شهرهای هوشمند در آستانه جنگ؛ وقتی دادهها هم به خط مقدم میروند
گزارش تازه مرکز پژوهشهای مجلس تصویری دوگانه از شهرهای هوشمند ارائه میدهد؛ شهرهایی که از یکسو با تکیه بر داده، حسگر و هوش مصنوعی میتوانند بحرانها را پیشبینی و مدیریت کنند و از سوی دیگر، در برابر همان فناوریهایی که بر آنها بنا شدهاند، بهشدت آسیبپذیرند. این گزارش هشدار میدهد در شرایط جنگی و تهدیدات سایبری، اختلال در زیرساختهای دیجیتال میتواند به سرعت به اختلال در کل زندگی شهری منجر شود؛ از حملونقل و انرژی تا خدمات عمومی و امنیت اجتماعی.
در ظاهر شهرهای هوشمند قرار است آینده مدیریت شهری باشند؛ شهری که در آن چراغهای راهنمایی با ترافیک هماهنگ میشوند، مصرف انرژی بر اساس داده تنظیم میشود و بحرانها قبل از وقوع شناسایی میشوند. اما گزارش مرکز پژوهشهای مجلس یادآوری میکند که همین شهر در صورت بروز جنگ یا حمله سایبری، میتواند به نقطهای از شکنندگی تبدیل شود که یک اختلال کوچک، به یک بحران گسترده شهری ختم شود.
این گزارش با تمرکز بر تغییر ماهیت جنگهای امروز توضیح میدهد که میدان نبرد دیگر فقط خیابانها و زیرساختهای فیزیکی نیست. در جنگهای مدرن، شبکههای داده، سامانههای دیجیتال و ارتباطات شهری نیز به بخشی از میدان درگیری تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، حمله به زیرساختهای دیجیتال میتواند همانقدر اثرگذار باشد که تخریب فیزیکی یک نیروگاه یا پل حیاتی.
در این چارچوب گزارش دو لحظه کلیدی برای شهرهای هوشمند تعریف میکند؛ پیش از بحران و پس از آن. در مرحله پیش از بحران، شهر باید به سامانهای پیشبینیگر تبدیل شود. یعنی شهری که بتواند با استفاده از دادههای لحظهای، مدلسازی و شبیهسازی، رفتار بحران را قبل از وقوع تخمین بزند. در این مرحله، ابزارهایی مانند دوقلوی دیجیتال شهر، شبکههای حسگر شهری و سامانههای هشدار عمومی نقش حیاتی پیدا میکنند. هدف در اینجا نه واکنش بلکه «پیشنگری» است؛ اینکه شهر قبل از بحران، خودش را ببیند و اصلاح کند.
اما بخش مهمتر ماجرا زمانی آغاز میشود که بحران رخ داده است. در نگاه این گزارش، پس از جنگ یا بحران، شهر باید ابتدا بتواند وضعیت خود را بفهمد؛ اینکه چه چیزی آسیب دیده، کجا خدمات قطع شده و کدام بخشها همچنان قابل استفادهاند. این مرحله، مرحله تصمیمگیری اضطراری است؛ جایی که دادههای لحظهای میتوانند مسیر نجات را تعیین کنند.
پس از آن شهر وارد مرحله بازسازی میشود؛ اما نه بازسازی به معنای بازگشت به گذشته. گزارش تأکید میکند که بازسازی در شهر هوشمند باید «سازگارکننده» باشد. یعنی زیرساختها طوری طراحی شوند که در برابر بحرانهای آینده مقاومتر و انعطافپذیرتر باشند. برای مثال، شبکههای انرژی نباید تنها به یک نقطه مرکزی وابسته باشند، یا سیستمهای ارتباطی نباید فقط در یک مسیر عمل کنند.
در نهایت مرحلهای فراتر از بازسازی مطرح میشود؛ مرحلهای که در آن شهر دوباره طراحی میشود. در این مرحله، شهر نه فقط تعمیر میشود، بلکه از نو فکر میشود. خیابانها، زیرساختها و حتی شیوه حکمرانی شهری، بر اساس تجربه بحران بازتعریف میشوند تا احتمال آسیب در آینده کاهش یابد.
گزارش مرکز پژوهشهای مجلس برای توضیح این روند، به تجربههای مختلف جهانی اشاره میکند. در اوکراین، همزمان با جنگ، سامانههای دیجیتال برای اطلاعرسانی لحظهای و مدیریت خدمات شهری فعال ماندهاند. در موصل عراق، بازسازی شهر با کمک دادههای جغرافیایی و مشارکت مستقیم مردم انجام شده است. در آذربایجان، مدل روستاهای هوشمند با انرژیهای تجدیدپذیر بهعنوان بخشی از بازسازی پایدار دنبال شده و در سوریه، فناوری GIS برای شناسایی مناطق خطرناک و اولویتبندی بازسازی استفاده شده است. در برخی کشورها نیز مدلهای مشارکت دولت و بخش خصوصی برای تأمین مالی پروژههای بازسازی به کار گرفته شدهاند.
با وجود این نمونهها، گزارش هشدار میدهد که اتکای بیش از حد به فناوری میتواند خود یک خطر باشد. اگر زیرساختهای دیجیتال بدون طراحی امنیتی توسعه پیدا کنند، در شرایط جنگی ممکن است بهجای ابزار نجات، به نقطه شکست تبدیل شوند. قطع اینترنت، اختلال در سرورها یا حمله سایبری میتواند در مدت کوتاهی خدمات حیاتی شهری را فلج کند. به همین دلیل، گزارش تأکید میکند که شهرهای هوشمند باید همیشه یک لایه پشتیبان غیر دیجیتال یا آفلاین برای خدمات حیاتی داشته باشند؛ از انرژی و آب گرفته تا ارتباطات اضطراری.
در کنار این موضوع، گزارش به چالشهای پیچیده بازسازی نیز اشاره میکند. بازسازی شهر پس از جنگ تنها یک مسئله فنی نیست. هماهنگی میان نهادهای مختلف، تعارض منافع میان بازیگران شهری، فشار ناشی از جابهجایی جمعیت و محدودیت منابع مالی، همگی بخشی از این پیچیدگی هستند. در چنین شرایطی، مدیریت شهر بیشتر از آنکه یک پروژه عمرانی باشد، به یک مسئله حکمرانی چندلایه تبدیل میشود.
در جمعبندی مرکز پژوهشهای مجلس تاکید می کند که آینده شهرها در گرو ترکیبی از سه عنصر است؛ فناوری هوشمند، پدافند غیرعامل و حکمرانی مشارکتی. هیچکدام از این سه بهتنهایی کافی نیستند. شهر آینده باید بتواند بحران را پیشبینی کند، در برابر آن دوام بیاورد و پس از آن خود را بازسازی کند. در غیر این صورت، هوشمندی بدون تابآوری میتواند به نقطه ضعف شهر تبدیل شود، نه نقطه قوت آن.