JAI NewsRoom مدیریت

روایت، هنر و رسانه‌های مردمی؛ مرهم زخم‌ شهرهای جنگ‌زده

08 شهریور 1404 | 13:27 •جامعه
روایت، هنر و رسانه‌های مردمی؛ مرهم زخم‌ شهرهای جنگ‌زده

تجربه بیروت، موصل و سارایوو نشان می‌دهد که مراقبت شهری فراتر از بازسازی فیزیکی است و پیوندهای اجتماعی و حافظه جمعی را نیز در بر می‌گیرد.

جنگ، خیابان‌ها را ویران و ساختمان‌ها را به خاک یکسان می‌کند، اما اثرات آن بر شبکه‌های اجتماعی، اعتماد عمومی و حافظه جمعی شهروندان حتی عمیق‌تر است. مراقبت از شهر در چنین شرایطی، نیازمند نگاهی فراتر از ترمیم زیرساخت‌هاست؛ رویکردی که هم فیزیکی باشد و هم اجتماعی، فرهنگی و روانی.

براساس  داده‌های گزارشی از مطالعات مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهرداری تهران که با موضوع راهبردهای مراقبت از شهر و شهروندان در زمان جنگ و پس از جنگ (با رویکرد ارتباطات اجتماعی)، فضای شهری تنها مجموعه‌ای از خیابان‌ها و ساختمان‌ها نیست. این فضا، حافظه جمعی، روابط انسانی و هویت اجتماعی شهروندان را شکل می‌دهد.

تجربه کییف و شهرهای اوکراین نشان داده است که حفظ حداقل خدمات عمومی، مانند آب، برق و حمل‌ونقل حتی در شرایط محاصره، نقش حیاتی در کاهش فروپاشی اجتماعی دارد. در نبود چنین مداخلاتی، شهر دیگر قادر به سازماندهی زندگی روزمره نیست و شهروندان در معرض آسیب روانی، اضطراب جمعی و تضعیف اعتماد عمومی قرار می‌گیرند.

در کنار این، روایت‌ها و حافظه جمعی اهمیت حیاتی دارند. جنگ فقط تخریب فیزیکی نمی‌آورد؛ شایعات، روایت‌های رقیب و تلاش برای بازنویسی هویت شهری نیز بخشی از بحران است. اگر روایت مقاومت و همبستگی از درون جامعه شکل نگیرد، دوران پساجنگ ممکن است با تحمیل روایت‌های بیرونی همراه شود.

نقش کلیدی روایت‌سازی مشارکتی

یکی از مهم‌ترین ابزارهای حفاظت از شهر و شهروندان، ارتباطات اجتماعی است. در زمان جنگ، اطلاعات دقیق و به‌موقع می‌تواند از گسترش شایعات جلوگیری کند و انسجام اجتماعی را حفظ نماید. رسانه‌های جمعی و شبکه‌های محلی می‌توانند به «رسانه‌های زنده» بدل شوند، حامل پیام مقاومت و امید.

پس از جنگ، روایت‌سازی مشارکتی نقش کلیدی در بازسازی سرمایه اجتماعی، توانمندسازی روانی و فرهنگی و شکل‌گیری حافظه جمعی دارد. شبکه‌های محلی، هنر شهری و رسانه‌های محلی، در بازسازی حس تعلق و اعتماد عمومی مؤثرند و می‌توانند مانع فراموشی جمعی شوند.

بیروت پساجنگ داخلی لبنان نمونه‌ای بارز از بازسازی مشارکتی و حافظه‌محور است. برخلاف بازسازی صرفاً کالبدی، تمرکز بر فضاهای عمومی، مشارکت شهروندان، معماران و هنرمندان باعث شد بازآفرینی شهری همراه با روایت گذشته و تروما باشد.

موصل پس از سقوط داعش نشان داد که فراتر از بازسازی فیزیکی، توجه به روایت فرهنگی مقاومت و بازتعریف هویت شهری اهمیت دارد. هنر خیابانی، نقاشی دیواری و برنامه‌های رسانه‌ای با مشارکت مردم محلی، موصل را به نمادی از ایستادگی فرهنگی بدل کرد.

سارایوو در جریان جنگ بوسنی تجربه منحصربه‌فردی از قدرت رسانه‌های مردمی در حفظ هویت شهری و انسجام اجتماعی ارائه کرد. رادیو، مطبوعات زیرزمینی و موسیقی، توانست امید و مقاومت را در شرایط محاصره منتقل کند. 

مراقبت از شهر و شهروندان در دوران جنگ، بیش از بازسازی فیزیکی است. حفاظت از سلامت روانی، اعتماد عمومی، سرمایه اجتماعی و حافظه جمعی، ستون‌های تاب‌آوری شهری محسوب می‌شوند. تجربه جهانی نشان می‌دهد که ترکیب ارتباطات اجتماعی، هنر شهری و مشارکت محلی می‌تواند شهر را از فروپاشی حفظ کند و بستر بازسازی پایدار پساجنگ را فراهم آورد.

برچسب‌ها: #جنگ ۱۲ روزه
بازگشت به فهرست