JAI NewsRoom مدیریت

شهر، جای دیدار ندارد

06 آبان 1405 | 14:14 •جامعه
شهر، جای دیدار ندارد

پیاده‌روها به مسیر موتورسیکلت‌ها تبدیل شده‌اند، پارک‌های محله‌ای از دست می‌روند و در بسیاری از مجتمع‌های مسکونی، جایی برای مکث و دیدار همسایه‌ها باقی نمانده است. حسین ایمانی جاجرمی، جامعه‌شناس، معتقد است این تغییرات فقط چهره شهر را عوض نمی‌کنند، بلکه روابط اجتماعی و زندگی جمعی شهروندان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند.

پیاده‌رو فقط مسیری برای عبور نیست. جایی است که همسایه‌ها یکدیگر را می‌بینند، کودکان با محیط اطرافشان آشنا می‌شوند و سالمندان می‌توانند بخشی از روز را بیرون از خانه بگذرانند. اما در شهری که پیاده‌روهایش به محل رفت‌وآمد موتورسیکلت‌ها تبدیل شده و فضاهای عمومی آن زیر فشار ساخت‌وساز قرار گرفته‌اند، چه فرصتی برای شکل‌گیری این روابط باقی می‌ماند؟

این پرسشی بود که بخشی از سخنان حسین ایمانی جاجرمی، جامعه‌شناس و پژوهشگر مسائل شهری، در نشست از بازآفرینی کالبدی تا توسعه اجتماعی؛ زیرساخت‌های اجتماعی به‌مثابه ظرفیت مغفول بازآفرینی شهری را به خود اختصاص داد. نشستی از مجموعه برنامه‌های هفت‌شهر که در خانه آفرینش‌های شهری ایران برگزار شد و سوگل دانایی در آن با ایمانی جاجرمی درباره وضعیت روابط اجتماعی در شهرها، بحران اعتماد عمومی و نقش مردم در بازآفرینی محله‌ها گفت‌وگو کرد.

ایمانی جاجرمی سخنانش را با یادآوری نشستی در سال ۱۳۹۴ آغاز کرد؛ زمانی که درباره فاصله میان شهر آرمانی و شهر واقعی و فرسایش زندگی اجتماعی صحبت کرده بود. او معتقد است نگرانی از زوال اجتماع که از نخستین دغدغه‌های جامعه‌شناسان در مواجهه با شهرهای صنعتی بود، امروز نه‌تنها برطرف نشده، بلکه با گسترش زندگی فردی و سلطه فناوری و خودرو بر فضاهای شهری تشدید شده است.

او گفت: هرچه خودرو و موتورسیکلت بیشتر بر شهر مسلط شوند، فضای زندگی انسانی و اجتماعی محدودتر می‌شود. امروز پیاده‌روها هم مسیر حرکت موتورسیکلت‌ها شده‌اند و هم پارکینگ آنها. در چنین شرایطی کودک، سالمند، فرد دارای معلولیت و عابر پیاده از فضای شهر کنار گذاشته می‌شوند.

بازآفرینی فقط تغییر چهره محله نیست

به اعتقاد این جامعه‌شناس، یکی از ضعف‌های برنامه‌های بازآفرینی شهری، محدودشدن ارزیابی موفقیت پروژه‌ها به تغییرات کالبدی است. ساختمان‌ها نوسازی می‌شوند، معابر تغییر می‌کنند و فضاهای تازه‌ای ساخته می‌شوند، اما کمتر بررسی می‌شود این اقدامات چه تأثیری بر زندگی اجتماعی ساکنان گذاشته‌اند.

ایمانی جاجرمی معتقد است پرسش اصلی باید این باشد که پس از اجرای یک پروژه، امکان ارتباط، همکاری و مشارکت شهروندان بیشتر شده یا کمتر. آیا ساکنان محله فرصت بیشتری برای شناخت یکدیگر پیدا کرده‌اند و آیا توانایی آنها برای حل مسائل مشترک افزایش یافته است؟

او در توضیح این مسئله به مفهوم سرمایه اجتماعی اشاره کرد؛ مفهومی که در سال‌های اخیر به یکی از واژه‌های پرتکرار سخنان مدیران و مسئولان تبدیل شده است.

ایمانی جاجرمی گفت: امروز تقریباً همه مقامات از اهمیت سرمایه اجتماعی و ضرورت افزایش آن صحبت می‌کنند، اما بسیاری از آنها به الزام‌های شکل‌گیری این سرمایه توجه ندارند. دولت نمی‌تواند به‌تنهایی مولد سرمایه اجتماعی باشد. ساختارهای بوروکراتیک عمودی که روابط قدرت در آنها نامتقارن است، نمی‌توانند چنین سرمایه‌ای تولید کنند. سرمایه اجتماعی در روابط افقی و نسبتاً برابر میان افراد شکل می‌گیرد.

از نگاه او، روابط خانوادگی و دوستانه در جامعه ایران همچنان فعال است، اما مسئله اصلی، تضعیف اعتماد عمومی و پیوند میان گروه‌های مختلف اجتماعی است. روابط نزدیک در یک محله می‌تواند به حمایت متقابل ساکنان کمک کند، اما برای اداره شهری مانند تهران کافی نیست. محله‌ها باید بتوانند درباره مسائل مشترک شهر نیز با یکدیگر همکاری کنند.

از غریبه تا رفیق در جاده سلامت

ایمانی جاجرمی برای توضیح تأثیر طراحی شهری بر روابط اجتماعی، بارها از تجربه زندگی در شهرک اکباتان یاد کرد. به گفته او، جاده سلامت این شهرک، فراتر از یک مسیر پیاده‌روی، فضایی برای شکل‌گیری آشنایی و دوستی میان ساکنان است.

او توضیح داد: وقتی هر روز در مسیری قدم می‌زنید، ابتدا آدم‌هایی را می‌بینید که برایتان غریبه‌اند. بعد از مدتی به غریبه‌های آشنا تبدیل می‌شوند. ممکن است گفت‌وگویی درباره آب‌وهوا یا وضعیت محله آغاز شود و کم‌کم رابطه‌ای شکل بگیرد که از سلام‌وعلیک به دوستی برسد.

وجود نیمکت‌ها، مسیرهای پیاده‌روی و فضاهای عمومی و نیمه‌عمومی در اکباتان، به گفته این جامعه‌شناس، امکان چنین ارتباطاتی را فراهم کرده است. امکانی که در بسیاری از مجتمع‌های مسکونی جدید نادیده گرفته می‌شود.

او با نمایش تصاویری از دو مجموعه مسکونی توضیح داد که در یکی از آنها، ساکنان پس از خروج از ساختمان با فضای عمومی و مسیر پیاده‌روی مواجه می‌شوند، اما در دیگری، نخستین چیزی که می‌بینند خودرو و پارکینگ است.

ایمانی جاجرمی گفت: جایی که به‌جای فضای عمومی، پارکینگ ساخته شده، دیگر محل مکث و دیدار نیست. در چنین محیطی فرصت آشنایی و شکل‌گیری روابط همسایگی محدود می‌شود.

او با انتقاد از استفاده‌نشدن از تجربه شهرک‌سازی‌های گذشته پرسید چرا الگوهای موفقی مانند اکباتان در پروژه‌های بعدی تکرار نشدند و در بسیاری از برج‌سازی‌های جدید، از جمله در منطقه ۲۲ تهران، زیرساخت‌های اجتماعی جایگاه مناسبی پیدا نکرده‌اند.

پارک‌هایی که مردم را ناراضی‌تر کردند

بخش دیگری از سخنان ایمانی جاجرمی به فضاهایی اختصاص داشت که در ظاهر برای استفاده عمومی ساخته شده‌اند، اما به دلیل ضعف مدیریت، نتوانسته‌اند نیاز ساکنان را برطرف کنند.

او از تجربه یکی از طرح‌های ارزیابی تأثیر اجتماعی در تهران یاد کرد که در آن، شهرداری تعدادی پارک در یک محله احداث کرده بود، اما بررسی‌ها نشان می‌داد رضایت ساکنان کاهش یافته است.

به گفته او، برخی از فضاهای ایجادشده به محل تجمع افرادی تبدیل شده بودند که حضورشان احساس ناامنی را در محله افزایش داده بود.

ایمانی جاجرمی گفت: مسئله فقط ساختن پارک نیست. باید بتوانیم این فضاها را اداره کنیم. نمی‌شود برای هر پارک و پیاده‌رو مأمور گذاشت. خود جماعت محلی باید در مدیریت و مراقبت از فضاهای عمومی نقش داشته باشد.

او معتقد است همین موضوع باید در طراحی پروژه‌های بازآفرینی شهری مورد توجه قرار گیرد. ساخت یک فضای عمومی بدون پیش‌بینی شیوه نگهداری، مدیریت و مشارکت ساکنان، نمی‌تواند موفقیت آن را تضمین کند.

این جامعه‌شناس همچنین از تغییر کاربری برخی فضاهای عمومی تهران انتقاد کرد و به پارک‌ها و کتابخانه‌هایی در محدوده خیابان شریعتی اشاره کرد که زمانی به‌صورت رایگان در اختیار کودکان، خانواده‌ها و دانشجویان بودند، اما بخشی از آنها از بین رفته یا کارکردشان تغییر کرده است.

او تأکید کرد که مدیریت شهری باید نهادی مشخص برای حفاظت از چنین فضاهایی داشته باشد و پیشنهاد داد معاونت امور اجتماعی شهرداری‌ها به معاونت زیرساخت‌های اجتماعی تبدیل شود.

به گفته ایمانی جاجرمی، حفظ پیاده‌روها، پارک‌های محله‌ای، زمین‌های بازی و کتابخانه‌ها باید از مأموریت‌های اصلی این معاونت باشد؛ فضاهایی که نقش آنها در کیفیت زندگی روزمره شهروندان از بسیاری از برنامه‌ها و مراسم مقطعی بیشتر است.

وقتی همسایه جان همسایه را نجات می‌دهد

ایمانی جاجرمی در بخش دیگری از نشست به کتاب کاخ‌هایی برای مردم اثر اریک کلایننبرگ اشاره کرد که خود آن را به فارسی ترجمه کرده است. این کتاب با بررسی تجربه موج گرمای مرگبار شیکاگو نشان می‌دهد روابط اجتماعی و همسایگی چگونه می‌توانند در شرایط بحران بر میزان آسیب‌پذیری شهروندان تأثیر بگذارند.

او توضیح داد که در برخی محله‌های فقیرنشین شیکاگو، با وجود شرایط اقتصادی نامناسب، میزان مرگ‌ومیر کمتر از محله‌های مشابه بود؛ زیرا همسایه‌ها یکدیگر را می‌شناختند و از وضعیت سالمندان و افراد تنها خبر می‌گرفتند.

به گفته او، گاهی یک سلام‌وعلیک روزمره و شناخت همسایه کافی است تا در زمان بحران، فردی متوجه غیبت همسایه سالمندش شود و به کمک او برود.

ایمانی جاجرمی تجربه ساکنان اکباتان در آماده‌سازی آشپزخانه صحرایی برای شرایط اضطراری را نیز نمونه‌ای از توان شبکه‌های محلی در حمایت از شهروندان دانست.

در ادامه نشست، معصومی، از دیگر حاضران، به تجربه ژاپن پس از زلزله کوبه در سال ۱۹۹۵ اشاره کرد. به گفته او، بسیاری از مردم پس از زلزله ترجیح دادند به‌جای پناهگاه‌های رسمی، در پارک‌های نزدیک محل زندگی خود مستقر شوند؛ زیرا این فضاها را می‌شناختند و امکان ارتباط با همسایگان و سرزدن به خانه‌های آسیب‌دیده را داشتند.

او توضیح داد که این تجربه، توجه برنامه‌ریزان ژاپنی را به تجهیز پارک‌های کوچک محلی برای استفاده در شرایط اضطراری افزایش داد.

مشارکت با سخنرانی ایجاد نمی‌شود

سوگل دانایی در بخش پرسش‌وپاسخ نشست، با اشاره به کاهش سرمایه اجتماعی و موانعی که فعالان محلی برای ایجاد فضاهای اجتماعی با آن مواجه‌اند، پرسید در جامعه‌ای که بخشی از مردم دیگر تمایلی به مشارکت ندارند، چگونه می‌توان زیرساخت‌های اجتماعی را تقویت کرد.

ایمانی جاجرمی در پاسخ گفت: برای این مسئله راه‌حل جادویی وجود ندارد، اما مسئولیت اصلی با کسانی است که قدرت و اختیار عمومی در دست دارند. تا زمانی که مردم و حق آنها در اداره امور به رسمیت شناخته نشود، نمی‌توان انتظار مشارکت داشت.

به اعتقاد او، بی‌تفاوتی شهروندان نسبت به مسائل عمومی، تا حدی نتیجه احساس بی‌قدرتی است؛ وضعیتی که در آن افراد تصور می‌کنند حضور و نظرشان تأثیری بر تصمیم‌های عمومی ندارد.

او با انتقاد از شیوه اداره برخی دستگاه‌های عمومی گفت: جامعه ایران به‌شدت تغییر کرده، اما بخش‌هایی از ساختار اداری همچنان با تنظیمات قدیمی کار می‌کنند. مسئله زنان، جوانان و تنوع فرهنگی را نمی‌بینند و در برابر تغییر مقاومت می‌کنند.

ایمانی جاجرمی تأکید کرد: سخنرانی‌کردن برای مردم مشارکت نیست. حتی اطلاع‌رسانی هم به‌تنهایی مشارکت محسوب نمی‌شود. مشارکت زمانی اتفاق می‌افتد که شهروندان در تصمیم‌گیری سهم واقعی داشته باشند.

او همچنین خواستار انتشار نتایج پیمایش‌های سرمایه اجتماعی شد و گفت بدون دسترسی به داده‌های پژوهشی و امکان نقد آنها، نمی‌توان درباره وضعیت جامعه و تأثیر سیاست‌های عمومی قضاوت دقیقی داشت.

محله را باید به مردم سپرد

ایمانی جاجرمی در بخش پایانی نشست از ضرورت تغییر شیوه اداره محله‌ها سخن گفت و پیشنهاد کرد الگوهای جدید مدیریت محله‌ای در محدوده‌هایی که آمادگی اجتماعی دارند، به‌صورت آزمایشی اجرا شوند.

او شهرک اکباتان را یکی از نمونه‌های دارای ظرفیت برای این تجربه دانست و گفت مدیران محلی باید شناخت کافی از محیط و ساکنان داشته باشند.

به گفته این جامعه‌شناس، انتخاب مدیران ناحیه از میان افرادی که در همان محدوده زندگی می‌کنند، می‌تواند به شناخت بهتر مسائل و ارتباط نزدیک‌تر با شهروندان کمک کند. او همچنین تشکیل شوراهای واقعی محله و مشارکت ساکنان در تصمیم‌گیری را ضروری دانست.

بااین‌حال، ایمانی جاجرمی تأکید کرد که مشارکت مردمی نیز به آموزش و تجربه نیاز دارد و واگذاری اختیار بدون ظرفیت‌سازی، لزوماً به نتایج مطلوب منجر نمی‌شود.

او گفت: ما از خطا کردن می‌ترسیم. درحالی‌که بسیاری از چیزها را باید با تجربه و خطای کنترل‌شده یاد گرفت. قرار نیست تمام کشور یک‌باره الگوی جدیدی را اجرا کند. می‌توان از چند محله شروع کرد و نتایج را سنجید.


ایمانی جاجرمی در جمع‌بندی پیشنهادهای خود به متولیان بازآفرینی شهری، بر ضرورت به‌رسمیت‌شناختن زیرساخت‌های اجتماعی در برنامه‌ریزی و بودجه‌ریزی تأکید کرد.

او معتقد است پیش از اجرای هر پروژه باید وضعیت دسترسی ساکنان به فضاهای تعامل اجتماعی بررسی شود و پس از اجرا نیز تغییرات اعتماد، مشارکت، روابط همسایگی و کیفیت زندگی گروه‌های مختلف مورد سنجش قرار گیرد.

به گفته او، پایان عملیات ساختمانی نباید به معنای پایان مسئولیت نهاد مجری باشد.

ایمانی جاجرمی گفت: شرکت بازآفرینی شهری وقتی جایی را نوسازی می‌کند، نباید تصور کند کار تمام شده است. مرحله فیزیکی که به پایان می‌رسد، کار اجتماعی تازه آغاز می‌شود. مردم را نمی‌توان پس از تحویل پروژه به حال خود رها کرد.

او همچنین خواستار مستندسازی تجربه‌های شهرسازی گذشته شد و با اشاره به نقشه‌ها، اسناد و الگوهای مدیریتی شهرک اکباتان پرسید چرا تجربه‌هایی که برای شکل‌گیری آنها هزینه و دانش صرف شده است، به‌درستی ثبت و به پروژه‌های بعدی منتقل نشده‌اند.

بازگشت به فهرست