JAI NewsRoom مدیریت

تهران؛ شهری که از بحران‌ها عبور نمی‌کند

05 اسفند 1404 | 17:05 •جامعه
تهران؛ شهری که از بحران‌ها عبور نمی‌کند

چرا تهران با وجود تجربه‌های تلخ و پرهزینه، همچنان در هر بحران غافلگیر می‌شود؟ پژوهشی درباره ظرفیت خط‌مشی‌گذاری در مدیریت شهری پایتخت می‌گوید مسئله نه کمبود تجربه، بلکه ضعف در تبدیل تجربه‌ها به اصلاحات پایدار است؛ ضعفی که بحران را از استثنا به قاعده تبدیل کرده است.

چند دقیقه بعد از فروپاشی، دود هنوز از میان آهن‌های پیچ‌خورده بالا می‌رفت. آژیرها شهر را شکافته بودند، خیابان‌ها بسته شد، مسئولان رسیدند، دوربین‌ها روشن شدند و وعده‌ها آغاز شد. صحنه‌ای آشنا برای تهران؛ شهری که بحران در آن رخ نمی‌دهد، بلکه تکرار می‌شود.اما پرسشی که هر بار زیر آوار حادثه دفن می‌شود، همچنان بی‌پاسخ می‌ماند: آیا این بحران، شیوه تصمیم‌گیری شهر را تغییر خواهد داد؟

پژوهشی با عنوان «ارزیابی آسیب‌شناسانه ظرفیت خط‌مشی‌گذاری منعطف در بحران‌های شهری» دقیقاً از همین نقطه آغاز می‌کند؛ از فاصله میان حادثه و یادگیری. مسئله تهران، کمبود تجربه نیست. این شهر به‌اندازه کافی سوخته، فروریخته، آلوده شده و هشدار دیده است. مسئله آن است که تجربه‌ها در حافظه سیاست‌گذاری ثبت نمی‌شوند.

تهران با بحران زندگی می‌کند؛ از فرسودگی ساختمان‌ها و زیرساخت‌ها تا آلودگی هوا، تغییرات اقلیمی، فرونشست زمین و شوک‌های اجتماعی. این بحران‌ها مرز مشخص ندارند و راه‌حل قطعی هم برایشان وجود ندارد. هر تصمیم می‌تواند پیامدی پیش‌بینی‌نشده داشته باشد.با این حال، خط‌مشی‌های شهری همچنان طوری طراحی می‌شوند که گویی شهر در وضعیت عادی به سر می‌برد؛ بر پایه ثبات، قطعیت و امکان پیش‌بینی کامل آینده. مفروضاتی که در نخستین لحظه بحران فرو می‌ریزند. نتیجه پژوهش این است که سیاست‌گذاری به‌جای انعطاف، به واکنش‌های شتاب‌زده پناه می‌برد.

مطالعه تجربه‌هایی مانند حادثه پلاسکو نشان می‌دهد که در لحظه بحران، نقش افراد از ساختارها پررنگ‌تر می‌شود. تصمیم‌ها سریع گرفته می‌شوند، اما پشتوانه نهادی ندارند. هماهنگی میان دستگاه‌ها شکننده است و فشار افکار عمومی و فضای رسانه‌ای، مسیر تصمیم‌ها را شکل می‌دهد.

وقتی بحران فروکش می‌کند، همان فشار نیز از میان می‌رود. گزارش‌ها نوشته می‌شود، جلسات برگزار می‌شود، اما اصلاحات نیمه‌تمام می‌ماند. با تغییر مدیران، بسیاری از تصمیم‌ها نیز رنگ می‌بازد. ساختار تصمیم‌گیری تقریباً دست‌نخورده باقی می‌ماند؛ آماده برای غافلگیری بعدی.این پژوهش بر مفهومی تأکید می‌کند که در مدیریت شهری تهران کمرنگ است: «انعطاف‌پذیری خط‌مشی». انعطاف‌پذیری به معنای بی‌قاعدگی یا سلیقه‌ای عمل کردن نیست؛ بلکه یعنی سیاست‌ها به‌گونه‌ای طراحی شوند که در مواجهه با واقعیت‌های جدید قابلیت اصلاح داشته باشند.

در تهران، بسیاری از خط‌مشی‌ها سخت، بسته و پرهزینه برای بازنگری‌اند. تغییر آن‌ها زمان‌بر است و پذیرش خطا دشوار. در چنین شرایطی، ادامه دادن مسیر نادرست، ساده‌تر از اصلاح آن به نظر می‌رسد.خط‌مشی‌گذاری شهری صرفاً یک فرآیند فنی نیست. رقابت‌های قدرت، ملاحظات سیاسی، نگاه کوتاه‌مدت و حذف یا تضعیف مشارکت عمومی، همگی بر کیفیت تصمیم‌ها اثر می‌گذارند. اعتماد بیش از حد به تصمیم‌های پیشین، ترس از پذیرش اشتباه و تمرکز بر مدیریت افکار عمومی به‌جای اصلاح ساختار، ظرفیت نظام تصمیم‌گیری را در بحران تضعیف می‌کند.

در چنین فضایی، حتی دقیق‌ترین توصیه‌های کارشناسی نیز ممکن است قربانی مصلحت‌های مقطعی شوند.تصویری که این پژوهش ترسیم می‌کند، شهری است که بحران‌ها را پشت سر نمی‌گذارد؛ آن‌ها را تجربه می‌کند و عبور می‌کند، بی‌آنکه در زیرساخت تصمیم‌گیری‌اش تغییری رخ دهد. هر بحران تازه، هزینه‌ای بیشتر از قبلی دارد، چون از قبلی چیزی نیاموخته‌ایم.

تهران نه به دلیل فقدان قانون یا نبود نهاد، بلکه به دلیل ضعف در «ظرفیت خط‌مشی‌گذاری» آسیب‌پذیر است؛ ظرفیتی که باید در لحظه بحران تصمیم درست را ممکن کند و پس از آن، مسیر را اصلاح کند.

در این پژوهش تاکید شده است : اگر مدیریت شهری نتواند یادگیری را به بخشی از ذات سیاست‌گذاری تبدیل کند، بحران‌های آینده نه استثنا خواهند بود و نه غیرمنتظره. آن‌ها قاعده خواهند شد.

شهری که حافظه نهادی ندارد، هر بار از نو غافلگیر می‌شود.تهران امروز بیش از هر چیز به خط‌مشی‌هایی نیاز دارد که از داده تغذیه شوند، مشارکت‌پذیر باشند و قابلیت اصلاح داشته باشند. در غیر این صورت، چند دقیقه بعد از فروپاشی بعدی، دوباره همان صحنه تکرار خواهد شد: دود، آژیر، وعده  و پرسشی که باز هم بی‌پاسخ می‌ماند.

بازگشت به فهرست