فشار مالی و کمبود فرصت شغلی، قدرت تولید و اندوختن سرمایه را از دست میدهند. این وضعیت در نهایت میتواند شکاف نسلی و اقتصادی جامعه را عمیقتر کند.
از نگاه کوششی، آینده جمعیت ایران نه فقط در تعداد موالید، بلکه در «توزیع نسلی ثروت» تعیین میشود. او هشدار میدهد که اگر نظام اقتصادی و آموزشی کشور اصلاح نشود، ایران با پدیده «سالمندان ثروتمند و جوانان بیسرمایه» روبهرو میشود؛ ساختاری که تعادل اجتماعی و پویایی اقتصادی را تهدید خواهد کرد.