JAI NewsRoom مدیریت

پوشش همگانی بیمه؛ چتر نجات در طوفان‌های اقتصادی

07 اسفند 1404 | 16:00 •رفاه
پوشش همگانی بیمه؛ چتر نجات در طوفان‌های اقتصادی

بیمه همگانی تضمین می‌کند که هیچ شهروندی به دلیل بدشانسی‌های بیولوژیک یا اقتصادی از هستی ساقط نشود.

در دنیایی که حوادث پیش‌بینی‌ناپذیر بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگی هستند پوشش همگانی بیمه نه یک کالای لوکس بلکه ستون فقرات امنیت انسانی است تصور کنید جامعه‌ای را که در آن یک بیماری سخت یا از دست دادن ناگهانی شغل به معنای سقوط مطلق به دره فقر باشد پوشش همگانی بیمه دقیقاً همان سازوکاری است که مانع این سقوط می‌شود. این مفهوم به معنای دسترسی تمامی افراد جامعه به خدمات مورد نیاز حمایتی و درمانی بدون تحمل فشار مالی کمرشکن است. در واقع بیمه همگانی تضمین می‌کند که هیچ شهروندی به دلیل بدشانسی‌های بیولوژیک یا اقتصادی از هستی ساقط نشود.

پوشش همگانی بیمه چیست؟

اجمالا پوشش همگانی بیمه (Universal Insurance Coverage) به وضعیتی اطلاق می‌شود که در آن تمامی افراد و جوامع، خدمات مورد نیاز خود (اعم از حمایتی، پیشگیرانه، درمانی و توانبخشی) را با کیفیت کافی دریافت کنند، به گونه‌ای که استفاده از این خدمات، فرد را دچار مشقت و بحران مالی(Financial Hardship) نکند. این مفهوم بر سه ستون اصلی استوار است؛ گستره پوشش: شامل تمام آحاد جامعه (بدون تبعیض) .عمق پوشش: شامل تمامی خدمات ضروری و حیاتی. حفاظت مالی: اطمینان از اینکه هزینه خدمات باعث سقوط فرد به زیر خط فقر نمی‌شود.

 در بسط این مفهوم می‌توان گفت پوشش همگانی بیمه فراتر از یک سازوکار فنی بازتوزیع ریسک به معنای تامین مالی عمومی برای تضمین کرامت انسانی است طبق گزارش سازمان جهانی بهداشت یو اچ سی ۲۰۳۰ این مفهوم بر حذف موانع مالی تمرکز دارد تا اطمینان حاصل شود که هزینه درمان یا حمایت‌های اجتماعی منجر به فقر فاجعه بار نمی‌شود؛ در واقع مرز میان پوشش اسمی و پوشش واقعی در اینجا تعیین می‌شود، جایی که صرف داشتن دفترچه بیمه کافی نیست بلکه کیفیت خدمات ارائه شده باید از استانداردهای لازم برخوردار باشد تا حق بر سلامت به معنای واقعی کلمه ایفا شود.

از منظر عدالت توزیعی و با تکیه بر نظریه عدالت به مثابه انصاف جان رالز پوشش همگانی بیمه ابزاری برای جبران نابرابری‌های تصادفی در بخت و اقبال زندگی است. رالز استدلال می‌کند که در یک جامعه عادل ساختارها باید به گونه‌ای تنظیم شوند که بیشترین سود را به کم‌برخوردارترین افراد برسانند. در این چارچوب بیمه همگانی به عنوان یک نهاد پایه‌ای عمل می‌کند تا خنثی کننده نابرابری‌های ناشی از وضعیت سلامت یا حوادث شغلی خارج از اراده فرد باشد. عملا بیمه اجازه نمی‌دهد این حوادث باعث حذف دائمی فرد از مشارکت اجتماعی و اقتصادی شوند. بر اساس گزارش‌های دیده‌بان رفاه اجتماعی در آکسفورد این مفهوم با پایداری مالی دولت‌ها گره خورده است. نقد جدی به سیستم‌های سنتی این است که تکیه بر حق بیمه‌های مبتنی بر دستمزد عملا باعث حذف شاغلان بخش غیررسمی می‌شود. بنابراین اسناد مدرن بر گذار به سمت تامین مالی از طریق منابع عمومی و مالیات‌های هدفمند تاکید دارند تا شمولیت سیستم به صد درصد نزدیک شود. این تغییر پارادایم از نگاه خیریه‌ای به نگاه مبتنی بر حق شهروندی دقیقا همان نقطه‌ای است که رفاه اجتماعی را از امنیت ساده متمایز می‌کند.

در نهایت طبق چارچوب کف حمایت‌های اجتماعی سازمان بین‌المللی کار (آی ال او) پوشش همگانی بیمه باید حداقل‌های معیشتی را برای تمام دوران عمر تضمین کند. این به معنای ایجاد یک سیستم چندلایه است که در آن لایه اول یعنی خدمات پایه‌ای و ضروری بدون قید و شرط و به صورت همگانی توسط دولت تضمین می‌شود و لایه‌های بعدی برای ارتقای کیفیت زندگی بر عهده مشارکت‌های فردی قرار می‌گیرد. این رویکرد تضمین می‌کند که هیچ شهروندی در هیچ مرحله‌ای از زندگی به دلیل ناتوانی مالی از چتر حمایتی جامعه خارج نخواهد شد.

بیمه همگانی و رفاه اقتصادی

ارتباط این مفهوم با رفاه اقتصادی در این است که بیمه از تبدیل شدن هزینه‌های درمانی به هزینه‌های فاجعه‌بار جلوگیری می‌کند. وقتی شهروند نگران هزینه‌های ناگهانی نباشد قدرت ریسک‌پذیری اقتصادی او بالا می‌رود و می‌تواند بخشی از درآمد خود را به جای ذخیره برای روز مبادا در چرخه تولید و مصرف بهینه قرار دهد. پس بیمه همگانی نه تنها یک ابزار حمایتی بلکه یک موتور محرک برای پایداری اقتصاد کلان است.

ریشه‌های تاریخی پوشش همگانی بیمه از جهان پیشاصنعتی تا نظام‌های مدرن

برای درک عمیق پوشش همگانی بیمه باید به جهان پیشاصنعتی بازگشت، جایی که امنیت در برابر مخاطرات نه بر عهده دولت بلکه بر دوش نهادهای سنتی مانند خانواده‌های گسترده، قبایل و اصناف حرفه‌ای بود. در قرن هفدهم میلادی با تصویب قانون فقرا در انگلستان ۱۶۰۱ نخستین جرقه‌های مداخله سیستماتیک دولت زده شد. هرچند این مداخلات بیشتر جنبه پلیسی و کنترلی داشت تا رفاهی اما بزنگاه اصلی در قرن نوزدهم و با وقوع انقلاب صنعتی رخ داد، زمانی که پیوند فرد با زمین و خانواده گسسته شد و کارگر صنعتی در برابر حوادث کار و بیماری کاملاً بی‌دفاع ماند.

در این میانه دو الگوی بنیادین شکل گرفت که تا به امروز ادبیات رفاه را تحت تأثیر قرار داده‌اند. الگوی نخست مدل بیسمارک آلمان ۱۸۸۳ است که بیمه‌های اجتماعی را بر پایه اشتغال و مشارکت اجباری کارگر و کارفرما بنا نهاد. این مدل که ریشه در نگاه محافظه‌کارانه داشت امنیت را به جایگاه شغلی فرد گره می‌زد اما الگوی دوم که تحولی انقلابی در مفهوم رفاه بود مدل بوریج بریتانیا است که در بحبوحه جنگ جهانی دوم ۱۹۴۲ مطرح شد. گزارش ویلیام بوریج با هدف مبارزه با پنج غول ویرانگر یعنی فقر، بیماری، جهل، کثافت و بیکاری بنیان‌گذار مدلی شد که تأمین مالی آن نه بر پایه حق بیمه شغلی بلکه بر اساس مالیات‌های عمومی و برای تمام آحاد ملت بود

تفاوت ماهوی این دو مدل در این است که مدل بوریج برخلاف مدل بیسمارک مفهوم گهواره تا گور را معرفی کرد و بیمه را از یک امتیاز صنفی به یک حق شهروندی جهان‌شمول تبدیل کرد. بزنگاه‌های تاریخی دیگری مانند ایجاد سیستم تأمین اجتماعی در آمریکا پس از بحران بزرگ ۱۹۳۵ و تشکیل سرویس سلامت همگانی در بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم نشان‌دهنده گذار قطعی جهان از نگاه صدقه‌ای به سمت ساختارهای نهادی بود که در آن پوشش بیمه‌ای به عنوان پیش‌شرط پایداری سیاسی و ثبات اجتماعی شناخته می‌شود. این سیر تاریخی نشان می‌دهد که چگونه پوشش همگانی از ابزاری برای فرونشاندن شورش‌های کارگری به شاخص اصلی کرامت انسانی در قرن بیست و یکم بدل گشته است.

بحران جهانی ۱۹۲۹ و ترتیب‌های نو بیمه همگانی؛ اگرچه جرقه این بحران در اکتبر ۱۹۲۹ و با سقوط بازار سهام در وال استریت زده شد اما به دلیل پیوند عمیق بازارهای مالی و استاندارد طلا این زلزله اقتصادی به سرعت از مرزهای آمریکا فراتر رفت و به یک رکود بزرگ جهانی بدل گشت. این بحران عملاً تمامی کشورهای صنعتی و صادرکنندگان مواد خام را در بر گرفت و تجارت جهانی را به بیش از نصف کاهش داد. در اروپا به‌ویژه آلمان و بریتانیا نرخ بیکاری به ارقام وحشتناکی نزدیک به ۳۰ درصد رسید و ناتوانی نظام‌های سنتی در پاسخگویی به این فقر توده‌ای راه را برای ظهور ایدئولوژی‌های رادیکال و بازنگری در وظایف دولت‌ها هموار کرد

نکته کلیدی در گستره این بحران ماهیت زنجیره‌ای آن بود. با قطع وام‌های خارجی آمریکا بانک‌های اروپایی یکی پس از دیگری ورشکست شدند و سقوط قدرت خرید در غرب باعث قحطی و بحران در کشورهای پیرامونی شد که اقتصادشان متکی به صادرات تک محصولی بود. این وضعیت به جهان ثابت کرد که در یک سیستم اقتصادی به هم پیوسته هیچ کشوری نمی‌تواند جزیره‌ای امن برای رفاه خود بسازد. همین گستردگی بی‌سابقه بود که ضرورت ایجاد سازمان‌های بین‌المللی و توافقات رفاهی فراگیر را ایجاب کرد تا از تکرار چنین فروپاشی‌هایی که منجر به جنگ‌های ویرانگر جهانی می‌شد جلوگیری به عمل آید.

وقوع بحران بزرگ اقتصادی ۱۹۲۹ عملا یکی از حیاتی‌ترین نقاط عطف در تاریخ رفاه اجتماعی جهان را رقم زد. این بحران همان نقطه‌ای بود که تمام معادله‌ها را تغییر داد. پیش از آن نگاه غالب به‌ویژه در آمریکا و بخشی از اروپا این بود که فقر نتیجه تنبلی یا بدشانسی فردی است اما وقتی در سال ۱۹۲۹ کل سیستم اقتصادی فروپاشید و میلیون‌ها نفر از طبقه متوسط ناگهان به خاک سیاه نشستند جهان به چشم خود دید که ریسک‌های سیستماتیک وجود دارند که هیچ فردی هرچقدر هم تلاشگر باشد در برابر آن‌ها ایمن نیست. این بزنگاه منجر به تولد نیودیل در آمریکا توسط روزولت شد که برای نخستین بار در تاریخ این کشور تأمین اجتماعی را به یک وظیفه حکومتی تبدیل کرد و نشان داد که دولت موظف است در برابر امواج سهمگین اقتصادی از شهروندان خود محافظت کند.

تجربه روزمره

برای درک ملموس این مفهوم می‌توان خانواده‌ای را مثال زد که نان‌آور آن دچار حادثه‌ای ناتوان‌کننده می‌شود. در یک سیستم بدون پوشش همگانی این خانواده نه تنها با بحران عاطفی بلکه با فقر مطلق روبرو می‌شود اما در یک سیستم دارای پوشش همگانی هزینه‌های درمان پرداخت شده و مستمری ازکارافتادگی جایگزین درآمد از دست رفته می‌شود تا کرامت خانواده حفظ شود. در اینجا بیمه نقش یک توزیع‌کننده ریسک را بازی می‌کند که ثبات کل جامعه را تضمین می‌کند.

شکاف میان الگوهای جهانی و واقعیت‌های ساختاری در ایران

در مقیاس جهانی کشورهایی مانند کشورهای حوزه اسکاندیناوی با تکیه بر نظام‌های مالیاتی توانسته‌اند پوشش نزدیک به صد درصدی ایجاد کنند در حالی که در بسیاری از کشورهای در حال توسعه پوشش بیمه‌ای تنها محدود به شاغلان بخش رسمی دولتی است و میلیون‌ها نفر در بخش غیررسمی بدون هیچ حفاظی رها شده‌اند. دانشگاه‌های آکسفورد و استنفورد در پژوهش‌های خود تاکید می‌کنند که پوشش همگانی بیمه مستقیماً با افزایش امید به زندگی و کاهش نرخ جرم و جنایت در جوامع مرتبط است.

وضعیت بیمه همگانی در ایران با چالش‌های ساختاری عمیقی روبرو است که ریشه در ناترازی منابع و مصارف دارد. اگرچه اسناد بالادستی و سیاست‌های کلی سلامت بر پوشش همگانی و کاهش سهم مردم از هزینه‌ها تاکید دارند اما واقعیت میدانی نشان‌دهنده نابرابری شدید در کیفیت پوشش‌ها است. ما با پدیده‌ای روبرو هستیم که در آن داشتن دفترچه بیمه الزاماً به معنای دسترسی به خدمات باکیفیت نیست. سهم بالای پرداخت از جیب توسط مردم (Out of Pocket) که در برخی سال‌ها فراتر از استانداردهای جهانی بوده و ورشکستگی تدریجی صندوق‌های بیمه‌گر به دلیل انباشت بدهی‌های دولت و پیری جمعیت عملاً کارکرد حمایتی بیمه را در ایران مخدوش کرده است. این وضعیت منجر به ایجاد بیمه‌های تکمیلی شد که خود به نوعی نابرابری جدید دامن زده و جامعه را به دو طبقه برخوردار از خدمات باکیفیت و وابسته به خدمات حداقلی تقسیم کرده است.

با این حال نمی‌توان از نکات مثبت و گام‌های رو به جلو چشم‌پوشی کرد. یکی از مهم‌ترین نقاط قوت در سال‌های اخیر تلاش برای بیمه کردن رایگان دهک‌های پایین درآمدی از طریق بیمه سلامت همگانی بوده است که گامی جدی در جهت عدالت در دسترسی محسوب می‌شود. همچنین ایجاد صندوق بیماران خاص و صعب‌العلاج برای کاهش هزینه‌های کمرشکن درمانی و حرکت به سمت الکترونیکی شدن نسخه‌ها که منجر به شفافیت بیشتر در تخصیص منابع شده از جمله اقدامات اصلاحی امیدبخش است. تداوم اراده قانون‌گذار برای پوشش حداکثری حاشیه‌نشینان و اقشار آسیب‌پذیر نشان می‌دهد که علیرغم بحران‌های مالی هسته سخت نظام رفاهی ایران همچنان نسبت به مسئولیت‌های اجتماعی خود حساس است، هرچند که برای اثربخشی واقعی این اقدامات نیازمند اصلاح ساختار سرمایه‌گذاری صندوق‌ها و مدیریت بهینه منابع هستیم.

نتیجه‌گیری

در بخش تامل انتقادی باید به این نکته توجه داشت که پوشش همگانی بیمه در بسیاری از جوامع دچار تقلیل‌گرایی شده است. دولت‌ها اغلب با ارائه آمارهای کمی از تعداد بیمه‌شدگان تلاش می‌کنند موفقیت خود را اثبات کنند اما نقد جدی اینجاست که پوشش اسمی بدون پوشش محتوایی یعنی بیمه‌ای که داروهای اساسی را پوشش نمی‌دهد یا مراکز درمانی دولتی آن بی‌کیفیت هستند نوعی فریب رفاهی است. رفاه واقعی زمانی محقق می‌شود که بیمه فراتر از یک دفترچه کاغذی به یک تضمین واقعی برای دسترسی عادلانه به منابع تبدیل شود. پوشش همگانی بیمه سنگ بنای عدالت در توزیع ریسک است. بدون این پوشش تمامی تلاش‌ها برای بهبود درآمد و پس‌انداز شهروندان در برابر اولین بحران جدی فرو می‌پاشد. پایداری رفاه اجتماعی در گرو گذار از نگاه سنتی به بیمه و حرکت به سمت نظامی است که در آن هیچ انسانی به دلیل فقر از حق حیات و سلامت محروم نماند.


برخی مستندات:

۱-گزارش بررسی وضعیت پوشش بیمه همگانی در جامعه و کیفیت خدمات، تاریخ: ۳۱ خرداد ۱۴۰۱، کمیسیون بهداشت و درمان مجلس شورای اسلامی

۲-گزارش عملکرد سالانه سازمان بیمه سلامت ایران (بند الف ماده ۷۳ قانون برنامه هفتم)، ۱۱ بهمن ۱۴۰۴،  سازمان بیمه سلامت ایران (وزارت بهداشت)
۳- درآمدی بر نقش و کارکرد فناوری‌های نوظهور در نظام تأمین اجتماعی همگانی (گزارش راهبردی)، نتشر شده در سالنامه‌های پژوهشی ۱۴۰۲،  منبع انتشار دهنده: مؤسسه عالی پژوهش تأمین اجتماعی

بازگشت به فهرست