JAI NewsRoom مدیریت

سالمندی در خانه، با حمایت جامعه

09 مهر 1405 | 09:00 •رفاه
سالمندی در خانه، با حمایت جامعه

«سالمند شدن در محل زندگی» یکی از راهکارهایی است که جامعه می‌تواند برای مراقبت از سالمندان در منزل خودشان با کمک پرستار یا مراقب و خدمات توانبخشی در پیش بگیرد

«برای بچه‌هایم خیلی زحمت کشیده‌ام. خدا رو شکر هر سه عاقبت به خیر شده‌اند. یکی پزشک و دو تای دیگر مهندس اما مرا در خانه سالمندان رها کرده‌اند و به من سر نمی‌زنند.» این روایت احمد 78 ساله است که وقتی از رهاشدگی خود می‌گوید، به انتهای حیاط خانه سالمندان نگاه می‌کند. امثال احمد در اینجا کم نیستند؛ زن، مرد، مسن‌تر، جوان‌تر اما همگی یک درد مشترک دارند؛ رهاشدگی از سوی فرزندان و انتظار برای دیدن آنان.

خانه سالمندان در ذهن بسیاری از ایرانیان هنوز تصویری ناخوشایند دارد؛ جایی که فرزندان، پدر یا مادر سالخورده خود را به آن می‌سپارند و به زندگی خود ادامه می‌دهند. برخی سالمندان به دلیل بیماری، ناتوانی جسمی، زوال شناختی یا نیاز به مراقبت شبانه‌روزی، به خدماتی احتیاج دارند که خانواده به‌تنهایی نمی‌تواند آن را فراهم کند اما حتی در این شرایط هم، نیاز سالمند به خانواده از بین نمی‌رود.

«بچه‌هایم هر دو خارج از ایران هستند. اوایل، هر شنبه زنگ می‌زدند، اما حالا گاهی چند هفته می‌گذرد و خبری از آنان نمی‌شود.» لاله 75 ساله است و دیابت نوع یک دارد و باید هر روز انسولین تزریق‌ کند. وقتی در خانه تنها زندگی می‌کرد، گاهی فراموش می‌کرد انسولینش را تزریق کند و کارش به بیمارستان می‌کشید. اما در خانه سالمندان پرستاران قبل از ناهار به او انسولین تزریق می‌کنند.

او از شرایط زندگی در خانه سالمندان راضی است و تنها ناراحتی‌اش تماس نگرفتن بچه‌هاست: «بچه‌ها گاهی یادشان می‌رود که مادری در ایران دارند؛ چه فرقی می‌کند که در خانه تنها باشم یا در خانه سالمندان.» هرچند خانه سالمندان برای افراد سالخورده محلی برای دریافت مراقبت و خدمات تخصصی است، اما اغلب برای آنان با تجربه تنهایی، بی‌اختیاری و احساس فراموش‌ شدگی همراه است.

سالمندان معمولا از اینکه دیگر مانند گذشته در مرکز زندگی خانواده قرار ندارند گلایه دارند. گسست رابطه خانوادگی در دوره سالمندی گاهی با مهاجرت فرزندان ایجاد شده است. گاهی اشتغال و زندگی در شهر دیگر عامل آن است و گاهی نیز اختلافات خانوادگی، مشکلات اقتصادی یا خستگی مراقبتی.

ممکن است، پرستار بتواند، داروی سالمند را به‌موقع بدهد، غذای او را آماده کند و فشار خونش را اندازه بگیرد؛ اما جای فرزند را نمی‌گیرد. برای همین هم حتی اگر سالمند در خانه سالمندان زندگی می‌کند، خانواده همچنان باید به عنوان بخشی از نظام مراقبت باشد.

انگ‌زدایی از سپردن والدین به خانه سالمندان

عالیه شکربیگی، محقق و تحلیلگر مسائل اجتماعی زنان و خانواده می‌گوید: «نگاه منفی جامعه به خانه سالمندان و مراقبت حرفه‌ای باید تغییر کرده، به یک نگاه واقع بینانه و متعادل تبدیل شود. به عبارتی نگاه منفی فعلی مثل اینکه سپردن والدین به خانه های سالمندان ناشی از کم عاطفگی یا رها کردن آنان است، ریشه در فرهنگ سنتی دارد که با واقعیت‌های امروز جامعه یعنی خانواده کوچک، اشتغال زنان و فاصله جغرافیایی سازگار نیست.»

او ادامه می‌دهد: «انتخاب یک خانه سالمندان مناسب و استاندارد می‌تواند، فشار روانی را از روی فرزندانی که واقعا شرایط یا  توان نگهداری از والدین خود را ندارند، کاهش دهد تا این فرزندان بتوانند بدون احساس گناه یا ترس از قضاوت دیگران والدین خود را به خانه سالمندان بسپارند.»

به گفته شکربیگی این امر مستلزم انگ زدایی از پدیده سپردن والدین به خانه‌های سالمند در جامعه است. در صورتی که نگاه جامعه به خانه سالمندان منفی باشد، به تبع، فشار روی خانواده هسته‌ای (خانواده کوچک با تعداد کم فرزندان) زیادتر خواهد شد.

تابوی خانه سالمندان، احساس شرم فرزندان

در فرهنگ ایرانی، خانواده به طور سنتی مهم‌ترین شبکه حمایت از سالمندان بوده است. مراقبت از پدر و مادر سالخورده نه فقط یک وظیفه که بخشی از اخلاق خانوادگی محسوب می‌شود. در چنین فرهنگی، خانه سالمندان هنوز واژه‌ای است که برای بسیاری از خانواده‌ها با احساس گناه، شرم یا ترس از قضاوت دیگران همراه است. در جامعه‌ای که مراقبت از پدر و مادر سالخورده همچنان یکی از مهم‌ترین وظایف اخلاقی فرزندان تلقی می‌شود، سپردن والدین به یک مرکز اقامتی گاهی به معنای «رها کردن» آنها تعبیر می‌شود.

با تغییر ساختارهای اجتماعی، خانواده ایرانی دیگر الزاماً همان خانواده چندنسلی گذشته نیست. فرزندان کمتر شده‌اند، مهاجرت و جابه‌جایی افزایش یافته، زنان بخش مهمی از بازار کار را تشکیل می‌دهند و طول عمر افزایش یافته است. در چنین شرایطی، مراقبت از یک «سالمند وابسته» ممکن است به کاری تمام‌وقت تبدیل شود؛ کاری که یک خانواده به‌تنهایی همیشه توان انجام آن را ندارد.

لیلا 47 ساله است که با دو فرزند و همسرش در آپارتمانی کوچک زندگی می‌کنند: «حدود شش ماه است که از پدر همسرم نگهداری می‌کنم. همیشه مخالف سپردن پدر و مادرها به خانه سالمندان بودم، اما الان که می‌بینم، به تنهایی قادر به شست و شو و استحمام پدرهمسرم نیستم و در این مدت به دلیل جابه‌جایی او کمر درد شدیدی گرفته‌ام، متوجه شدم که رسیدگی به یک سالمند نیازمند کار تیمی است.»

شاید مسئله اصلی امروز ایران نه کاهش عاطفه فرزندان نسبت به والدین، بلکه کاهش توان خانواده برای انجام تمام وظایف مراقبتی در کنار سایر مسئولیت‌های زندگی باشد. بنابراین، خانه سالمندان را نه باید نماد بی‌مسئولیتی خانواده تلقی کرد و نه به عنوان راه‌حلی که جامعه آن را برای همه سالمندان تجویز کند.

وضعیت مراقبتی در همه مراکز خوب نیست

برخی از سالمندان از کیفیت مراقبت، بی‌توجهی یا رفتار نامناسب کارکنان خانه سالمندان راضی نیستند. سالمندی که برای انجام بسیاری از امور روزمره به دیگران وابسته شده، در موقعیت آسیب‌پذیری قرار دارد. اگر با او با بی‌احترامی، خشونت کلامی، بی‌توجهی یا تحقیر رفتار شود، ممکن است، امکان دفاع از خود را نیز نداشته باشد.

علاوه بر این افراد مسن ساکن خانه‌های سالمندان معمولا از تجربه‌هایی مانند تنهایی، احساس فراموش‌شدن و دشواری سازگاری با محیط جدید، کاهش آزادی و اختیار نسبت به گذشته گلایه دارند. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که مراقبت از سالمند فقط به معنای تأمین غذا، دارو و تخت نیست. سالمند فردی است با یک تاریخچه زندگی، روابط خانوادگی، علایق، خاطرات، مهارت‌ها و هویت اجتماعی که به روابط انسانی نیاز دارد.

ضرورت آمادگی جامعه ایران برای مراقبت از سالمندان

ایران با سرعت بالایی در حال سالمند شدن است. بر اساس اطلاعات صندوق جمعیت سازمان ملل متحد (UNFPA) در حال حاضر بیش از ۱۰ درصد جمعیت ایران ۶۰ ساله و بالاتر هستند و پیش‌بینی می‌شود، این رقم تا سال ۲۰۵۰ به ۲۷.۹ درصد برسد. از سوی دیگر، طول عمر افزایش یافته و دوره سالمندی نیز طولانی‌تر شده است. جامعه‌ای که با سرعت در حال سالمند شدن است، نمی‌تواند، همچنان تنها به الگوی سنتی مراقبت خانوادگی متکی بماند.

از همین روی خانه سالمندان دیگر موضوعی مربوط به گروه کوچکی از خانواده‌ها نیست؛ بخشی از مسئله بزرگ‌تری است که جامعه ایران باید برای آن آماده شود. اگر جامعه از خانواده می‌خواهد، مسئولیت مراقبت از والدین را بر عهده بگیرد، باید از خانواده حمایت کند. حمایت‌هایی همچون آموزش مراقبت از سالمند، خدمات پرستاری در منزل، مراقبت روزانه، حمایت روانی از مراقبان خانوادگی، مراقبت موقت و حمایت‌های اقتصادی می‌تواند بخشی از نظام عمومی سلامت باشد.

سالمند شدن در محل زندگی

یکی از راهکارهای مورد توجه در کشورهای مختلف، پدیده «سالمند شدن در محل زندگی» است. در این رویکرد، سالمند تا جایی که امکان دارد در خانه، محله و در کنار خانواده خود باقی می‌ماند. پرستار یا مراقب ساعتی می‌تواند به خانه او برود. خدمات توانبخشی هم در منزل ارائه خواهد شد. مراکز روزانه، سالمند را در طول روز پذیرش می‌کنند و او شب به خانه باز می‌گردد.

همچنین خانواده‌ای که مراقبت از سالمند را بر عهده دارد، می‌تواند از خدمات مراقبت موقت استفاده کند. در این روش خانه سالمندان حذف نمی‌شود، اما اقامت نداشتن دائمی سالمند در این مراکز مراقبتی موجب می‌شود که سالمند دچار فرسودگی روانی نشود. هر چند برای سالمندانی که به مراقبت شبانه‌روزی یا تخصصی نیاز دارند، مراکز اقامتی همچنان ضروری هستند اما مراکز اقامتی باید یکی از اجزای نظام مراقبت باشد، نه آخرین ایستگاه سالمندان.

بازگشت به فهرست