JAI NewsRoom مدیریت

نقش اتوماسیون در تضعیف اتحادیه‌های کارگری در اروپای غربی

30 مهر 1404 | 09:09 •جهان
نقش اتوماسیون در تضعیف اتحادیه‌های کارگری در اروپای غربی

یکی از جدیدترین پژوهش‌ها در اتوماسیون (ماشینی‌سازی)، گسترش استفاده از ربات‌های صنعتی را به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده و ماثر در کاهش نفوذ اتحادیه‌ها معرفی می‌کند؛ عاملی که نه از دل ناکارآمدی تشکل‌ها، بلکه از دل دگرگونی‌های ساختاری در اشتغال برآمده است.

در دهه‌های اخیر، اتحادیه‌های کارگری که همواره از ارکان مهم نظام‌های بازار کار در اروپا بوده‌اند، با افولی چشمگیر مواجه شده‌ است. کاهش نرخ عضویت در اتحادیه‌ها به‌ویژه در کشورهای اروپای غربی، منبع الهام پژوهشگران برای جستجوی علل ساختاری و اقتصادی این روند است. یکی از جدیدترین پژوهش‌ها در این زمینه، گسترش استفاده از ربات‌های صنعتی را به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده و ماثر در کاهش نفوذ اتحادیه‌ها معرفی می‌کند؛ عاملی که نه از دل ناکارآمدی تشکل‌ها، بلکه از دل دگرگونی‌های ساختاری در اشتغال برآمده است.

طراحی مجموعه داده‌های جدید

این پژوهش که توسط تیمی از متخصصان IZA  موسسه‌ای پژوهشی در آلمان و متخصص در اقتصاد کار و سیاست‌های اشتغال انجام شده است، بر اساس طراحی مجموعه داده‌ای انجام شده است که نرخ عضویت در اتحادیه‌های کارگری را در سطح صنایع و مناطق در ۱۵ کشور اروپای غربی، بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۸، بررسی می‌کند. در این مجموعه داده، اطلاعات نظرسنجی‌های فردی با داده‌های جمعیتی ترکیب شده است.

در گام نخست، با تحلیل پاسخ نظرسنجی‌ها، برآورد شد که افراد با ویژگی‌های مشخص مانند سن، جنسیت، سطح تحصیلات، شغل، صنعت محل اشتغال و منطقه سکونت چه میزان احتمال عضویت در اتحادیه دارند. به‌عنوان نمونه، احتمال عضویت زنی ۳۰ ساله با مدرک کارشناسی ارشد، شاغل در حرفه پزشکی در منطقه لمباردی ایتالیا بررسی شد.

در گام بعدی، داده‌های جمعیتی مورد استفاده قرار گرفت تا میزان شیوع هر ترکیب جمعیتی و شغلی در مناطق مختلف سنجیده شود. این رویکرد امکان ارائه تصویری دقیق‌تر و جزئی‌تر از نرخ واقعی عضویت در اتحادیه‌ها در سطح محلی را فراهم کرد؛ تصویری که از دل میانگین‌های ملی قابل استنتاج نبود.

ربات‌ها شغل‌ها را تنها حذف نمی‌کنند بلکه تغییر می‌دهند

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که در مناطقی که به‌طور گسترده‌تری پذیرای فناوری رباتیک هستند، کاهش قابل‌توجهی در نرخ عضویت در اتحادیه‌ها مشاهده می‌شود. اما این کاهش عمدتا به‌دلیل ترک اتحادیه‌ها از سوی کارگرانِ شاغل در بخش‌های خودکارشده نیست بلکه حاصل تغییری در ترکیب کلی اشتغال است.

اتوماسیون باعث کاهش شغل در صنایعی می‌شود که سابقه‌ای قوی در فعالیت‌های اتحادیه‌ای دارند، از جمله صنایع تولیدی سنتی و همزمان رشد اشتغال در بخش‌هایی را رقم می‌زند که از نظر تاریخی، حضور اتحادیه‌ها در آن‌ها ضعیف بوده است. به‌بیان دیگر، ساختار اشتغال در حال تغییر به‌سوی صنایعی است که به‌طور ساختاری، امکان و زمینه سازمان‌یابی کارگران در قالب تشکل‌های رسمی را کمتر فراهم می‌کنند.

همچنین ذکر این نکته مهم است که رباتیزه‌ شدن صنایع از نظر جغرافیایی هم معمولا در مناطق خاصی متمرکز است، مانند نواحی صنعتی با تمرکز بر خودروسازی یا صنایع الکترونیک. بنابراین، افت قدرت اتحادیه‌ها نیز نابرابر توزیع می‌شود.

تمایز ساختاری میان صنایع

این تفاوت میان صنایع، نکته‌ای کلیدی در تحلیل تضعیف اتحادیه‌هاست. صنایعی مانند تولید خودرو که به‌شدت در معرض اتوماسیون قرار دارند در گذشته مکان مناسبی برای سازمان‌دهی کارگران بوده‌اند. در این صنایع، ویژگی‌هایی همچون واحدهای کاری بزرگ، تولید متمرکز و مشاغل نسبتا پایدار، شرایط را برای فعالیت‌های اتحادیه‌ای مساعد می‌کردند.

در مقابل، بسیاری از صنایع خدماتی که اکنون در حال رشد و توسعه‌اند، مانند خرده‌فروشی، هتلداری و صنایع مراقبت‌های شخصی، با ساختاری روبه‌رو هستند که به‌مراتب امکان سازمانیابی کمتری را برای اتحادیه‌ها فراهم می‌کنند. این بخش‌ها غالبا خصلت‌هایی همچون خرد بودن بنگاه‌ها، نرخ بالای جابه‌جایی نیروی کار و شرایط کاری بی‌ثبات دارند؛ عواملی که کار سازمان‌دهی در اتحادیه‌ها را به‌شدت دشوار می‌کنند.

کاهش عضویت ساختاری و پیامدهای آن

بر اساس این یافته‌ها، نمی‌توان افول اتحادیه‌ها را صرفا به ضعف مدیریتی یا کاهش علاقه کارگران به فعالیت جمعی نسبت داد. بلکه این روند، بازتابی از تغییرات ساختاری در بازار کار است که با توسعه فناوری و دگرگونی در الگوهای تولید و اشتغال ایجاد شده‌اند. ربات‌ها فقط جای مشاغل را نمی‌گیرند، بلکه اکوسیستم اشتغال را به‌سمت شکلی از محیط کار  سوق می‌دهند که در آن‌ها نهادهای کارگری کمتر امکان بقا دارند، البته اگر هنوز بتوان عنوان محیط به معنای سنتی را به اکوسیستم‌های اشتغال جدید اطلاق کرد.

تضعیف اتحادیه‌ها تنها محدود به حوزه کار و دستمزد نیست. اتحادیه‌های کارگری در اروپا، نقشی فراتر از چانه‌زنی حقوقی و مزدی داشته‌اند. آن‌ها در طول دهه‌ها به شکل‌گیری نهادهای بازار کار، حمایت از سیاست‌های بازتوزیعی و تقویت مشارکت اجتماعی و سیاسی در سطح جامعه کمک کرده‌اند.

کاهش نفوذ این نهادها، می‌تواند به افزایش نابرابری اقتصادی، تضعیف صدای کارگران در عرصه سیاست‌گذاری و دگرگونی‌های عمیق‌تر در دینامیک‌های سیاسی منجر شود، به‌ویژه در مناطقی که با رکود صنعتی مواجه‌اند. برای مثال در مناطقی که به شدت به صنعت وابسته هستند و همزمان با بیکاری و افول اتحادیه‌ها مواجه‌اند، احتمال افزایش گرایش کارگران به سیاست‌‌های پوپولیستی، بی‌اعتمادی به نهادها و کاهش مشارکت سیاسی بیشتر است؛ در نتیجه در این مناطق بروز بحران‌های اجتماعی و سیاسی نیز محتمل‌تر خواهد بود.

آینده سازمان‌یابی در اقتصاد خدمات

پژوهش مورد نظر در نهایت این پرسش را مطرح می‌کند که آیا در اقتصاد خدماتی و دیگر بخش‌هایی که اتحادیه‌های سنتی در آن‌ها تضعیف شده‌اند، اشکال جدیدی از سازمان‌یابی کارگران، چه در قالب‌های رسمی و چه غیررسمی امکان ظهور پیدا خواهد کرد یا خیر؟ اگر چنین نباشد، روند تضعیف اتحادیه‌ها تداوم خواهد یافت؛ نه به این دلیل که تمایل به کنش جمعی کاهش یافته، بلکه به این دلیل که ساختار جدید بازار کار، فضا را برای چنین اقداماتی هرچه محدودتر می‌سازد.

در پایان در نظر گرفتن این نکته هم ضروری است که خودکارسازی تنها عامل تکنولوژیکی ماثر در تحول بازار کار نیست. فناوری‌های نرم‌افزاری و هوش مصنوعی نیز به شکل گسترده‌تری مشاغل خدماتی و اداری را تغییر داده‌اند، بدون اینکه ساختار مناسبی برای سازمان‌یابی کارگری در این حوزه‌ها شکل گرفته باشد. به عبارتی، دیجیتالی شدن در کنار رباتیزه شدن، قدرت اتحادیه‌ها را در هر دو بخش صنعت و خدمات به چالش کشیده است. این یافته‌ها، زنگ هشداری برای سیاست‌گذاران، اتحادیه‌ها و فعالان حوزه کار است تا در طراحی راه‌حل‌های جدید برای تقویت صدای کارگران در ساختارهای نوین اقتصادی تجدیدنظر کنند.

منبع: wol.iza.org

بازگشت به فهرست