JAI NewsRoom مدیریت

ایمنی محیط زندگی؛ از خطرهای روزمره تا تاب‌آوری شهری

29 شهریور 1405 | 13:54 •رفاه
ایمنی محیط زندگی؛ از خطرهای روزمره تا تاب‌آوری شهری

ایمنی محیط زندگی برای همه گروه‌های اجتماعی به یک اندازه در دسترس نیست. گروه‌های کم‌درآمد معمولاً بیشتر در معرض مسکن نامناسب، مناطق آلوده یا پرخطر و دسترسی ضعیف‌تر به خدمات و زیرساخت‌ها قرار می‌گیرند

ایمنی محیط زندگی به شرایطی گفته می‌شود که در آن افراد بتوانند زندگی روزمره خود را بدون قرار گرفتن در معرض خطرهای قابل پیشگیری برای جان، سلامت و امنیت خود ادامه دهند. این مفهوم فقط به ایمنی داخل خانه محدود نیست؛ بلکه محله، خیابان، زیرساخت‌های شهری، کیفیت آب و هوا، مدیریت پسماند، دسترسی به خدمات، امنیت در برابر حوادث و حتی میزان آسیب‌پذیری محیط در برابر خطرهای طبیعی را نیز دربرمی‌گیرد. از این منظر، محیط امن یکی از پیش‌شرط‌های سلامت، کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی است.

ایمنی محیط زندگی چیست؟

محیط زندگی مجموعه‌ای از فضاها و شرایطی است که فرد در زندگی روزمره با آنها سروکار دارد: خانه، ساختمان، محله، خیابان، فضای عمومی، مسیرهای رفت‌وآمد و زیرساخت‌هایی مانند آب، فاضلاب، برق و حمل‌ونقل. بنابراین، ایمنی محیط زندگی فقط به معنای نبود جرم یا خشونت در محله نیست. یک محیط زندگی ایمن باید تا حد امکان افراد را از خطرهای قابل پیشگیری مانند ساختمان‌های ناایمن، آتش‌سوزی، آلودگی هوا و آب، مواد سمی، گرما و سرمای شدید، ازدحام، تصادفات، نبود روشنایی و مسیرهای ایمن، دفع نامناسب پسماند و قرار گرفتن در مناطق پرخطر محافظت کند. سازمان جهانی بهداشت نیز محیط فیزیکی را یکی از عوامل تعیین‌کننده سلامت می‌داند و خانه‌های ایمن، آب سالم، هوای پاک، جاده‌ها و اجتماعات امن را از عواملی می‌شمارد که بر سلامت افراد اثر دارند.

لازم به ذکر است، میان «امنیت شهری» و «ایمنی محیط زندگی» تفاوت وجود دارد. یک شهر ممکن است از نظر جرم و خشونت نسبتاً امن باشد، اما با آلودگی شدید هوا، خطر سیل، زیرساخت فرسوده یا ساختمان‌های آسیب‌پذیر روبه‌رو باشد. بنابراین، وقتی از محیط زندگی ایمن سخن می‌گوییم، باید مجموعه‌ای از خطرها و امکانات را هم‌زمان در نظر بگیریم. در شهرهای ایمن‌تر معمولاً مقررات ساختمانی و زیرساختی، خدمات اضطراری، حمل‌ونقل، مدیریت بحران، کیفیت محیط زیست و فضاهای عمومی نیز وضعیت منسجم‌تری دارند.

ارکان ایمنی محیط زندگی

ایمنی محیط زندگی را می‌توان در چند سطح به هم پیوسته دید. نخست، ایمنی فیزیکی ساختمان و فضاهای زندگی است؛ یعنی ساختمان‌ها و تأسیسات نباید خطر فروپاشی، آتش‌سوزی، برق‌گرفتگی یا حوادث قابل پیشگیری ایجاد کنند. دوم، سلامت محیطی است که کیفیت آب، هوا، فاضلاب، پسماند، آلودگی صوتی و مواد شیمیایی را دربرمی‌گیرد. سطح سوم، ایمنی فضای عمومی و محله است. خیابان‌های مناسب، روشنایی کافی، مسیرهای امن برای پیاده‌روی، حمل‌ونقل قابل اعتماد و دسترسی مناسب به خدمات عمومی می‌توانند خطر آسیب و حادثه را کاهش دهند. سطح چهارم نیز آمادگی و تاب‌آوری در برابر حوادثی مانند سیل، زلزله، موج گرما و سایر مخاطرات طبیعی یا انسانی است. این مؤلفه‌ها از یکدیگر جدا نیستند. برای مثال، یک خانه ممکن است از نظر سازه‌ای ایمن باشد، اما اگر در منطقه‌ای آلوده، در معرض سیل یا دور از خدمات ضروری قرار داشته باشد، نمی‌توان محیط زندگی آن را کاملاً ایمن دانست.

از بهداشت محیط تا مفهوم امروزی ایمنی

توجه به ایمنی محیط زندگی ریشه‌ای قدیمی در تاریخ بهداشت عمومی دارد. در شهرهای صنعتی قرن نوزدهم، رشد سریع جمعیت، تراکم بالای سکونت، فاضلاب نامناسب و کمبود آب سالم باعث گسترش بیماری‌های عفونی شد. در همین دوره، ارتباط میان شرایط نامناسب سکونت و بیماری بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفت. در اواخر قرن نوزدهم، پژوهش‌های اروپایی ارتباط میان شرایط نامناسب مسکن و بیماری‌هایی مانند سل را نشان دادند و در کشورهای مختلف مقرراتی درباره تهویه، نور، گرمایش، رطوبت، فضای سکونت و استانداردهای ساختمانی شکل گرفتند.  در قرن بیستم، دامنه این نگاه گسترده‌تر شد. مسئله دیگر فقط پیشگیری از بیماری‌های عفونی نبود؛ خطرهای ناشی از حوادث خانگی، آلودگی‌های شیمیایی، آلودگی هوا، سروصدا، گرما و سرما، تراکم جمعیتی و کیفیت طراحی محیط شهری نیز وارد حوزه سلامت عمومی شدند. در نتیجه، محیط زندگی به‌تدریج نه فقط به‌عنوان محل سکونت، بلکه به‌عنوان یکی از عوامل مؤثر بر سلامت جسمی و روانی انسان شناخته شد.

بزنگاه مهم دیگر، شکل‌گیری رویکرد «تعیین‌کننده‌های اجتماعی سلامت» در نیمه دوم قرن بیستم بود. این رویکرد توجه را از خود بیماری به شرایطی که بیماری و سلامت در آنها شکل می‌گیرند منتقل کرد. در این نگاه، درآمد، مسکن، آموزش، شرایط کار، محیط فیزیکی و دسترسی به منابع، همگی بر فرصت افراد برای داشتن زندگی سالم اثر می‌گذارند. سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید می‌کند که کیفیت محل زندگی و شرایط محیطی از عوامل مهم تعیین‌کننده سلامت و نابرابری‌های سلامت هستند.

امروزه مفهوم ایمنی محیط زندگی دیگر به معنای صرفاً «نبود خطر» نیست. محیط مناسب باید امکان زندگی سالم و باکیفیت را نیز فراهم کند. به همین دلیل، دسترسی به فضای سبز، خدمات عمومی، حمل‌ونقل، آب و فاضلاب مناسب و محیط عاری از آلودگی نیز در سیاست‌های سلامت و شهرسازی اهمیت پیدا کرده‌اند.

ایمنی محیط زندگی و رفاه اجتماعی

ایمنی محیط زندگی مستقیماً با رفاه اجتماعی ارتباط دارد، زیرا رفاه فقط به درآمد یا برخورداری از خدمات درمانی محدود نمی‌شود. فردی که در محیطی پرخطر زندگی می‌کند، حتی اگر درآمد یا پوشش بیمه‌ای مناسبی داشته باشد، بخشی از امنیت و کیفیت زندگی خود را از دست می‌دهد. محیط ناامن می‌تواند هزینه‌های اقتصادی و اجتماعی نیز ایجاد کند: احتمال بیماری و آسیب را افزایش دهد، هزینه درمان را بالا ببرد، توانایی افراد برای کار و تحصیل را کاهش دهد و فشار روانی بیشتری ایجاد کند. در مقابل، بهبود محیط زندگی می‌تواند هم‌زمان به سلامت، کیفیت زندگی و کاهش برخی هزینه‌های اجتماعی کمک کند. سازمان جهانی بهداشت نیز بهبود شرایط مسکن و محیط زندگی را با کاهش بیماری، افزایش کیفیت زندگی و کاهش فقر مرتبط دانسته است.

از این منظر، ایمنی محیط زندگی بخشی از مسئولیت اجتماعی دولت‌ها و مدیریت شهری نیز محسوب می‌شود. بسیاری از خطرهای محیطی در کنترل مستقیم افراد نیستند؛ برای مثال، یک خانواده به‌تنهایی نمی‌تواند کیفیت آب شهری، ایمنی یک خیابان، وضعیت فاضلاب، استاندارد ساخت‌وساز یا آلودگی هوای منطقه را تعیین کند. بنابراین، برخورداری از محیط امن تا حد زیادی به کیفیت سیاست‌گذاری، مقررات، زیرساخت و نظارت عمومی وابسته است.

ایمنی محیط زندگی و نابرابری اجتماعی

ایمنی محیط زندگی برای همه گروه‌های اجتماعی به یک اندازه در دسترس نیست. گروه‌های کم‌درآمد معمولاً بیشتر در معرض مسکن نامناسب، مناطق آلوده یا پرخطر و دسترسی ضعیف‌تر به خدمات و زیرساخت‌ها قرار می‌گیرند. در نتیجه، خطرهای محیطی می‌توانند نابرابری‌های موجود در جامعه را تشدید کنند. این مسئله در مورد کودکان، سالمندان، افراد دارای معلولیت و کسانی که به دلیل بیماری یا شرایط اقتصادی زمان بیشتری را در خانه یا محله خود می‌گذرانند، اهمیت بیشتری دارد. سازمان جهانی بهداشت نیز تأکید می‌کند که گروه‌های اجتماعی محروم بیشتر در معرض محیط‌های نامناسب، مسکن ضعیف و مناطق دارای خطرهای طبیعی یا انسانی قرار می‌گیرند.

به همین دلیل، ایمنی محیط زندگی فقط مسئله‌ای فنی یا مهندسی نیست؛ با عدالت اجتماعی نیز ارتباط دارد. اگر یک شهر از نظر زیرساخت، فضای سبز، حمل‌ونقل، آب سالم و امنیت محیطی میان مناطق مختلف تفاوت زیادی داشته باشد، ساکنان آن نیز از فرصت‌های برابر برای زندگی سالم برخوردار نخواهند بود.

ایمنی محیط زندگی در جهان امروز

در جهان امروز، تفاوت میان محیط‌های زندگی از نظر ایمنی را می‌توان در کیفیت زیرساخت، امنیت فضاهای عمومی، دسترسی به خدمات، وضعیت محیط زیست و میزان آمادگی در برابر حوادث مشاهده کرد. برای مثال، در شاخص «شهرهای امن» واحد اطلاعات اکونومیست، کپنهاگ، تورنتو و سنگاپور در میان شهرهای دارای بالاترین سطح ایمنی قرار گرفته‌اند. این ارزیابی فقط میزان جرم و امنیت شخصی را نمی‌سنجد، بلکه امنیت زیرساختی، سلامت، امنیت محیط‌زیستی و امنیت دیجیتال را نیز در نظر می‌گیرد. کپنهاگ برای نمونه علاوه بر امنیت شخصی بالا، در حوزه زیرساخت و سازگاری با مخاطرات محیطی نیز عملکرد مناسبی داشته است. در سوی دیگر، شهرهایی مانند کراچی، قاهره و یانگون در بخش پایین‌تر این رتبه‌بندی قرار گرفته‌اند؛ وضعیتی که نشان می‌دهد ضعف زیرساخت، آسیب‌پذیری محیطی و مشکلات امنیتی می‌توانند هم‌زمان کیفیت زندگی شهروندان را تحت تأثیر قرار دهند.

در ایران نیز وضعیت شهرها یکسان نیست، داده‌های رسمی تبیین‌کننده همه ابعاد ایمنی محیط زندگی به تفکیک شهرهای ایران در دسترس نیست؛‌ در برخی ارزیابی‌های مربوط به کیفیت زندگی و امنیت شهری، شهرهایی مانند شیراز، یزد، تبریز، اصفهان و شهرکرد در میان شهرهایی قرار گرفته‌اند که از نظر آرامش، امنیت اجتماعی یا برخی زیرساخت‌های ایمن شهری وضعیت مطلوب‌تری دارند. برای نمونه، ارزیابی‌های موجود درباره شیراز بر امنیت نسبی، امکانات شهری و کیفیت محیط زندگی تأکید کرده‌اند و شهرهایی مانند یزد و تبریز نیز به دلیل نظم شهری، زیرساخت و شرایط اجتماعی مناسب‌تر در فهرست شهرهای مطلوب برای زندگی قرار گرفته‌اند. این توضیح گذار لزوما به معنی شاخص جامع و رسمی بررسی «ایمنی محیط زندگی» درباره چند شهر یاد شده نیست. در مجموع اقدام‌هایی مانند ارزیابی و بهسازی ساختمان‌های موجود، بهبود زیرساخت‌های شهری، افزایش آمادگی در برابر زلزله و سایر حوادث و کاهش آلودگی می‌تواند سطح واقعی ایمنی محیط زندگی را ارتقا دهد. در ایران نیز شورای عالی شهرسازی و معماری در سال ۱۴۰۳ دستور کار و راهنمای ارزیابی ایمنی و به‌سازی ساختمان‌های موجود را با هدف افزایش تاب‌آوری شهرها ابلاغ کرد؛ موضوعی که نشان می‌دهد ایمنی ساختمان و محیط شهری بخشی از سیاست رسمی مدیریت خطر و تاب‌آوری شهری محسوب می‌شود.

شهر یا محیط زندگی ایمن جایی است که ساختمان‌ها و زیرساخت‌های آن در برابر خطرهای قابل پیشگیری مقاوم‌ترند، خدمات ضروری و امدادی در دسترس‌اند، آب و هوا و محیط زیست کیفیت قابل قبولی دارند، خیابان‌ها و فضاهای عمومی برای گروه‌های مختلف قابل استفاده‌اند و شهر در برابر حوادثی مانند زلزله، سیل، گرمای شدید و سایر بحران‌ها آمادگی بیشتری دارد. از همین رو، ایمنی محیط زندگی را باید یکی از پایه‌های کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی دانست، نه صرفاً یکی از شاخص‌های امنیت انتظامی.

بازگشت به فهرست