وقتی تاریخ شهر زیر آوارمیرود
18 اسفند 1404 | 16:20
•جامعه
جنگ فقط جان انسانها و خانهها را نمیگیرد؛ گاهی به حافظه یک سرزمین حمله میکند. در روزهای اخیر خبرهایی از آسیب دیدن بناهای فرهنگی و تاریخی در تهران منتشر شده است؛ از فرهنگسرای بهمن در جنوب شهر تا سالن ۱۲ هزار نفری آزادی و مجموعهای از ساختمانهای تاریخی در مرکز پایتخت. بناهایی که هرکدام بخشی از تاریخ معماری، فرهنگ و خاطره جمعی شهر را در خود داشتند و حالا با زخمی تازه روبهرو شدهاند.
آسیب جنگ همیشه در آمار کشتهها یا خانههای ویرانشده خلاصه نمیشود. بخشی از خسارت در جایی رخ میدهد که کمتر دیده میشود؛ در بناهایی که حافظه تاریخی شهر را شکل دادهاند. ساختمانهایی که در طول دههها بخشی از زندگی شهری بودهاند و وقتی آسیب میبینند، تنها یک سازه از میان نمیرود؛ بخشی از روایت شهر از دست میرود.
در میان مکانهایی که در روزهای اخیر نامشان در میان خبرهای تخریب و آسیب دیده شده، فرهنگسرای بهمن جایگاه ویژهای دارد. مجموعهای در جنوب تهران که در سال ۱۳۷۰ افتتاح شد و نخستین فرهنگسرای جنوب شهر به شمار میرفت. این مکان پیش از آن یکی از کشتارگاههای بزرگ تهران بود؛ فضایی خشن و صنعتی که در اواخر دهه ۶۰ با تصمیم مدیریت شهری وقت به مرکزی برای فرهنگ و هنر تبدیل شد.
در میان مکانهایی که در روزهای اخیر نامشان در میان خبرهای تخریب و آسیب دیده شده، فرهنگسرای بهمن جایگاه ویژهای دارد. مجموعهای در جنوب تهران که در سال ۱۳۷۰ افتتاح شد و نخستین فرهنگسرای جنوب شهر به شمار میرفت. این مکان پیش از آن یکی از کشتارگاههای بزرگ تهران بود؛ فضایی خشن و صنعتی که در اواخر دهه ۶۰ با تصمیم مدیریت شهری وقت به مرکزی برای فرهنگ و هنر تبدیل شد.
تبدیل کشتارگاه میدان بهمن به فرهنگسرا یکی از مهمترین پروژههای فرهنگی آن دوره بود. مجموعهای با بیش از پنج هزار متر مربع مساحت که سالنهای نمایش، فضاهای آموزشی، کتابخانه، گالریهای هنری، مجموعههای ورزشی و کلاسهای آموزشی متعددی در آن شکل گرفت. در این فضا کنسرتها، نمایشها، کارگاههای هنری و برنامههای فرهنگی زیادی برگزار شد و برای بسیاری از ساکنان جنوب تهران نخستین تجربههای فرهنگی در همین مجموعه رقم خورد.
تالار شهید آوینی که در محل آبانبار قدیمی کشتارگاه ساخته شده بود، مهمترین سالن این مجموعه بود که در سه دهه گذشته میزبان کنسرتها، تئاترها و برنامههای فرهنگی متعددی بود. در سالهای نخست فعالیت فرهنگسرای بهمن نیز بسیاری از هنرمندان برجسته در آن حضور داشتند؛ از جمله محمدرضا شجریان که در زمان افتتاح مجموعه چند شب اجرای موسیقی در آن برگزار کرد.
کارگاههای آموزشی داستاننویسی سیروس طاهباز، کلاسهای بازیگری با حضور آتیلا پسیانی و سیروس شاملو و نمایشگاههای متعدد هنری نیز در همین مجموعه برگزار شد. برای بسیاری از جوانان محلههای نازیآباد و جوادیه، این مکان اولین نقطه ورود به دنیای هنر و ادبیات بود. به همین دلیل آسیب دیدن فرهنگسرای بهمن تنها خسارت به یک ساختمان نیست؛ ضربهای به یکی از مهمترین مراکز فرهنگی جنوب تهران است.
در سوی دیگر شهر، سالن ۱۲ هزار نفری آزادی نیز از جمله بناهایی است که سرنوشت آن در این روزها مورد توجه قرار گرفته است. این سالن بخشی از مجموعه ورزشی آزادی و سالها میزبان مسابقات کشتی، والیبال، جشنها، گردهماییها و برنامههای فرهنگی مختلف بود. با این حال این بنا در تاریخ معماری معاصر ایران کمتر مورد توجه قرار گرفت؛ شاید چون همواره در سایه ورزشگاه بزرگ آزادی قرار داشت. این سالن در دفتر معماری عبدالعزیز فرمانفرمائیان طراحی شده بود؛ معمار برجستهای که پروژههای مهمی در معماری مدرن ایران به نام او ثبت شده است.
این بنا یکی از نمونههای شاخص معماری مدرن و سبک بینالملل در ایران به حساب میآمد. ترکیب حجمی ساده و خالص، ورودی خاص از طریق راهپلهها و سازه سقف که در زمان خود از نظر فناوری معماری پیشرو بود، از ویژگیهای خاص آن بود.
در کنار این بناهای فرهنگی و ورزشی، نگرانیها درباره برخی ساختمانهای تاریخی مرکز تهران نیز مطرح شده است. یکی از مهمترین آنها ساختمان مجلس قدیم یا همان ساختمان سنا در محدوده خیابان امام خمینی است. این ساختمان بخشی از مجموعه پردیس حکومتی محسوب میشود و از مهمترین بناهای معماری سیاسی معاصر تهران است که گزارشهایی از آسیب دیدن آن در موج انفجارهای اخیر منتشر شده است.
در میدان ارگ نیز سازهای تاریخی در نزدیکی کاخ گلستان تخریب شده است. روایتها میگویند این بنا یا دفتر امیرکبیر بوده یا جایی که در مقطعی از تاریخ با او ارتباط داشته است. از این ساختمان سردری با نمادهای ایرانی مانند فروهر باقی مانده بود که در جریان انفجارها به طور کامل فرو ریخته است.
در خیابان کارگر جنوبی نیز ساختمان تاریخی ژاندارمری متعلق به دوره پهلوی اول، با قدمتی نزدیک به صد سال، پس از بمباران از میان رفته است. همچنین خبرهایی درباره حمله به دانشگاه جنگ منتشر شده؛ مجموعهای که در همان دوره ساخته شده و بخشی از تاریخ معماری نظامی ایران به شمار میرود.
در خیابان کارگر جنوبی نیز ساختمان تاریخی ژاندارمری متعلق به دوره پهلوی اول، با قدمتی نزدیک به صد سال، پس از بمباران از میان رفته است. همچنین خبرهایی درباره حمله به دانشگاه جنگ منتشر شده؛ مجموعهای که در همان دوره ساخته شده و بخشی از تاریخ معماری نظامی ایران به شمار میرود.
بسیاری از کارشناسان میراث فرهنگی معتقدند ممکن است بناهای دیگری نیز در این روزها آسیب دیده باشند که هنوز گزارشی از آنها منتشر نشده است. علاوه بر تهران، وضعیت بناهای تاریخی در شهرهایی مانند اصفهان و شیراز نیز هنوز به طور دقیق روشن نیست.
تجربههای گذشته نشان میدهد که آسیب به بناهای تاریخی در جنگ اغلب جبرانناپذیر است. حتی اگر بازسازی انجام شود، بسیاری از آثار هرگز به شکل اولیه خود بازنمیگردند. در جریان جنگ ایران و عراق نیز بخشی از مسجد جامع اصفهان آسیب دید و بازسازی آن هرگز نتوانست تمام ویژگیهای اصیل بنا را بازگرداند.
به همین دلیل در بسیاری از اسناد بینالمللی، تخریب میراث فرهنگی در جنگ تنها یک خسارت جانبی تلقی نمیشود؛ بلکه نوعی آسیب به هویت تاریخی و فرهنگی یک ملت محسوب میشود.
شهرها تنها با خیابانها و ساختمانهای جدید زنده نمیمانند؛ آنچه به شهر معنا میدهد، نشانههایی است که گذشته را به امروز پیوند میزند. وقتی این نشانهها از میان میروند، چیزی بیش از یک بنا از دست میرود؛ بخشی از حافظه یک شهر خاموش میشود.
تجربههای گذشته نشان میدهد که آسیب به بناهای تاریخی در جنگ اغلب جبرانناپذیر است. حتی اگر بازسازی انجام شود، بسیاری از آثار هرگز به شکل اولیه خود بازنمیگردند. در جریان جنگ ایران و عراق نیز بخشی از مسجد جامع اصفهان آسیب دید و بازسازی آن هرگز نتوانست تمام ویژگیهای اصیل بنا را بازگرداند.
به همین دلیل در بسیاری از اسناد بینالمللی، تخریب میراث فرهنگی در جنگ تنها یک خسارت جانبی تلقی نمیشود؛ بلکه نوعی آسیب به هویت تاریخی و فرهنگی یک ملت محسوب میشود.
شهرها تنها با خیابانها و ساختمانهای جدید زنده نمیمانند؛ آنچه به شهر معنا میدهد، نشانههایی است که گذشته را به امروز پیوند میزند. وقتی این نشانهها از میان میروند، چیزی بیش از یک بنا از دست میرود؛ بخشی از حافظه یک شهر خاموش میشود.