JAI NewsRoom مدیریت

نهادهای پاسخگو، کلید رفاه: عبور از فقر آمار به غنای زندگی

09 مهر 1404 | 09:08 •اقتصاد
نهادهای پاسخگو، کلید رفاه: عبور از فقر آمار به غنای زندگی

در دنیای امروز، رفاه دیگر فقط یک واژه نیست؛ معیاری است برای سنجش کیفیت زندگی. اما وقتی این مفهوم انسانی به اعداد تقلیل می‌یابد، چه چیزی از واقعیت زندگی مردم نادیده می‌ماند؟

در سال‌های اخیر، واژه «رفاه» که در ذات خود مفهومی کیفی، چندبُعدی و انسانی دارد، به‌تدریج به یک شاخص کمّی تقلیل یافته است؛ چیزی که می‌توان آن را «نرخ رفاه» نامید. این پدیده، بازتابی از یک رویکرد عددمحور به مسائل اجتماعی است؛ رویکردی که پیچیدگی زندگی انسانی را در یک خط آماری خلاصه کند.

در گزارش‌های اقتصادی، «رفاه» دیگر نه به‌عنوان کیفیت زندگی، احساس امنیت، عدالت، دسترسی به خدمات یا آرامش روانی، بلکه اغلب معادل با «میزان درآمد»، «دسترسی به کالاهای مصرفی» یا «توان خرید» تعریف می‌شود. بدین ترتیب، وقتی گفته می‌شود «نرخ رفاه افزایش یافته»، منظور اغلب فقط بالا رفتن سطح دستمزد یا درآمد خانوار است. اما آیا افزایش درآمد به‌تنهایی به معنای افزایش واقعی رفاه است؟

نادیده‌گرفتن فاکتورهای غیرمالی

رفاه مفهومی است که فاکتورهای مختلفی در آن نقش دارند: امنیت روانی، کیفیت محیط زیست، روابط اجتماعی، رضایت از زندگی، عدالت اجتماعی، دسترسی برابر به آموزش و درمان و... اما وقتی این مفهوم به «نرخ» تبدیل می‌شود، این ابعاد کیفی کنار گذاشته می‌شوند. در نتیجه، سیاست‌گذار یا تحلیل‌گر اقتصادی ممکن است افزایش حقوق ماهیانه را به‌عنوان نشانه‌ای از ارتقای رفاه تلقی کند، در حالیکه در همان زمان، اضطراب جمعی، ناامنی شغلی یا تبعیض اجتماعی در حال افزایش است.

واقعیت این است که رفاه را نمی‌توان تنها با عدد و رقم سنجید. ممکن است دو فرد با سطح درآمدی مشابه، کیفیت زندگی کاملاً متفاوتی داشته باشند. در یک جامعه، حتی با رشد اقتصادی، احساس سرخوردگی یا نارضایتی عمومی ممکن است افزایش یابد. این نشان می‌دهد که تجربه رفاه بسیار شخصی و زمینه‌مند است و نمی‌توان آن را صرفاً با یک شاخص اقتصادی مانند درآمد یا مصرف اندازه‌گیری کرد.

رفاه یعنی آن چیزی که زندگی را «ارزشمند» می‌کند، نه فقط «ممکن». وقتی فرزندی با خیال راحت در مدرسه‌ای باکیفیت درس می‌خواند، مادری به خدمات درمانی مناسب دسترسی دارد، و مردمی با اعتماد متقابل در جامعه‌ای آرام و آزاد زندگی می‌کنند، آن‌جاست که می‌توان گفت رفاه وجود دارد.

ورود شاخص‌ها به میدان

اما چطور می‌توان این حسِ کیفیت زندگی را در قالب عدد و شاخص سنجید؟ اینجاست که پای «شاخص‌های رفاه» به میان می‌آید.

در لندن، مؤسسه‌ای به نام لگاتوم هر سال نقشه‌ای جهانی ترسیم می‌کند؛ نه از مرز کشورها، بلکه از سطح رفاه مردمانشان. آن‌ها رفاه را فقط با پول نمی‌سنجند. به‌جای آن، می‌پرسند:

·         آیا مردم به یکدیگر اعتماد دارند؟

·         چقدر احساس آزادی در تصمیم‌گیری دارند؟

·         دولت‌ها چقدر درستکار و کارآمدند؟

·         آیا کودکان آموزش درست می‌بینند؟

·         مردم چقدر سالم، امن و امیدوار زندگی می‌کنند؟

و پاسخ این پرسش‌ها را در ۹ بُعد دسته‌بندی می‌کنند: از آموزش و سلامت گرفته تا سرمایه اجتماعی، کیفیت حکومت و محیط زیست و نام این نقشه را «شاخص رفاه لگاتوم» گذاشته‌اند.

در سوی دیگر سازمان ملل هر سال شاخص توسعه انسانی (HDI) را منتشر می‌کند؛ ساده‌تر، اما بسیار گویا. این بار فقط سه سئوال پرسیده می‌شود:

1.      مردم چقدر عمر می‌کنند؟

2.      چقدر آموزش می‌بینند؟

3.      چقدر درآمد دارند؟

پاسخ این سئوال‌ها، تصویری کلی از سطح انسانی زندگی در هر کشور ترسیم می‌کند. هرچه این شاخص بالاتر باشد، کیفیت زندگی هم بهتر است.

ما کجای داستان ایستاده‌ایم؟

وقتی به این شاخص‌ها نگاه می‌کنیم، تنها با اعداد روبه‌رو نیستیم؛ بلکه با داستان زندگی میلیون‌ها انسان مواجه‌ایم. اینکه چگونه یک کشور توانسته با سرمایه‌گذاری در آموزش و سلامت، رفاه بسازد، یا چگونه جنگ، فساد یا نبود آزادی، کیفیت زندگی را پایین کشیده است.

کشورهای گوناگون، هرکدام با داشته‌ها، فرصت‌ها و محدودیت‌های خاص خود، راهی را برای بهبود شرایط اقتصادی و اجتماعی پیموده‌اند؛ از به‌کارگیری فناوری‌های نوین گرفته تا اصلاح سیاست‌ها و ساختارهای ناکارآمد.

برای سنجش میزان این پیشرفت، شاخص‌های گوناگونی تعریف شده‌اند که به دو دسته اصلی تقسیم می‌شوند:

·         شاخص‌های تکی مانند درآمد سرانه، که فقط یک بُعد از رفاه را می‌سنجند.

·         شاخص‌های ترکیبی مانند HDI یا لگاتوم، که تصویر جامع‌تری ارائه می‌دهند.

یکی از پرکاربردترین ابزارها برای مقایسه کشورها، تولید ناخالص داخلی (GDP) است؛ اما این عدد تنها یک‌طرف ماجراست. ایران در سال 2024 با GDP معادل ۴۰۱ میلیون و ۳۵۷ دلار، در رده 41 جهان از میان 196 کشور ایستاد.

اما وقتی پای GDP سرانه به میان می‌آید، رتبه ایران به رتبه ۱۲۲ سقوط می‌کند. این بدان معناست که جمعیت ایران، نسبت به دیگر کشورها، از سطح رفاه نسبتاً پایینی برخوردار است. چرا؟ به‌دلیل جمعیت بالا و توزیع نابرابر منابع.

شاخص برابری قدرت خرید (PPP) نیز معیار دیگری برای مقایسه اقتصادی کشورهاست. این شاخص نشان می‌دهد که با یک مبلغ مشخص پول (مثلاً یک دلار)، در کشورهای مختلف چه مقدار کالا و خدمات می‌توان خرید. ایران در این شاخص، رتبه ۸۹ را دارد.

با این حال، دو کشور ممکن است درآمدی مشابه داشته باشند، اما کیفیت زندگی متفاوتی را تجربه کنند. در این‌جا، شاخص توسعه انسانی (HDI) وارد عمل می‌شود. رتبه ایران در این شاخص، ۷۸ جهان است.

برای تصویری جامع‌تر، باید به شاخص لگاتوم نگاه کرد. در سال ۲۰۲۳، ایران در این شاخص در رتبه ۱۲۶ ایستاد؛ جایگاهی که نسبت به سال‌های گذشته افت داشته است.

بر اساس گزارش کانتری اکونومی، ارزش مطلق GDP ایران نسبت به سال ۲۰۲۳ به میزان ۲۸٬۵۳۷ میلیون دلار افزایش یافته است. تولید ناخالص داخلی سرانه در ایران در سال ۲۰۲۴ به ۴٬۴۳۰ دلار رسید، که نسبت به سال ۲۰۲۳ (۴٬۱۱۵ دلار) معادل ۳۱۵ دلار افزایش داشته است.

اگر روند GDP سرانه ایران را در طول چند سال اخیر بررسی کنیم، می‌بینیم که در سال ۲۰۱۴ این رقم ۵٬۹۱۰ دلار بوده است

چرا برخی ملت‌ها به رفاه می‌رسند و برخی دیگر شکست می‌خورند؟

روایت توسعه در جهان، همیشه داستان منابع یا فرهنگ‌ها نبوده، بلکه بیش از هر چیز داستان نهادهاست. توسعه و رفاه، چیزی فراتر از رشد اقتصادی است. این واقعیت را دو اقتصاددان برجسته، دارون عجم‌اوغلو و جیمز رابینسون، در کتاب تاثیرگذار خود «چرا ملت‌ها شکست می‌خورند؟» به‌خوبی شرح داده‌اند.

در این کتاب که نخستین‌بار در سال ۲۰۱۲ منتشر شد، نویسندگان با مرور ده‌ها نمونه تاریخی، یک سئوال بنیادین را مطرح می‌کنند مبنی بر اینکه چرا برخی کشورها ثروتمند و توسعه‌یافته‌اند، در حالیکه دیگران در فقر مزمن باقی مانده‌اند، و پاسخ آن‌ها روشن است: تفاوت در کیفیت نهادهای سیاسی و اقتصادی.

نویسندگان با استناد به ده‌ها نمونه از آمریکای لاتین، آفریقا و حتی آسیای میانه، نشان می‌دهند که سلطه‌ نخبگان خاص یا الیگارشی‌ها، عامل اصلی در جا زدن کشورها از مسیر توسعه بوده است. این نخبگان با مهار نهادهای سیاسی، مانع از مشارکت عمومی و پاسخ‌گویی می‌شوند و یک چرخه‌ فقر و استبداد را تکرار می‌کنند.

بر همین اساس، نظریه‌ آنان هشدار می‌دهد که تا زمانی که ساختار سیاسی دموکراتیک، مشارکتی و پاسخ‌گو ایجاد نشود، حتی بهترین سیاست‌های اقتصادی نیز به نتیجه نمی‌رسند. توسعه‌ واقعی، از دل نهادهایی می‌آید که مردم را در تصمیم‌گیری سهیم کنند، نه نهادهایی که صرفاً در خدمت یک طبقه‌ خاص باشند.

برچسب‌ها: #نرخ رفاه
بازگشت به فهرست