سالمندی سعادتمندانه در ایران؛ پنج پیشران کلیدی برای سیاستگذاری هوشمند
نسیبه زنجری، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات سالمندی، با اشاره به روند رشد جمعیت سالمندان ایران و چالشهای پیشرو، تأکید کرد که تحقق سالمندی فعال، سالم و موفق تنها با تمرکز بر پنج پیشران اثرگذارحکمرانی هوشمند، رفاه، صندوقهای بازنشستگی، مشارکت اقتصادی و باروری و سیاستگذاری مرحلهای و کلنگر ممکن است.
نسیبه زنجری، عضو هیأت علمی مرکز تحقیقات سالمندی، در نشست «روند رشد جمعیت سالمندان ایران و چشمانداز آینده جمعیتی» با مروری تاریخی بر مفهوم سالمندی، از شکلگیری نخستین پرسشها درباره مراقبت از سالمندان در دوران ارسطو تا تغییر نقش آنان در عصر صنعتی سخن گفت و تأکید کرد: سالمندی از همان آغاز یک موضوع اجتماعی و اخلاقی بوده است.
نسیبه زنجری در این نشست گفت: یافتههایی از کتاب و مقالههایی که در حوزه ترجمه سالمندی کار شده، نشان میدهد که پیش از ورود به بحث آیندهپژوهی و سناریوهای آینده، باید میان سالمندی فردی و سالمندی جمعیت تفاوت قائل شد.
او در ادامه با اشاره به ریشه تاریخی این مسئله افزود: اصلاً طرح سالمندی به عنوان یک مسئله اجتماعی از زمان ارسطو آغاز شد. ارسطو پرسید اگر فردی پسر بزرگ نداشته باشد یا زودتر از والدینش فوت کند، چه کسی از والدین سالمند مراقبت میکند؟ این نخستین بار بود که بشر با مسئله مراقبت از سالمندان به عنوان یک دغدغه اجتماعی مواجه شد.
زنجری گفت: در ادامه، این پرسش اخلاقی گسترش یافت. گفتند اگر فردی تنها یا فقیر باشد چه؟ همینجا بود که فهمیدند سیاستگذاری و جامعه باید در فرآیند مراقبت از سالمندان دخالت کند؛ یعنی مسئولیت فقط بر دوش خانواده نیست، بلکه جامعه نیز باید در قبال سالمندان نقش حمایتی ایفا کند.
او افزود: از همان زمان، مذهب و اخلاق نیز در بزرگداشت سالمندان نقش داشتهاند. در همه مذاهب بزرگ الهی و حتی در آیین کنفوسیوس در شرق آسیا، احترام به سالمند به عنوان یک فضیلت اخلاقی برجسته شده است.
به گفته زنجری، در دورههای اولیه تاریخ، ثروت یکی از عوامل اصلی منزلت سالمندان بوده است: سالمندان به دلیل ثروت، تجربه و مهارتهای حرفهایشان جایگاه بالایی داشتند. فرزندان برای یادگیری حرفهها مجبور بودند نزد والدین خود آموزش ببینند و همین موجب شد دورهای طلایی برای سالمندان شکل بگیرد.
او با مرور تغییرات اجتماعی پس از انقلاب صنعتی گفت: با صنعتی شدن جوامع، جوانان به استقلال اقتصادی رسیدند و کار را بیرون از خانواده یاد گرفتند. از همینجا تضاد نسلی آغاز شد؛ تضادی که امروز هم ادامه دارد، وقتی جوانان میگویند ثروت در دست سالمندان است و آنان منابع اقتصادی جامعه را در اختیار دارند.
دکتر زنجری یادآور شد: در گذشته، مفهوم سن اصلاً وجود نداشت. افراد از تولد تا مرگ کار میکردند. تعیین سن زمانی اهمیت یافت که پس از انقلاب صنعتی، بازنشستگی و مستمری برای افرادی که به دلیل ناتوانی از بازار کار خارج میشدند، مطرح شد. جامعه برای تخصیص حقوق و خدمات مجبور شد بداند فرد چند ساله است.
او گفت: در خانوادههای فقیر، سالمندی به معنای از کارافتادگی و از دست دادن نقش نانآور بود، اما در خانوادههای ثروتمند، سالمند همچنان جایگاه و احترام خود را حفظ میکرد. این نابرابری اجتماعی در تجربه سالمندی، تا امروز نیز ادامه دارد.
زنجری با اشاره به تحولات تاریخی سالمندی گفت: تاریخ سالمندی فردی با بالا و پایینهای متعددی همراه بوده است؛ گاهی سالمندان جایگاه بالایی داشتند و گاهی این جایگاه کاهش پیدا کرده است. اکنون اما تمرکز بیشتر به سالمندی جمعیت معطوف شده، چرا که تعداد سالمندان افزایش یافته و جوامع نگران بار اقتصادی و بهداشتی ناشی از آن هستند.
او افزود: افزایش جمعیت سالمندان به هیچ وجه صرفاً مسئلهای منفی نیست؛ اما دیدگاه غالب، بر نگرانیها از بار اقتصادی و خدمات بهداشتی متمرکز شده است. این روند که در ایران نیز از سال ۱۴۲۰ آغاز شده، به آنچه آقای دکتر «انقلاب خاموش» مینامند منجر شده است.
زنجری گفت: جهان در مواجهه با سالمندی جمعیت، سه بعد اصلی را مدنظر قرار میدهد که سازمان بهداشت جهانی بر آن تأکید دارد: مشارکت، سلامت و امنیت. بسیاری از کشورها برنامههای خود را بر اساس این سه ستون طراحی میکنند و سیاستهای یادگیری مادامالعمر برای ارتقای کیفیت زندگی سالمندان را در دستور کار دارند.
نسیبه زنجری در ادامه نشست به بررسی مهمترین چالشهای سالمندی جمعیت پرداخت و تأکید کرد که با رشد سالمندان، مسائل فراتر از بعد فردی، در سه حوزه مشارکت، سلامت و امنیت قابل تحلیل است.
زنجری توضیح داد: در حوزه مشارکت، سالمندان با موضوعاتی مانند جایگزینی نیروی کار، برنامهریزی اوقات فراغت، ارائه خدمات ویژه، افزایش جمعیت شهرنشین و تغییر ذائقههای طبقات متوسط و پایین مواجه هستند. افزایش تنهایی، شکاف نسلی، بازنشستگی پیش از موعد و نابرابریها از دیگر چالشهای مشارکت است.
وی افزود: در بخش سلامت، مشکلات بودجه ناکافی، مراقبت طولانیمدت، کمبود نیروی متخصص، تمرکز ناکافی بر پزشک خانواده و پزشک سالمندان، شیوع سندرومهای رایج دوران سالمندی و تبعیض سنی در دریافت خدمات بهداشتی از جمله دغدغههای اصلی هستند.
زنجری ادامه داد: در حوزه امنیت، بحثها شامل امنیت جانی و فیزیکی، امنیت اقتصادی و محیطی است؛ اینکه سالمندان بتوانند به راحتی در پیادهروها حرکت کنند، دسترسی به حمل و نقل مناسب داشته باشند و تضاد بین گروههای سالمند از طبقات مختلف مدیریت شود. ضعف هماهنگی میان نهادهای دولتی و خصوصی و محدودیت مقیاسپذیری خدمات نیز از چالشهای جدی است.
زنجری با نگاهی به چالشهای سالمندی در ایران، به مسائلی چون تنها زیستی زنان سالمند، نابرابریهای منطقهای، سواد، رضایت از زندگی، فقر و سلامت جسمانی پرداخت و تأکید کرد که این چالشها به ویژه با افزایش جمعیت سالمندان، اهمیت برنامهریزی بلندمدت را دوچندان میکند.
زنجری با اشاره به دادههای موجود گفت: افزایش نسبت زنان سالمند و تمرکز آنها در استانهای شمالی و مرکزی کشور، چالشی جدی برای سیاستگذاری ایجاد کرده است. برای نمونه، در گروه ۶۵ سال به بالا، حدود ۳۱ درصد زنان به تنهایی زندگی میکنند، در حالیکه این رقم برای مردان تنها ۷ درصد است. این مسئله نیازمند برنامهریزی دقیق و هدفمند است.
او افزود: سطح سواد سالمندان نیز متفاوت است. در مناطق شهری حدود نیمی از سالمندان باسواد هستند، اما در روستاها این نسبت به حدود ۱۶ درصد میرسد و برای زنان سالمند روستایی بسیار کمتر است. این تفاوتها بر دسترسی به خدمات بهداشتی و آموزشی تأثیرگذار است و باید در برنامهریزیها مدنظر قرار گیرد.
زنجری به چالشهای اقتصادی اشاره کرد: رضایت سالمندان بیشترین میزان را از شریک زندگی و کمترین را از وضعیت مالی و شغلی خود اعلام کردهاند. فقر نسبی در سالمندان بیشتر از جوانان است و کاهش اشتغال سالمندان بین سالهای ۱۳۸۵ تا ۱۳۹۵ نیز مزید بر علت شده است. شاخصهای قابلیت و توانمندی سالمندان نیز پایین است که به دلیل کمبود تحصیلات و آموزش آنهاست.
وی ادامه داد: در حوزه سلامت، شیوع بیماریهای فشار خون و مشکلات عضلانی بیشترین آمار را دارند. بررسی تفاوت میان امید زندگی و امید زندگی سالم نیز نشان میدهد که افزایش طول عمر سالمندان لزوماً با افزایش زندگی سالم همراستا نیست، و نیازمند اصلاح سبک زندگی و برنامهریزی برای سلامت فعال است.
زنجری با ارائه تحلیل ماتریسی اثرگذاری و اثرپذیری چالشهای سالمندی، چهار سناریوی آینده سالمندی در ایران را تشریح کرد. وی تأکید کرد که حکمرانی، سیاستهای رفاهی، صندوقهای بازنشستگی، مشارکت اقتصادی و باروری، پیشرانترین عوامل در شکلدهی آینده سالمندی هستند.
زنجری توضیح داد: چالشهای سالمندی که در ایران شناسایی شد، در هشت دسته اصلی طبقهبندی شد: افزایش فقر و نابرابری، تنهایی، مدیریت مشارکت اقتصادی و بازار کار، بیمهها و هزینهها، نیروی متخصص حوزه سالمندی، فناوری و پایگاه دادههای مرتبط، محیط زندگی و کیفیت زندگی، باروری و خانواده، امنیت و شکاف نسلی. این دستهبندیها در یک ماتریس اثرگذاری و اثرپذیری تحلیل شدند تا مشخص شود کدام متغیرها بیشترین نقش را در شکلدهی آینده سالمندی دارند.
وی توضیح داد: از تجمیع این هشت سناریو، چهار سناریوی اصلی استخراج شد: بهترین وضعیت که در آن سالمندی سعادتمندانه، فعال و موفقیتآمیز است؛ بدترین وضعیت که سالمندی پر از ریسک و چالش است؛ و دو سناریوی میانه که وضعیت سالمندی را بین این دو طیف نشان میدهند. یکی از سناریوهای میانه، «تاریکروشن سالمندی» نامیده شده است که اگر سیاستگذاریها و زیرساختها ناکافی یا نامطلوب پیش برود، احتمال حرکت به سمت سالمندی مخاطرهآمیز بسیار بالاست.
زنجری افزود: در سناریوی تاریکروشن، اثرگذارترین عوامل شامل حکمرانی ناکارآمد، سیاستهای رفاهی متوسط، عملکرد نامطلوب صندوقهای بازنشستگی، مشارکت اقتصادی محدود و باروری میانه است. این وضعیت میتواند موجب آزمون و خطاهای متعدد و افزایش ریسک در زندگی سالمندان شود.
این استاد توضیح داد که سناریوهای میانه و تاریکروشن، مسیر آینده سالمندی ایران را به وضوح نشان میدهند و تأکید کرد که تنها با حکمرانی هوشمند، صندوقهای بازنشستگی پایدار، مشارکت اقتصادی مولد و برنامهریزی دقیق، میتوان به سالمندی سعادتمند رسید.
زنجری توضیح داد: در سناریوی میانگین یا میانه، کیفیت خدمات، سبک زندگی، مشارکت اجتماعی و ارتباط بین نسلی در وضعیت متوسط قرار دارند و بسیاری از شاخصها نه مثبت هستند و نه منفی. اما در سناریوی سالمندی مخاطرهآمیز، حکمرانی جزیرهای و ناکارآمد است؛ هر وزارتخانه و سازمانی به صورت مستقل برای سالمندی برنامهریزی میکند بدون هماهنگی، دبیرخانه یا ادارهای برای مدیریت یکپارچه. این وضعیت موجب نابرابری رفاه، اختلافهای منطقهای شدید و مشکلات در صندوقهای بازنشستگی، باروری و مشارکت اقتصادی میشود و در نتیجه کیفیت زندگی، سبک زندگی و سلامت سالمندان کاهش مییابد.
وی ادامه داد: درسناریوی سپیدهدم سالمندی، وضعیت مشابه سناریوی میانه است اما با حرکت به سمت مثبتتر. اما در سناریوی سفید یا ایدهآل، سالمندی سعادتمندانه تحقق مییابد. در این سناریو، حکمرانی هوشمندانه، برنامهریزی دقیق برای سالمندان آینده، مدیریت صحیح بیمه و صندوقهای بازنشستگی، افزایش مشارکت اقتصادی مولد و تعادل نیروی کار باعث میشود کیفیت خدمات، سبک زندگی، سلامت، تغذیه، مدیریت استرس و شادکامی سالمندان به سطح مطلوب برسد.
زنجری تأکید کرد: در این سناریو، ارتباط بین نسلی با تضاد کمتر برقرار است و نیروی متخصص حوزه سلامت و مراقبین آموزش دیده در دسترس خواهد بود. این مسیر نشان میدهد که سیاستگذاری هوشمند و هماهنگ، همراه با برنامهریزی بلندمدت و سرمایهگذاری در زیرساختها، کلید دستیابی به سالمندی فعال و سعادتمند در ایران است.
زنجری توضیح داد: برای تحقق سالمندی سعادتمندانه، سالمندان فعال، سالم و موفق، نیازمند یک رویکرد کلنگر هستیم که پنج پیشران اثرگذار آن را هدف قرار دهد: صندوقهای بازنشستگی، مشارکت اقتصادی، باروری، توضیح رفاه و حکمرانی هوشمندانه. این پنج متغیر، ستون فقرات برنامهریزی و سیاستگذاری آینده سالمندی کشور هستند و باید بهصورت جدی روی آنها کار شود.
وی افزود: هر یک از این پیشرانها نیازمند سیاستگذاری در سه سطح است: کلان، میانی و خرد. برای مثال، در حوزه مشارکت اقتصادی، در سطح خرد آموزش سالمندان برای کارآفرینی، در سطح میانی توسعه مشارکتهای محلی و در سطح کلان بهرهگیری از اقتصاد نقرهای و توریسم سلامت، میتواند باعث مولد شدن نقش سالمندان در اقتصاد شود.
زنجری همچنین بر اهمیت زمانبندی سیاستها تأکید کرد: برنامهریزی باید مرحلهای باشد؛ از سال ۱۴۰۰ تا ۱۴۲۰ تمرکز بر پیمایشهای ملی، باروری و توسعه صنعت ملی، از ۱۴۱۰ به بعد غربالگری سلامت و برنامههای سبک زندگی سالم و در دهههای بعدی پیادهسازی سیاستهای فناوری، اقتصاد نقرهای و بازنشستگی انعطافپذیر.
وی ادامه داد: حکمرانی هوشمند، حلقه اثرگذار تمامی سیاستهاست. هر نقطهای که در این حلقه شروع شودمثلاً پوشش بیمهای به صورت زنجیرهای تأثیر خود را بر سلامت جسمانی، مشارکت اجتماعی و بهرهوری اقتصادی سالمندان میگذارد. بدون این حلقه، سیاستها اثربخشی کامل نخواهند داشت.
زنجری توضیح داد: سه بستر کلیدی برای سالمندی سعادتمند لازم است: اول، ایجاد کانتکست و بستر رفاهی مناسب در جامعه؛ دوم، سپر محافظتی جبرانی که توسط خانواده و شبکههای محلی ایجاد میشود؛ و سوم، سیاستگذاری هوشمند که تمامی متغیرهای اثرگذار را در یک سیستم هماهنگ به هم پیوند دهد. تنها با این رویکرد جامع، ایران میتواند به سمت سالمندی فعال، سالم و موفق حرکت کند.»نسیبه زنجری تأکید کرد که سالمندی سازنده تنها با ترکیب منابع فردی، حمایت خانواده و سیاستگذاری کلان امکانپذیر است و پنج پیشران اثرگذارحکمرانی هوشمند، رفاه، صندوقهای بازنشستگی، مشارکت اقتصادی و باروریرا ستون برنامهریزیهای آینده دانست.