JAI NewsRoom مدیریت

ایستادن برای یک «هدف»؛ ائتلاف شهری هوش مصنوعی را از مدارس بیرون کرد

28 شهریور 1405 | 09:00 •جهان
ایستادن برای یک «هدف»؛ ائتلاف شهری هوش مصنوعی را از مدارس بیرون کرد

نیویورک استفاده از هوش مصنوعی مولد را برای ۶۰۰ هزار دانش‌آموز تا پایه هشتم یک سال به تعلیق درآورد؛ سیاستی که حاصل تلاش مدنی ائتلافی از مادران، معلمان و کنشگران شهری بود و نشان می‌دهد سازمان‌دهی محلی می‌تواند در برابر غول‌های فناوری مقاومت کند.

اوایل ماه سپتامبر میلادی بود که زهران ممدانی، شهردار جوان و پیشرو نیویورک، در کنار کمار ساموئلز، رئیس مدارس دولتی شهر قرار گرفتند و در یک کنفرانس خبری پربازدید، ممنوعیت استفاده دانش‌آموزان از هوش مصنوعی مولد را تا پایان پایه هشتم برای یک سال در تمامی مدارس دولتی نیویورک اعلام کردند. این سیاست‌گذاری پیشرو که مراقبت از کودکان و تفکر انتقادی را، آن هم در قلب شهری که غول‌های میلیاردر طراح و کنترل‌کننده هوش مصنوعی در آن هستند، در اولویت قرار می‌دهد، به زودی به صدر اخبار اجتماعی رسید و از آن به عنوان سیاست‌گذاری موفق دولتی در تنظیم‌گری هوش مصنوعی تقدیر شد. اما شاید کمتر کسی از ماه‌ها تلاش مدنی یک ائتلاف متشکل از مادران، معلمان، دانش‌آموزان، گروه‌های اجتماع محور، فعالان صنفی و شهری و محیط زیستی برای مطالبه و شکل دادن و اجرای این سیاست‌گذاری خبر دارد. در واقع پیروزی شهرداری نیویورک در وضع این محدودیت یک ساله، نتیجه فعالیت شبکه‌ای از کنشگران و نهادها در قالب ائتلاف «هدف» AIM یا «ائتلاف تعلیق هوش مصنوعی» (AI Morotorium Coalition)  است که هدف آنها بیرون کردن هوش مصنوعی از مدارس به مدت دوسال و وضع مقررات پیشرو و دموکراتیک برای تنظیم‌‌گری هوش مصنوعی به نفع کودکان است.

از نگرانی تا اعتراض

ماجرا از آنجا شروع شد که والدین کودکان در شهر نیویورک، مانند خیلی از شهرهای دیگر جهان، متوجه شدند که فرزندانشان در کلاس درس، حیاط مدرسه و دیگر فضاهای آموزشی با چت‌بات‌های هوش مصنوعی صحبت می‌کنند. در خانه کودکانی حتی با سن کم 6 سال، برای حرف زدن و خواندن از هوش مصنوعی مولد کمک می‌گرفتند. مدرسه که قرار بود جایی باشد که روابط انسانی و اجتماعی در آن تقویت شود و کودکان یاد بگیرند با پرسش‌ها و روش‌ها سروکله بزنند و برای زندگی در جامعه آماده شوند، حالا به فضایی نگران‌کننده تبدیل شده بود که ابزارهای هوش مصنوعی بدون هیچ نظارتی در آن کودکان را منزوی کرده و به جای روحیه پرسش‌گری و یادگیری، پاسخ‌های آماده و حتی اغلب دارای سوگیری و اشتباه را به اذهان جوان و هنوز شکل‌نگرفته کودکان و نوجوانان منتقل می‌کرد.

نگرانی والدین به ویژه مادران تنها از این نبود که آیا هوش مصنوعی خوب است یا بد. بلکه مسئله این بود که چه کسی تصمیم گرفته هوش مصنوعی با سرعتی سرسام‌آور نقش به این مهمی در مدارس پیدا کند؟ چه کسی این فناوری را در دسترس کودکان می‌گذارد و هنگامی که کودکان در اعماق هوش مصنوعی مولد که همه‌چیز را ساده‌سازی می‌کند فرو بروند، چطور می‌توان آنها را به کتاب، دوستی، محیط‌های اجتماعی و فکر کردن و شک کردن ترغیب کرد؟ انجمن‌های اولیا و مربیان خیلی زود متوجه شدند که در این نگرانی تنها نیستند، بلکه معلم‌های فرزندانشان هم در این نگرانی شریک بودند. اما از تجربه جهانی در دهه‌های گذشته می‌دانیم که بازپس گرفتن حق تصمیم‌گیری در سیاست‌گذاری مرتبط با حوزه فناوری، آن هم فناوری‌هایی که توسعه سریع دارند، کار آسانی نیست؛ شرکت‌ها و افراد قدرتمندی در تقاطع فناوری‌های میلیاردی و سیاست‌های دولتی فعال به نفع آنها، کنترل این تصمیم‌ها را بر عهده دارند.

اما نگرانی و خشم از نابودی آینده کودکان به حدی بود که تبدیل به اعتراض شد. انجمن‌های اولیا و مربیان، شهرداری نیویورک و شوراهای شهری در یک سال گذشته ده‌ها اعتراض درباره استفاده کنترل نشده از هوش مصنوعی مولد در مدارس دریافت کردند. خیلی زود گروه‌های شهری و اصناف معلمان، طرفداران محیط زیست و تنظیم‌گری فناوری به نفع آن و همچنین گروه‌های دانش‌آموزی اعتراضات گسترده‌ای را در مناطق مختلفی، از کتابخانه‌ها گرفته تا پارک‌ها، حیاط مدارس، میدان‌های شهر و دفاتر انجمن‌های مدنی تشکیل دادند. اعتراضاتی که گاهی شکل خلاقانه می‌گرفت. مثلا «شبِ مهمانی پیتزاخوری بدون گوشی» تشکیل می‌شد و روی بنرهایی شعارهای جمعی مانند «هوش مصنوعی کمتر، معلم‌های بیشتر»، «از کودکان مراقبت کنید، نه از میلیاردرهای هوش مصنوعی»، «هوش مصنوعی از مدرسه گُم شو!» و «بچه‌ها هوای پاک و آب لازم دارند، نه هوش مصنوعی» نوشته و پخش می‌شد. به مرور ارتباط میان والدین و معلم‌ها و کنشگران به شکل‌‌گیری نهادهای کوچک اجتماع‌محور تبدیل شد که نگرانی خود را به اعتراض، و قصد داشتند اعتراض خود را به دستور کار شهرداری برسانند. امیدها این بود که شهرداری نیویورک که نهادی پیشرو و حامی انجمن‌ها و اصناف است، صدایشان را بشنود و کار کند.

از اعتراض تا ائتلاف

در شکل‌دهی به ائتلاف «هدف» که مطالبه مشخص ممنوعیت دو ساله استفاده از هوش مصنوعی مولد در مدارس دولتی نیویورک برای بررسی و تدوین مقررات دموکراتیک لازم برای آن را دنبال می‌کند، نهادهای زیادی مشارکت داشتند و حتی نهادهای غیررسمی و اجتماع‌محور زیادی شکل گرفتند. تنوعی از این نهادها را با جستجویی ساده در فضای اینترنت و وب‌سایت‌های حامی نهادهای مدنی و شهری در نیویورک می‌توان پیدا کرد. مهم‌ترین مطالباتی که هرکدام با بدنه نهادهای خود به‌یکدیگر پیوستند می‌توان به حفاظت از حریم خصوصی دانش‌آموزان، تنظیم‌گری هوش مصنوعی و فناوری‌های مولد، حفاظت از محیط زیست و تهدید آن توسط انرژی مورد نیاز هوش مصنوعی، همچنین عدالت نژادی و آموزشی که ادعا می‌کند هوش مصنوعی نژادپرست و دارای سوگیری است و حامیان حقوق معلمان و تقاضای افزایش بودجه آموزش عمومی به جای توسعه هوش مصنوعی اشاره کرد.

این گروه‌ها و نهادها توانستند ائتلاف «هدف» و چند ائتلاف مشابه دیگر را تشکیل دهند و به سازمان‌دهی برای مطالبه‌گری و سیاست‌گذاری بپردازند. آنچه این شبکه از فعالان و انجمن‌ها را جالب می‌کند، حضور کمرنگ در فضای مجازی، به عنوان مثال صفحه اینستاگرامی با تنها 2 هزار دنبال‌کننده است. در واقع تاکید این گروه‌ها سازمان‌دهی محیطی، ارتباط‌گیری با سیاست‌گذاران، اعتراض هدفمند، شاد کرد فضای اعتراض با شامل کردن برنامه‌های موسیقی، نقاشی، تجمعات در پارک و مواردی از این دست است. ائتلاف «هدف» با این رویکرد توانست یک نگرانی خانوادگی را به یک مسئله سیاسی تبدیل کند. درخواست ایجاد سیاست شهری با سرعتی که بتواند با شتاب پیشرفت و توسعه هوش مصنوعی برابری و مقابله کند و مشخص کند جامعه چه چیزی را می‌خواهد و چطور آن را به واقعیتِ زندگی تبدیل می‌کند.

ائتلاف به سرعت نتیجه داد و میان اولین جرقه‌ها تا سیاستگذاری کمتر از یکسال فاصله بود. تجمع والدین، نوشتن طومارهای امضا، پیوند زدن چت با هوش مصنوعی و حقوق حریم خصوصی، گفت‌وگو با مسئولان شهری و شهردار، هشدار درباره از بین رفتن تلاش‌های فکری دانش‌آموزان، همه در پاسخ‌گیری سریع این ائتلاف موثر بود.

از ائتلاف تا سیاست‌گذاری

سرانجام در دوم سپتامبر، سیاست‌گذاری جدید توسط زهران ممدانی شهردار سوسیالیست دموکرات نیویورک اعلام شد.  «کودکان برای یادگیری و رشد به معلم و ارتباط انسانی نیاز دارند. آنها باید در کنار همسالان خود مهارت‌هایشان را پرورش دهند، با آموزگاران رابطه برقرار کنند و خودشان با مسائل دشوار دست‌وپنجه نرم کنند.» ممدانی گفت: «صنعت فناوری می‌خواهد ما را متقاعد کند که آموزش ابتداییِ مبتنی بر هوش مصنوعی نه‌تنها اجتناب‌ناپذیر، بلکه ضروری است. ما چنین نگاهی نداریم. به همین دلیل، استفاده از هوش مصنوعی مولد برای دانش‌آموزان پایه‌های دوم پیش‌دبستانی تا هشتم را به حالت تعلیق درمی‌آوریم و سال آینده را صرف مطالعه تاثیرات این فناوری خواهیم کرد.»

این سیاست جدید 600 هزار دانش‌آموز در نیویورک را در بر می‌گیرد. در طول مراسم از ذی‌نفعان و کنشگران شهری تقدیر شد. البته باید اشاره کرد که مطالبه ائتلاف هدف ممنوعیت دوساله بوده و شهرداری تنها یک سال ممنوعیت را اعلام کرده است. اجرای این سیاست‌گذاری در مدارس و ادامه آن از چالش‌های مهمی است همچنان نیازمند مشارکت و مداخله همان نهادها و گروه‌هایی که مطالبه‌گر این سیاست بودند و حالا کودکانشان تحت تاثیر آن قرار خواهند گرفت. از سوی دیگر، شرکت‌های غول پیکر هوش مصنوعی هم بیکار نخواهند نشست و لابی‌های قدرتمند خصوصی و دولتی همچنان این پیشروی شکننده را تهدید می‌کنند.

آنچه مهم است، تاثیر ائتلاف‌سازی و همسویی دولتی محلی، کوچک اما پیشرو است که می‌تواند فشار سیاسی را نه فقط تحمل کند، بلکه بشنود و برای تغییر از قدرتش استفاده کند. همانطور که می‌گویند، فناوری همه‌جا هست، اما همه‌جا جای آن نیست. کودکان حق دارند تجربه ندانستن پاسخ را داشته باشند و این همان چیزی است که نهادهای شهری معتقدند آموزش عادلانه و فراگیر باید از آن حفاظت کند.

بازگشت به فهرست