سالمندان در جنگ؛ وقتی بحران از انفجارها شروع نمیشود
محیا شعیبی، رئیس اداره سالمندی اداره کل سلامت شهرداری تهران با اشاره به پیامدهای چندلایه جنگ بر زندگی سالمندان گفت: جنگ نهتنها امنیت فیزیکی، بلکه امنیت روانی و اجتماعی این گروه را نیز هدف قرار میدهد.
«سالمندان در شرایط جنگی بیش از سایر گروهها در معرض انزوا، اختلالات جسمی و فروپاشی شبکههای حمایتی قرار میگیرند.»این جمله، محور نشست تخصصی «جنگ و سلامت سالمندان» بود؛ این نشست با حضور کارشناسان حوزه سلامت، روان و جامعهشناسی برگزار شد و تصویری نگرانکننده از وضعیت این قشر آسیبپذیر ارائه داد.
در این نشست مجازی، کارشناسان تأکید کردند جنگ صرفاً به تخریب زیرساختها محدود نمیشود، بلکه آثار آن بهصورت مستقیم و عمیق بر گروههای حساس اجتماعی بهویژه سالمندان باقی میماند. به گفته سخنرانان تجربههای جهانی و منطقهای نشان میدهد سالمندان در شرایط جنگی بیش از سایر گروهها در معرض «تنش روانی، انزوا، اختلالات جسمی و فروپاشی شبکههای حمایتی» قرار میگیرند.
محیا شعیبی، رئیس اداره سالمندی اداره کل سلامت شهرداری تهران، در این نشست گفت جنگ علاوه بر امنیت فیزیکی، امنیت روانی و اجتماعی سالمندان را نیز هدف قرار میدهد. او به تغییرات ناگهانی زندگی، مهاجرتهای اجباری و فروپاشی روابط خانوادگی اشاره کرد و آن را عامل قرار گرفتن سالمندان در وضعیت «بیپناهی مضاعف» دانست؛ وضعیتی که به گفته او با افسردگی، اضطراب و تشدید بیماریهای جسمی همراه میشود.
زینب کاوه فیروز، عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی هم جنگ را عامل گسست ساختارهای اجتماعی دانست و تأکید کرد این گسست بیشترین فشار را بر گروههای وابسته و کمتحرک مانند سالمندان وارد میکند. او توضیح داد که در شرایط بحران، شبکههای حمایتی محلی تضعیف میشوند و همین موضوع احساس تعلق اجتماعی سالمندان را کاهش میدهد؛ روندی که به انزوای اجتماعی و فرسایش روانی منتهی میشود.
در این نشست تأکید شد که بحران سالمندان در جنگ صرفاً روانی نیست. مجموعهای از عوامل همزمان بر سلامت آنها اثر میگذارد مانند تشدید بیماریهای مزمن، اختلال در تغذیه، محدودیت دسترسی به خدمات درمانی، فشارهای اقتصادی و کاهش حمایت اجتماعی. همچنین مطرح شد که در شرایط جنگی، نظام سلامت معمولاً به سمت جمعیت فعالتر متمایل میشود و همین موضوع سالمندان را در حاشیه قرار میدهد.
در ادامه نشست، به برخی اقدامات مدیریت سلامت مانند تماسهای حمایتی با سالمندان، پایش وضعیت جسمی و روانی در شرایط اضطراری، افزایش خدمات مراقبتی در محلات و هماهنگی با شبکههای محلی برای حمایت اجتماعی اشاره شد. اما همزمان تأکید شد که این اقدامات پراکنده و محدود هستند و برای مواجهه با بحرانهای آینده، کافی نیستند و نیاز به سیاستگذاری ساختاری دارند.
در جمعبندی نشست، یک تصویر مشترک از میان همه روایتها شکل گرفت: سالمندان در جنگ، بیش از آنکه در معرض خطر مستقیم باشند، در معرض «فروپاشی آرام زندگی اجتماعی» قرار دارند.این فروپاشی، اگر در سیاستگذاریهای آینده دیده نشود، میتواند به شکلگیری یک بحران انسانی پنهان منجر شود؛ بحرانی که نه در لحظه جنگ، بلکه در سالهای پس از آن خود را نشان میدهد و همچنان ادامه پیدا میکند.