JAI NewsRoom مدیریت

ارامنه تهران در قاب نوستالژیک کیمیایی

18 آبان 1404 | 09:15 •جامعه
ارامنه تهران در قاب نوستالژیک کیمیایی

مسعود کیمیایی در آثارش، ارامنه تهران را نه فقط به‌عنوان شخصیت، بلکه به‌عنوان نماد رفاقت، مرام و خاطره‌های تهران قدیم به تصویر می‌کشد. از کافه «ماطاووس» در ضیافت تا کافه «ادی» در خائن‌کشی، حضور آنان سایه‌روشن‌های تاریخی و انسانی شهری را برای مخاطب زنده می‌کند.

برای فیلمسازی که فعالیتش در سینما را با دستیاری «ساموئل خاچیکیان» هنرمند ارمنی‌تبار تاریخ سینمای ایران شروع کرده و چند هنرمند ارمنی همچو مری آپیک، ایرن زازیانس، آندره آرزومانیان، روبیک منصوری و... در آثارش به عناوین مختلف حضور داشتند و زاون قوکاسیان که برایش فیلمشناختی ماندگار را به یادگار گذاشت، برای هنرمندی که ریشه در تهران و محله‌هایی دارد که در آن هم‌محله و همسایه دارای تعریف بوده پرداختن به کارکترهای ارمنی در امتداد یک نگاه نوستالژیک معنا می‌یابد.

او در فیلم «ضیافت» (۱۳۷۵) محل قرار قدیمی رفقا را کافه ماطاووس قرار می‌دهد و تغییر و تحول تاریخی را در مکانی قرار می‌دهد که صاحبش یک ارمنی (با بازی یدالله رضوانی) است، کیمیایی نوعی ادای دین به یک ارمنی بامرام و مسلک می‌کند که هوای رفقا را دارد تا «دلشان نلرزد».

 از رادیوی کافه «ماطا» در اوائل فیلم، یک ترانه قدیمی پخش می‌شود که آرتوش (آرتاشس آودیان) خواننده آن است و بعد  ملودی اصلی موزیک این فیلم بر همین اساس در زمانه بعدی فیلم به شکل بی‌کلام ادامه می‌یابد.

 ترانه «نفرین» که فیلم کیمیایی نقش مهمی در شناخته‌شدنش برای نسل جدیدتر داشت در فیلم سیمرغ‌گرفته این فیلمساز (جرم) هم شاهد توسط امیریل ارجمند در هتل سمیرامیس اجرا می‌شود.

جایگاهی که روایت‌گر‌ سایه‌روشن‌های شهری در سینمای ایران برای ما و تاریخ به ارامنه این شهر اختصاص می‌دهد، حقیقی و غیرجانبدارانه به نظر می‌رسد. کسانی که بیش از هر چیز ایرانی و اینجا، تهرونی‌اند و جز آدم خوب فیلم‌ها به آنها نمی‌خورد.

کامل‌تر از «ماطاووس» در «ضیافت»، نزدیک به ۲۵ سال بعد به کارکتر «ادی» در «خائن‌‌کشی» (۱۴۰۰) می‌رسیم. این بار کیمیایی گویا این فضا را به دست آورده که سر فرصت به «ادی» نزدیک شود و حمیدرضا آذرنگ آن را با قدرت و ظرافت بسیار ایفا کرده است. باز هم محله و تهران قدیم و یک ارمنی بامرام و مسلک که می‌شود محور اصلی فیلم در رفاقت، جانش را به خطر می‌اندازد اما پای رفاقت می‌ایستد. این از اولین پلان رویارویی مهدی و ادی هویداست.

 مهدی زخمی و تیر خورده خود را به آغوش ادی می‌اندازد. در نیمه پایانی «خائن‌کشی»، وقتی مهدی (امیر آقایی) برمی‌گردد تا بر اساس نقشه پول‌ها را از کافه ادی بردارد، مادام، همسرش (با بازی اندیشه فولادوند) می‌نشیند و با گریه از رفتن شوهر می‌گوید تا این نوستالژی به اوج برسد و بعد بازی زیبای امیر آقایی که به یاد دوست از دست رفته‌اش می‌گرید و می‌نوشد تا یکی از بهترین سکانس‌های فیلم‌های خالق اثر شکل بگیرد.

ارمنی‌ها، برای مسعود کیمیایی در این دو فیلم‌ مثل یک پشت و پناه بوده‌اند همچنان که در واقعیت برای عمر سینمایی او در بدو شروع، چنین رقم خورده است و از سوی دیگر، میزان شناخت و احترام بلندبالایش به ایرانیان غیرمسلمان، بی‌شک و جملگی از تجربه‌های زیسته‌اش آمده و به همین دلیل، بر دل و ذهن نشسته است.

برچسب‌ها: #مسعود کیمیایی
بازگشت به فهرست