JAI NewsRoom مدیریت

میراث تاریخی؛ قربانی خاموش جنگ‌ها

30 اردیبهشت 1405 | 14:24 •جامعه
میراث تاریخی؛ قربانی خاموش جنگ‌ها

در نشست تخصصی «حفاظت از بناها و بافت‌های تاریخی»، مرضیه حکمت؛استاد دانشگاه با تشریح روند تاریخی شکل‌گیری حقوق بین‌الملل میراث فرهنگی، از مظلومیت بناها و آثار تاریخی در جنگ‌ها گفت و تأکید کرد که میراث فرهنگی تنها خشت و آجر نیست، بلکه حافظه جمعی، هویت اجتماعی و روایت زیست ملت‌هاست؛ حافظه‌ای که در میدان جنگ بارها به‌صورت مستقیم هدف قرار گرفته است.

در نشست تخصصی «حفاظت از بناها و بافت‌های تاریخی»، مرضیه حکمت با تأکید بر پیوند میان میراث فرهنگی، هویت اجتماعی و پیامدهای جنگ، از «مظلومیت» بناها و آثار تاریخی در تعارضات مسلحانه سخن گفت و تأکید کرد که آثار تاریخی صرفاً مجموعه‌ای از خشت و آجر نیستند، بلکه روایت زیست، فرهنگ و خاطره جمعی مردمانی‌اند که در شهر زندگی کرده‌اند.

این عضو هیأت علمی دانشگاه هنر اصفهان در ابتدای سخنان خود با اشاره به ویژگی بناها و آثار غیرمنقول تاریخی گفت: میراث تاریخی غیرمنقول به نوعی همراه با مظلومیت است؛ چرا که برخلاف اشیای منقول، امکان جابه‌جایی ندارند. این بناها و گنجینه‌های بشری در جای خود ثابت‌اند و در جریان تعارضات و حملات مسلحانه، امکان انتقال و محافظت سریع از آن‌ها وجود ندارد.

حکمت با بیان اینکه ادبیات حقوق جنگ همواره تحت تأثیر نگاه نظامی‌گرایانه بوده، افزود: «وقتی از جنگ صحبت می‌شود، معمولاً سخت‌افزار نظامی، نحوه مواجهه و فرایند جنگیدن مورد توجه قرار می‌گیرد، اما پیامدهای ثانویه جنگ که آثار ماندگارتر و عمیق‌تری بر رفتار اجتماعی انسان‌ها دارند، کمتر دیده می‌شوند.»

او تأکید کرد که بناها و یادمان‌های تاریخی حافظه جمعی بشریت هستند و نقش مهمی در پایداری رفتار اجتماعی و تقویت هویت جمعی دارند. به گفته او، انسان‌ها در مواجهه با بافت‌ها و بناهای تاریخی نوعی رفتار هنجارمند از خود نشان می‌دهند و همین مسئله باعث می‌شود این فضاها در شکل‌گیری هویت اجتماعی نقش تعیین‌کننده‌ای پیدا کنند.

این پژوهشگر حوزه میراث فرهنگی ادامه داد: در بسیاری از جنگ‌ها، هویت جمعی و نشانه‌های فرهنگی عملاً هدف قرار می‌گیرند، زیرا تخریب این آثار می‌تواند تأثیر عمیقی بر روح و روان جامعه و حافظه تاریخی ملت‌ها بگذارد.

حکمت در ادامه سخنان خود با اشاره به تناقض بنیادین حفاظت از میراث فرهنگی در زمان جنگ گفت:ما باید از چیزی محافظت کنیم که عملاً اختیارات و امکان جابه‌جایی چندانی برای آن وجود ندارد. همین مسئله باعث می‌شود فریاد حقوقی در حوزه میراث فرهنگی اهمیت پیدا کند تا بتواند اقدامات و توجیهاتی را که کشورهای متخاصم برای حمله به آثار تاریخی مطرح می‌کنند، تحت‌الشعاع قرار دهد.

او با اشاره به تجربه‌های تاریخی ایران در حوزه آسیب به میراث فرهنگی در جنگ‌ها افزود: از سال ۱۳۶۳ و بمباران مسجد جامع اصفهان گرفته تا حمله به کاخ آپادانای شوش در دوران جنگ ایران و عراق، ما بارها با تهدید مستقیم میراث فرهنگی مواجه بوده‌ایم.

این عضو هیأت علمی دانشگاه هنر اصفهان همچنین به تجربه آغاز جنگ و وضعیت موزه آبادان اشاره کرد و گفت:در نخستین روزهای جنگ، مدیر وقت موزه آبادان، آقای اکبری، شخصاً تمام اشیای موزه را بسته‌بندی کرد و با توجه به ویژگی منحصربه‌فرد معماری ساختمان، تلاش کرد آثار را در همان فضا حفظ کند. این تجربه‌ها نشان می‌دهد که ایران به‌شدت به نظام مدیریت بحران در حوزه میراث فرهنگی نیاز دارد، اما هنوز دستورالعمل یکپارچه و مدونی برای این حوزه وجود ندارد.

او سپس وارد روند تاریخی قوانین بین‌المللی شد و گفت: پس از جنگ داخلی آمریکا در ۱۸۶۳، «کد لیبر» شکل گرفت؛ نخستین دستورالعمل نظامی که بعدها پایه حقوق جنگ شد. پس از آن کنوانسیون‌های لاهه در ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ قواعد جنگ زمینی و دریایی را تعریف کردند. در ۱۹۳۵ پیمان روریش با ایده «صلح از طریق فرهنگ» و نشانه‌گذاری بصری برای حفاظت از میراث فرهنگی مطرح شد و در نهایت پس از جنگ جهانی دوم، کنوانسیون ۱۹۵۴ لاهه مسیر حفاظت بین‌المللی را تثبیت کرد.

حکمت با تشریح تفاوت اسناد حقوقی گفت: کنوانسیون‌ها الزام‌آورند، پروتکل‌ها توافق‌های نیمه‌الزامی‌اند، اعلامیه‌ها سیاسی و توصیه‌نامه‌ها غیرالزامی. او افزود: این مسیر از یک توصیه‌نامه آغاز شد و به کنوانسیون ۱۹۵۴ رسید.

او درباره «کد لیبر» توضیح داد که در جنگ داخلی آمریکا تخریب شهرها بخشی از راهبرد جنگ بود و در این سند، تخریب آثار فرهنگی عملی «غیربشری» تلقی می‌شد، هرچند عبارت «تا حد امکان» در آن دست فرماندهان را باز می‌گذاشت.

در ادامه به کنوانسیون‌های لاهه اشاره کرد و گفت حمایت از کتابخانه‌ها، بناهای علمی و هنری و ممنوعیت انتقال آثار فرهنگی توسط طرف متخاصم در این اسناد مطرح شد.

او همچنین به اعلامیه بروکسل و نخستین تلاش‌ها برای تفکیک مناطق نظامی و غیرنظامی اشاره کرد و گفت این دوره نخستین مواجهه انسان صنعتی با جنگ تکنولوژیک بود.

حکمت سپس روند تکامل حقوق جنگ را به کنوانسیون‌های ۱۸۹۹ و ۱۹۰۷ لاهه رساند و گفت «مسئولیت مشترک» میان مهاجم و مدافع در این دوره شکل گرفت.

او مفهوم «مکان بی‌دفاع» و ممنوعیت حمله به مناطق غیرنظامی مانند مراکز آموزشی، مذهبی و شهری را نیز تشریح کرد و به تلاش‌های اولیه برای نشانه‌گذاری این اماکن اشاره کرد.

در ادامه به پیمان روریش پرداخت و گفت این پیمان برای نخستین‌بار حفاظت از میراث را در زمان صلح آغاز می‌کرد و نماد سه‌دایره‌ای هنر، علم و مذهب را معرفی کرد. او در عین حال به ضعف اجرای جهانی آن به‌دلیل عدم پذیرش برخی قدرت‌ها اشاره کرد.

حکمت جنگ جهانی دوم را نقطه عطف دانست و گفت در این دوره میراث فرهنگی از شیء به «سرمایه هویتی» تبدیل شد. او از تخریب ورشو، بمباران کلیساها و استفاده نظامی از ویرانه‌ها به‌عنوان نمونه‌های «جنگ هویتی» یاد کرد.

اودر ادامه به نمونه‌های معاصر از جمله آسیب به استانداری اصفهان، تالار اشرف و میدان نقش جهان اشاره کرد و گفت حمله به میراث فرهنگی نوعی حمله نمادین به هویت ملی است.

او در بخش دیگری دادگاه نورنبرگ را نقطه بی‌بازگشت حقوق بین‌الملل دانست و تأکید کرد تخریب میراث فرهنگی برای نخستین‌بار «جنایت جنگی» تعریف شد و فرماندهان مسئول شناخته شدند.

در ادامه، حکمت دوباره بر همان بخش نورنبرگ تأکید کرد و گفت هیچ «ضرورت نظامی» نمی‌تواند تخریب میراث را توجیه کند و برخی فرماندهان حتی به اعدام محکوم شدند. همچنین غارت آثار فرهنگی توسط نازی‌ها در کشورهای اروپایی به‌عنوان سیاست هدفمند توضیح داده شد.

او مسیر تحول حقوقی از دستورالعمل‌های نظامی تا کنوانسیون ۱۹۵۴ و شکل‌گیری «سپر آبی» را تشریح کرد و افزود پس از جنگ، سازمان ملل با رویکرد انسان‌محور وارد شد و سپس رویکرد اموال‌محور در ۱۹۵۴ شکل گرفت.

او همچنین به طبقه‌بندی اموال فرهنگی، تعریف «اموال عام و خاص» و ایجاد نشان جهانی سپر آبی اشاره کرد.در ادامه به تجربه جنگ‌های بالکان و سوءاستفاده از مفهوم «ضرورت نظامی» پرداخت و گفت این مفهوم بارها برای توجیه حملات به بناهای تاریخی استفاده شده است.

در نهایت نیز به پروتکل ۱۹۹۹ و مفهوم «حمایت ارتقا یافته» اشاره کرد که در آن حمله به اماکن دارای سپر آبی حتی در صورت وجود اهداف نظامی نیز جنایت جنگی محسوب می‌شود.حکمت تأکید کرد آموزش نیروهای نظامی، دیجیتالی شدن نشانه‌های حفاظتی و مواجهه با جنگ‌های غیرسازمان‌یافته و الکترونیک از چالش‌های امروز حفاظت از میراث فرهنگی است و هدف نهایی همه این نظام‌ها حفاظت از حافظه جمعی بشر برای نسل‌های آینده است.

بازگشت به فهرست