۳ نماینده مجلس هشدار دادند: افزایش نگرانکننده فقر سالمندان در ایران
سه نماینده مجلس بر این باورند که سالمندان ایران نهتنها با مشکلات اقتصادی شدید، بلکه با ساختارهای معیوب مدیریتی و بیمهای مواجهاند. آنها اجرای ناقص قوانین و نبود منابع پایدار را دلیل اصلی فشار بر بازنشستگان میدانند.
زنی 75 ساله به نام خانم زهرا، ساکن یکی از محلههای حاشیهای تهران، قصهای تلخ دارد؛ قصه زنی که سالها تلاش کرده تا زندگی خانوادهاش را بچرخاند، اما حالا در دوران بازنشستگی، روزگارش پر است از دغدغههای مالی، بیماری و تنهایی. او میگوید: «حقوقم به سختی حتی یک هفته زندگی را میچرخاند. هزینههای دارو و درمان آنقدر زیاد شده که گاهی مجبورم از فرزندانم کمک بگیرم.»
این روایت تنها نمونهای کوچک از وضعیت هزاران سالمند ایرانی است که به جای برخورداری از دوران آرامش و احترام، با بحرانهای اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکنند.
گفتوگو با نمایندگان مجلس، از جمله احمد بیگدلی، عضو کمیسیون اجتماعی، نشان میدهد که مشکلات سالمندان تنها ناشی از شرایط اقتصادی نیست، بلکه ریشه در ساختارهای معیوب تصمیمگیری و نبود نهادهای متولی و منابع مالی پایدار دارد. بیگدلی با تأکید بر این نکته میگوید: قوانین خوبی داریم، اما مشکل اصلی در اجراست. وقتی قانون میگوید دستمزد باید بر مبنای نرخ تورم و سبد معیشت باشد، اما هیچ تعریف روشنی از تورم وجود ندارد، نتیجه چیزی جز سردرگمی و بیعدالتی نیست.
او میگوید طی سالهای اخیر، نرخ تورم واقعی بیش از ۳۰ تا ۴۰ درصد بوده اما دستمزدها و حقوق بازنشستگان به تناسب آن افزایش نیافته است. در واقع، فشار اقتصادی بیشتر بر دوش همین قشر افتاده است.
بیگدلی همچنین از نگاه محدود به بازنشستگان انتقاد میکند: ما فکر میکنیم بازنشسته فقط خودش و همسرش است، در حالیکه ممکن است هنوز نانآور فرزندان و نوهها باشد. هزینههای زندگی یک بازنشسته میتواند حتی از یک فرد جوانتر بیشتر باشد.»
اما موضوع تنها حقوق نیست؛ مالیات بر ارزش افزوده و افزایش هزینههای زندگی نیز فشار مضاعفی به سالمندان وارد میکند. بیگدلی مثال سادهای میزند که مفهوم توانمندسازی واقعی را روشن میکند: دولت با پول مردم حقوقشان را افزایش میدهد و همان مردم دوباره مالیات میدهند. این یعنی جابهجایی صوری منابع و نه توانمندسازی واقعی.
نبود بیمه فراگیر و تبعیض اجتماعی
از دیگر مشکلات ساختاری، پیچیدگی نظام بیمهای کشور است که تنها اقشار رسمی و کارمندان را پوشش میدهد. کشاورزان، کارگران فصلی و بسیاری از افراد شغل آزاد فاقد بیمهاند. بیگدلی در این زمینه میگوید: اصل عدالت میگوید همه باید از حقوق برابر برخوردار باشند اما در عمل اینگونه نیست.
این نابرابری باعث میشود سالمندان بسیاری بدون هیچ پشتوانه مالی یا بیمهای، در شرایط بسیار دشواری زندگی کنند. بیگدلی به وجود ساختارهای موازی و ناهماهنگ در حوزه بهداشت و درمان نیز اشاره میکند و معتقد است: وجود نهادهای متعدد و موازی، باعث شده کارآمدی کاهش یابد و مشکلات همچنان حل نشده باقی بماند. نیازمند یک متولی واحد برای مدیریت سلامت هستیم.
حمایتهای فرهنگی اما چالشهای اقتصادی
روحالله لک علیآبادی، عضو کمیسیون بهداشت مجلس نگاه متفاوتی به موضوع سالمندان دارد؛ او معتقد است از نظر فرهنگی خانوادهها نقش مهم و مثبت دارند و هنوز احترام به سالمندان حفظ شده است: آمار خانههای سالمندان بسیار پایین است و این نشاندهنده فرهنگ قوی خانوادههاست.
با این حال، او وضعیت اقتصادی سالمندان را نگرانکننده میداند و هشدار میدهد: سالمندی که بعد از ۳۰ سال کار حالا محتاج کمک مالی فرزندانش است، عزتش خدشهدار میشود و از نظر روحی آسیب میبیند.
لک علیآبادی همچنین وضعیت بیمهای و درمانی سالمندان را ناکافی میداند و از تأخیر در پرداخت حقوق بازنشستگان آموزش و پرورش انتقاد میکند: این تأخیرها و تورم باعث شده حقوق ارزش خود را از دست بدهد و خیلی از سالمندان توان بازگشت به کار را ندارند.
واقعیتهای میدانی و فشار بر بهزیستی
احمد آریایینژاد، نماینده مردم ملایر هم از نزدیک با این بحرانها مواجه است و میگوید: بسیاری از سالمندان تحت پوشش بهزیستی هستند و خانوادهها نمیتوانند هزینههای آنها را پرداخت کنند و برخی سالمندان حتی رها شدهاند.
او به بحران منابع مالی دولت اشاره میکند و تأکید دارد: ۸۵ درصد هزینههای جاری دولت صرف حقوق و مزایا میشود و در چنین شرایطی تأمین هزینههای سالمندان به سختی امکانپذیر است.
آریایینژاد همچنین به ریشههای اقتصادی مشکل اشاره میکند: ما تولید ثروت نداریم و دلالی و دست به دست شدن کالا تورم ایجاد میکند. سالمندانی که توان کار ندارند و بیمه هم ندارند، در خیابانها رها میشوند.
سه نماینده مجلس بر این باورند که سالمندان ایران نهتنها با مشکلات اقتصادی شدید، بلکه با ساختارهای معیوب مدیریتی و بیمهای مواجهاند. احمد بیگدلی اجرای ناقص قوانین و نبود منابع پایدار را دلیل اصلی فشار بر بازنشستگان میداند و بر ضرورت استقلال مالی حمایتها تاکید میکند. روحالله لک علیآبادی، ضمن قدردانی از جایگاه فرهنگی سالمندان در خانوادهها، وضعیت معیشتی و درمانی آنها را بحرانی میداند و خواستار چتر حمایتی جامع است. احمد آریایینژاد نیز با اشاره به افزایش روزافزون سالمندان فقیر، بر نیاز به سیاستهای کارآمد و مدیریت منابع تاکید میکند تا این بحران اجتماعی قابل کنترل شود.
سالمندان ایرانی امروز زیر فشار تورم و نابرابریهای ساختاری زندگی میکنند. حقوقشان کفاف هزینههای دارو و خوراک را نمیدهد و نبود بیمه فراگیر، آنها را بیشتر در معرض خطر قرار داده است و ساختارهای موازی و ناکارآمد مدیریت، این بحران را پیچیدهتر کردهاند.