آوارگان تهران میان هتل، خانه و بیپناهی؛ تکلیف ساکنان خانههای آسیبدیده در جنگ چه شد؟
ساکنان خانههای آسیبدیده میگویند هنوز امنیتی برای بازگشت وجود ندارد؛ شهرداری از پایان ۹۰ درصد تعمیرات جزئی و آغاز پرداخت ودیعه اسکان خبر میدهد.
«یک چادر هلالاحمر بدهند، میروم در بیابان زندگی میکنم، امنیتش بیشتر است.» این را یکی از ساکنان هتل لاله میگوید؛ زنی که خانهاش در جنگ ۴۰ روزه تخریب شده و حالا از چهارشنبه گذشته، وقتی شهردار منطقه ۴ به هتل آمده و گفته تا جمعه دیگر اجازه دارند در هتل بمانند، مدام به این فکر میکند که چگونه باید به خانهای برگردد که در وضعیت نه جنگ و نه صلح، هنوز امنیتی ندارد و به قول خودش «در منطقه قرمز» قرار گرفته است. معلم است. آرام حرف میزند اما خشم و اضطراب در صدایش پیداست: «ما فقیر نیستیم، فقط جنگزدهایم.»
میگوید هنوز برای ورود به کوچهشان باید به مأموران ثابت کنند که ساکن همانجا هستند. کمکی برای ساخت در و پنجره نمیخواهد: «فقط مطمئن شوم دیگر خانه تخریب نمیشود، خودم همه چیز را میسازم.» چند روز مانده به پایان ضربالاجل تخلیه هتل، بسیاری از ساکنان نگران بازگشت به خانههایشان هستند.
اینها ساکنان خانههاییاند که در ستون A قرار دارند؛ یعنی خانههایی با آسیب جزئی؛ درهای شکسته، پنجرههای خرد شده و شیشههایی که هنوز رد انفجار را روی خود دارند. برخی دیگر که خانههایشان کاملاً ویران شده، میگویند ودیعههایی که وعده داده شده، برای اجاره خانهای مشابه کافی نیست. آنها از بلاتکلیفی و زندگی در هتل خستهاند، اما مهلت یکهفتهای هم ترس تازهای به نگرانیهایشان اضافه کرده است؛ اگر در این فاصله نتوانند سقفی پیدا کنند، باید چه کنند؟
براساس آمارهای رسمی، تاکنون بیش از ۵۱ هزار واحد مسکونی نیازمند تعمیر یا بازسازی در سطوح مختلف در شهر تهران شناسایی شدهاند؛ آماری که نشان میدهد جنگ هزاران خانواده را وارد وضعیت تعلیقی کرده که نه امکان بازگشت کامل به خانه دارند و نه تصویر روشنی از آینده پیش رویشان است.
علی نصیری، رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران با اشاره به دستهبندی واحدهای آسیبدیده از جنگ تحمیلی سوم میگوید: «حدود ۴۰ هزار واحد مسکونی در گروه A ثبت شدهاند؛ یعنی واحدهایی که خسارت آنها جزئی است و شامل آسیب به شیشه، پنجره و در ورودی میشود. بیش از ۹۰ درصد این تعمیرات جزئی با هزینه شهرداری مناطق و نیز بهرهگیری از ظرفیت گروههای جهادی و داوطلب مردمی به پایان رسیده و بقیه موارد نیز نهایتاً در هفته آتی تکمیل خواهد شد.»
اما برای بسیاری از ساکنان، مسئله فقط نصب دوباره پنجره یا تعویض شیشه نیست؛ آنها از بازگشت به محلههایی میترسند که هنوز در ذهنشان «منطقه خطر» محسوب میشود. ترسی که در آمارهای رسمی جایی ندارد، اما در راهروهای هتلها و تماسهای مکرر مردم با مناطق شهرداری شنیده میشود.
نصیری تأکید میکند آماری که اعلام میشود، بر اساس گزارشهای روزانه مناطق شهرداری است و ممکن است با بازگشت شهروندان از سفر یا ثبت خسارتهای جدید تغییر کند. او درباره پرداخت ودیعه و اجاره به خانوارهای آسیبدیده نیز توضیح میدهد: «در مورد واحدهایی که نیاز به مقاومسازی یا تخریب و نوسازی دارند و باید برای ساکنان آنها اجاره پرداخت شود، مبنای پرداخت ودیعه و اجاره ماهانه، کارشناسی انجامشده توسط شهرداری مناطق بر اساس قیمت عرف اجاره برای واحدی معادل همان ملک و متناسب با متراژ و محل سکونت است.»
با این حال، برخی از خانوادههای اسکانیافته در هتلها میگویند رقم ودیعهها با قیمت واقعی اجاره در بسیاری از مناطق تهران همخوانی ندارد و پیدا کردن خانهای مشابه با مبلغ پرداختی تقریباً ناممکن است؛ بهویژه برای خانوادههایی که نمیخواهند از محله و شبکه اجتماعی زندگی خود جدا شوند.
رئیس سازمان پیشگیری و مدیریت بحران شهر تهران در پاسخ به پرسشی درباره امکان تخلیه خانههای مجاور مراکز پرخطر نظامی، انتظامی و حاکمیتی نیز میگوید: «شهرداری مطابق توافق انجامشده با دولت، مسئول بازسازی واحدهای آسیبدیده و اسکان موقت خانوادههایی است که واحد مسکونی آنها آسیب دیده و برای مدت طولانی قابل سکونت نیست؛ اما درباره تخلیه گسترده مناطق اطراف مراکز حساس، چنین مسئولیتی به شهرداری واگذار نشده و اساساً با توجه به تعداد بسیار بالای این واحدها، در عمل نیز امکان اجرای آن وجود ندارد.»
این همان نقطهای است که نگرانی بسیاری از ساکنان آغاز میشود؛ مردمی که خانههایشان شاید از نظر سازهای قابل سکونت باشد، اما احساس امنیت برای زندگی در آن از بین رفته است.
در همین حال، بحث پناهگاهها و سامانه هشدار نیز دوباره به یکی از مطالبات شهروندان تبدیل شده؛ مطالبهای که پس از تجربه جنگ ۴۰ روزه، حالا دیگر صرفاً یک بحث نظری یا مربوط به مانورهای شهری نیست. نصیری درباره وضعیت پناهگاهها در تهران توضیح میدهد: «پیش از این تعداد زیادی فضا با امنیت و ایمنی نسبی، بر اساس دستورالعملهای پدافند غیرعامل، به عنوان پناهگاه و محل امن شناسایی شده است. حدود ۲۰ درصد از پناهگاههای موجود در مدارس از زمان جنگ تحمیلی هشتساله قابلیت احیا دارند و تعداد زیادی از پارکینگهای عمومی، اداری و تجاری نیز شناسایی شده و در فهرست فضاهای پناهگاهی قرار گرفتهاند.» مطهر محمدخانی نیز درباره نصب آژیر هشدار در شرایط جنگی میگوید: «ما زیرساختهای اولیه آژیر را در فاصله میان جنگ ۱۲ روزه تا جنگ ۴۰ روزه تا حد زیادی فراهم کردیم، اما موضوع فقط به صدای آژیر نیست. باید دید وقتی آژیر به صدا درمیآید، مردم قرار است به کجا مراجعه کنند؟»
او ادامه میدهد: «آیا اساساً در مدل جنگی فعلی که حملات میتواند با ریزپرندهها و حملات نقطهای انجام شود، انتقال گسترده مردم به پناهگاههای بزرگ تصمیم درستی است یا نه؟»
پرسشی که بسیاری از تهرانیها به دنبال پاسخی برای آن هستند اما جواب روشنی نمی گیرند. در روزهای جنگ، بسیاری از شهروندان نه آژیری شنیدند و نه پناهگاهی را میشناختند که بتوانند در لحظه بحران به آن پناه ببرند. تجربهای که باعث شده حالا موضوع «امنیت شهری» از سطح مدیریت بحران فراتر برود و به بخشی از اضطراب روزمره مردم تبدیل شود.
محمدخانی میگوید: «ما در کنار موضوع آژیر، ساخت پناهگاهها را هم آغاز کردیم. اولین پناهگاه با مدل پارکینگ ـ پناهگاه در منطقه ۱۰ در آستانه افتتاح قرار دارد، اما این موضوع یک بسته کامل است؛ یعنی باید هم پناهگاههای بزرگ و کوچک ایجاد شود، هم در ساختوسازهای جدید موضوع پناهگاه دیده شود و هم سامانه هشدار تکمیل شود.» مدیران شهرداری از آغاز پرداخت ودیعه اسکان و تسریع روند بازسازی سخن میگویند.
نصرالله آبادیان اعلام کرده پرداخت ودیعه اسکان به شهروندانی که منازل آنها در جنگ رمضان آسیب دیده و امکان سکونت در آن وجود ندارد، آغاز شده و شهروندان میتوانند از طریق مناطق ۲۲گانه شهرداری پروندههای خود را پیگیری کنند. او همچنین درباره روند بازسازی واحدهای آسیبدیده توضیح داده است که ساختمانها در چهار سطح «آسیب جزئی»، «متوسط»، «کلی» و «بحرانی» دستهبندی شدهاند و مشکلات حدود ۳۹ هزار پلاک دارای آسیب جزئی برطرف شده است.
به گفته آبادیان، در بخش آسیبهای متوسط نیز عملیات تعمیرات با همکاری پیمانکاران شهرداری یا مالکان در حال انجام است و تا سقف ۵۰۰ میلیون تومان برای هر واحد پیشبینی شده؛ روندی که قرار است تا پایان خردادماه تکمیل شود.
اما میان همه این آمارها، وعدهها و برنامهها، هنوز صدای آن معلم ساکن هتل لاله در ذهن میماند؛ زنی که نه خانهاش را میخواهد رها کند و نه میتواند با خیال آسوده به آن بازگردد. برای او و بسیاری دیگر، مسئله فقط بازسازی دیوارها نیست؛ مسئله بازگشت حس امنیت به شهری است که جنگ، رابطه ساکنانش با خانه را تغییر داده است. در ذهن کسانی که میان هتل، خانههای نیمهویران و ترس زندگی میکنند، هنوز پایان جنگ فرا نرسیده است.