JAI NewsRoom مدیریت

نتایج طرح پایش روانی جامعه بعد از جنگ اعلام شد؛ تهران در صدر ترومای جنگ

22 مهر 1405 | 12:56 •سلامت و درمان
نتایج طرح پایش روانی جامعه بعد از جنگ اعلام شد؛ تهران در صدر ترومای جنگ

سازمان بهزیستی کشور طرح پایش ملی ترومای روانی را با هدف شناسایی بحران روانی جنگ در میان مردم انجام داد و نتایج آن را منتشر کرد.

وقوع دو جنگ در کشور طی یک سال، آسیب‌های زیادی را در جامعه به جا گذاشت. یکی از حوزه‌هایی که با تهدید جدی روبه‌رو است حوزه سلامت روان است. بعد از جنگ، نهادهای مختلف از جمله وزارت بهداشت و انجمن روانپزشکان و سازمان بهزیستی با فعالیت‌های خود در پی شناسایی افراد آسیب‌دیده و ارائه خدمات و کمک‌رسانی به آن‌ها برآمدند.

در همین زمینه طرح پایش روانی جامعه بعد از جنگ از سوی سازمان بهزیستی انجام شد. این طرح از اول خرداد تا ۱۵ تیر امسال توسط سازمان بهزیستی کشور و برای تمام جمعیت بالای ۱۸ سال در ۳۱ استان کشور و از طریق ارسال پیامک و پرسشنامه آنلاین انجام شد. نتایج پایش ملی ترومای روانی نشان می‌دهد از میان بیش از ۴۳۵ هزار نفری که ارزیابی سلامت روان را تکمیل کردند، ۷۰ هزار و ۷۲۳ نفر در سطح پرخطر شناسایی شدند؛ اما فقط ۳۶ هزار و ۷۴۴ نفر برای دریافت خدمات تخصصی اعلام آمادگی کردند. مشارکت محدود در این پایش و فاصله میان شناسایی افراد پرخطر و پیگیری درمان، دو چالش مهم در مواجهه با پیامدهای روانی جنگ است.

۶۰ میلیون پیامک ارسال شد

نتایج سنجش ملی ترومای روانی جنگ، از شناسایی تعداد قابل توجهی از افراد در معرض خطر اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و در عین حال، استقبال محدود از ارزیابی و خدمات تخصصی سلامت روان حکایت دارد.

بر اساس گزارش سازمان بهزیستی، با توجه به جمعیت حدود ۶۰ میلیون نفری بالای ۱۸ سال کشور، اپراتورهای تلفن همراه برای حدود ۶۰ میلیون کاربر پیامک شرکت در این سنجش را ارسال کردند. با این حال، فقط یک میلیون و چهار هزار و ۳۹۵ نفر از سامانه ملی سنجش سلامت روان بازدید کردند و از این تعداد، ۴۳۵ هزار و ۱۵۹ نفر، یعنی کمتر از ۴۴ درصد بازدیدکنندگان، ارزیابی را به‌طور کامل به پایان رساندند.

از میان افرادی که ارزیابی را تکمیل کردند، ۷۰ هزار و ۷۲۳ نفر، معادل ۱۶.۳ درصد پاسخ‌دهندگان، در سطح پرخطر شناسایی شدند. این افراد در معرض خطر اختلال استرس پس از سانحه و دیگر پیامدهای روانی مرتبط با جنگ قرار داشتند و بر اساس برنامه طراحی‌شده، باید متناسب با سطح خطر برای دریافت خدمات روانشناختی ارجاع داده می‌شدند.

شناسایی افراد آسیب دیده، پایان مسیر نیست

هدف از این پایش، تنها شناسایی افراد دارای علائم روانی نبود؛ غربالگری سریع و تخصصی، طبقه‌بندی سطح خطر، ارائه مداخلات اولیه کوتاه‌مدت، ارجاع هدفمند به خدمات تخصصی و کاهش احتمال مزمن‌شدن اختلالات پس از سانحه نیز در شمار اهداف آن قرار داشت.

ارزیابی در سه مرحله طراحی شده بود. در مرحله نخست، افراد با پاسخ به ۹ پرسش درباره واکنش‌های روانی به بحران ارزیابی می‌شدند و افراد دارای سطح خطر متوسط یا بالا به مرحله تخصصی‌تر راه می‌یافتند. در این مرحله، شدت علائم ترومای روانی و احتمال ابتلا به اختلال استرس پس از سانحه بررسی می‌شد و در نهایت، افراد بر اساس سطح خطر برای دریافت خدمات روانشناختی ارجاع می‌شدند.

طبق گزارش منتشرشده، از مجموع ۷۰ هزار و ۷۲۳ فرد شناسایی‌شده در سطح پرخطر، ۳۶ هزار و ۷۴۴ نفر برای مراجعه و پیگیری تخصصی اعلام آمادگی کردند. بیش از ۲۳ هزار نفر از این افراد به مراکز مشاوره و روانشناسی معرفی شدند و بیش از ۱۱ هزار نفر خدمات مشاوره دریافت کردند.

با وجود شناسایی بیش از ۷۰ هزار نفر در سطح پرخطر، همه این افراد وارد مسیر دریافت خدمات تخصصی نشدند. حدود نیمی از افراد شناسایی‌شده برای مداخلات تخصصی اعلام آمادگی نکردند؛ موضوعی که ضرورت بررسی موانع مراجعه و پیگیری خدمات سلامت روان را برجسته می‌کند.

تهران در صدر شناسایی افراد پرخطر

یکی از یافته‌های مهم این پایش، تفاوت میزان شناسایی افراد پرخطر در استان‌های کشور است. بر اساس گزارش سازمان بهزیستی، در میان شرکت‌کنندگان، استان تهران با شیوع ۲۰.۱۵ درصدی در صدر قرار دارد. در این استان بیش از ۱۴ هزار نفر در سطح پرخطر شناسایی شدند.

پس از تهران، استان خراسان رضوی با ۶ هزار و ۲۵۰ نفر و شیوع ۸.۸۴ درصدی، اصفهان با چهار هزار و ۷۰۶ نفر و شیوع ۶.۶۵ درصدی و فارس با چهار هزار و ۱۱۴ نفر و شیوع ۵.۸۲ درصدی قرار دارند. در سوی دیگر این جدول، خراسان شمالی با شیوع ۰.۹۱ درصدی و سمنان با شیوع ۰.۹۳ درصدی کمترین میزان گزارش‌شده را داشته‌اند.

در مجموع، ۱۳ استان شیوعی بین یک تا دو درصد، هفت استان شیوعی بین دو تا سه درصد و پنج استان شیوعی بین چهار تا پنج درصد داشته‌اند.

البته این ارقام بر اساس افرادی محاسبه شده‌اند که در پایش شرکت کرده و ارزیابی را کامل کرده‌اند؛ بنابراین، به‌تنهایی نمی‌توان آن‌ها را برآوردی از میزان واقعی ترومای روانی در کل جمعیت هر استان دانست. میزان مشارکت و تفاوت ویژگی‌های شرکت‌کنندگان نیز در تفسیر نتایج اهمیت دارد.

از نظر تعداد مشارکت‌کنندگان، گلستان با بیش از ۴۸ هزار نفر، مازندران با بیش از ۴۴ هزار نفر و تهران با بیش از ۳۶ هزار نفر بیشترین مشارکت را داشته‌اند. در مقابل، اردبیل با دو هزار و ۵۴ نفر کمترین تعداد شرکت‌کنندگان را ثبت کرده است.

نشانه‌های هشدار در گروه‌های آسیب‌پذیر 

پایش ملی ترومای روانی جنگ، نخستین بررسی از این نوع در جمعیت عمومی بالای ۱۸ سال طی چهار دهه اخیر معرفی شده است؛ اما سازمان بهزیستی پیش از اجرای آن، بعد از جنگ 40روزه و تا پیش از آغاز اجرای این سنجش دو پیمایش درباره پیامدهای روانی جنگ انجام داده بود که بر وضعیت گروه‌های آسیب‌پذیر یعنی جمعیت تحت پوشش و سالمندان تمرکز داشت.

در یکی از این پیمایش‌ها، وضعیت سلامت روان ۲۵۰۰ سالمند پس از جنگ ۴۰روزه بررسی شد. نتایج نشان داد ۷۰ درصد سالمندان افزایش اضطراب را تجربه کرده‌اند، ۴۸ درصد از کاهش کیفیت خواب خبر داده‌اند و ۷۸ درصد کاهش احساس امنیت در محیط زندگی خود را گزارش کرده‌اند.

شدت اضطراب در میان سالمندان دهک‌های اقتصادی سه تا هفت بیشتر بود، در حالی که کاهش احساس امنیت و افت کیفیت خواب در دهک‌های اقتصادی یک تا سه بیشتر مشاهده شد. زنان سالمند نیز بیشترین آسیب‌پذیری را در برابر بحران روانی جنگ تجربه کرده بودند.

پیمایش دیگر سازمان بهزیستی، جمعیت تحت پوشش این سازمان شامل افراد دارای معلولیت، زنان سرپرست خانوار، کودکان تحت حمایت و افراد درگیر اعتیاد را بررسی کرده بود. بر اساس نتایج این بررسی، حدود ۷۰ درصد افراد این گروه‌ها با افزایش اضطراب روبه‌رو شده بودند و بیشترین میزان اضطراب در میان زنان سرپرست خانوار مشاهده شد. همچنین حدود نیمی از افراد بررسی‌شده از کاهش احساس امنیت خبر داده بودند.

این یافته‌ها نشان می‌دهد پیامدهای روانی جنگ در گروه‌های مختلف جامعه یکسان نیست و وضعیت اقتصادی، سن و شرایط اجتماعی می‌تواند در میزان آسیب‌پذیری نقش داشته باشد.

چرا افراد پرخطر به خدمات تخصصی مراجعه نمی‌کنند؟

سازمان بهزیستی، اجرای این پایش را در فاصله کوتاهی پس از پایان جنگ ۴۰روزه فرصتی برای مداخله زودهنگام و جلوگیری از تبدیل واکنش‌های اولیه به اختلالات مزمن ‌دانست. با این حال، میزان مشارکت در سنجش و استقبال از خدمات تخصصی نشان می‌دهد که شناسایی افراد در معرض خطر، به‌تنهایی برای مدیریت پیامدهای روانی جنگ کافی نیست.

بر اساس تحلیل مطرح‌شده در گزارش، مشارکت محدود در این طرح می‌تواند با عوامل مختلفی مرتبط باشد؛ از جمله نگرانی از انگ اجتماعی ناشی از مراجعه برای دریافت خدمات روانشناختی و احتمال کاهش اعتماد عمومی به خدمات دولتی در این حوزه. البته داده‌های منتشرشده به‌تنهایی مشخص نمی‌کنند که هریک از این عوامل تا چه اندازه در مشارکت پایین نقش داشته‌اند.

از سوی دیگر، هزینه‌های بالای روان‌درمانی و مشاوره می‌تواند دسترسی به خدمات را محدود کند؛ به‌ویژه برای افرادی که با مشکلات اقتصادی روبه‌رو هستند. از این منظر، اعلام آمادگی برای دریافت خدمات تخصصی لزوماً به معنای دسترسی واقعی و ادامه درمان نیست.

فاصله میان شناسایی افراد پرخطر و ورود آن‌ها به مسیر مداخله، ضرورت پیگیری وضعیت این افراد را برجسته می‌کند. همچنین باید روشن شود افرادی که برای دریافت خدمات اعلام آمادگی نکرده‌اند، آیا از مسیر دیگری به خدمات تخصصی دسترسی پیدا کرده‌اند یا همچنان بدون پیگیری باقی مانده‌اند.

نخستین پایش ملی ترومای روانی جنگ، تصویری از بخشی از آسیب‌های روانی پس از جنگ ارائه می‌دهد؛ اما میزان مشارکت محدود و فاصله میان شناسایی و دریافت خدمات نشان می‌دهد که برای تبدیل نتایج غربالگری به مداخله مؤثر، باید موانع مراجعه، هزینه خدمات و سازوکار پیگیری افراد پرخطر نیز مورد توجه قرار گیرد.


بازگشت به فهرست