JAI NewsRoom مدیریت

کاشتن، بسته‌بندی کردن و دور ریختن؛ شکل‌دهی دوباره زمین با غذا

27 مهر 1404 | 20:06 •جهان
کاشتن، بسته‌بندی کردن و دور ریختن؛ شکل‌دهی دوباره زمین با غذا

سیستم غذایی جهان با سهمی نزدیک به یک‌سوم از کل انتشار گازهای گلخانه‌ای، به یکی از موتورهای بحران اقلیمی بدل شده است. از دامداری و پسماند تا پلاستیک و فرسایش خاک، تصمیمات و تولیدات امروز، آینده سیاره‌ را رقم خواهد زد.

وقتی از بحران اقلیم صحبت می‌کنیم، معمولا انرژی و حمل‌ونقل در مرکز توجه قرار می‌گیرند. با این حال سیستم تولید غذا یا همان مسیر طولانی مزرعه تا سفره خانه ما، نیروی بسیار قدرتمندی برای تغییر سیاره است. سامانه‌های کشاورزی و غذایی اکنون نزدیک به یک‌سوم از انتشار گازهای گلخانه‌ای ناشی از فعالیت‌های انسانی را تشکیل می‌دهند و ردپای آن‌ها فقط به کربن محدود نیست؛ آب، خاک، آلودگی پلاستیکی و تنوع زیستی با شیوه تهیه غذای ما به خطر می‌افتد.

از دام و متان تا یخچال و کربن

هر مرحله از تولید محصول غذایی اهمیت دارد. کشت محصولات و پرورش دام از زمین، آب و مواد شیمیایی استفاده می‌کنند، فرآوری و حمل‌ونقل غذا انرژی‌بر است، بسته‌بندی زباله تولید می‌کند و از زباله غذا متان تولید می‌شود. مجموع این مراحل تصویری دهشتناک را ترسیم می‌کند: در سال ۲۰۲۲ سامانه‌های کشاورزی و غذایی حدود ۱۶.۲ میلیارد تن دی‌اکسیدکربن منتشر کردند، تقریبا معادل 29.7 درصد از کل انتشار گاز سیاره.

اما ردپای زیست‌محیطی تولید غذا به طور یکنواخت توزیع نشده است. دامپروری حیوانات نشخوارکننده سهم نامتناسبی دارد. نشخوارکنندگان علاوه بر این‌که به مراتع زیاد نیازمندند، از طریق فرایند هضم متان تولید می‌کنند. اگر زمین چرای دام را با زمین‌های زیر کشتِ تولید خوراک این حیوانات ترکیب کنیم، حدود ۷۷ تا ۸۰ درصد از کل زمین‌های کشاورزی جهان برای تولید گوشت و لبنیات استفاده می‌شود. با این حال، این گستره‌ی عظیم فقط حدود ۱۸ درصد از کالری و ۳۷ درصد از پروتئین مصرفی انسان‌ها را فراهم می‌کند؛ نتیجه، سیستمی است که حجم بزرگی از منابع طبیعی را صرف بازدهی نسبتاً ناکارآمد می‌سازد.

سیستم غذا گازهای گلخانه‌ای را به روش‌های آشنا و غریبی منتشر می‌کند. کشاورزی و تغییر کاربری زمین سهم بزرگ و آشنای ماجراست اما فرآوری، خرده‌فروشی و نگهداری نیز سهم مهمی دارد. به عنوان مثال، یخچال‌ها در سوپرمارکت‌ها با گازهای سردکننده (به‌نام هیدروفلوئوروکربن‌ها) کار می‌کنند که از یخچال نشت می‌کند. نشت مواد سردکننده یک سوپرمارکت متوسط انتشار کربنی معادل سیصد خودرو در سال دارد.

پسماند غذایی هم اگرچه ظاهری بی‍‌خطر دارد اما مشکل‌ساز است. در سال ۲۰۲۰ تخمین زده شد که تنها در ایالات متحده، پسماند غذایی دفن‌شده در زمین حدود ۵۵ میلیون تن متریک دی‌اکسیدکربن ایجاد کرده است. غذایی که به محل دفن زباله می‌رود، با تجزیه بی‌هوازی متان تولید می‌کند. یک تحلیل برآورد کرده که غذای دفن‌شده حدود ۵۸ درصد از انتشارهای متان فرار از محل‌های دفن زباله شهری را تشکیل می‌دهد. این یک نشانه عظیم خاموش برای اقلیم است؛ غذایی که می‌توانست کمپوست شود، متان می‌شود.

تنها بسته‌بندی است که می‌ماند

گزارش‌های سازمان خواربار و کشاورزی (FAO) نشان می‌دهد که در سال ۲۰۱۹ حدود ۱۲.۵ میلیون تن پلاستیک در تولید گیاهی و دامی و ۳۷.۳ میلیون تن در بسته‌بندی غذایی به‌کار رفته است؛ حجمی عظیم از نفوذ پلاستیک به زنجیره غذایی. براساس ارزیابی‌های « سازمان توسعه و همکاری اقتصادی » و «برنامه محیط‌زیست سازمان ملل»، بسته‌بندی‌های غذایی حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد از کل زباله پلاستیکی جهان را تشکیل می‌دهند. بخش قابل‌توجهی از نشت پلاستیک به محیط از همین بسته‌بندی‌های است که عملا غیرقابل ‌بازیافتند. در نتیجه، این مواد سبک و ارزان به سادگی وارد محیط شده، در خاک و آب تجزیه می‌شوند و به شکل میکروپلاستیک در می‌آیند.

یافته‌های علمی اخیر نشان می‌دهد که میکروپلاستیک‌ها می‌توانند در خاک جمع شوند، ساختار میکروبی و حاصل‌خیزی زمین را تغییر دهند و حتی از طریق گیاهان وارد زنجیره غذایی انسان و حیوان شوند. در چین، مطالعات میدانی در استان‌های گوانگ‌دونگ و گوییژو نشان داده‌ که استفاده گسترده از مالچ پلاستیکی (plastic mulch) باعث تجمع ذرات پلاستیکی با اندازه ۴۰ تا ۱۲۰ میکرومتر در خاک شده است؛ تغییری با تاثیر منفی بر کارکرد خاک و عملکرد محصولات. چنین نمونه‌هایی نشان می‌دهد پلاستیک‌ها امروز به یکی از پایدارترین و گسترده‌ترین آلاینده‌های زنجیره غذایی تبدیل شده‌اند.

تنش آبی، زوال خاک و از دست رفتن تنوع زیستی

در مقیاس جهانی، حدود ۷۰ درصد از برداشت آب شیرین به آبیاری، دامداری و فرآوری مواد غذایی کشاورزی اختصاص دارد. با تغییر الگوهای بارش و افزایش تبخیر ناشی از تغییر اقلیمی، رقابت بر سر آب شیرین تشدید شده است. مسئله‌ای که بازده محصولات در مناطق آسیب‌پذیر را تهدید کرده و فشارهای ژئوپلیتیکی بر منابع محدود آب وارد می‌کند. روان‌آب آلوده ناشی از آفت‌کش‌ها و کودهای شیمیایی مشکل را پیچیده‌تر کرده است. به‌این ترتیب رودخانه‌ها و سفره‌های آب زیرزمینی آلوده می‌شوند و سلامت اکوسیستم را تضعیف می‌کنند.

در فرآیند تولید غذا، خاک فرسوده می‌شوند. کشت فشرده، تک‌کشتی و چِرای بیش از حد، مواد مغذی و آلی خاک را تحلیل می‌برد. دانشمندان برآورد می‌کنند که بیش از نیمی از خاک‌های جهان تا حدی دچار تخریب شده‌اند، که بهره‌وری بلندمدت و توانایی زمین برای حفظ آب و جذب کربن را کاهش می‌دهد. خاک بنیانی بوم‌شناختی است که بخش حیرت‌انگیزی از تنوع زیستی، از میکروب‌ها تا حشرات، در آن زندگی می‌کنند. زمانی که خاک فروبپاشد، اثرات آن به شبکه غذایی گسترده‌تر کشیده می‌شود.

در جبهه تنوع زیستی هم تصویر تیره است. «برنامه محیط‌زیست سازمان ملل» سیستم جهانی غذا را به‌عنوان عامل اصلی از دست رفتن تنوع زیستی معرفی کرده‌اند. کشاورزی ده‌ها هزار گونه را تهدید می‌کند و گرده‌افشان‌هایی مانند زنبورها را تضعیف می‌کند. زنبورهایی که کاهش جمعیت آن‌ها گرده‌افشانی محصولات و در نتیجه، بازده آینده گیاهان را به خطر می‌اندازد.

کدام غذاها بیشترین هزینه را برای سیاره دارند؟

همه غذاها از نظر تأثیر زیست‌محیطی برابر نیستند. گوشت‌ قرمز به‌ویژه گوشت گاو و گوسفند، به طور مداوم در میان بالاترین انتشاردهندگان گازهای گلخانه‌ای قرار دارند. علت، متان حاصل از تخمیر در دستگاه گوارش دام، مدیریت کود حیوانی و زمین مورد نیاز برای پرورش حیوانات است. پژوهش‌های گسترده درباره رژیم‌های غذایی و تولید نشان داده‌اند که رژیم‌های غذایی غنی از گوشت ردپای گازهای گلخانه‌ای، تخریب زمین و آبِ بسیار بیشتری نسبت به رژیم‌های گیاه‌محور دارند.

یک تحلیل عمده در مجله Nature Food نشان می‌‌دهد که رژیم‌ غذایی گیاه‌پایه می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی انتشار گازهای گرمازا، مصرف زمین و فشار بر منابع آبی را نسبت به رژیم‌های گوشتی کاهش دهد. این بدان معنا نیست که هر نوع غذای گیاهی تأثیر مخرب اندکی دارد. در برخی موارد عواملی مثل صادرات با مسافت طولانی و تولید در گلخانه‌های انرژی‌بر، انتشار را افزایش می‌دهند. با‌این‌حال در مجموع تغییرات رژیمی به‌سوی کاهش مصرف محصولات حیوانی، از مستقیم‌ترین اهرم‌ها برای کاهش انتشار در سیستم غذایی هستند.

جبهه‌ نبرد؛ وعده‌ها و محدودیت‌ها

در چنین شرایطی، شرکت‌ها و دولت‌ها در حال اجرای تعهداتی چون «کشاورزی بازتولیدی» (regenerative agriculture)، بهبود قابلیت رهگیری زنجیره تامین، کاهش پلاستیک و اهداف انحراف پسماند است.

کشاورزی بازتولیدی روشی از کشاورزی است که منابع و سلامت اکوسیستم را با تقویت خاک، تنوع زیستی و چرخه طبیعی بازسازی می‌کند. شرکت‌های بزرگ غذایی اهداف بلندپروازانه‌ای را در زمینه کشاورزی بازتولیدی اعلام کرده‌اند. برای مثال، قرار است شرکت «نسله» 50 درصد از مواد اولیه کلیدی خود را تا سال ۲۰۳۰ از شیوه‌های بازتولیدی تامین کند اما طبق آخرین گزارش تنها 6.8 درصد این هدف محقق شده است. شرکت Unilever نیز قرار است تا سال ۲۰۳۰ شیوه‌های بازتولیدی را در ۱ میلیون هکتار زمین اجرا کند و تاکنون ده‌ها هزار هکتار را در پروژه‌های اولیه تحت پوشش قرار داده است.

این اقدامات شرکتی اهمیت دارند، زیرا می‌توانند بازارها را جهت‌دهی کرده و برای کشاورزان انگیزه ایجاد کنند. درعین‌حال سرعت، راستی‌آزمایی و معنای دقیق «بازتولیدی» هنوز در حال تحول‌اند و منتقدان درباره سبزشویی محصولات (greenwashing) هشدار می‌دهند، جایی که تنها برچسب‌ها به قصد بازاریابی سبز می‌شوند.

جبهه نبرد دیگر کاهش ضایعات است. جلوگیری از هدررفت یا ضایع شدن غذا از طریق بهبود لجستیک، تغییر شکل بازیافت پسماند آلی و بازطراحی قوانین «تاریخ مصرف» و «تاریخ فروش» می‌تواند میزان متان تولیدی را کاهش دهد و مواد مغذی را به خاک بازگرداند. برخی خرده‌فروشان و برندها در حال اجرای طرح‌های بسته‌بندی چرخه‌بسته (closed-loop packaging) و برنامه‌های بازیابی بسته‌بندی هستند، اما گسترش این طرح‌ها به زیرساخت‌های جدید و حمایت‌های سیاستی نیاز دارد.

نقش مصرف‌کنندگان و مسیر پیش‌رو

انتخاب‌های فردی در رژیم غذایی می‌تواند اثرگذار باشد، اما تغییر واقعی زمانی رخ می‌دهد که اقدامات جمعی و سیاست‌گذاری با هم پیش بروند. گرایش به رژیم‌های گیاه‌محور ردپای کربنی خانوار را کاهش می‌دهد و نشانه‌ای به بازار می‌فرستد که تقاضا برای گزینه‌های پایدار وجود دارد. انتخاب غذاهای کم‌‎بسته‌بندی، محصولات دارای گواهی پایداری و حمایت از برندهای شفاف، جهت حرکت صنعت را تعیین می‌کند. در سطح عمومی، شهروندان می‌توانند خواستار مقررات سخت‌گیرانه‌تر درباره نشت مواد سردکننده، مدیریت زباله و روان‌آب‌های کشاورزی شوند تا کل سیستم غذا در مسیر ترمیم و کاهش انتشار قرار گیرد.

سیستم غذایی شبکه‌ای پیچیده از روابط اجتماعی و بوم‌شناختی است و بازسازی آن نیازمند هماهنگی میان کشاورزان، شرکت‌ها و مصرف‌کنندگان است. برخی نشانه‌های امید دیده می‌شود: مزارعی که مواد آلی خاک را بازسازی می‌کنند، برندهایی که بسته‌بندی را بازطراحی کرده‌اند، شهرهایی با برنامه‌های کمپوست‌سازی و شرکت‌هایی که از هدررفت غذا می‌کاهند. اما این تحولات تنها زمانی مؤثر خواهند بود که با شفافیت، سنجش‌پذیری و تغییر در مدل‌های کسب‌وکار همراه شوند. آینده غذا و سیاره به تصمیم‌های امروز ما بستگی دارد؛ تصمیم‌هایی برای ترمیم خاک، کاهش ضایعات و بازآفرینی نظام تولید و مصرف.

بازگشت به فهرست