JAI NewsRoom مدیریت

پیروزی «آلترناتیو برای آلمان»؛ راست افراطی از یک خط قرمز عبور می‌کند

16 شهریور 1405 | 14:29 •جهان
پیروزی «آلترناتیو برای آلمان»؛ راست افراطی از یک خط قرمز عبور می‌کند

حزب AfD با پیروزی تاریخی در زاکسن-آنهالت، از حاشیه به صدر سیاست ایالتی رسید، اما پشت چهره صمیمی و اینفلوئنسری رهبرانش، برنامه‌ای رادیکال در حال قدرت‌گیری است.

حزب «آلترناتیو برای آلمان» (AfD) به چیزی دست یافته است که در آلمان پس از جنگ جهانی دوم، برای دهه‌ها تقریبا غیرقابل تصور بود: راست افراطی در یک انتخابات ایالتی به نیروی سیاسی مسلط تبدیل شده و اکنون، هرچند هنوز با موانعی جدی روبه‌روست، امکان تشکیل دولت در سطح ایالتی را برای نخستین بار از سال ۱۹۴۵ پیش روی خود می‌بیند.

در ایالت «زاکسن-آنهالت»، AfD توانست ۴۳.۸ درصد آرا را به دست آورد؛ رقمی که بیش از دو برابر آرای این حزب در پنج سال گذشته است. این حزب با کسب ۳۹ کرسی از مجموع ۸۳ کرسی پارلمان ایالتی، تنها سه کرسی با اکثریت مطلق فاصله داشت، اما فاصله‌اش با احزاب سنتی آلمان چشمگیر بود. حزب دموکرات مسیحی آلمان (CDU) به رهبری «فریدریش مرتس» که پیش‌تر نیروی مسلط سیاسی در این ایالت بود، به‌شدت عقب نشست و با ۱۷.۲ درصد آرا تنها ۱۵ کرسی به دست آورد. سوسیال‌دموکرات‌ها ۹.۳ درصد، سبزها ۸.۹ درصد و حزب چپ ۸.۶ درصد آرا را کسب کردند و هرکدام هشت کرسی به دست آوردند. حزبپوپولیست ملی  BSWهم با ۵.۳ درصد، صاحب پنج کرسی شد.

بنابراین، نتایج انتخابات دو داستان را هم‌زمان روایت می‌کنند. نخست، ابعاد جهش AfD است؛ جهشی که این حزب را از یک نیروی حاشیه‌ای به بزرگ‌ترین جریان پارلمان تبدیل کرده است. داستان دوم، اما به بن‌بستی سیاسی مربوط می‌شود که پس از این پیروزی شکل گرفته است.

AfD برای آنکه بتواند به‌تنهایی حکومت کند و «دیوار آتش» (تابوی همکاری سایر احزاب) را بشکند، به دنبال کسب اکثریت مطلق بود، اما سه کرسی کم آورد. از سوی دیگر، این حزب اعلام کرده است که وارد ائتلاف نخواهد شد و احزاب اصلی هم همکاری با آن را رد کرده‌اند. در نتیجه، یک تناقض سیاسی شکل گرفته است: راست افراطی به قدرتمندترین نیروی پارلمان تبدیل شده، اما هنوز مسیر روشنی برای تشکیل دولت در اختیار ندارد.

بااین‌حال، اهمیت انتخابات زاکسن-آنهالت را نمی‌توان صرفا با تعداد کرسی‌ها سنجید. این انتخابات زبان سیاسی تازه‌ای را هم آشکار کرده است؛ زبانی که در آن یک حزب راست افراطی می‌تواند خود را نه از طریق چهره‌ای خشن و تهدیدکننده، بلکه با تکیه بر خوش‌بینی، صمیمیت و مهارت در شبکه‌های اجتماعی عرضه کند.

سیاست‌ورزی به سبک «اولی»

در مرکز این تحول، «اولریش زیگموند»، نامزد ۳۵ ساله AfD قرار دارد. شخصیتی که با تصویر تیره‌تر و تقابلی‌تر راست افراطی در تضاد است.

زیگموند خود را سیاستمداری «مثبت» معرفی می‌کند؛ کسی که وعده «تغییر سیاسی» و «آینده‌ای بهتر» می‌دهد و در کارزار انتخاباتی، بیشتر شبیه یک چهره محبوب محلی رفتار می‌کند تا یک رهبر سیاسی دور از دسترس. هوادارانش او را «اولی» صدا می‌زنند. او نام افراد را به خاطر می‌سپارد، با مردم عکس می‌گیرد و به‌راحتی با جمعیت ارتباط برقرار می‌کند. صدها نفر برای گرفتن عکس سلفی با او صف کشیده‌اند و تجمع‌های انتخاباتی او در شهرهای بزرگ‌تر گاه هزاران نفر را به خود جذب کرده است.

به‌نظر می‌رسد که این توانایی برقراری ارتباط شخصی، یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های سیاسی او است. زیگموند در اینستاگرام حدود ۶۸۱ هزار و در تیک‌تاک حدود ۸۰۰ هزار دنبال‌کننده دارد. حتی فیلمسازان حرفه‌ای او را دنبال می‌کنند و فعالیت سیاسی‌اش بیش از آنکه صرفا استفاده از ویدئو برای انتقال پیام‌های سیاسی باشد، به ساختن یک «برند شخصی» شباهت پیدا کرده است. او فقط از شبکه‌های اجتماعی برای سیاست‌ورزی استفاده نمی‌کند، «اولی» خود به محصولی سیاسی تبدیل شده است.

اهمیت این موضوع در آنجاست که جذابیت زیگموند اساسا بر ترس‌آفرینی استوار نیست؛ درست برعکس. او لبخند می‌زند، شوخی می‌کند و خود را فردی نزدیک و در دسترس نشان می‌دهد. حتی مواضع بحث‌برانگیز را هم با لحنی روزمره و ظاهرا بی‌تکلف بیان می‌کند.

نمونه روشن آن، برخورد او با مفهوم «بازمهاجرت» یا Remigration است؛ اصطلاحی که او آن را کاملا عادی و حتی مثبت می‌داند. همین رویکرد را می‌توان در نحوه برخوردش با جنجال‌ها هم دید. در «تانگرموند»، پارچه‌ای آبی‌رنگ با عبارت «عشق، نه نفرت» از سوی کشیش یک کلیسا نصب شده بود. زیگموند با دیدن آن، به‌دلیل رنگ آبی پارچه، آن را نشانه‌ای از حمایت از AfD تفسیر کرد و بلافاصله با تلفن همراه خود از این صحنه فیلم گرفت.

از سوی دیگر، جلد مجله‌ای که او را «خطرناک‌ترین مرد آلمان» معرفی کرده بود، به ابزار تبلیغاتی کارزار انتخاباتی‌اش تبدیل شد. او جلد مجله اشپیگل را امضا کرد و به هوادارانش هدیه داد. این تکنیکی ساده، اما از نظر سیاسی قدرتمند است: جنجال به محتوا تبدیل می‌شود، انتقاد به تبلیغات بدل می‌شود و حمله سیاسی می‌تواند به نشانه‌ای از «قربانی بودن» در برابر سیستم حاکم تبدیل شود.

چهره‌ای نرم برای برنامه‌ای رادیکال

بااین‌حال، ظاهر دوستانه زیگموند نباید برنامه سیاسی پشت سر او را پنهان کند.

متن برنامه‌ای که AfD با عنوان «مانیفست ماگدبورگ» ارائه کرده، رادیکال‌ترین برنامه این حزب در آلمان توصیف شده است. این برنامه بر سیاست «بازمهاجرت» تاکید دارد و پیشنهادهایی مانند ایجاد کلاس‌های جداگانه برای فرزندان پناهجویان را مطرح می‌کند؛ با این استدلال که این کودکان موقتا در آلمان هستند و نباید کودکان آلمانی در معرض فرهنگ‌هایی قرار گیرند که «کاملا بیگانه» تلقی می‌شوند. برنامه همچنین جداسازی کودکان دارای معلولیت از آموزش عمومی را مطرح می‌کند و مدعی است که حضور آنان روند پیشرفت آموزش را مختل می‌کند.

اینجاست که یکی از مهم‌ترین تناقض‌های موفقیت سیاسی زیگموند آشکار می‌شود: چهره و نمایشی آرام و اطمینان‌بخش در کنار برنامه‌ای رادیکال؛ او لازم نیست هر سیاست بحث‌برانگیزی را با لحنی تهدیدکننده مطرح کند. سبک سیاسی‌اش به جای آن، مواضع جنجالی را از طریق یک شخصیت مثبت، صمیمی و روزمره عادی‌سازی می‌کند.

زندگی سیاسی زیگموند هم بخشی از همین مسیر را نشان می‌دهد. او زمانی عضو در حزب دموکرات مسیحی بود، اما در دوره همه‌گیری کووید به منتقد رادیکال چیزی تبدیل شد که آن را «دیکتاتوری دولت» می‌نامید. سپس موفقیت او در شبکه‌های اجتماعی به صعودش در ساختار AfD کمک کرد.

نتیجه، نوع تازه‌ای از بسته‌بندی سیاسی است: سیاستی رادیکال که با زیبایی‌شناسیِ در دسترس بودن و صمیمیت عرضه می‌شود.

جغرافیای نارضایتی؛ شرق تهی‌شده

زیگموند در «تانگرموند» زاده شد؛ شهری کوچک با ۱۰ هزار نفر جمعیت، خانه‌های چوبی و قلعه‌ای بر کرانه رود البه. در پس ظاهر آرام و تاریخی این منطقه، عقب‌ماندگی اقتصادی و نارضایتی ساختاری به چشم می‌خورد. خیابان‌های خلوت این شهر، در روایت راست‌افراطی، تبدیل به استعاره‌ای از شکوهی شده که هرگز بازنگشته است.

این احساس، ریشه در واقعیت‌های تلخ جمعیتی و اقتصادی دارد. زاکسن-آنهالت پیرترین جمعیت را در میان تمام ایالت‌های آلمان دارد؛ پیامد طبیعی کاهش جمعیت پس از اتحاد دو آلمان، پیری شدید و کوچ‌شدن به مناطق بیشتر صنعتی. پیش‌بینی می‌شود جمعیت در سن کار تا سال ۲۰۴۵ بدون در نظر گرفتن مهاجرت، حدود یک‌چهارم کاهش یابد. کمبود شدید نیروی کار ماهر، بسیاری از روستاها را به مکان‌های خالی از سکنه تبدیل کرده؛ خیابان‌های خلوت، نانوایی دور و برای بسیاری پزشکی که از محل سکونت‌شان کیلومترها فاصله دارد. چنین فضایی، احساس «رها شدن» و «به حاشیه رانده شدن» را عمیقا تقویت می‌کند.

از سوی دیگر، زاکسن-آنهالت با وجود سرمایه‌گذاری‌های کلان پس از اتحاد، همچنان عقب‌مانده‌ترین ایالت آلمان از نظر اقتصادی است. کارشناسان آن را از نظر شاخص‌های کلیدی در «جایگاه آخر» (rote Laterne) می‌نامند. بر اساس داده‌های آژانس کار فدرال المان، نرخ بیکاری در این منطقه در اوت ۲۰۲۶، ۸.۲ درصد در برابر میانگین کشوری ۶.۵ درصد است؛ متوسط درآمد سالانه یک کارمند تمام‌وقت در این ایالت ۵۱ هزار و 937 یورو در برابر ۶۵ هزار و 441 یورو در کل کشور است و تولید ناخالص داخلی سرانه تنها سه‌چهارم میانگین ملی است.

در چنین فضایی است که شعارهایی مانند «آلمان برای آلمانی‌ها» نیروی سیاسی می‌یابند. تناقض اینجاست که شهرهای بازسازی‌شده پس از اتحاد، هنوز می‌توانند کانون خشم از نظام سیاسی و جهان بیرون شوند. زیگموند ماشین سیاسی محلی خود را از دل همین محیط ساخته؛ او عضو شورای شهر است و همراه پدر و برادرش در منطقه فعالیت می‌کند. بااین‌حال، ساختار منطقه‌ای حزب با انتقادهایی روبه‌روست: چهار نفر از کارکنان زیگموند پیش‌تر عضو سازمان HDJ بوده‌اند، سازمانی که دادگاه آن را منحل کرد و گفته شد از سازمان «جوانان هیتلری» الهام می‌گرفت.

در نتیجه، فاصله میان چهره صیقل‌خورده و رسانه‌ای حزب و گذشته سیاسی برخی از نیروهای آن، همچنان یکی از مسائل اصلی پیرامون AfD است.

پیروزی بدون قدرت؛ هشداری بزرگ‌تر

AfD فعلا انتخابات را برده است، اما هنوز دولت را در اختیار ندارد. این تفاوت مهم است. ۳۹ کرسی این حزب سه کرسی کمتر از اکثریت است و تصمیم آن برای وارد نشدن به ائتلاف، در کنار امتناع احزاب اصلی از همکاری، همچنان مانعی جدی ایجاد می‌کند.

اما اهمیت سیاسی انتخابات شاید دقیقا در همین‌جا باشد. حتی اگر زیگموند در نهایت نتواند استاندار شود، AfD دیگر نیرویی حاشیه‌ای در نقشه سیاسی آلمان نیست. در زاکسن-آنهالت، این حزب به بزرگ‌ترین نیروی سیاسی پارلمان تبدیل شده است. اهمیت عمیق‌تر این نتیجه را باید در تغییر رابطه میان رای‌دهندگان آلمان، احزاب سنتی و راست افراطی جست‌وجو کرد.

AfD یاد گرفته است که چگونه یک برنامه رادیکال را با زبان خوش‌بینی، هویت محلی را با برد رسانه‌های اجتماعی و سیاست تقابلی را با ظاهری صمیمی ترکیب کند. شاید مهم‌ترین سلاح سیاسی جدید این حزب نه صرفا خشم، بلکه توانایی آن در بسته‌بندی خشم به‌عنوان امید باشد.

مسئله دیگر فقط این نیست که راست افراطی می‌تواند رای به دست آورد. زاکسن-آنهالت نشان داده است که راست افراطی دیگر برای پیروزی، الزاما به چهره‌ای خشمگین و تهدیدکننده نیاز ندارد؛ کافی است خشم را به زبان امید ترجمه کند و آن را با زور چهره‌ای پیش ببرد که بیشتر یک اینفلوئنسر محبوب است تا سیاستمداری ترسناک.

بازگشت به فهرست