JAI NewsRoom مدیریت

کارگران خاموشِ بهشت زهرا؛ صدای فراموش‌شده‌ کسانی که با مرگ زندگی می‌کنند

13 مهر 1404 | 09:16 •جامعه
کارگران خاموشِ بهشت زهرا؛ صدای فراموش‌شده‌ کسانی که با مرگ زندگی می‌کنند

کارگران بهشت‌زهرا با وجود انجام وظایف سخت و طاقت‌فرسایی مانند تطهیر و تدفین، با چالش‌های عمده‌ای از جمله فشارهای روانی، آسیب‌های جسمی و تبعیض در حقوق و مزایا مواجه‌اند.

در جنوب تهران جایی که خاک، خاطرات و خاطره‌ها را در آغوش می‌کشد، سازمانی آرام اما پراضطراب در حال کار است؛ سازمان بهشت زهرا، آرامستان مرکزی پایتخت که با گذر نیم قرن از عمرش، هنوز یکی از سخت‌ترین وظایف انسانی را بر دوش کارکنانی گذاشته که روزانه با مرگ مواجه‌اند. کارگران و کارکنانی که «واجب کفایی»‌اند؛ تطهیر، غسل، کفن و دفن اموات. اما آن‌سوتر از این مسئولیت انسانی، زندگی پرچالش و گاه تلخ آن‌ها در سکوتی سنگین مدفون مانده است.

بهشت زهرا با حدود یک میلیون و ۸۰۰ متوفی و بیش از  ۶۰۰ هکتار وسعت، در جنوب تهران واقع شده است. این مجموعه تنها آرامستان قانونی، فعال و متمرکز کلان‌شهر تهران طی ۵۰ سال گذشته به شمار می‌رود و در حال حاضر، روزانه به‌طور متوسط حدود ۱۷۰ متوفی در آنجا دفن می‌شوند. دو سوم این افراد در محل بهشت زهرا دفن می‌شوند و مابقی به نقاط مختلف کشور منتقل می‌شوند.

ویژگی‌های منحصربه‌فرد این سازمان، آن را به نهادی خاص در مجموعه شهرداری تهران تبدیل کرده؛ نهادی با مأموریتی انحصاری، بدون رقیب، با درآمد قابل توجه و در عین حال پیچیدگی‌های فراوان اجرایی و فشارهای جسمی و روانی بالا بر کارکنان آن. در قلب این سازوکار، حدود ۲ هزار کارمند و کارگر قرار دارند که وظیفه انجام امور واجب کفایی را برعهده دارند: غسل، کفن و دفن اموات.

در سالن‌های تطهیر موسوم به «عروجیان»، روند تطهیر با حضور حداقل چهار نفر انجام می‌شود: یک سرتطهیرکننده، دو کمک‌کننده، یک خلعت‌بر و یک ناظر شرعی. این فرآیند سنگین نه تنها از نظر جسمی بلکه از نظر روحی نیز بسیار فرساینده است. بسیاری از کارکنان زن و مرد این بخش دچار خستگی‌های شدید و حتی آسیب‌های جسمی شده‌اند.

براساس آمارهای منتشر شده تعداد کارکنان رسمی و قراردادی بخش تطهیر ۹۷ نفر است. میانگین حقوق این افراد حدود ۶۵ میلیون تومان برآورد می‌شود که پس از کسر بیمه و مالیات، دریافتی آنان به حدود ۵۷ میلیون تومان می‌رسد. نیروهای شرکتی تحت پوشش شرکت «حامیان»، حدود ۵۵ میلیون تومان حقوق دارند که پس از کسر بیمه، دریافتی آن‌ها بین ۴۵ تا ۴۷ میلیون تومان است.

بیشتر این کارکنان از دردهای مفصلی در ناحیه گردن، شانه، کمر و زانو رنج می‌برند؛ وضعیتی که در میان زنان با سابقه کار بیش از ده سال و سن بالا نمود بیشتری دارد. فشارهای جسمی تنها بخشی از واقعیت ماجراست؛ کارکنان بخش تطهیر با تلنبار شدن خاطرات تلخ در ذهن‌شان، به خدمات مشاوره، مددکاری اجتماعی و خانوادگی مستمر نیازمندند. همچنین پیشنهاد شده است که برای ترمیم روحی، فرصت‌هایی برای فاصله‌گرفتن موقت از محیط کار فراهم شود.

در کنار فشارهای کاری، مسئله تبعیض نیز مطرح است. بخشی از نیروها، شرکتی هستند و به‌‌رغم یکسان بودن وظایف، احساس تبعیض در دریافت حقوق و مزایا میان آن‌ها و نیروهای رسمی همچنان وجود دارد. گرچه در بخش تطهیر این تبعیض به حداقل رسیده، اما در بخش‌هایی مانند فضای سبز و تدفین و خاکسپاری این اختلافات محسوس و معنادار است و گاهی به یک‌سوم نیروهای رسمی حقوق می‌رسد.

 

یکی از اصلی‌ترین مطالبات عمومی کارکنان بهشت زهرا، مسئله مسکن است. بسیاری از آنان از شهرهای اطراف به تهران می‌آیند و همچنان مستأجر و خانه‌به‌دوش هستند. در حالی‌که به گفته برخی کارکنان، نیروهای مشابه در آرامستان‌های اطراف تهران، از تسهیلات رایگان مسکن شهرداری محل برخوردارند.

 

کاهش تبعیض حقوقی؛ مطالبه شورا برای حمایت از کارکنان بهشت زهرا

ناصر امانی، رئیس کمیته تشکیلات و منابع انسانی شورای شهر تهران، با انتقاد از تفاوت‌های حقوقی میان کارکنان رسمی و نیروهای شرکتی سازمان بهشت زهرا، خواستار کاهش این شکاف و توجه جدی‌تر به وضعیت معیشتی کارکنان است.

او می‌گوید:«کارکنان رسمی یا کسانی که مستقیماً با سازمان قرارداد دارند، از نظام حقوقی مصوب بهره‌مندند؛ اما نیروهای پیمانکاری بر اساس قانون کار و قرارداد شرکت‌های طرف قرارداد حقوق می‌گیرند.» به گفته او، شورای شهر با هرگونه تبعیض مخالف است و افزایش حقوق و مزایای کارکنان شرکتی، به‌ویژه در سازمان بهشت زهرا، باید جزو اولویت‌های شهرداری تهران قرار گیرد.

امانی تأکید می‌کند که از آغاز فعالیت کمیته منابع انسانی، مکاتباتی با شهردار تهران و مدیرعامل سازمان بهشت زهرا صورت گرفته تا این موضوع در دستور کار جدی قرار گیرد. به گفته او، فشارهای کاری شدید به‌ویژه در ماه‌های اخیر و کمبود حقوق می‌تواند انگیزه کارکنان را تضعیف و کیفیت خدمات را کاهش دهد. بنابراین، باید شکاف حقوقی میان نیروهای رسمی و شرکتی به حداقل ممکن برسد.

او همچنین در توضیح سازوکارهای مالی سازمان می‌گوید: «در بودجه سالانه سازمان بهشت زهرا باید اعتبار مشخصی برای بهبود وضعیت نیروهای شرکتی اختصاص یابد. از آنجا که این نیروها حقوق خود را از طریق شرکت‌های پیمانکار دریافت می‌کنند، مبلغ پرداختی به مفاد قرارداد و تعداد نیروهای ثبت‌شده وابسته است. اگر سازمان صرفاً طبق همان قراردادها عمل کند، محدودیت‌هایی وجود خواهد داشت؛ اما شورای شهر باید با استفاده از سازوکارهای حمایتی و افزایش اعتبارات، به کاهش این فاصله کمک کند.»

این عضو شورای شهر تهران با تأکید بر رویکرد عدالت‌محور شورا، خواستار اقدام عملی شهرداری در رفع تبعیض و بهبود وضعیت نیروی انسانی در سازمان بهشت زهرا شد.

 

الگوی منابع انسانی شهرداری نیازمند بازنگری است

در ادامه انتقادات درباره وضعیت منابع انسانی شهرداری تهران، مهدی اقراریان، عضو شورای اسلامی شهر تهران نیز خواستار اصلاح جدی ساختار منابع انسانی و نظام پرداخت در شهرداری شد. به گفته او موضوع نیروهای شرکتی نه‌فقط در شهرداری تهران بلکه در بسیاری از دستگاه‌های اجرایی کشور مطرح است و تبعیض موجود مسئله‌ای ملی و فراگیر است.

اقراریان با اشاره به بررسی این مسئله در سطح ملی، می‌گوید:«بخشی از اصلاحات مورد نظر شهرداری، منوط به تصویب مقررات در مجلس است اما الگوی منابع انسانی فعلی در شهرداری تهران دیگر پاسخ‌گو نیست و تاریخ مصرف آن به سر آمده است. در بسیاری از کشورهای جهان، تمرکز از تصدی‌گری به چابک‌سازی و واگذاری به بخش خصوصی تغییر یافته است.»

با این حال در دوره فعلی مدیریت شهری، همچنان نگاه سنتی به جذب نیروی انسانی و گسترش سازمان غالب است؛ حتی در شرایطی که ضرورتی برای استخدام وجود ندارد، مجوزهایی صادر شده که طبق آن به ازای خروج هر دو نفر یک نفر جذب شود. این رویه در نهایت هزینه‌های خدمات‌رسانی را افزایش داده و فشار مضاعفی بر بودجه شهری وارد کرده است.

اقراریان با اشاره به بودجه شهرداری، می‌گوید: «اگر بودجه سالانه شهرداری را ۲۵۰ هزار میلیارد تومان در نظر بگیریم و میان حدود ۹ میلیون جمعیت تقسیم کنیم، عدد سرانه‌ای قابل‌توجه به دست می‌آید. از نظر اقراریان، تعداد نیروهای شهرداری (با احتساب نیروهای پیمانکاری) بین ۵۰ تا ۱۰۰ هزار نفر تخمین زده می‌شود که بیش از نیاز واقعی است و باید کاهش یابد تا هزینه‌های اداره شهر نیز کاهش یابد.»

اقراریان در ادامه به یکی دیگر از چالش‌های ساختاری شهرداری اشاره می‌کند و ادامه می‌دهد: «مأموریت‌های شهرداری متنوع است، اما همه آن‌ها در اولویت اصلی نیستند.» به گفته او، در ساختار فعلی، نمونه‌هایی از موازی‌کاری وجود دارد؛ برای مثال، وجود هم‌زمان دو نهاد بزرگ و پرهزینه یعنی سازمان فرهنگی و هنری شهرداری و معاونت فرهنگی و اجتماعی که هر یک بودجه‌ای چند هزار میلیارد تومانی دارند.

این عضو شورای شهر تهران راه‌حل این مسئله را ایجاد ساختارهای حرفه‌ای و رقابتی می‌داند و تأکید می‌کند که باید تعادلی میان امنیت شغلی و کارآمدی اقتصادی ایجاد شود. به گفته او، در کشورهای پیشرفته، انجمن‌های تخصصی به‌عنوان ابزار این تعادل عمل می‌کنند که هم پوشش بیمه‌ای و بازنشستگی دارند و هم رقابت حرفه‌ای ایجاد می‌کنند.

اقراریان با بیان اینکه تنوع نیروی انسانی در شهرداری بالاست، اضافه می‌کند: «این حجم نیرو لزوماً باعث افزایش رضایت شهروندان نشده است. هرچه جلوتر می‌رویم، سطح رضایت عمومی از خدمات شهری در حال کاهش است.»

او همچنین به ناکارآمدی نظام پرداخت اشاره می‌کند و می‌گوید: «حقوق باید بر اساس میزان خدمت پرداخت شود، نه براساس رسمی یا شرکتی بودن. به اعتقاد او، بخشی از ریشه این تبعیض‌ها در منافع شرکت‌های واسطه‌ای نهفته است. شرکت‌هایی که به‌واسطه اختلافات پرداختی، منافع کلانی کسب می‌کنند و این تبعیض ساختاری موجب هدررفت منابع و کاهش بهره‌وری در نظام اداری شده است.»

بهشت زهرا، سازمانی با بیش از یک و نیم میلیون متوفی دفن‌شده، نه‌تنها بخشی از حافظه تاریخی و اجتماعی تهران، بلکه یکی از ارکان خدمات شهری پایتخت است. اما در حاشیه این آرامستان بزرگ، صدای خاموش کارکنانی به گوش می‌رسد که با مرگ زندگی می‌کنند؛ اما در زندگی شنیده نمی‌شوند.

در بخش‌های تطهیر، دفن، فضای سبز و خدمات جانبی، نیروهایی مشغول‌اند که هر روز با تلخی‌ها، فشارهای جسمی و آسیب‌های روحی مواجه‌اند. بسیاری از آن‌ها شرکتی‌اند و به‌‌رغم مسئولیت‌های مشابه، با تبعیض حقوقی مواجه‌اند؛ تبعیضی که بارها از سوی اعضای شورای شهر مورد انتقاد قرار گرفته است.

بازگشت به فهرست