JAI NewsRoom مدیریت

تهران صدای سالمندانش را نمی‌شنود

04 شهریور 1405 | 09:00 •جامعه
تهران صدای سالمندانش را نمی‌شنود

تجربه‌زیسته سالمندان تهرانی نشان می‌دهد تنهایی و نگرانی برای فرزندان و هزینه خدمات و ترس از افشای حرف‌های شخصی بخشی از زندگی روزمره سالمندان است.

سالمندان تهران پیش از آنکه از یک مرکز مشاوره انتظار درمان داشته باشند می‌خواهند کسی حرفشان را تا آخر بشنود. پژوهشی که در تیر ۱۴۰۵ با عنوان «الزامات راه‌اندازی میز مشاوره سالمندی بر اساس واکاوی تجربه زیسته سالمندان» انجام شده  به این نتیجه می‌رسد که تنهایی فقط سهم کسانی نیست که تنها زندگی می‌کنند. نگرانی درباره فرزندان با بالا رفتن سن تمام نمی‌شود. بیماری و مشکلات مسکن همزمان بر زندگی فشار می‌آورند و هزینه مشاوره می‌تواند سالمند را از مراجعه منصرف کند. در میان همه این مسائل یک خواسته بارها در مصاحبه‌ها تکرار شده است: «بگذارید حرفمان را کامل بزنیم.»

پژوهش زینب کاوه فیروز دانشیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه خوارزمی که در تیر ۱۴۰۵ با تمرکز بر راه‌اندازی «میز مشاوره سالمندی» انجام شده تلاش کرده به جای آنکه از مدیران و کارشناسان بپرسد سالمند چه می‌خواهد سراغ خود سالمندان برود. پژوهش در نتیجه نهایی خود تاکید می‌کند که میز مشاوره را نمی‌توان به یک اتاق و حضور یک مشاور تقلیل داد و الزامات ساختاری و فرآیندی و انسانی و فرهنگی برای آن در نظر گرفته است.

سه نفر تنها زندگی می‌کردند اما تنهایی محدود به آنها نبود

نیاز به هم‌صحبتی و شنیده شدن یکی از دلایل مهم مراجعه احتمالی سالمندان به خدمات مشاوره است. در بین سالمندانی که در این پژوهش مشارکت کردند از ۶۲ تا ۸۱ سال افراد بی‌سواد تا مدرک کارشناسی ارشد بودند.  برخی با همسر زندگی می‌کردند. برخی با فرزندان و سه نفر نیز تنها بودند. اما یکی از مهم‌ترین یافته‌های تحقیق این است که تنهایی را نمی‌توان با تعداد کسانی که تنها زندگی می‌کنند اندازه گرفت. سالمندانی که فرزند و همسر داشتند نیز از کمبود هم‌صحبت و شنیده نشدن گفته‌اند. یکی از زنان سالمند گفته است: «هر کدومشون یه عالمه حرف توی دلشون دارن.» سالمند دیگری که ۳۷ سال از مرگ همسرش گذشته گفته است آدم ممکن است به خیلی چیزها عادت کند اما به تنهایی عادت نمی‌کند. تنهایی در این روایت‌ها الزاماً به معنای نبود آدم در خانه نیست. می‌شود کنار فرزندان زندگی کرد و کسی برای حرف زدن نداشت. می‌شود خانواده داشت و نتوانست درباره مسئله‌ای که ماه‌ها ذهن را درگیر کرده با آنها حرف زد. یکی از سالمندان از فرزندانی گفته که گرفتار اعتیاد هستند و از اینکه نمی‌داند درباره نگرانی‌هایش با چه کسی حرف بزند. 

بگذار حرفم را کامل بزنم

«بذار حرفم رو کامل بزنم» شاید روشن‌ترین جمله این تحقیق درباره خدمات سالمندی از زبان خود سالمندان آمده باشد. آنها پیش از راه‌حل خواسته‌اند شنیده شوند. یکی از مصاحبه‌شوندگان گفته است مشاور باید اجازه دهد حرفش را کامل بزند و وسط صحبت نپرد. دیگری گفته است گاهی همین که آدم بتواند راحت حرف بزند «نصف غصه‌هاش کم میشه». سالمند دیگری از تجربه‌ای گفته که برای بسیاری از افراد مسن آشناست. اینکه دیگران تصور می‌کنند سالمند قدرت تحلیل ندارد و پیش از آنکه حرفش تمام شود صحبتش را قطع می‌کنند.

مسئله فقط این نیست که تهران چند مرکز برای سالمندان دارد. کیفیت برخورد از لحظه ورود سالمند به مرکز آغاز می‌شود. سالمند در این پژوهش مراجعه‌کننده‌ای نیست که باید چند توصیه آماده تحویل بگیرد و برود. او انتظار دارد زمان داشته باشد حرفش قطع نشود. درباره زندگی‌اش قضاوت نشود و راهکاری که می‌شنود با وضعیت واقعی زندگی او ارتباط داشته باشد. یکی از سالمندان گفته است «آدم دنبال حرف‌های کلی نیست». دیگری گفته است توصیه‌ای که فقط بگوید همه چیز درست می‌شود به کار او نمی‌آید.

معیار موفقیت مشاوره هم در روایت سالمندان همیشه حل کامل مشکل نیست. گاهی آنها نتیجه را با حال خود هنگام بیرون آمدن از اتاق می‌سنجند. اینکه اضطراب کمتر شده باشد. بتوانند با امید بیشتری به خانه برگردند یا احساس کنند باری از دوششان برداشته شده است. یکی از سالمندان گفته اگر بعد از جلسه احساس کند «دلم خالی شده و یه بار سنگین از روی دوشم برداشته شده» آن جلسه برایش ارزش داشته است. پژوهش نشان می‌دهد آرامش روانی در کنار دریافت راهکار عملی یکی از معیارهای اصلی سالمندان برای ارزیابی مشاوره است.

سالمندی پایان والدگری نیست

بخش دیگری از مصاحبه‌ها یک تصور رایج درباره سالمندی را کنار می‌زند. فرزندان بزرگ می‌شوند اما نگرانی والدین درباره آنها تمام نمی‌شود. مسائل فرزندان و کیفیت روابط خانوادگی و اختلافات درون خانواده در بخش مهمی از مصاحبه‌ها حضور داشته است. برخی سالمندان حتی مشکلات فرزندان را مهم‌تر از مشکلات شخصی خوددانسته‌اند.یکی درباره این پرسیده که در این سن چگونه باید با فرزندانش رفتار کند تا هم خودش آرامش داشته باشد و هم خانواده. دیگری گفته گاهی نمی‌داند چگونه حرفش را به فرزندش بزند که او ناراحت نشود. سالمندی که چند فرزندش گرفتار اعتیاد بوده گفته است شب و روز فکر آنها با اوست. پژوهش از این روایت‌ها نتیجه گرفته که خانواده همزمان می‌تواند مهم‌ترین منبع حمایت عاطفی سالمند و یکی از مهم‌ترین منابع فشار روانی او باشد.

مشکلات جسمی هم جدا از سایر گرفتاری‌های زندگی تجربه نمی‌شوند. یک نفر از جراحی کمر گفته است. دیگری از درد پا و کم شدن توان انجام کارهای روزمره. یک سالمند نیز مسئله را در یک جمله کنار هم گذاشته است: «هم مشکلات بیماری دارم هم گرفتاری‌های زندگی و مسکن.» همین همزمانی مهم است. مسئله سالمند را نمی‌توان به پرونده پزشکی او محدود کرد. کسی که درد دارد ممکن است همزمان مسئله مسکن داشته باشد و درباره فرزندش نگران باشد و درآمد محدودی داشته باشد و کسی را برای حرف زدن پیدا نکند.

بی‌احترامی از بیماری هم فراتر می‌رود

احترام در این پژوهش یکی از مضامین اصلی تحقیق است. سالمندان میان احترام روزمره و حفظ کرامت خود تفاوت گذاشته‌اند. خوشرویی و صبر و رفتار مناسب را نشانه احترام دانسته‌اند و جدی گرفته شدن و به رسمیت شناختن تجربه زندگی را بخشی از کرامت خود تعریف کرده‌اند. یکی از مشارکت‌کنندگان گفته سالمند ممکن است از خیلی چیزها بگذرد اما بی‌احترامی را نمی‌تواند تحمل کند. دیگری گفته گاهی با سالمندان طوری رفتار می‌شود که انگار چون سنشان بالا رفته دیگر حرفشان ارزشی ندارد.

پژوهش از مجموع این روایت‌ها به این نتیجه رسیده که احترام و کرامت حتی پیش از تخصص مشاور قرار می‌گیرد. یعنی مدرک و تجربه به تنهایی برای نگه داشتن سالمند در یک خدمت مشاوره‌ای کافی نیست. اگر او احساس کند نادیده گرفته شده یا مزاحم است احتمال ادامه ارتباط کاهش پیدا می‌کند.

تقریباً همه مشارکت‌کنندگان بر محرمانه ماندن اطلاعات تاکید کرده‌اند. ترس از اینکه مشکلات شخصی به گوش اعضای خانواده یا دوستان و آشنایان برسد می‌تواند مانع حرف زدن سالمند شود. یکی گفته اگر احساس کند حرف‌هایش جایی گفته می‌شود دیگر نمی‌تواند راحت صحبت کند. دیگری صریح‌تر از ترس «آبرو» گفته است. سالمند دیگری نیز تاکید کرده که دوست ندارد حرف‌های شخصی او میان بچه‌ها یا فامیل پخش شود. این یافته برای خدمات محله‌محور اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. قرار است میزهای پیشنهادی در خانه‌های سلامت و سراهای محله و مراکزی نزدیک به محل زندگی سالمندان مستقر شوند. همان نزدیکی که دسترسی را آسان می‌کند می‌تواند نگرانی درباره شناخته شدن و افشای مسائل شخصی را نیز افزایش دهد. بنابراین اتاق خصوصی و محرمانگی اطلاعات در مدل نهایی پژوهش بخشی از ساختار خدمت در نظر گرفته شده است و نه یک توصیه فرعی.

یک میز کافی نیست

مدلی که پژوهش در پایان پیشنهاد می‌کند چهار بخش دارد. بخش نخست به خود محل ارائه خدمت مربوط است. میز مشاوره بهتر است در مراکز محلی مانند سرای محله و خانه سلامت و فرهنگسرا مستقر شود. دسترسی با حمل‌ونقل عمومی آسان باشد. محیط مناسب‌سازی شود. فضای انتظار و اتاق خصوصی وجود داشته باشد. نور و تهویه و سکوت مناسب باشد. مبلمان با وضعیت جسمی سالمندان تناسب داشته باشد و سرویس بهداشتی و تابلوهای خوانا در دسترس باشد. بخش دوم به روند دریافت خدمت مربوط است. نوبت‌گیری باید ساده باشد و امکان مراجعه حضوری و تلفنی و اینترنتی وجود داشته باشد. مراحل اداری غیرضروری حذف شود. نظام ارجاع میان روانشناس و مددکار و پزشک و سایر متخصصان مشخص باشد. پرونده الکترونیک ایجاد شود و امکان پیگیری وضعیت سالمند وجود داشته باشد. شکایت نیز باید ثبت و پیگیری شود.

بخش سوم درباره کسانی است که پشت این میز می‌نشینند. پژوهش پیشنهاد می‌دهد مشاور آموزش تخصصی روانشناسی سالمندی دیده باشد و مهارت گوش دادن و همدلی و صبر و حل مسئله داشته باشد. تجربه کار با سالمندان نیز مهم دانسته شده است. خدمات هم قرار نیست تنها در اختیار یک روانشناس باشد. مدل پیشنهادی از تیمی شامل روانشناس و مشاور خانواده و مددکار اجتماعی و پزشک سالمندی و کاردرمانگر و در صورت نیاز مشاور حقوقی حرف می‌زند. بخش چهارم نیز همان چیزی است که سالمندان بارها در مصاحبه‌ها تکرار کرده‌اند: کرامت و رازداری و اعتماد و پرهیز از قضاوت و مشارکت دادن سالمند در تصمیم‌گیری.

اما حتی بهترین مرکز و متخصص هم زمانی فایده دارد که سالمند توان پرداخت هزینه مراجعه را داشته باشد. مسئله مالی در یافته‌های پژوهش بارها دیده می‌شود. کاهش هزینه مشاوره و تناسب آن با درآمد سالمند و جلوگیری از انصراف به دلیل هزینه در میان مفاهیم استخراج شده قرار گرفته است. به همین دلیل پژوهش پوشش بیمه‌ای خدمات مشاوره سالمندی و یارانه برای سالمندان کم‌برخوردار را پیشنهاد کرده است. پیشنهاد دیگر پیش‌بینی ردیف بودجه مشخص در برنامه سالانه شهرداری و استفاده از ظرفیت سازمان‌های مردم‌نهاد و خیرین و هماهنگی با بهزیستی و وزارت بهداشت و سازمان‌های بیمه‌گر است.

بازگشت به فهرست