JAI NewsRoom مدیریت

وقتی حریم، بی‌دفاع می‌شود

30 اردیبهشت 1405 | 14:07 •جامعه
وقتی حریم، بی‌دفاع می‌شود

حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت کلان‌شهر تهران در سکونتگاه‌های روستایی حریم زندگی می‌کنند؛ مناطقی که با وجود نقش مهم در تأمین امنیت غذایی، حفظ منابع طبیعی و ایجاد تعادل اکولوژیک، از ضعف جدی مدیریتی رنج می‌برند.

تهران سال‌هاست مرزهای خود را پشت‌سر گذاشته است؛ شهری که دیگر فقط در محدوده قانونی‌اش تعریف نمی‌شود و اثرات توسعه آن تا روستاهای دوردست البرز، قم، مازندران و دشت‌های جنوبی امتداد یافته است. در این میان، سکونتگاه‌های روستایی حریم پایتخت، آرام‌آرام میان توسعه شهری، سوداگری زمین، مهاجرت، بحران آب و ضعف نظارت فرسوده شده‌اند؛ روستاهایی که نه کاملاً شهری‌اند و نه دیگر می‌توان آن‌ها را با الگوهای سنتی روستایی اداره کرد.

پژوهش «الگوسازی پراکنش سکونتگاه‌های روستایی واقع در حریم شهرها» با مطالعه موردی کلان‌شهر تهران تلاشی است برای پاسخ به یک پرسش کلیدی؛ اینکه چگونه می‌توان میان توسعه تهران و بقای روستاهای حریم، تعادلی پایدار ایجاد کرد.

حریم؛ منطقه‌ای میان شهر و بی‌نظمی

حریم تهران دیگر یک کمربند محافظتی ساده نیست. این محدوده اکنون به فضایی پیچیده و چندلایه تبدیل شده که همزمان با رشد جمعیت، تغییر کاربری زمین، توسعه صنایع، ساخت‌وسازهای غیرمجاز و گسترش شبکه‌های ارتباطی روبه‌رو است.

بررسی‌های پژوهش نشان می‌دهد حدود ۱۵ تا ۲۰ درصد جمعیت کلان‌شهر تهران در سکونتگاه‌های روستایی حریم زندگی می‌کنند؛ مناطقی که با وجود نقش مهم در تأمین امنیت غذایی، حفظ منابع طبیعی و ایجاد تعادل اکولوژیک، از ضعف جدی مدیریتی رنج می‌برند. تغییر مداوم محدوده‌های قانونی، چندگانگی نهادهای تصمیم‌گیر و نبود نظارت مؤثر، باعث شده حریم تهران بیش از آنکه «مدیریت» شود، رها شده باشد.

در این مطالعه تأکید شده که افزایش مساحت حریم بدون تقویت ابزارهای نظارتی، عملاً به تشدید تخریب محیط‌زیست و ساخت‌وساز غیرمجاز منجر شده است.

از ۱۲۰۰ تا ۶۰۰۰ کیلومتر؛ گسترش بی‌وقفه حریم تهران

یکی از بخش‌های پژوهش، بررسی تاریخی تغییرات حریم تهران است؛ روندی که نشان می‌دهد نگاه به حریم بیش از آنکه مبتنی بر ظرفیت‌های اکولوژیک باشد، تابع تصمیمات سیاسی و مدیریتی بوده است.

بر اساس یافته‌های تحقیق، حریم تهران در سال ۱۳۴۷ حدود ۱۲۰۰ کیلومتر مربع بود، اما این محدوده در دهه‌های بعد به شکل جهشی افزایش یافت؛ به‌گونه‌ای که در طرح‌های راهبردی جدید، وسعت حریم به حدود ۶۰۰۰ کیلومتر مربع رسید. این محدوده اکنون بخش‌هایی از استان‌های البرز، قم، مرکزی و مازندران را نیز در بر می‌گیرد.

دراین مطالعه تاکید شده چنین گسترش شتاب‌زده‌ای، بدون ایجاد ساختارهای هماهنگ مدیریتی، به «حریم بدون مدیریت» منتهی شده؛ وضعیتی که پیامد آن تخریب باغات، نابودی اراضی کشاورزی، گسترش سکونتگاه‌های بی‌ضابطه و افزایش نابرابری فضایی بوده است.

بخش اصلی این مطالعه بر استخراج و تحلیل شاخص‌های مؤثر بر پراکنش سکونتگاه‌های روستایی متمرکز است. پژوهشگران با مرور منابع معتبر جهانی شاخص‌ها را در چهار گروه اصلی دسته‌بندی کرده‌اند؛ تولیدات اقتصادی، دسترسی، زمین‌شناسی و اقلیم.

نتایج وزن‌دهی‌ها نشان می‌دهد برخلاف تصور رایج، عوامل اقتصادی مهم‌ترین نقش را در شکل‌گیری الگوهای سکونتگاهی دارند. شاخص‌هایی مانند کشاورزی، دامداری، صنعت، گردشگری و دسترسی به بازار، بیشترین تأثیر را بر جذب جمعیت و توسعه روستاها داشته‌اند.در مقابل، شاخص‌های طبیعی مانند شیب زمین یا سختی بستر، اگرچه در تعیین قابلیت استقرار مؤثرند، اما در الگوی نهایی وزن کمتری پیدا کرده‌اند.

پژوهشگران معتقدند این یافته با واقعیت میدانی حریم تهران نیز همخوانی دارد؛ جایی که در جنوب و غرب تهران، روستاهای صنعتی و تولیدی شکل گرفته‌اند و در شمال، سکونتگاه‌های گردشگری و خدماتی رشد کرده‌اند.مطالعه حاضر تاریخچه جهانی پراکنش سکونتگاه‌ها را نیز مرور می‌کند و نشان می‌دهد الگوی پراکندگی امروز، پدیده‌ای مدرن و وابسته به توسعه حمل‌ونقل موتوری است.

از دهه ۱۹۵۰ و همزمان با توسعه بزرگراه‌ها، حومه‌نشینی و پراکندگی شهری در جهان گسترش یافت؛ روندی که بعدها در کشورهای آسیایی و از جمله ایران نیز تکرار شد. همین مسئله باعث شده الگوهای سنتی مدیریت روستاها دیگر پاسخگوی وضعیت فعلی نباشند.

در این چارچوب، پژوهش تأکید می‌کند که طرح‌های هادی سنتی یا سیاست‌های بخشی، توان مدیریت تحولات پیچیده حریم تهران را ندارند و باید از الگوهای چندمعیاره و مبتنی بر داده استفاده شود.

یکی از دستاوردهای پژوهش، ارائه الگویی ترکیبی برای استقرار سکونتگاه‌های روستایی در حریم تهران است؛ الگویی که متناسب با ویژگی‌های جغرافیایی هر منطقه طراحی شده است.بر اساس این الگو، مناطق کوهستانی شمال تهران باید عمدتاً دارای پراکنش پراکنده باشند؛ چراکه شیب تند، منابع محدود آب و حساسیت اکولوژیک، تمرکز جمعیت را پرخطر می‌کند.

در دره‌ها و مسیر رودخانه‌ها، الگوی خطی پیشنهاد شده است؛ الگویی که امکان دسترسی بهتر به آب، جاده و حمل‌ونقل را فراهم می‌کند.اما در غرب و جنوب تهران که زمین‌های مسطح و حاصلخیز وجود دارد، الگوی خوشه‌ای مناسب‌تر ارزیابی شده؛ زیرا ارائه خدمات، توسعه زیرساخت‌ها و مدیریت منابع را تسهیل می‌کند.برای شرق و جنوب‌شرق تهران نیز ترکیبی از الگوی خطی و خوشه‌ای پیشنهاد شده است؛ به‌ویژه در امتداد راه‌ها و کریدورهای ارتباطی.

گسل، بحران آب و توسعه بی‌ضابطه

پژوهش علاوه بر موضوع سکونت، به مخاطرات محیطی و کالبدی حریم نیز پرداخته است. نزدیکی برخی روستاها به گسل‌های فعال مانند گسل شمال تهران، ری و مشا، خطرپذیری سکونتگاه‌ها را افزایش داده است. در کنار آن، بحران آب، آلودگی هوا، فرسایش خاک و تخریب رودخانه‌ها از دیگر تهدیدهایی است که آینده سکونت در حریم را با چالش مواجه کرده است.

به همین دلیل، در بخش سیاست‌های اجرایی، پیشنهادهایی مانند تخلیه روستاهای پرخطر، مقاوم‌سازی ساختمان‌ها، ایجاد مراکز مدیریت بحران، تعیین حریم قانونی رودخانه‌ها، توسعه حمل‌ونقل کم‌کربن، جلوگیری از تغییر کاربری اراضی کشاورزی و تجمیع روستاهای کوچک مطرح شده است.

حریم تهران؛ مسئله‌ای فراتر از مرزهای اداری

جمع‌بندی نهایی پژوهش بر این نکته تأکید دارد که آینده حریم تهران را نمی‌توان صرفاً با توسعه کالبدی یا محدودیت‌های قانونی مدیریت کرد. از نگاه پژوهشگران، حریم پایتخت نیازمند نوعی سیاست‌گذاری چندبعدی است که همزمان به عدالت فضایی، حفاظت محیط‌زیست، اقتصاد محلی و مشارکت اجتماعی توجه کند.

این پژوهش هشدار می‌دهد که ادامه روند فعلی، می‌تواند حریم تهران را به پهنه‌ای از سکونتگاه‌های ناپایدار، فاقد خدمات و آسیب‌پذیر در برابر بحران‌های محیطی تبدیل کند؛ وضعیتی که نه‌تنها روستاها، بلکه خود تهران را نیز با بحران‌های تازه روبه‌رو خواهد کرد.

در نهایت، مطالعه تأکید می‌کند که توسعه پایدار حریم تنها زمانی ممکن است که سیاست‌گذاری‌ها از نگاه بخشی و کوتاه‌مدت فاصله بگیرند و روستاهای پیرامون تهران، نه به‌عنوان زمین ذخیره توسعه شهری، بلکه به‌عنوان بخشی از نظام زیستی و اقتصادی پایتخت دیده شوند.

برچسب‌ها: #حریم تهران
بازگشت به فهرست