JAI NewsRoom مدیریت

سنگرهای سپید

02 فروردین 1405 | 09:16 •کار
سنگرهای سپید

روایتی از فعالیت کادر درمان در روزهای جنگ

«دقیقا مثل کسانی که در جنگ به خط مقدم می‌روند یا پشت لانچر و پدافند نشسته‌اند هرکس باید وظیفه خود را انجام دهد. من هم خودم را از این‌ها جدا نمی‌دانم. در این روزها حتی اگر بخواهم برای مرخصی بروم حس بدی دارم و فکر می‌کنم وظیفه مهمی را ترک می‌کنم. این حس برایم اصلا خوشایند نیست.» این احساس مریم، پرستاری در تهران است که در روزهای جنگ در شیفت‌های طولانی بیمارستان مانده و به مراقبت از بیماران مشغول است.

هنوز چند ماهی از جنگ 12 روزه بین اسرائیل و ایران نگذشته بود که نهم اسفند 1404 ایران مورد حمله آمریکا و اسرائیل قرار گرفت و یک جنگ تحمیلی دیگر آغاز شد. مناطق زیادی از شهرهای مختلف ایران مورد تهاجم قرار گرفتند و آسیب‌ها و خسارت‌های فراوانی برجا ماند. مراکز درمانی هم از خطر حمله دشمن ایمن نماندند. با اینکه حفظ امنیت مراکز درمانی در دوران جنگ بر هر دو طرف واجب است، اما این مورد رعایت نشد. براساس آخرین آمار تعداد ۲۵۱ مرکز درمانی دچار آسیب و 9 بیمارستان غیرفعال شده‌اند.

همان روزهای اول جنگ بیمارستان گاندی در تهران، هدف حمله قرار گرفت و تجهیزات آن کاملا تخریب شد. به گفته رئیس بیمارستان میزان آسیب وارد شده به این مرکز درمانی ۱۴۰۰ میلیارد تخمین زده شده است. در روزهای بعد به مراکز درمانی متعددی حمله شد؛ مرکز اورژانس تهران در خیابان ایرانشهر، بیمارستان خاتم‌الانبیا، بیمارستان مطهری و بیمارستان ولیعصر. بعد از این حملات کارکنان درمان مجبور به تخلیه اضطراری بیماران شدند. همچنین در استان البرز، مرکز دیالیز شهر کرج به کلی از بین رفت. در اهواز، بیمارستان کودکان ابوالفضل آسیب دید و سه مرکز فوریت‌های پزشکی در استان‌های آذربایجان شرقی، سیستان و بلوچستان و همدان تخریب شدند. به گفته پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال احمر ایران حمله به مراکز درمانی، آموزشی و امدادی، مغایر با اصول بنیادین کنوانسیون‌های ژنو است و می‌تواند به‌عنوان نقض جدی حقوق بشردوستانه مورد پیگیری بین‌المللی قرار گیرد.

بار سنگین مسئولیت در کنار حفظ زندگی

در روزهایی که خیلی از مردم به دنبال جایی امن، از تهران می‌گریزند مریم و همکارانش در بیمارستان هستند. او این تجربه را در ذهن خود عجیب و متفاوت ثبت کرده است: «روزهای اول بسیار سخت بود چون اتفاقی که افتاد شوک بزرگی به همه وارد کرد. واقعا برایم سخت بود روحیه‌ام را حفظ کنم. بعد متوجه شدم تنها راه ادامه دادن این است که روحیه خودمان را حفظ کنیم و به بقیه هم روحیه بدهیم. هرچند شرایط جامعه عجیب است و ما یاد می‌گیریم در همین فضا مبارزه کنیم.»

دوری و یا نگرانی برای خانواده دغدغه مهم دیگری برای کادر درمان است. مریم دختر کوچکش را به شهر دیگری فرستاده اما دختر بزرگش حاضر نمی‌شود مادر را تنها بگذارد: «هر روز و هرشب که در بیمارستانم، نگران دخترم هستم که به‌خاطر من در خانه مانده است. اما حقیقیتش خوشحالم چون همراهی او دلگرمی بزرگی است و می‌دانم که شکایتی از این شرایط ندارد.»

بابک، پرستار بخش خون است. پدر و مادر او در خانه مانده‌اند: «گاهی احساس عذاب وجدان دارم که عزیزانم مجبور شده‌اند به‌خاطر من بمانند. می‌توانستند در جای امن‌تری باشند. اما پدر و مادرم راضی نمی‌شوند بروند و می‌گویند مگر خون ما از بقیه رنگین‌تر است.»

حملات به زیرساخت‌های درمانی خللی در عزم کادر درمان ایجاد نکرده است. آن‌ها می‌دانند که تا امروز 21 نفر از کادر درمان در اثر حملات به شهادت رسیده‌اند و 36 آمبولانس و 47 پایگاه اورژانس آسیب دیده است. به گفته مریم: «در جنگ 12 روزه بسیاری از نیروها رفته بودند و در طول ده روز فقط دو نفر بودیم که بخش را اداره می‌کردیم. اما در این جنگ هیچ‌کس نرفت، همه ایستادند و با قدرت کار کردند. لذت می‌بردم وقتی می‌دیدم بعضی همکارانم از کرج می‌آمدند. زیر موشک بودند، بزرگراه‌ها زیر موشک بود. ما ساعت چهار سرکار می‌رویم اما در اوج فعالیت پدافندها و موشک باران بچه‌ها می‌آمدند تا خللی در کار ایجاد نشود.»

بابک از تغییرات در بخش محل خدمت خود می‌گوید: «در همان روزهای اول جنگ با جابه‌جایی سریع بیماران و برپایی بخش‌های اضطراری، استمرار مراقبت‌های پزشکی تضمین شد تا هیچ مصدومی بدون دریافت خدمات حیاتی باقی نماند و بیماران بستری هم بتوانند درمان معمول خود را ادامه دهند.»

روحیه‌ای که در این روزها از مردم دیدم مرا قوی‌تر کرد: «بیماران بخش ما مجبور شدند اتاق‌های خود را با چند نفر دیگر شریک شوند و این کار در درمان‌های خاص که بیماران به اتاق ایزوله نیاز دارند، بسیار سخت است. اما با رضایت و مهر قبول کردند تا جا برای مصدومان باز شود. حتی سعی می‌کردند با وجود احوال نامساعد خود به مصدومان سر بزنند و کمک کنند.»

شیفت‌های طولانی، پرستاران بیدار 

حالا بیش از ۲۰ روز از جنگ گذشته و تعداد مصدومان ناشی از حملات هرروز بیشتر می‌شود. تا امروز 800 عمل جراحی برای مصدومان در مراکز درمانی مختلف انجام شده است. براساس اعلام وزارت بهداشت تعداد بستری‌های موجود هزار و 16 نفر بوده و ۲۰ هزار و ۸۷۳ نفر هم درمان و ترخیص شده‌اند.

پذیرش این میزان مصدوم در مدتی کوتاه، فشار مضاعف و شیفت‌های طولانی را برای نیروی انسانی به همراه داشته است که پیش از این نیز با چالش‌هایی چون کمبود نیرو و مشکلات معیشتی دست‌ و‌ پنجه نرم می‌کردند. در کنار این‌ها ترس از حمله موشک‌ها و از دست دادن جان وجود دارد. مریم از شبی می‌گوید که به شهرداری منطقه 18 تهران حمله شد: «ما نزدیک مهرآباد هستیم. می‌دیدیم موشک‌ها از روی مرکز ما رد می‌شوند. وقتی شهرداری را زدند انگار تخت‌های بیماران یک وجب از روی زمین بلند شد. لرزش زیادی بود و همه ترسیده بودند.» با این حال روحیه تعهد حرفه‌ای مانع از آن شده که این فشارها بر کیفیت درمان اثر بگذارد. به گفته بابک شیفت‌های طولانی و ادامه‌دار قسمت جدایی‌ناپذیر کار این روزها در بیمارستان است: «خسته‌ایم اما امیدواریم جنگ زودتر تمام شود و مردم کمتری آسیب ببینند. وقت‌های استراحت این روزها مدام به چک کردن اخبار جنگ می‌گذرد.»

تاب‌آوری در میانه بحران

آنچه نظام سلامت ایران را در این روزهای بحرانی سرپا نگه می‌دارد، انسجام میان نیروهای امدادی در کنار آمادگی مراکز درمانی است. با این حال کمبودهایی وجود دارد. بسیاری از مردم در دوران جنگ نگران کمبود دارو و تجهیزات بیمارستانی‌اند. مریم از مردم می‌خواهد نگران نباشند: «از اول جنگ تا امروز اصلا کمبود دارو نداشتیم. از نظر تجهیزات همه‌چیز به اندازه کافی در اختیار داریم و چیزی کم و کسر نیست.»

در روزهای نخست فروردین ۱۴۰۵ فعالیت پرستاران از شیفت‌های معمول نوروزی به مدیریت شرایط جنگی تغییر کرده است. محمدرضا ظفرقندی، وزیر بهداشت در پیامی نوروزی به کادر درمان گفت: «در بحبوحه این روزهای دشوار نیز حضور، مسئولیت‌‌پذیری و خدمت‌رسانی شما و همکاران عزیزمان ستودنی و مایه مباهات و شایسته سپاسگزاری است. تاریخ، حماسه حضور و فداکاری‌های کادر سلامت را از یاد نخواهد برد.»

پرستاران در روزهای سال نو مانند قبل به‌طور شبانه‌روزی خدمات لازم را به بیماران ارائه می‌دهند. با وجود دغدغه‌های شخصی، نگرانی برای عزیزان و فکر حفظ جان خود، مرخصی‌ها را به حداقل رسانده‌اند و نوروز متفاوتی را در زندگی خود رقم زده‌اند.

بازگشت به فهرست