JAI NewsRoom مدیریت

موازی‌کاری در آموزش؛ ورود بنیاد مستضعفان به ماجرای دانش‌آموزان بازماندگان از تحصیل

18 شهریور 1405 | 09:37 •رفاه
موازی‌کاری در آموزش؛ ورود بنیاد مستضعفان به ماجرای دانش‌آموزان بازماندگان از تحصیل

ورود نهادهای موازی به مسئله بازماندگی از تحصیل، بدون توجه به نقش و مسئولیت اصلی آموزش‌وپرورش، می‌تواند به موازی‌کاری و راهکارهای سطحی برای حل یکی از پیچیده‌ترین چالش‌های نظام آموزشی منجر شود.

به گزارش آتیه آنلاین؛ ماه مهر به آغاز سال تحصیلی گره خورده است، ماه بازگشت به مدرسه، با این وجود اول مهر که می‌رسد دانش‌آموزانی هستند که به مدرسه برنمی‌گردند، در اصطلاح از تحصیل بازمانده می‌شوند، تعدادشان هم چندان دقیق نیست، هرازگاهی یک مقام مسئول آماری از آن‌ها ارائه می‌دهد، فقط در مقطع ابتدایی « ۱۴۱ هزار کودک بازمانده از تحصیل شناسایی شده است.» این آمار را رضوان حکیم‌زاده، معاون ابتدایی وزارت آموزش و پرورش برای امسال داده است، همین اول مهر در سال تحصیلی گذشته (1404 – 1405) علیرضا کاظمی، وزیر آموزش و پرورش از نزدیک به یک میلیون دانش‌آموز بازمانده از تحصیل در رده سنی 6 تا 18 سال خبر داد، آماری که بعید نیست برای امسال درپی تبعات حاصل از دو جنگ، یک اعتراض اجتماعی و مسائل اقتصادی این روزهای کشورمان تکرار و البته بیشتر هم شود.

مواجهه شعاری با مسئله بازماندگان از تحصیل

کاهش دانش‌آموز بازمانده از تحصیل همیشه جزو برنامه‌های متولی آموزش بوده است، با این وجود آموزش و پرورش نتوانسته تغییر محسوسی در این وضعیت ایجاد کند، این عدم توفیق دلایل زیادی دارد که حتی بخشی از آن‌ها در محدوده اختیارات آموزش و پرورش هم نیست، اما حالا یک نهاد دیگر مدعی کاهش دانش‌آموز بازمانده از تحصیل شده است، همین چند روز قبل حسین دهقان، رئیس بنیاد مستضعفان با اشاره به موضوع بازماندگان از تحصیل گفت که: «موضوع بازماندگان از تحصیل را به شکل جدی برنامه‌ریزی کرده‌ایم که آنها را به تحصیل برگردانیم و در این زمینه مسئولیت آموزشی و تحصیلی گروه‌های مختلف سنی دهک‌های یک تا چهار را تحت پوشش گرفته‌ایم.» اما یک کارشناس آموزش در واکنش به این تصمیم بنیاد مستضعفان به آتیه آنلاین می‌گوید: «متولی اصلی این مسئله فقط آموزش و پرورش است. این نهادها مانند بنیاد مستضعفان فقط پول دارند، اما نه از بدنه کارشناسی برای انجام این کار برخوردارند و نه درک درستی از ابعاد این قضیه دارند، لذا نهادهای این‌چنینی در مواجهه با مسئله دانش‌آموزان بازمانده از تحصیل فقط شعاری و بولتنی برخورد می‌کنند.»

محمد داوری معتقد است آنچه موجب بازماندگی از تحصیل می‌شود، ریشه‌ها و دلایلی دارد که در توان و حتی در وظیفه برخی نهادها نیست. این ریشه‌ها و دلایل علاوه بر مسائل اقتصادی که ملموس و مشخص هستند، شامل عوامل فرهنگی، روان‌شناختی و انگیزشی نیز می‌شود، ناکارآمدی آموزش‌وپرورش، طبقاتی شدن آموزش و بسیاری از عوامل دیگر از جمله مواردی هستند که پیش از آنکه توان دانش‌آموز و خانواده را برای ادامه تحصیل از بین ببرند، ابتدا انگیزه آن‌ها را برای ادامه تحصیل کاهش می‌دهند. آنچه در درجه نخست باعث می‌شود دانش‌آموزان نتوانند به مدرسه بروند، نبود انگیزه است. بنابراین، با توجه به این سازوکارها، بنیاد مستضعفان به تنهایی نمی‌تواند این مسائل را حل کند.

حمایت نجات بخش یا حمایت مطیع‌ساز؟

بسیاری از سازمان‌ها و نهادها وقتی قصد دارند برای کاهش بازماندگان از تحصیل اقدامی انجام دهند تنها به سمت‌وسوی اقتصادی آن توجه می‌کنند و احتمالا تصورشان از حل این مسئله صرفاً تامین مالی است، اما داوری معتقد است در برخی مواقع از «فقر مردم سوء استفاده می‌کنند.» او به آتیه آنلاین می‌گوید: «بسیاری از این قبیل بنیادها با منابعی که در اختیار دارند به‌دنبال حمایت مطیع‌ساز هستند نه یک حمایت نجات‌بخش، حمایت مطیع‌ساز برای حل مشکل کسی‌که حمایت دریافت می‌کند نیست بلکه برای اهداف و انگیزه‌های ایدئولوژیک و سیاسی آن نهادها و سازمان‌هایی است که از فقر سوء استفاده می‌کنند.»

او ادامه می‌دهد: «در پس این قبیل حمایت‌ها مسئله بازمانده‌ها از تحصیل حل نمی‌شود، مگر مانند این نهادها 50 سال این حمایت‌ها را انجام نداده‌اند؟ انجام داده‌اند اما حل نشده است، از آن‌جایی‌که ورودشان به مسئله ریشه‌ای نیست راهکاری که برای حل مسئله ارائه می‌دهند مناسب نیست، ضمن اینکه انگیزه‌هایشان هم متناسب برای حل این مسئله نیست.»

داوری بیان می‌کند: «از آن‌جایی‌که در حاشیه شهرها، روستاها، شهرهای کوچک و در میان طبقات مستضعف، ترک تحصیل یا بازمانده از تحصیل بیشتر است. نهادهایی مانند بنیاد مستضعفان فکر می‌کنند دلیلش فقط اقتصادی است، اما در اشتباه‌اند. دانش‌آموزان در یک فضای رقابتیِ غیرعادلانه، چشم‌انداز موفقیت‌آمیزی در پایان پروسه تحصیل تصور نمی‌کنند؛ شما الان به‌جای پول دادن به آن‌ها بگویید اگر ادامه تحصیل بدهید اشتغال‌تان تضمین می‌شود آنگاه نتیجه کار متفاوت خواهد بود؛ اما درحال حاضر بسیاری از دانش‌آموزان برای آینده چشم‌اندازی ندارند که در آن‌ها ایجاد انگیزه کند.»

بازگشت به فهرست