شلوغی بیفایده: حضور مردم در پاساژها فقط برای فودکورت و سرویس بهداشتی
درحالیکه قرار بود مراکز خرید بزرگ پایتخت نماد توسعه شهری و رفاه طبقه متوسط باشند، حالا به صحنهای از رکود، تعطیلی و اضطراب اقتصادی بدل شدهاند. بررسی میدانی خبرنگار شرق از پنج مرکز خرید شناختهشده تهران از نیاوران تا صادقیه، تصویر روشنی از سقوط رونق اقتصادی در فضاهایی نشان میدهد که روزی با وعده «زندگی مدرن شهری» ساخته شدند اما امروز خلوت، خاموش و خستهاند.
به گزارش آتیهآنلاین، آقای و خانم «میم»، زوجی میانسال در اطلسمال نیاوران، پشت ویترین مغازه لباس مجلسی خود نشستهاند. آقا با نگاهی تلخ میگوید: «فروش کم شده، حتی برای پاساژگردی هم مردم نمیآیند». خانم «میم» اضافه میکند: «تنها کسانی که آخر هفتهها از پارک نیاوران میآیند، برای استفاده از سرویس بهداشتی یا فودکورت وارد پاساژ میشوند، خریدی نمیکنند».
به گفته آنها، اجارهها در اطلسمال نسبت به سال گذشته سه برابر شده و بسیاری از مغازهداران توان پرداخت اجاره را ندارند. یکی از فروشندگان روسری میگوید: «اجاره ۶۰ میلیونی من شده ۱۲۰ میلیون، دیگران بالای ۱۵۰ میلیون میدهند. اگر اوضاع همین بماند فقط برندهای بزرگ دوام میآورند».
فروش نزدیک به صفر؛ از نیاوران تا اندرزگو
در ساناسنتر اندرزگو نیز وضعیت مشابه است. فروشندگان از کاهش شدید مشتریان از شهریور به بعد میگویند؛ از زمانی که افزایش نرخ ارز، نگرانی از «مکانیسم ماشه» و تنشهای سیاسی دوباره بر فضای بازار سایه انداخت. «ریحانه» که در ساناسنتر لوازم آرایشی میفروشد، میگوید: «از مهرماه میزان فروش تقریباً صفر شده، حتی رفتوآمد عادی مردم هم کم شده است».
در مغازهای دیگر فروشندهای میگوید: «دیگر برگزاری ایونت و جشنواره هم فایده ندارد. مردم یا پول ندارند یا حس خرید از بین رفته».
به گزارش شرق، در گلدیس صادقیه، یکی از قدیمیترین مراکز خرید تهران، نیز حال و هوا تغییری نکرده است. مغازههای بسیاری تعطیل شدهاند و باقیماندهها با تخفیفهای سنگین در پی نجات از ورشکستگیاند. فروشندهای عطرفروش میگوید: «اجارهها دو برابر شده و فروش تقریباً هیچ». او از همکارانی میگوید که بهدلیل ناتوانی در پرداخت اجاره، مغازهشان پلمب شده و بیکار ماندهاند.
فروشندگان از بازگشت برخوردهای حجاب نیز گلایه دارند: «اخطارهای اماکن باعث ترس مشتریها شده و مردم کمتر وارد پاساژ میشوند».
از کوروش تا همیلا؛ مراکز خرید در اغما
در مرکز خرید کوروش نیز، هرچند رفتوآمد مردم بیشتر از سایر مراکز است، اما خریدی در کار نیست. فروشندگان از روزهایی میگویند که «فقط نگاه میکنند و میروند». یکی از آنها میگوید: «پدرم سالها در این پاساژ مغازه دارد، اما حالا تصمیم گرفته قرارداد اجاره را تمدید نکند. دخل و خرج دیگر نمیخواند». حتی شهربازی معروف طبقه بالا، با بلیتهای چندصدهزارتومانی، بیشتر روزها خالی است.
در همیلاسنتر پونک نیز اوضاع تفاوتی ندارد. فروشندگان میگویند هر رویداد سیاسی یا اقتصادی، حتی شایعهای درباره تحریم یا دلار، مستقیماً بر فروش تأثیر میگذارد. یکی از مغازهداران جوان میگوید: «کار را تازه شروع کرده بودم که جنگ شد، بعد هم دلار بالا رفت. حالا هر ماه با سختی اجاره را جور میکنم و به تعطیلی فکر میکنم».
مالها؛ نماد توسعهای که به بحران بدل شد
رشد قارچگونه مراکز خرید بزرگ از اواسط دهه ۸۰، نتیجه سیاستهای شهرداری برای جذب سرمایه و تأمین مالی پروژههای شهری بود. اما حالا، پس از گذشت دو دهه و صدور صدها مجوز ساخت، این مجتمعهای عظیم که قرار بود نشانه «شهر مدرن» باشند، خود به نماد آشکار بحران اقتصادی و اجتماعی بدل شدهاند.
فروشندگان از افزایش سهبرابری اجارهها، جریمههای سنگین اماکن و کاهش شدید تقاضا میگویند. پشت ویترینهای درخشان و کفهای مرمر، سکوتی سنگین نشسته است. تابلوهای «اجاره داده میشود» حالا بیش از تابلوهای برندها به چشم میآید؛ نشانهای از شهری که «مالسازی» را با توسعه اشتباه گرفت و اکنون درگیر رکودی است که صدای آن از نیاوران تا صادقیه شنیده میشود.