وقتی مرگومیر از تولد پیشی میگیرد
کارشناسان میگویند نرخ باروری در بریتانیا به ۱.۴۴ رسیده و مرگومیر به تدریج از تولد پیشی میگیرد. مدارس تعطیل میشوند، نیروی کار پیر میگردد و فشار بر نسل جوان برای تامین هزینه سالمندان افزایش مییابد.
«اگرچه نقطهای که تعداد مرگها از تولدها بیشتر میشود از نظر عاطفی مهم است، اما بخشی از یک روند بلندمدت محسوب میشود.» این را دکتر پل مورلند، جمعیتشناس و نویسنده کتاب «هیچکس باقی نمیماند: چرا جهان به کودکان بیشتری نیاز دارد» میگوید. به گفته او، امید به زندگی از اواخر قرن هجدهم روند صعودی داشته، درحالیکه باروری از اواخر قرن نوزدهم (به جز افزایش کوتاهمدت در اواسط قرن بیستم) کاهش یافته است. «لحظهای فرا میرسد که این دو خط یکدیگر را قطع میکنند.»
دلایل کاهش فرزندآوری پیچیده است. نرخ باروری ۲.۱ فرزند به ازای هر زن معمولا برای حفظ جمعیت در بلندمدت لازم است، اما نرخ فعلی بریتانیا ۱.۴۴ است.
ملانی چانون، استاد دانشگاه باث، میگوید: «کاهش اخیر باروری در بریتانیا بهویژه در افراد زیر ۳۰ سال چشمگیر بوده که نشاندهنده نوعی به تاخیر انداختن فرزندآوری است. با این حال، حتی با در نظر گرفتن تمایل به فرزندآوری در سنین بالاتر، باروری همچنان در حال کاهش است.»
تاثیرات بر مدارس و مشاغل
این تغییرات هماکنون قابل لمس است. برنیس کوانگ از دانشگاه ساوتهمپتون میگوید: «در کوتاهمدت، بخشهایی که به کودکان خدمت میکنند، مثل مراقبت از مادران، مدارس و نگهداری از کودکان، کاهش تعداد تولدها را احساس میکنند.» کاهش ثبتنام برخی مدارس را مجبور به تعطیلی کرده و کسبوکارهایی مانند مراکز بازی نرم و مهدکودکها با مشکل مواجه شدهاند. حتی آموزش مامایی نیز تحت تاثیر قرار گرفته، زیرا دانشجویان باید تعداد مشخصی زایمان را ببینند.
کوانگ میگوید این مشکلات فراتر از خود کودکان است: « ممکن است والدین شاغل، که به طور نامتناسبی از میان مادران هستند، مجبور شوند نیروی کار را ترک کنند یا ساعات کاری خود را کاهش دهند» که پیامدهایی برای اقتصاد و برابری جنسیتی دارد.
سالمندی جمعیت و فشار بر اقتصاد
در همین حال، افزایش طول عمر به «پیر شدن» تدریجی جمعیت کمک میکند. به گفته مورلند، جمعیتهای مسنتر تمایل به ریسکگریزی بیشتری دارند و سرمایه به جای نوآوری به سمت داراییهای امنتر جریان مییابد. همچنین، نیروی کار کوچکتر و مسنتر ممکن است کارآفرینی کمتری داشته و توانایی حفظ رشد اقتصادی را نداشته باشد.
فشار بر منابع عمومی نیز آشکار است؛ تعداد کمتر کارگران باید از هزینههای رو به رشد بازنشستگی، سلامت و مراقبت اجتماعی در سیستم تامین اجتماعی حمایت کنند. افراد مسن به سطوح بسیار بالاتری از حمایت نیاز دارند و بار فزایندهای را بر دوش کارگران جوان میگذارند.
الگوهای مصرف نیز در حال تغییر است. افراد جوان بیشتر کالا و لوازم خانگی میخرند، درحالیکه افراد مسن بیشتر درآمد را صرف مراقبت و خدماتی میکنند که به راحتی قابل خودکارسازی یا برونسپاری نیستند. مورلند میگوید: «دقیقا زمانی که نیروی کار شما رو به کاهش است، تقاضا برای کار دستی محلی افزایش مییابد.»
کشورهایی که قبل از ثروتمند شدن پیر میشوند
بسیاری از کشورهای توسعهیافته با فشارهای مشابهی روبرویند. آنچه قابلتوجه است، گسترش این روندها فراتر از ثروتمندترین اقتصادهاست. در بسیاری از کشورهای با درآمد متوسط و پایین، با وجود توسعه اقتصادی محدودتر، باروری در حال کاهش است. بخشهایی از آمریکای لاتین، کشورهایی مانند جامائیکا و تایلند و ایالتهایی مانند تامیل نادو و کرالا در هند، نرخ باروری قابل مقایسه یا حتی پایینتر از بریتانیا دارند. مورلند میگوید: «کشورهایی هستند که قبل از ثروتمند شدن پیر میشوند.»
در عین حال سرزمینهای اشغالی فلسطین با حدود ۳ فرزند به ازای هر زن، نرخ باروری بسیار بالاتری دارد که نشان میدهد فرهنگ ممکن است نقش مهمی ایفا کند. به گفته چانون، بریتانیا نیز ممکن است نسبت به برخی همسایگان خود تابآورتر باشد: «هنجار بسیار قوی و پایدار دو فرزندی در بریتانیا وجود دارد، به این معنی که نرخ باروری ما کمی بالاتر از برخی کشورهای اروپایی است که تک فرزندی در آنها پذیرفتهتر است.»
در بخشهایی از آفریقای زیرصحرا، باروری همچنان بالاست و جمعیت به سرعت در حال رشد است. در بخشهایی از آسیای مرکزی نیز اقتصادها بدون کاهش مشابه در تولدها رشد کردهاند.
مهاجرت: راهحل موقت، نه جادویی
مهاجرت نقش مهمی ایفا میکند. اگرچه مرگها ممکن است از تولدها پیشی بگیرد، جمعیت بریتانیا هنوز پیشبینی رشد را در چشمانداز دارد، آن هم عمدتا به دلیل مهاجرت خالص. با این همه، مهاجران نیز پیر میشوند، به این معنی که سطح ثابت مهاجرت برای همگام شدن با کاهش باروری و جمعیت سالخورده کافی نخواهد بود.
کوانگ در مورد اخلاقیات میگوید: «من از نظر اخلاقی نسبت به تشویق مهاجران به آمدن به بریتانیا صرفا برای پر کردن شکافهای نیروی کار محتاط هستم، چرا که مسیر اقامت دائم یا هر نوع آینده بلندمدت قابلقبولی برای آنها بسیار دشوار است.» دیگران هم به مسائل اخلاقی گستردهتر اشاره میکنند، از جمله تاثیر بر کشورهایی که نیروی کار ماهر خود را به اقتصادهای ثروتمندتر از دست میدهند.
سیاستهای حمایتی موثرتر از نصیحت
حتی اگر گفتن به مردم که «فرزند بیشتر داشته باشید» کارساز نباشد، راههایی برای حمایت از آنها وجود دارد تا فرزندان دلخواه خود را داشته باشند. چانون میگوید: «هر کس باید حق داشته باشد تصمیم بگیرد چند فرزند داشته باشد و چه زمانی.» با این حال، بسیاری از مردم در سراسر جهان از این حق محروم هستند: در سهچهارم کشورهای مورد بررسی، بیش از ۴۰ درصد زنان در پایان دوره باروری، فرزندان کمتری از آنچه آرزو داشتند دارند که نشاندهنده ناامنی اقتصادی، تعارض کار و خانواده و محدودیتهای اجتماعی گستردهتر است.
سیاستهایی که از خانوادهها حمایت میکنند، بهویژه مراقبت از کودک با قیمت مناسب و مرخصی والدین، میتوانند تفاوت ایجاد کنند. به گفته چانون، این سیاستها در کمک به مردم برای تحقق خواستههایشان موثرتر از افزایش چشمگیر نرخ زادوولد است. او و دیگران همچنین خواستار آموزش جامعتر سلامت باروری در مدارس هستند و تاکید میکنند برنامههای درسی اغلب موضوعات مهمی مانند باروری، سلامت پیش از بارداری، بارداری و سقط جنین را شامل نمیشوند؛ موضوعاتی که بر توانایی جوانان برای انتخاب آگاهانه تاثیر میگذارد.
خبر خوب این است که تغییرات جمعیتی به ندرت ناگهانی است. این تغییرات به تدریج آشکار میشوند تا زمانی که آثارشان در همه جا دیده شود: در کلاسهای درس، در مراقبتهای بهداشتی و اجتماعی و در روابط در حال تغییر بین نسلها. پرسش اصلی این است: آیا این تغییرات همچنان بیصدا انباشته خواهند شد، یا دولتها و جوامع سرانجام شروع به رویارویی آشکارتر با آنها خواهند کرد و راههای سازگاری را جستجو خواهند نمود؟