JAI NewsRoom مدیریت

مشارکت داوطلبانه و نقش آن در جامعه

08 مهر 1405 | 12:40 •رفاه
مشارکت داوطلبانه و نقش آن در جامعه

مشارکت داوطلبانه در ایران پدیده‌ای چندشکل است که هم در شبکه‌های رسمی و سازمان‌یافته و هم در روابط و ابتکارهای اجتماعی غیررسمی جریان دارد.

مشارکت داوطلبانه به حضور و فعالیت آزادانه افراد در کارهای جمعی گفته می‌شود، بدون آنکه انجام این فعالیت الزام قانونی یا اجبار شغلی داشته باشد. کمک به یک مؤسسه خیریه، عضویت و فعالیت در یک سازمان مردم‌نهاد، همکاری در فعالیت‌های محله‌ای، مشارکت در برنامه‌های محیط‌زیستی یا فرهنگی و کمک‌رسانی در زمان بحران، از نمونه‌های مشارکت داوطلبانه هستند. داوطلبی فقط به معنای کمک مالی نیست. فرد ممکن است وقت، مهارت، تجربه، دانش یا نیروی خود را در اختیار یک فعالیت جمعی قرار دهد. از این منظر، مشارکت داوطلبانه یکی از راه‌هایی است که افراد از طریق آن از زندگی فردی فراتر می‌روند و در حل مسائل جامعه نقش می‌گیرند.

مشارکت داوطلبانه چه ویژگی‌هایی دارد؟

سه ویژگی در تعریف مشارکت داوطلبانه اهمیت زیادی دارند: اختیار، فعالیت جمعی و هدفی فراتر از منفعت شخصی مستقیم.

اختیار به این معناست که فرد از روی انتخاب در فعالیت شرکت می‌کند، نه به دلیل اجبار قانونی یا وظیفه شغلی. فعالیت جمعی نیز به این معناست که مشارکت معمولاً در ارتباط با دیگران و برای یک هدف اجتماعی، فرهنگی، محیط‌زیستی، بشردوستانه یا محلی انجام می‌شود.

البته داوطلبی لزوماً به معنای نبود هرگونه منفعت شخصی نیست. فرد ممکن است از مشارکت خود احساس رضایت کند، مهارت جدید بیاموزد، دوستان و ارتباطات تازه پیدا کند یا تجربه کاری به دست آورد. بنابراین، وجود پیامد شخصی، داوطلبانه بودن فعالیت را از بین نمی‌برد؛ مسئله اصلی این است که مشارکت بر اساس انتخاب فرد و در چارچوب یک فعالیت جمعی انجام شود.

مشارکت داوطلبانه چگونه شکل گرفت؟

کمک متقابل، یاری به نیازمندان و کار جمعی سابقه‌ای بسیار قدیمی دارد.  مشارکت داوطلبانه به معنای امروزی آن زمانی شکل گرفت که این فعالیت‌ها به تدریج از روابط خانوادگی و محلی فراتر رفتند و در قالب انجمن‌ها، نهادهای خیریه و گروه‌های مدنی سازمان یافتند. یکی از نخستین بزنگاه‌های مهم در این مسیر، قرن نوزدهم و هم‌زمانی گسترش شهرنشینی و صنعتی‌شدن بود. رشد سریع شهرها، فقر شهری، بیماری، شرایط نامناسب کار و مسکن و دیگر پیامدهای صنعتی‌شدن، مسائل اجتماعی تازه‌ای ایجاد کرد که دیگر فقط در چارچوب خانواده یا اجتماع محلی قابل حل نبودند. در این دوره، انجمن‌های خیریه و سازمان‌های داوطلبانه گسترش یافتند و مشارکت افراد در کمک به دیگران، به تدریج شکل سازمان‌یافته‌تری پیدا کرد.

بزنگاه مهم بعدی در قرن بیستم رخ داد؛ زمانی که داوطلبی از کمک به فقرا و فعالیت‌های خیریه فراتر رفت و به یکی از شیوه‌های مشارکت شهروندان در زندگی عمومی تبدیل شد. آموزش، بهداشت، حقوق مدنی، فعالیت‌های کارگری، محیط زیست، توسعه محلی و کمک‌های بشردوستانه، هر یک به عرصه‌هایی برای فعالیت داوطلبانه تبدیل شدند. به این ترتیب، داوطلبی دیگر فقط رابطه‌ای میان «کمک‌کننده» و «نیازمند» نبود، بلکه می‌توانست ابزاری برای پیگیری یک مسئله عمومی و اثرگذاری بر جامعه نیز باشد. از دهه‌های پایانی قرن بیستم، رشد سازمان‌های مردم‌نهاد و گسترش مفهوم جامعه مدنی، مرحله دیگری در تحول مشارکت داوطلبانه بود. در این دوره، فعالیت داوطلبانه بیش از پیش در قالب انجمن‌ها و سازمان‌های مستقل از دولت و بازار دنبال شد و موضوعاتی مانند حقوق بشر، محیط زیست، فقر، توسعه و حمایت از گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده را دربر گرفت. هم‌زمان، پژوهش‌های علوم اجتماعی نیز توجه بیشتری به نقش مشارکت مدنی، اعتماد و شبکه‌های اجتماعی در عملکرد جوامع نشان دادند.

ورود به قرن بیست‌ویکم، به‌ویژه با گسترش اینترنت و شبکه‌های اجتماعی، شکل‌های تازه‌ای از مشارکت داوطلبانه را به وجود آورد. افراد می‌توانند بدون عضویت در یک سازمان رسمی، برای یک هدف مشخص شبکه تشکیل دهند، اطلاعات منتشر کنند، منابع جمع‌آوری کنند، در بحران‌ها به سازمان‌دهی کمک کنند یا دانش و مهارت خود را در اختیار دیگران بگذارند. بنابراین، مشارکت داوطلبانه امروز فقط به سازمان‌های رسمی محدود نیست و می‌تواند در قالب گروه‌های محلی، شبکه‌های غیررسمی، پلتفرم‌های دیجیتال و ابتکارهای جمعی شکل بگیرد.

در نتیجه، مسیر تاریخی مشارکت داوطلبانه را می‌توان حرکتی از «یاری متقابل در اجتماعات کوچک» به سوی «کنش جمعی سازمان‌یافته» و سپس «مشارکت شبکه‌ای و شهروندی» دانست؛ هرچند شکل‌های قدیمی‌تر همچنان در کنار شکل‌های جدید ادامه دارند.

مشارکت داوطلبانه و رفاه اجتماعی

مشارکت داوطلبانه با سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی ارتباط نزدیکی دارد، اما با هیچ‌یک یکسان نیست. سرمایه اجتماعی به منابعی اشاره دارد که از شبکه‌های اجتماعی، اعتماد، روابط و هنجارهای همکاری به وجود می‌آیند. مشارکت داوطلبانه یکی از عرصه‌هایی است که این منابع می‌توانند در آن به رفتار جمعی تبدیل شوند. برای مثال، اگر افراد به یکدیگر اعتماد داشته باشند و در یک محله شبکه‌های ارتباطی مناسبی وجود داشته باشد، احتمال شکل‌گیری فعالیت‌های داوطلبانه بیشتر می‌شود. از طرف دیگر، همکاری داوطلبانه نیز می‌تواند اعتماد، روابط و ظرفیت همکاری میان افراد را تقویت کند. به همین دلیل، رابطه مشارکت داوطلبانه و سرمایه اجتماعی دوطرفه است: سرمایه اجتماعی می‌تواند مشارکت را تسهیل کند و مشارکت داوطلبانه نیز می‌تواند به تقویت سرمایه اجتماعی کمک کند. این ارتباط از طریق رفاه اجتماعی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. مشارکت داوطلبانه بخشی از نظام رسمی رفاه اجتماعی نیست و نمی‌تواند جایگزین خدمات عمومی، بیمه‌های اجتماعی یا سیاست‌های حمایتی دولت شود؛ اما می‌تواند یکی از ظرفیت‌های جامعه برای تقویت رفاه اجتماعی باشد.

داوطلبان می‌توانند در حمایت از سالمندان، کودکان، افراد دارای معلولیت، خانواده‌های کم‌درآمد، مهاجران و دیگر گروه‌های نیازمند مشارکت کنند. فعالیت‌های داوطلبانه همچنین می‌توانند به کاهش انزوای اجتماعی، افزایش ارتباطات انسانی، تقویت احساس تعلق و پاسخ‌گویی به برخی مسائل محلی کمک کنند. در چنین شرایطی، شبکه‌های اجتماعی و اعتماد شکل‌گرفته میان افراد، به منابعی برای حمایت و همکاری تبدیل می‌شوند. اهمیت این ظرفیت در زمان بحران‌ها نیز بیشتر آشکار می‌شود. زلزله، سیل، همه‌گیری و بحران‌های انسانی نمونه‌هایی هستند که در آنها شبکه‌های داوطلبانه می‌توانند در کنار نهادهای رسمی به امدادرسانی، توزیع کمک و حمایت اجتماعی کمک کنند. در این موارد، مشارکت داوطلبانه می‌تواند بخشی از ظرفیت جامعه برای واکنش سریع به نیازهای اجتماعی باشد.

بنابراین، می‌توان گفت مشارکت داوطلبانه در نقطه اتصال سرمایه اجتماعی و رفاه اجتماعی قرار می‌گیرد: از اعتماد و شبکه‌های اجتماعی نیرو می‌گیرد، آنها را از طریق همکاری عملی تقویت می‌کند و می‌تواند بخشی از این ظرفیت جمعی را به حمایت و بهبود رفاه افراد و گروه‌ها تبدیل کند. با این حال، رفاه اجتماعی مفهومی بسیار گسترده‌تر است و تحقق آن همچنان به سیاست‌های عمومی، خدمات اجتماعی و نظام‌های حمایت اجتماعی نیز وابسته است.

مشارکت داوطلبانه در جهان

میزان مشارکت داوطلبانه در کشورهای مختلف تفاوت قابل توجهی دارد. بر اساس شاخص جهانی نیکوکاری که هر سال با هدف سنجش رفتارهای خیرخواهانه و مشارکت‌های اجتماعی در کشورهای مختلف منتشر می‌شود، در داده‌های مربوط به سال ۲۰۲۳، در اندونزی ۶۵ درصد و در کنیا ۵۲ درصد بزرگسالان گفته‌اند که در ماه گذشته برای یک سازمان داوطلبانه وقت گذاشته‌اند. در مقابل، این میزان در لهستان ۷ درصد و در مصر فقط ۳ درصد بوده است. این تفاوت نشان می‌دهد که مشارکت داوطلبانه در جوامع مختلف تا چه اندازه می‌تواند متفاوت باشد؛ هرچند این شاخص فقط یکی از شکل‌های داوطلبی، یعنی اختصاص وقت به یک سازمان، را اندازه‌گیری می‌کند و همه اشکال مشارکت غیررسمی و محلی را دربر نمی‌گیرد.

اندونزی نمونه قابل توجهی از مشارکت گسترده داوطلبانه است. در سال ۲۰۲۳، ۶۵ درصد مردم این کشور گفته‌اند که در ماه گذشته برای یک سازمان داوطلبانه وقت گذاشته‌اند. در همین سال، ۹۰ درصد مردم اندونزی نیز گفته‌اند که به یک خیریه پول اهدا کرده‌اند. این ارقام نشان می‌دهد که مشارکت اجتماعی در این کشور تنها به فعالیت داوطلبانه محدود نیست و شکل‌های دیگری از رفتارهای خیرخواهانه را نیز دربرمی‌گیرد.

کنیا نیز با نرخ ۵۲ درصد، در میان کشورهایی قرار داشته که بخش بزرگی از جمعیت آنها در فعالیت‌های داوطلبانه مشارکت کرده‌اند. این مشارکت‌ها می‌توانند در قالب فعالیت‌های اجتماعی و محلی، حمایت از گروه‌های نیازمند و همکاری با سازمان‌های داوطلبانه شکل بگیرند.

در سوی دیگر، نرخ پایین داوطلبی در کشورهایی مانند مصر و لهستان به این معنا نیست که مردم این کشورها هیچ‌گونه کمک یا مشارکت اجتماعی ندارند. برای نمونه، در همان داده‌ها ۷۲ درصد مصری‌ها گفته‌اند که در ماه گذشته به فردی غریبه کمک کرده‌اند، اما تنها ۳ درصد گفته‌اند برای یک سازمان داوطلبانه وقت گذاشته‌اند. این تفاوت نشان می‌دهد که شکل‌های غیررسمی کمک و همیاری را نباید با مشارکت سازمان‌یافته داوطلبانه یکی دانست.

بنابراین، برای شناخت وضعیت مشارکت داوطلبانه در یک کشور، تنها میزان کمک‌های مالی یا فعالیت سازمان‌های مردم‌نهاد کافی نیست. باید دید افراد تا چه اندازه فرصت و امکان اختصاص وقت و مهارت خود به فعالیت‌های جمعی را دارند و این مشارکت در چه قالب‌هایی، از سازمان‌های رسمی گرفته تا گروه‌های محلی و شبکه‌های غیررسمی، صورت می‌گیرد.

مشارکت داوطلبانه در ایران

در ایران، مشارکت داوطلبانه فقط به فعالیت‌های خیریه یا کمک مستقیم به افراد نیازمند محدود نمی‌شود و در قالب‌های مختلفی شکل گرفته است. بخشی از این مشارکت‌ها در شبکه‌های سازمان‌یافته‌ای مانند داوطلبان جمعیت هلال احمر، گروه‌های همیار در حوزه سلامت و برنامه‌هایی مانند همیار پلیس انجام می‌شود. در کنار این شبکه‌ها، سازمان‌های مردم‌نهاد، انجمن‌های فرهنگی و اجتماعی، گروه‌های محیط‌زیستی، گروه‌های محلی و دانشگاهی و نیز گروه‌های داوطلبانه‌ای که در زمان بحران‌ها شکل می‌گیرند، بخش دیگری از این فعالیت‌ها را تشکیل می‌دهند.

این تنوع نشان می‌دهد که مشارکت داوطلبانه در ایران می‌تواند در حوزه‌های مختلفی از امدادرسانی و سلامت و آموزش گرفته تا فعالیت‌های اجتماعی، فرهنگی و محیط‌زیستی حضور داشته باشد. بخشی از این فعالیت‌ها در ساختارهای رسمی و مشخص انجام می‌شود و بخشی دیگر در قالب شبکه‌های غیررسمی و ابتکارهای محلی شکل می‌گیرد.

با این حال، سنجش دقیق میزان مشارکت داوطلبانه در ایران ساده نیست؛ زیرا همه فعالیت‌های داوطلبانه در قالب سازمان‌های رسمی ثبت نمی‌شوند و کمک‌های همسایگی، محلی، خانوادگی یا فعالیت‌های کوتاه‌مدت در زمان بحران نیز می‌توانند بخشی از این مشارکت باشند. بنابراین، تصویری که از مشارکت داوطلبانه در ایران به دست می‌آید، بیش از آنکه متکی بر یک رقم واحد باشد، باید تنوع و گستره شکل‌های مختلف مشارکت مردم را در نظر بگیرد.

در مجموع، مشارکت داوطلبانه در ایران پدیده‌ای چندشکل است که هم در شبکه‌های رسمی و سازمان‌یافته و هم در روابط و ابتکارهای اجتماعی غیررسمی جریان دارد. همین تفاوت میان شکل‌های رسمی و غیررسمی، یکی از دلایلی است که برای شناخت وضعیت واقعی مشارکت داوطلبانه در ایران، صرفاً شمردن سازمان‌ها یا اعضای آنها کافی نیست.

برچسب‌ها: #بدانیم
بازگشت به فهرست