JAI NewsRoom مدیریت

مردی که روایت‌گر قصه‌های مردم بود

05 مهر 1405 | 18:00 •جامعه
مردی که روایت‌گر قصه‌های مردم بود

به یاد محمد میرشکرایی، مردم‌شناسی که رویای جهانی شدن نوروز را عملی کرد

هر چند «صادق هدایت» را بنیانگذار مردم‌شناسیِ ایران می‌دانند و بعدترها «محمود روح‌الامینی» مردم‌شناس کلاسیک ایرانی نام گرفت، اما «محمد میرشکرایی» در طول دست‌کم چند دهه گذشته مردم‌شناسی بود که لقب پدر مردم‌شناسی معاصر را گرفت. تلاش‌های او برای پژوهش، مطالعات میدانی، پیگیری و تلاش برای شناخت، ثبت و پاسداری از میراث‌فرهنگی ناملموس ایرانی، به خصوص جهانی کردن «نوروز باستانی» و پس از آن «یلدا» و سپس جشن «مهرگان» به مرور این لقب را به او داد.

حالا این چهره ماندگار میراث‌فرهنگی کشور که در طول چند سال گذشته در شهر آبا و اجدادی‌اش تفرش زندگی می‌کرد، درگذشته؛ محققی که کمتر کسی به فکر تهیه تاریخ شفاهی از زندگی او افتاد و احتمالا خاطرات و سرگذشت‌های زیادی از مطالعات و پژوهش‌های او لابلای دست‌نوشته‌ها و بررسی‌های موشکافانه‌اش باقی مانده و لابلای تاریخ دفن می‌شوند.

محمد میرشکرایی شبِ یلدایِ 84 سال قبل در تفرش به دنیا آمد، از کودکی با کتاب‌ها و مجله‌های پدر و پدربزرگش سرگرم بود. تا سال‌های اول دبیرستان در تفرش درس خواند و در همان مقطع با آیین نمایش و فرهنگ‌های نمایشی آشنا شد. او برای ادامه تحصیل به دبیرستان شرف در تهران آمد. در سال 1352 به استخدام رسمی مرکز مردم‌شناسی وزارت فرهنگ درآمد و دوره فوق لیسانس خود را در رشته فرهنگ و زبان‌های باستانی دانشگاه تهران به پایان رساند. او قبل از انقلاب، مدیر تحقیقات روستایی در مرکز مردم‌شناسی بود و از سال 63 تا 68 سرپرست موزه پژوهشی مردم‌شناسی را برعهده داشت. او از زمان تاسیس اداره مردم‌شناسی سازمان میراث‌فرهنگی در سال 1368 که خود آن را بنیان گذاشت، مدیریت این مرکز را بر عهده گرفت.

این پژوهشگر پس از انقلاب کار ناتمام محمود خلیقی را برای تدوین «اطلس مردم‌نگاری» را همزمان با آغازِ فعالیت پژوهشکده مردم‌شناسی در سال ۱۳۶۸ از سر گرفت. خلیقی این ایده را با الهام از مردم‌شناسان فرانسوی مطرح کرده و در دهه 50 کارِ ایجاد بانک اطلاعاتی‌اش را آغاز کرده بود اما با وقوع انقلاب این کار متوقف شده بود. با این‌حال پس از میرشکرایی این کار با افت و خیزهای زیادی از جمله کمبود اعتبار مواجه شد.

مرحوم میرشکرایی دوره دکتری خود را در تاجیکستان آغاز کرد اما به‌دلیل کارهای زیاد آن را ناتمام گذاشت. درخواست بازنشستگی او در سال 1386 در جریان برگزاری همایش 70 سال مردم‌شناسی ایران قبول شد و پس از برگزاری این همایش بازنشسته شد؛ اما پس از بازنشستگی هم فعالیت‌های فرهنگی و مطالعاتی خود در این حوزه را ادامه داد.

در کنار همه تلاش‌های مرحوم میرشکرایی، نقش او در تهیه پرونده ثبت جهانی آیین باستانی نوروز که در مهر 1388 برای نخستین ‌بار در یونسکو ثبت شد را نباید فراموش کرد. از یک سو ثبت جهانی نوروز آن‌قدر برای میرشکرایی اهمیت داشت که آرزویش «فرا رفتن نوروز از همه عضویت‌ها و پرونده‌ها، به کلِ جهان بود»، از سوی دیگر اهمیت این ثبت و اولین بودن در تدوین و مدیریت این پرونده نیز آن‌قدر ارزش داشت که پس از ارائه نام پرونده به یونسکو و پیشنهاد برای مشارکت کشورهای حوزه ایران فرهنگی در آن، نام «نوروز باستانی» سه بار در یونسکو ثبت شد و در نهایت به جز ایران، 12 کشور دیگر به عضویت این پرونده درآمدند.

میرشکرایی پس از به رسمیت شناختن «روز بين‌المللي نوروز» در سال 88 از سوی سازمان ملل، درخواست کرده بود تا با جدی گرفتن پژوهش و مستندسازی نوروز در همه ابعاد، به توصيه‌ای كه در بند چهارم این قطعنامه آمده بیشتر توجه کنند. در این بند آمده: «كشورهايی كه نوروز را گرامی می‌دارند، برای پژوهش درباره تاريخ و سنت‌های نوروزی با هدف انتشار آگاهی درباره ميراث نوروز در ميان جامعه بين‌الملل» به ایران کمک کنند.

این تلاش‌ها برای جهانی کردن نوروز آن‌قدر موثر بودند که برای نخستین‌بار «نشان نوروز» از سوی محمدجواد ظریف، وزیر وقت امورخارجه اسفند 1397 در آیین «جهان نوروز» به محمد میرشکرایی به عنوان تهیه‌کننده پرونده ثبت جهانی نورز اهدا شد.

حالا باید او را یکی از چهره‌های برجسته مطالعات مردم‌شناسی در کشور دانست، کسی که آثارش با عشق به ایران، فرهنگ و تمدن درخشان آن درهم تنیده شده‌‌اند، در واقع حضور او در این حوزه همگام با دیگر پژوهشگران پیشکسوت، مانع از گسست سنت‌های پژوهشی و تحقیقی در زمینه مطالعات مردم شناختی فرهنگ ایرانی در چند دهه اخیر شد.

او معتقد بود «مردم‌شناسی در «دیروز» را در دو بخش تاریخ و مردم‌شناسی گذشته با مفهوم امروزی باید تقسیم‌بندی کرد: «افرادی مانند صادق هدایت، بنیان‌گذار مردم‌شناسی در کشور بودند. هرچند بعدها فرنگی‌ها آمدند و نام مردم‌شناسی را برابر با قوم‌شناسی گرفتند، ولی ما مردم‌شناسی را به معنای انسان‌شناسی به کار می‌بریم که حوزه‌های کاری و پژوهشی زیادی را دربرمی‌گیرد. اما مردم‌شناسی در «فردا» به مفهوم برنامه‌ریزی است، دانشی که موضوع اصلی‌اش هویت فرهنگی است که اگر برای آن برنامه‌ریزی داشته باشیم، برای آینده یک برنامه‌ریزی هدفمند کرده‌ایم؛ که آن می‌تواند برنامه هدفمندی برای مردم‌شناسی در ایران باشد و در صورت موفقیت بزرگ‌ترین وظیفه خود را انجام داده‌ایم»

به همین دلیل هم صدها تحقیق میدانی و انتشار ده‌ها جلد کتاب در زمینه‌هایی چون نوروز، انسان و آب، مردم‌شناسی و موزه‌ها، اسطوره و آيين در فرهنگ ايران و تالیف صدها مقاله علمی، نشان از جایگاه خاص او در مطالعات مردم‌شناختی فرهنگ ایرانی دارد.

میرشکرایی حتی خانه پدری‌اش در شهر تفرش را به موزه «مردم‌شناسی میرشکرایی» تبدیل کرد و همین قدم امروزه آن خانه 200 ساله را به یک مکان - خاطره جمعی برای مردم قدیم تفرش تبدیل کرده است.

حالا دیگر ردِ پایِ محمد میرشکرایی را باید در میان واژه‌ها، آیین‌ها و خاطراتی جست‌وجو کرد که از نسلی به نسل دیگر رسیده‌اند. او از آن دست پژوهشگرانی بود که بخش مهمی از عمر خود را صرف شنیدن صدای فرهنگی کرد که گاه در هیاهوی روزگار به فراموشی سپرده می‌شوند؛ صدای مردم، آیین‌ها، اسطوره‌ها و رسم‌هایی که در لایه‌های عمیق زندگی ایرانیان جاری است. در واقع ارزش کار میرشکرایی را باید در همین تلاش برای دیدن و ثبت کردن جست‌وجو کرد «تلاش برای آنکه آنچه قرن‌ها سینه‌به‌سینه مانده، پیش از آنکه خاموش شده و به کلمه سپرده شود» چون برای او فرهنگ عامه صرفاً مجموعه‌ای از رسوم قدیمی نبود؛ روایت زنده‌ای از انسانِ ایرانی بود که در نوروز، در سوگ و شادی، در آیین‌ها و در حافظه جمعی مردم ادامه پیدا می‌کند.

بازگشت به فهرست