JAI NewsRoom مدیریت

شب پرالتهاب کودکان مبتلا به سرطان؛ چهارشنبه شب در بیمارستان شهید بقایی اهواز چه گذشت؟

27 تیر 1405 | 08:30 •جامعه
شب پرالتهاب کودکان مبتلا به سرطان؛ چهارشنبه شب در بیمارستان شهید بقایی اهواز چه گذشت؟

پنجمین شب از حملات اخیر آمریکا به ایران، انفجارهای شدیدی در اهواز رخ داد که موج ناشی از آن‌ها در اطراف بیمارستان شهید بقایی 2 اهواز، منجر به تخلیه این بیمارستان و انتقال بیش از 200 بیمار این مرکز به مراکز درمانی دیگر شد.

چهارشنبه شب در ساعتی که خیلی از مردم پای تلویزیون نشسته بودند و جام جهانی فوتبال مردان را دنبال می‌کردند، اهواز زیر ضرب حملات آمریکا بود و راهروها و تخت‌های بیمارستان بقایی می‌لرزید. آنجا خبری از فوتبال و هیجانات برد و باختش نبود؛ ترس جان و فرار بود و هراس خانواده‌هایی که نمی‌دانند چطور بعد از شنیدن خبر خود را به بیمارستان رسانده‌اند. 

‌ جنگ دوباره شروع شده و از هفت روز پیش، حملات آمریکا خواب را از چشم مردمان جنوب گرفته است. یکی از چند نقطه اهواز که شامگاه چهارشنبه مورد هدف نیروهای آمریکایی قرار گرفت، پادگانی نزدیک بیمارستان شهید بقایی اهواز بود. ‌این مرکز یکی از مهم‌ترین مراکز درمان سرطان و بیماری‌های خونی در جنوب غرب کشور است. پس از چند انفجار در اطراف آن، مسئولان وزارت بهداشت برای حفظ جان و امنیت بیماران، تصمیم گرفتند آن‌ها را منتقل و بیمارستان را تخلیه کنند. 

علیرضا گچ‌کوبان، رئیس نظام پرستاری اهواز به آتیه آنلاین می‌گوید: «بیش از 80 درصد بیماران این مرکز کودکان سرطانی‌اند. آنجا نبودم اما خودم پرستارم و می‌دانم موقع بحران، انتقال بیمار بدحال سرطانی یا بستری در آی‌سی‌یو چقدر سخت است. جابه‌جایی بعضی بیماران واقعا ممکن نیست.» او تاکید می‌کند که در تمام جنگ‌ها و بحران‌ها، بیمارستان جایی امن محسوب می‌شود که باید برای بیماران و مجروحان احتمالی، محل درمان و آرامش باشد نه اینکه این همه ترس و اضطراب به جانشان بیفتد. 

موج انفجار، امین پرستش، پرستار بخش آی سی یو را گیج کرده بود اما صدای کوثر، دختر 20 ساله مبتلا به نوعی سرطان بدخیم در بخش را شنید که او را صدا می‌زند و می‌گوید پرستش نرو و مرا تنها نگذار: «برگشتم، سرم را جدا کردم و دستش را گرفتم و گفتم نترس اینجا امنه و اتفاقی نمی‌افته. ماندم تا پدر و مادرش رسیدند و کوثر را به دستشان سپردم و گفتم ببریدش خانه و با من در تماس باشید.»

در همان ساعات اولیه بعد از انفجار، دستور تخلیه بیمارستان صادر شد. مجید بوعذار، مدیر بیمارستان شهید بقایی اهواز از جابه‌جایی شبانه بیش از 200 بیمار این بیمارستان به مراکز دیگر خبر داد. یکی از پرسنل بیمارستان از چهار یا پنج انفجار صورت گرفته می‌گوید که آخرین آن‌‌ها در فاصله خیلی نزدیک به بیمارستان اتفاق افتاد: «ما در طبقات پایین بودیم و از شدت صدا فکر کردیم بیمارستان را زده‌اند.» بیماران بدحالی که دستگاه اکسیژن و ونتیلاتور به آن‌ها وصل بود و بقیه، با هر شرایطی از ساختمان بیرون می‌رفتند؛ بچه‌ای روی دست مادرش، یکی با ولیچر و یکی با سرمی که هنوز به دستش بود. 

بوعذار بامداد پنجشنبه گفت: «برخی از بیماران که نیاز به مرخصی موقت و از نظر جسمی توانایی ترک بیمارستان را داشتند، با هماهنگی لازم به‌صورت موقت از بیمارستان مرخص شدند. بیماران دیگر پس از ویزیت پزشک، به علت نیاز به مراقبت‌های ویژه پس از هماهنگی‌های لازم به بیمارستان‌های دیگر شهر مانند گلستان و شفا انتقال یافتند.» 

پرستش و همکارانش کار انتقال را تا ساعت هفت صبح ادامه دادند. به سرعت یک جای امن در اورژانس در نظر گرفتند و بیماران بدحال را به آنجا بردند.‌

خوشبختانه آسیب جانی به بیماران و پرسنل وارد نشد اما هراس جنگ، درمان را متوقف و آرامش روانی بیماران را تهدید کرد: «در چنین شرایطی آرام کردن بیماران کار دشواری است. با هر روشی که می‌دانستیم و تجربه دو جنگ‌ قبل، بیماران را آرام می‌کردیم. آن‌قدر ترسیده بودند که می‌خواستند هرطور شده با همان حال بروند خانه.»

 کادر بخش آی سی یو در همه این لحظات پرالتهاب، نگران مخزن اکسیژن‌هایی بودند که درست پشت بخش آی سی یو و نزدیک محل انفجار قرار داشت: «جایی که زدند پشت بخش ما بود و می‌دانستم آنجا حدود ۴۰ اکسیژن سانترال است و اگر تخریب می‌شد بسیاری از بیماران از درمان محروم می‌شدند.»

 این در حالی است که بارها اعلام شده طبق قوانین بین‌المللی، مراکز درمانی، آموزشی و تحقیقاتی طبق مقررات بین‌المللی نباید هدف حمله قرار بگیرند و حمله به بیمارستان‌ها، پایگاه‌های اورژانس و مراکزی که مأموریت اصلی آن‌ها حفظ جان انسان‌ها و ارائه خدمات درمانی به بیماران است، اقدامی کاملاً غیرانسانی و برخلاف اصول مسلم حقوق بین‌الملل و موازین انسانی به شمار می‌رود. 

بیمارستان خالی از بیماران 

بوق‌های متوالی و تلفن‌های بی‌پاسخ؛ صبح پنجشنبه بیمارستان شهید بقایی تخلیه شده و کسی پاسخگو نیست. بیماران به مراکز دیگر منتقل شده‌اند تا در اولین فرصت بیمارستان به فعالیت عادی خود بازگردد. این اتفاق حوالی ظهر پنجشنبه می‌افتد. حاتم بوستانی، رئیس دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز گفت: «با تلاش‌های صورت‌گرفته و پس از وقفه‌ای کمتر از ۶ ساعت، این بیمارستان با بازگشت تعدادی از بیماران، فعالیت خود را از سر گرفت و روند پذیرش و ارائه خدمات درمانی در حال انجام است. افشار، پرستار بیمارستان، هنگام انفجار در بیمارستان نبوده و صبح وارد بیمارستان شده است: «وقتی وارد شدم، بیمارستان از بیماران خالی شده بود اما همکارانم تمام شب را برای انتقال بیماران به جاهای دیگر تلاش کرده بودند.» او از همه پرس و جو کرده: «می‌دیدم ‌رعب و وحشتی که ایجاد شده خیلی عمیق است، اتاق‌ها از کودکان خالی است و فضای ترس بر بیمارستان افتاده.» 

به گفته افشار حوالی ظهر اعلام کردند که بیمارستان با حداقل پرسنل کار خود را از سر بگیرد: «ما حتی بیمار جدید بستری کردیم چون نمی‌شود کار درمان را متوقف کرد.» 

انجمن خون و سرطان کودکان ایران با صدور بیانیه‌ای حمله به مجاورت بیمارستان بقایی را محکوم کرد و با اشاره به اینکه بیمارستان بقایی یکی از مراکز مهم درمان سرطان کودکان کشور است، خواستار توجه نهادهای بین‌المللی به حفاظت از مراکز درمانی شد. 

اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، نیز با انتشار پیامی حمله به نزدیکی بیمارستان بقایی را محکوم کرد و گفت تخلیه اضطراری ۲۱۱ بیمار، از جمله کودکان تحت شیمی‌درمانی، نتیجه این حمله بوده است. او این اقدام را مغایر با اصول حقوق بشردوستانه و حفاظت از مراکز درمانی دانست. 

مقاومت تا پای جان 

پرستاران نه می‌توانند دورکاری کنند نه در شرایط بحرانی به مرخصی بروند. افشار از روزی که رشته پرستاری را انتخاب کرد می‌دانست که باید قید خیلی چیزها را بزند و در خط مقدم درمان بماند: «وقتی در بحران قرار می‌گیری دیگر کارانه و حقوق و پرداخت و دستمزد از یادت می‌رود. آنجا فقط بیمارت و وطن‌ات برایت اهمیت دارند.» 

پرستش از دیشب با همه بیماران بخش که منتقل شده‌اند تلفنی حرف زده و پیگیر احوالشان بوده است. به سرپرستاران بیمارستان‌ها توصیه‌های لازم را درباره بیمارانش را کرده و روند درمان آن‌ها را از دور دنبال می‌کند تا زمانی که بتوانند به بیمارستان برگردند. 

گچ‌کوبان از مسئولان می‌خواهد که این تلاش‌ها و این آدم‌های از جان گذشته را ببینند و شرایط رفاهی مناسبی برای پرستاران فراهم کنند: «اگر بگویم پرستاران ما میانگین ماهانه 20 میلیون تومان حقوق می‌گیرند هیچ‌کس باور نمی‌کند. اما در نهایت همین پرستارانی که هنوز کارانه دی ماه خود را نگرفته‌اند، زیر آتش دشمن ماندند و جان بیماران را نجات دادند.» 

پرستش از بیگانه نبودن جنوبی‌ها با جنگ می‌گوید و دو جنگ قبلی هم چنین شرایطی را در بیمارستان تجربه کرده است: «در این شرایط اصلا برایم مهم نیست که جانم را از دست بدهم، اما مهم است که بیمارم را نجات بدهم. پرستاری را با حقوق و دستمزد نمی‌سنجند، با عشق می‌سنجند.» 

بازگشت به فهرست